• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

عمر بن خطاب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



عمر بن خطاب از چهره‌های مهم صدر اسلام و از عوامل اصلی تحولات سیاسی پس از رحلت پیامبر اسلام به شمار می‌رود. بررسی تاریخ اسلام در سده نخست، بدون توجه به نقش او در ساختار قدرت و شکل‌گیری نظام خلافت امکان‌پذیر نیست. او دومین خلیفه پس از پیامبر در نظام خلافت مورد پذیرش اهل سنت بود و در دوره حکومتش، قلمرو حکومت اسلامی از شبه‌جزیره عربستان فراتر رفت و بخش‌های گسترده‌ای از منطقه تحت کنترل مسلمانان درآمد. در این دوره، ساختارهای اداری، مالی و نظامی حکومت توسعه یافت و پایه‌های یک دولت گسترده‌تر شکل گرفت. در نگاه شیعه، در کنار توجه به نقش مدیریتی و سیاسی او، مسئله اصلی به جایگاه او در واقعه سقیفه و موضوع جانشینی پیامبر بازمی‌گردد؛ موضوعی که از نقاط اختلافی مهم در تاریخ اسلام است. همچنین برخی تصمیم‌های سیاسی و فقهی دوران خلافت او نیز محل بحث و نقد در منابع شیعی قرار گرفته است. در مجموع، عمر بن خطاب شخصیتی اثرگذار در شکل‌گیری ساختار قدرت در تاریخ آغازین اسلام است و مطالعه دوره او برای فهم روند دولت‌سازی و تحولات سیاسی پس از پیامبر اهمیت دارد، هرچند تفسیر جایگاه و مشروعیت سیاسی او میان مکاتب مختلف اسلامی متفاوت است.


۱ - تولد.خانواده، نسب و تبار

[ویرایش]

عمر بن خطاب از تیرهٔ بنی‌عدی، یکی از شاخه‌های قریش، بود. این شاخه هرچند از نظر قدرت قبیله‌ای با برخی تیره‌های بزرگ‌تر قریش، مانند بنی‌هاشم و بنی‌امیه، برابری نمی‌کرد، اما در ساختار اجتماعی و سیاسی مکه جایگاهی شناخته‌شده داشت. در منابع اسلامی، کنیهٔ او غالباً ابوحفص ذکر شده است و لقب فاروق نیز در بسیاری از منابع اهل سنت برای او به کار رفته است. مادر او حنتمه بنت هاشم بن مغیره بود که از خاندان بنی‌مخزوم به شمار می‌آمد. بدین ترتیب، عمر بن خطاب از سوی مادری با یکی از خاندان‌های بانفوذ قریش پیوند خویشاوندی داشت؛ پیوندهایی که در جامعهٔ قبیله‌ای مکه از اهمیت قابل توجهی برخوردار بود و در تعیین موقعیت اجتماعی افراد نقش داشت. دربارهٔ سال دقیق تولد عمر بن خطاب اتفاق‌نظر قطعی در منابع تاریخی وجود ندارد. گزارش‌ها دربارهٔ سن او هنگام وفات متفاوت است؛ برخی منابع سن او را شصت‌وسه سال، برخی شصت سال و برخی اندکی کمتر یا بیشتر دانسته‌اند. بر پایهٔ این گزارش‌ها، تاریخ تولد او معمولاً در حدود سیزده سال پس از عام‌الفیل برآورد می‌شود. اختلاف در چنین جزئیاتی دربارهٔ شخصیت‌های صدر اسلام امری رایج است؛ زیرا بخش قابل توجهی از منابع مربوط به دورهٔ پیش از بعثت، با فاصلهٔ زمانی نسبتاً زیادی از رویدادها تدوین شده‌اند.

۲ - محیط اجتماعی مکه و شخصیت او

[ویرایش]

شهر مکه، افزون بر اهمیت مذهبی، یکی از مراکز اصلی تجارت و رقابت‌های قبیله‌ای در حجاز بود و قریش به‌واسطه سرپرستی کعبه و کنترل مسیرهای بازرگانی، جایگاهی ممتاز داشت. جامعه مکه بر پایه ساختار قبیله‌ای شکل گرفته بود و عواملی چون نسب، پیوندهای خویشاوندی، حمایت از قبیله و توان دفاع از منافع جمعی، از مهم‌ترین معیارهای منزلت اجتماعی به شمار می‌رفت. در چنین محیطی، عمر بن خطاب با خواندن و نوشتن آشنا بود و بنا بر برخی گزارش‌ها، به تجارت نیز اشتغال داشت. هرچند جزئیات زندگی او در این دوره روشن نیست، به نظر می‌رسد پیش از اسلام در میان قریش فردی شناخته‌شده و دارای جایگاهی اجتماعی بوده است. منابع تاریخی و روایی، عمر بن خطاب را در دوران پیش از اسلام شخصیتی نیرومند، صریح، قاطع و در بسیاری از گزارش‌ها تندخو توصیف کرده‌اند. اگرچه شدت و نحوه توصیف این ویژگی‌ها در منابع مختلف متفاوت است، اما اصل این ویژگی های در اغلب روایت‌ها مشترک است. در توصیف شخصیت او واژه‌هایی همچون سخت‌گیری، شدت و هیبت به کار رفته است. هرچند برخی از این توصیف‌ها ممکن است متأثر از گرایش‌های ستایش‌آمیز یا انتقادی دوره‌های بعد باشند

