استان آذربایجان شرقی یکی از استانهای ایران است که در منطقهٔ آذربایجان ایران واقع شده و در زمان حکومت پهلوی آذربایجان خاوری نامیده میشد. استان آذربایجان شرقی از سمت شمال به جمهوریهای آذربایجان ، ارمنستان و نخجوان ، از سمت غرب و جنوب غرب به استان آذربایجان غربی ، از سمت شرق به استان اردبیل و از سمت جنوب شرق به استان زنجان محدود شدهاست. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بروز ناآرامیها در کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه، نیروهای مردمی آذربایجان که بعدها «گروه شمشیر» نام گرفتند، برای مقابله با ناامنیها اعزام شدند. با آغاز جنگ ایران و عراق، مردم آذربایجان شرقی حضوری گسترده در جبههها داشتند؛ بهطوریکه تا تابستان ۱۳۶۷ بیش از ۶۰ هزار بسیجی آموزش دیده اعزام شدند و تیپ عاشورا که در سال ۱۳۶۰ تکمیل شده بود، در سال ۱۳۶۱ به لشکر ۳۱ عاشورا ارتقا یافت. نیروهای آذربایجانی در قالب یگانهای رزمی و پشتیبانی مختلف، از نخستین داوطلبان اعزامی به خوزستان بودند و در عملیاتهایی چون محاصره سوسنگرد، هویزه، فتحالمبین، بیتالمقدس، خیبر، بدر و مرصاد نقشآفرینی کردند. همزمان، شهر تبریز و مراکز نظامی، صنعتی و مسکونی آن بارها هدف بمباران هوایی عراق قرار گرفت و با وارد آمدن خسارات گسترده، صدها نفر شهید و بیخانمان شدند؛ از سال ۱۳۶۴ به بعد نیز شهرهایی مانند مراغه، آذرشهر و میانه، عمدتاً در مناطق مسکونی و آموزشی، هدف حملات قرار گرفتند و تلفات فراوانی بر جای ماند. ۱ - موقعیت جغرافیایی استان آذربایجان شرقی[ویرایش]استان آذربایجان شرقی از استانهای مهم، پرجمعیت و آباد ایران در شمالغرب کشور است که حدود ۲/۸۱ درصد از مساحت کشور را دربر میگیرد و از نظر وسعت رتبه دهم را دارد. اهمیت ژئوپولیتیکی و ژئواکونومیکی آن به دوران بازرگانی کهن و مسیر جاده ابریشم بازمیگردد و همواره محور ارتباط خاور دور با قلب آسیا بوده است. این استان در محل تلاقی رشتهکوههای البرز و زاگرس قرار دارد. از نظر حوضههای آبریز، رودخانههای ارس، سفیدرود قزلاوزن و حوضه دریاچه ارومیه پهنه استان را پوشش میدهند که بیشترین مساحت در محدوده دریاچه ارومیه است. استان عمدتاً کوهستانی است؛ بهطوریکه ۴۰ درصد آن کوهستان، ۲۸/۲ درصد تپهماهوری و ۳۱/۸ درصد دشتها و جلگههای میانکوهی است. از عوارض مهم کوهستانی آن میتوان به توده آتشفشانی سبلان در شرق، سهند در غرب و جنوبغرب، قرهداغ در شمال، تخت سلیمان و اربط در جنوب، بزقوش در جنوبشرق و قوشاداغ در شمالشرق اشاره کرد. آذربایجان شرقی از نظر طبیعی با استانهای همجوار، بهویژه استان اردبیل و استان آذربایجان غربی، اشتراکات فراوانی دارد. رود ارس شاهرگ حیاتی مشترک سه استان آذربایجان غربی، آذربایجان شرقی و اردبیل است. دریاچه ارومیه و حوضه آن با آذربایجان غربی و حوضه سفیدرود قزلاوزن با اردبیل و زنجان مشترک است. همچنین دامنههای سبلان میان آذربایجان شرقی و اردبیل و رشتهکوههای تخت سلیمان و اربط میان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی قرار دارند. این استان با ۲۳۵ کیلومتر مرز مشترک با جمهوریهای آذربایجان و ارمنستان، به دلیل اشتراکات گسترده با کشورهای همسایه، از مناطق مهم کشور در روابط خارجی بهشمار میرود. ۲ - اقلیم و آب و هوای استان[ویرایش]استان آذربایجان شرقی بهطور کلی دارای اقلیم سرد و نیمهخشک است، اما به دلیل تنوع توپوگرافی، از شرایط آبوهوایی متنوعی برخوردار است. این منطقه تحت تأثیر بادهای سرد شمالی و سیبری، جریانهای مرطوب دریای سیاه، مدیترانه و اقیانوس اطلس قرار دارد و همچنین بادهای محلی ناشی از کوهستانهای مرتفع و دریاچههای ارومیه و خزر به سوی دشتها و جلگهها میوزند. کوهستانی بودن و عرض جغرافیایی استان از عوامل اصلی برودت و سرمای غالب آن بهشمار میرود، در حالیکه کمارتفاعی برخی نواحی و اثرات تعدیلکننده بخار دریای خزر موجب اعتدال نسبی اقلیم در پارهای از مناطق شده است. این استان در تقسیمبندی اقلیمی، در زمره مناطق نیمهخشک قرار میگیرد و میانگین بارندگی سالانه آن بین ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیمتر است. همچنین، جریانهای مرطوب مدیترانهای از غرب و جنوبغرب و تودههای هوای سرد سیبری از شمال بر شرایط جوی آن اثرگذارند. ۳ - جمعیت و زبان[ویرایش]بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، جمعیت استان آذربایجان شرقی برابر با ۳,۷۲۴,۶۲۰ نفر بوده که حدود ۵ درصد از جمعیت کل کشور را شامل میشود. در همین سال، تبریز پرجمعیتترین و چاراویماق کمجمعیتترین شهر استان گزارش شدهاند. همچنین تعداد آبادیهای استان ۲,۷۳۱ مورد بوده که از این میان، ۲۰ آبادی خالی از سکنه بوده است. از نظر زبانی، مردم استان در گذشته به زبان آذری سخن میگفتند؛ زبانی با لهجههای گوناگون که همزمان با شکلگیری سلسله صفویه، بهتدریج جای خود را به زبان ترکی داد. رسمیت یافتن ترکی در دربار صفویه، نفوذ ترکان در ساختار قدرت و عوامل تاریخی دیگر، سبب گسترش این زبان در منطقه شد. با این حال، زبان آذری بهطور کامل از میان نرفت و عناصر واژگانی و معنایی آن در زبان کنونی آذربایجان باقی ماند. در زبان فعلی آذربایجان، واژههای آذری و فارسی فراوان است و اغلب نامهای مربوط به پیشهها، اصطلاحات کشاورزی، دامداری، خانهداری، اعلام جغرافیایی و اسامی مکانها ریشه ایرانی و فارسی دارند؛ بهگونهای که واژگان ترکی کمتر از ۳۰ درصد مجموع لغات این زبان را تشکیل میدهد. زبان کنونی آذربایجان با ترکی اصیل تفاوتهای قابلتوجهی دارد و برای ترکان و مردم آذربایجان بهطور کامل قابل فهم متقابل نیست؛ ازاینرو میتوان آن را «آذری جدید» یا «زبان کنونی آذربایجان» نامید. افزون بر این، در برخی روستاهای استان زبان تاتی نیز رایج است. ۴ - پیشینیه تاریخی آذربایجان[ویرایش]بر اساس یافتههای باستانشناسی، سرزمین آذربایجان و نواحی هموار آن در اوایل هزاره نخست پیش از میلاد محل سکونت سه گروه نژادی بود: نخست، اقوام بومی موسوم به «آسیانی»؛ دوم، مردمان سامینژاد که از هزاره دوم پیش از میلاد توسط آشوریان از سرزمینهای سوریه، فلسطین و بابل بهصورت اسیر و برده به منطقه آورده شدند و گروهی نیز برای تجارت و زندگی مهاجرت کردند؛ و سوم، اقوام آریایی بهویژه مادها که در نیمه نخست هزاره پیش از میلاد در این ناحیه مستقر شده و آن را «ماد کوچک» نامیدند. آذربایجان در دوران باستان بخشی از سرزمین ماد و سپس جزئی از امپراتوری هخامنشیان بود. در زمان حمله اسکندر مقدونی، والی ایرانی منطقه، آتورپات (آتوراتکان)، در سال ۳۲۸ پیش از میلاد اعلام استقلال کرد و «ماد کوچک» را حفظ نمود؛ نام او بعدها به صورت آذربایگان و آذربایجان درآمد. پس از آن، این سرزمین به تصرف اشکانیان و سپس ساسانیان درآمد و در دوره ساسانی، شهر شیز در جنوبشرقی دریاچه ارومیه ـ با معبدی معتبر ـ پایتخت منطقه بود. آذربایجان بین سالهای ۱۸ تا ۲۲ هجری قمری، در خلافت عمر بن خطاب، به دست مسلمانان فتح شد. قیام بابک خرم دین (۲۰۰ تا ۲۲۳ هجری قمری) نفوذ خلفای عباسی را تضعیف کرد. با ورود هولاکو خان مغول در سال ۶۵۴ هجری قمری، آذربایجان مرکز امپراتوری گستردهای شد. پس از فتح منطقه به دست شاه اسماعیل اول در سال ۹۰۷ هجری قمری، تبریز مدتی پایتخت ایران گردید. در سال ۱۱۷۵ هجری قمری، کریم خان زند آذربایجان را از خانهای محلی بازپس گرفت. با به سلطنت رسیدن فتحعلی شاه قاجار در سال ۱۲۱۲ هجری قمری و همزمان با آغاز تعرض روسیه تزاری، این ناحیه اهمیت و حساسیت بیشتری یافت. پس از مرگ او در سال ۱۲۵۰ هجری قمری، محمد میرزا ولیعهد شد و در تبریز اقامت گزید؛ ازاینرو تبریز ولیعهدنشین و دومین شهر سیاسی ایران شد. مردم آذربایجان در انقلاب مشروطیت، بهویژه در عزل محمدعلی شاه قاجار، نقشی مهم ایفا کردند. پس از رویدادهای شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی نیز، آذربایجان طبق توافق با دولت انگلیس به اشغال ارتش شوروی درآمد و سرانجام در سال ۱۳۲۵ خورشیدی تخلیه شد. ۵ - وجه تسمیه[ویرایش]درباره نامگذاری آذربایجان ـ که بیش از بیست قرن در آثار نویسندگان ایران و جهان آمده ـ دیدگاههای گوناگونی از افسانه تا واقعیت مطرح شده است. برخی با استناد به روایات توراتی، آن را برگرفته از نام «آذرباد بن ایران بن اسود بن سام بن نوح» میدانند. گروهی دیگر «آذر» را همان «آتر» پهلوی به معنای آتش و «بایگان» را به معنای نگهدارنده دانسته و آذربایجان را بهصورت مجازی «جایگاه آتش» یا «آتشکده» تفسیر میکنند و این برداشت را با وجود آتشکدههای فراوان منطقه مرتبط میدانند. استرابون جغرافى نگار مشهور يونانى مى نويسد: «چون اسكندر مقدونى بر ايران دست يافت، سردارى به نام آتورپات در آذربايگان برخاست و نگذاشت آن سرزمين كه به نام ماد كوچك معروف بود به دست يونانيان بيفتد». از آن پس سرزمين مزبور به نام او، آتورپاتكان خوانده شد. این واژه از «آتور/آذر»، «پات» و «کان» مشتق شده و به معنای سرزمین یا شهر آذرباد است. دولت ماد کوچک سالها برقرار ماند و بازماندگان آتورپات فرمانروایی کردند. بهتدریج «آتورپاتکان» به «آذرپاذکان» و سپس، به دلیل تبدیل حرف «ذ» پس از الف به «ی» در زبان مادها، به «آذرپایگان» و سرانجام به «آذربایجان» تغییر یافت. در منابع کهن و جدید، صورتهای متعددی از این نام ثبت شده است؛ از جمله: آتورپاتکان، آذرپاذکان، آذرپایگان، آتروپاتنه، آذُرباذگان، آترُپاتکان، آترُپایکان، آذربایگان، آدربایگانن، آذربایاقان، آذرباداقان، آذربادکان، آذربیجان، آذرآبادگان، آذرپیکان، آدربایگان، آدربایجان، آدربیجان، آذرپادگان، آذربادجان و آذربایجان. از نظر طبیعی، آذربایجان یک واحد جغرافیایی مشخص بهشمار میرود، اما از دیدگاه سیاسی امروزه به دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شده است. ۶ - جاذبه های تاریخی و طبیعی استان آذربایجان شرقی[ویرایش]جاذبه های تاریخی استان آذربایجان شرقی عبارتند از: تپه باستانی دوزده باغیر شهر زرنق با قدمت ۶۵۰۰ ساله، آرامگاه شیخ شهاب الدین اهری، آرامگاه شیخ محمود شبستری، روستای تاریخی مجارشین، رصدخانه مراغه، ارگ تبریز، مقبرةالشعرای تبریز، بازار اهر، بازار تبریز، بازار بزرگ میانه، مسجدجامع سراب، کتیبه رازلیق سراب، کوه بزقوش سراب، موزه مردم شناسی عشایر سراب، کاروانسراهای تیکمه داش بستان آباد، پل آجی چای تبریز، پل خداآفرین کلیبر، پل دختر میانه، پل میانه، تپه طاحونه )دیرمان تپه سی( در بستان آباد، تپه اژدهاداشی اهر، تپه امام چای سراب، تپه عجب شیر، تپه قر هتپه تبریز، تپه قر هتپه شبستر، تپه قلعه جوق سراب، تپه کو لتپه مرند، تپه مصلی آذرشهر، حمام کردشت جلفا، گورستان های آبادی های دیزناب و امین آباد در بستان آباد، خانه کوزه کنانی )مشروطه( تبریز، خانه های قدکی، بهنام، گنجه ای زاده )دانشکده معماری( تبریز، خانه امیر نظام )موزه قاجار( تبریز، خانه کمپانی تبریز، خانه مجتهدی تبریز، خانه ثقةالاسام تبریز، خانه علوی )موزه زنده سفال( تبریز، روستای اشتبین جلفا، روستای کندوان اسکو، سن گنبشه رازلیق سراب، سن گنبشه سغندل ورزقان، سن گنبشه نشتبان سراب، کاروانسرای گویجه بل جاده اهر تبریز، کاروانسراهای شبلی در بستان آباد، عمارت ایل گلی تبریز، عمارت ربع رشیدی تبریز، برج خلعت پوشان تبریز، برج آتش نشانی تبریز، غار قدمگاه آذرشهر، قلعه آق گنبد جزیره اسلامی، قلعه آوارسین کلیبر، قلعه و روستای مردانقم، قلعه سی سراب، قلعه بابک کلیبر، قلعه پشتاب اهر، قلعه جوشین ورزقان، قلعه سن سارود مرند، قلعه ضحاک شهرستان هشترود، قلعه قهقهه اهر، قلعه شیور داغ، قلعه قیز قالاسی میانه، قلعه نجفقلی خان میانه، قلعه قیزلار قالاسی مراغه، قلعه کردشت جلفا، قلعه نوردوز اهر، کاخ شهرداری تبریز، کلیسای سرکیس مقدس تبریز، کلیسای سن استپانوس جلفا، کلیسای شوغات تبریز، کلیسای مریم مقدس تبریز، کلیسای موجومبار مرند، كلیسای هُوانس مقدس، گنبد سرخ مراغه، گنبد غفاریه مراغه، گنبد کبود مراغه، گنبد گوی برج مراغه، گنبد مدور مراغه، گورستان پینه شلوار تبریز، مسجد روستای جانبهان در بستان آباد، مسجد سنگی ترک در میانه، مسجدجامع اهر، مسجدجامع تبریز، مسجدجامع زرنق، مسجدجامع تسوج، مسجدجامع میانه، مسجدجامع مراغه، مسجدجامع مرند، مسجد عینالی تبریز، مسجد کبود تبریز، مسجد میل لی تبریز، مسجد شهداء تبریز، مسجد استاد شاگرد تبریز، مسجد میدان بناب، منطقه قوبول دره سی اهر، موزه آذربایجان تبریز، موزه ارامنه تبریز، سی و هشت استان آذربایجان شرقی موزه حیات وحش تبریز، موزه سنجش تبریز، موزه عصرآهن تبریز، موزه قرآن و کتابت تبریز، موزه محرم )خانه صحتی( تبریز، موزه باستان شناسی میانه، موزه مراغه، موزه مردم شناسی بناب، مسجد جامع مهرآباد بناب، مسجد اسماعیل بیگ بناب، روستای تاریخی صور بناب، حمام نوبر تبریز، حمام تاریخی مهرآباد بناب، پل پنج چشمه بناب، قلعه دختر بناب، حمام تاریخی حاج فتح الله )حاجی بدلی( بناب و راسته بازار بناب. مهم ترین جاذبه های طبیعی این استان عبارتند از: تالاب قوری گل بستان آباد، آبگرم بستان آباد، دره شاهیوردی بستان آباد در دامنه کوه جام سهند، آبشار آسیا بخرابه جلفا، آبشار سرکنددیزج شبستر، آبشار عیش آباد مرند، آبگرم قلعه کندی کلیبر، آبگرم کلیبر، آبگرم ممان میانه، پناهگاه حیات وحش کیامکی، تالاب قر هقشون، تالاب زرنق، جزیره آرزو، جزیره اسپیر، جزیره اسلامی، جزیره اشک، جزیره کبودان، تالاب آلمالو گلی بستان آباد، جنگل های ارسباران، کوه حیدربابا در بستان آباد، مسجد جامع مرند، چشمه آبرس سراب، چشمه آبگرم سراب، پیست اسکی سهند تبریز، پیست اسکی پیام مرند، روستای پلکانی زنوزق مرند )ماسوله آذربایجان(، چشمه الله حق سراب، چشمه تاپ تاپان آذرشهر، چشمه سیدلر میانه، چشمه صوفیان شبستر، چشمه کندوان اسکو، چشمه گشایش مراغه، چشمه شورسوی چایباغی مراغه، دره پیغام کلیبر، دره سعیدآباد بستان آباد، دره گشایش مراغه، دره لیقوان تبریز، غار اسکندر بستان آباد، غار آق بلاغ بستان آباد، کاروانسرا عباسی مرند، غار دوگیجان مرند، غار کبوتر مراغه، پل پنج چشم بناب، مراتع سرسبز روستای صور بناب، قلعه ماندگار مرند ۷ - نقش آذربایجان شرقی در دوران دفاع مقدس[ویرایش]پس از پیروزی انقلاب اسلامی و هجوم گروههای معارض به شهرها و روستاهای استانهای کردستان، آذربایجان غربی و کرمانشاه، نیروهای مردمی آذربایجان با سلاحهای سرد و سبک راهی کردستان شدند که بعدها به «گروه شمشیر» شهرت یافتند. در سال ۱۳۵۹ و پیش از آغاز جنگ تحمیلی نیز نیروهای سپاه پاسداران از مراغه و تبریز برای مقابله با ناامنیها به کردستان اعزام شدند. با شروع جنگ عراق با ایران ، مردم آذربایجان همچون سایر ایرانیان برای دفاع از تمامیت ارضی و پاسداری از دستاوردهای انقلاب اسلامی راهی جبههها شدند. بنا بر گزارشهای بسیج سپاه پنجم عاشورا، تا تابستان ۱۳۶۷ بیش از ۶۰ هزار بسیجی در مراکز آموزشی آذربایجان آموزش دیده و اعزام شدند. پس از تکمیل تیپ عاشورا در اواخر ۱۳۶۰، نیروهای آذربایجانی در این یگان سازماندهی شدند و با حضور گسترده بسیجیان آذری در سال ۱۳۶۱ در جبهه جنوب، این تیپ به لشکر ۳۱ عاشورا ارتقا یافت. در طول هشت سال دفاع مقدس، یگانهای رزمی و پشتیبانی دیگری نیز با حضور نیروهای آذربایجانی شکل گرفت که برخی وابسته به لشکر عاشورا و برخی مستقل بودند. افزون بر این، پاسداران و بسیجیان متخصص در قرارگاهها و یگانهای تخصصی سپاه مسئولیتهای رزمی و پشتیبانی را بر عهده داشتند. نیروهای آذربایجانی از نخستین داوطلبان اعزامی به خوزستان بودند و همچنان مردم سوسنگرد یاد و محبت آنان را گرامی میدارند. رزمندگان آذربایجان در عملیاتهای متعددی حضور داشتند، از جمله: محاصره سوسنگرد، هویزه، امام مهدی، طراحان (رمضان)، شهید مدنی، ثامنالائمه، طریقالقدس، مطلعالفجر، محمد رسولالله، فتحالمبین، بیتالمقدس، رمضان، مسلمبنعقیل، والفجر مقدماتی، خیبر، بدر، یا صاحبالزمان، نصر و مرصاد. ۸ - تأثیرات جنگ بر ساکنان استان آذربایجان شرقی[ویرایش]از روزهای نخستین تجاوز رژیم بعثی عراق به میهن اسلامی تا پایان جنگ، مناطق نظامی، مراکز صنعتی و حیاتی و بخش های مسکونی و آموزشی تبریز، به طور متناوب توسط هواپیماهای عراقی بمباران شدند. در اثر این حملات، علاوه بر خسارت های هنگفت مالی، صدها نفر از مردم شهر به شهادت رسیده و بی خانمان گردیدند. هنوز هم خاطرات تلخ انفجار بمب ها و راکت های هواپیماهای عراقی در آسایشگاه پایگاه هوایی، پالایشگاه، نیروگاه، شهرک امام خمینی و محله های مارالان، یوسف آباد، بیمارستان امام خمینی و دانشگاه تبریز فراموش نشده است. از سال ۱۳۶۴ به بعد شهرهای دیگر آذربایجان از جمله مراغه، آذرشهر، میانه و... نیز مورد هجوم هواپیمایی عراقی قرار گرفتند که در این حملات جنگنده های دشمن غالبا مناطق مسکونی و مدارس را هدف گرفته و صدها نفر مرد و زن و کودک بر اثر امواج یا ریزش آوار به شهادت رسیده اند. ردههای این صفحه : استان های ایران | شهدای استان آذربایجان شرقی | شهدای خلبان استان آذربایجان شرقی | شهدای روحانی استان آذربایجان شرقی | شهدای مدافع حرم استان آذربایجان شرقی | شهرستانهای استان آذربایجان شرقی
|
||||||||||||||||||||||