۳ - مخالفت با دعوت اسلامی

[ویرایش]

ظهور دعوت پیامبر اسلام در مکه، تنها یک تحول دینی نبود، بلکه چالشی برای ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی موجود به شمار می‌رفت. در چنین شرایطی، بسیاری از سران و شخصیت‌های قریش با این دعوت مخالفت کردند و عمر نیز در آغاز در شمار مخالفان اسلام قرار داشت. در منابع اسلامی، او از جمله افرادی معرفی شده است که گسترش اسلام را تهدیدی برای نظم سنتی مکه می‌دانست. هرچند جزئیات رفتار او در این دوره در منابع مختلف متفاوت است، اما اصل مخالفت اولیه وی با اسلام، در سنت تاریخی اسلامی مورد اتفاق قرار دارد.

۴ - اسلام آوردن

[ویرایش]

اسلام آوردن عمر بن خطاب از مشهورترین رخدادهای زندگانی اوست و در منابع اسلامی با تفصیل فراوان نقل شده است. مشهورترین روایت بیان می‌کند که او در آغاز با قصد رویارویی و قتل با پیامبر اسلام از خانه خارج شد، اما در میانه راه از مسلمان شدن خواهرش فاطمه بنت خطاب و شوهر او سعید بن زید آگاه گردید. بر پایه این روایت، عمر به خانه آنان رفت و پس از مشاجره‌ای که میان آنان رخ داد، نوشته‌ای از قرآن را مشاهده کرد. گفته می‌شود که این نوشته شامل آیاتی از سوره طه بود. مطالعه این آیات تأثیر عمیقی بر او گذاشت و در نهایت موجب شد نزد پیامبر اسلام برود و اسلام بیاورد. از منظر پژوهش تاریخی، میان اصل اسلام آوردن عمر و جزئیات روایت‌های مربوط به آن تفاوت گذاشته می‌شود. اصل پیوستن او به اسلام از مسلمات تاریخ اسلامی است، اما درباره برخی جزئیات نقل‌شده، از جمله ترتیب دقیق رخدادها و گفت‌وگوهای گزارش‌شده، دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد. اسلام آوردن عمر در سال‌های میانی دعوت مکی رخ داد؛ زمانی که مسلمانان همچنان در اقلیت قرار داشتند و با فشارهای قریش مواجه بودند. اسلام آوردن، نقطه آغاز مرحله‌ای تازه در زندگی او بود؛ مرحله‌ای که در آن از یک مخالف دعوت اسلامی به یک فعال‌ جامعه مسلمانان تبدیل شد

۵ - عمر بن خطاب در دوران پیامبر اسلام

[ویرایش]

با هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه، جامعه اسلامی وارد مرحله‌ای تازه شد و از یک جماعت تحت فشار به واحدی سیاسی و اجتماعی تبدیل گردید. درباره چگونگی هجرت او گزارش‌های متفاوتی وجود دارد. با ورود به مدینه، عمر در کنار دیگر مهاجران در شکل‌گیری جامعه جدید اسلامی مشارکت کرد و به تدریج به یکی از چهره‌های شناخته‌شده در میان اصحاب پیامبر تبدیل شد. عمر در غزوات دوره پیامبر حضور داشت. او در غزوه بدر در سال دوم هجری، غزوه احد در سال سوم هجری، غزوه خندق در سال پنجم هجری، صلح حدیبیه در سال ششم هجری، فتح خیبر در سال هفتم هجری و دیگر رخدادهای مهم عصر نبوی حضور داشت. البته در مورادی از گزارشات تاریخی یا روایی که به فرار عده ای از مسلمانان در پاره ای از این نبردها پرداخته شده، از عمر نیز به عنوان یکی از این افراد نام برده شده است. به عنوان نمونه فخر رازی در خصوص فرار او از جنگ احد می نویسد: از فراریان صحنه جنگ، عمر بود؛ البته جزء نخستین فراریان نبود، بالاى کوه ماند تا پیامبر هم به آن‌ها پیوست.

۶ - صلح حدیبیه

[ویرایش]

در ماجرای صلح حدیبیه، نام عمر بن خطاب در دو موضع برجسته دیده می‌شود: نخست، هنگامی که پیامبر قصد داشت فرستاده‌ای را برای گفت‌وگو با قریش به مکه بفرستد، اما عمر در جواب پیامبر گفت: «یا رسول الله! همانا قریش به‌ شدت با من دشمن هستند و اگر به من دست یابد، مرا خواهند کشت». پیامبر بعد از شنیدن این سخنان از فرستادن او منصرف شده و عثمان را فرستاد. دوم، پس از آنکه مذاکرات به پایان رسید و تنها نگارش متن پیمان باقی مانده بود، عمر نسبت به مفاد صلح اعتراض کرد. بلند شد و پیش پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم آمد و گفت: مگر تو پیامبر خدا نیستی؟! پیامبر: آری؛ هستم! عمر: مگر ما مسلمان نیستیم؟! پیامبر: آری! عمر: مگر آنها مشرک نیستند؟! پیامبر: آری! عمر: پس چرا در کار دین خویش خوار و کوچک شویم؟! پیامبر: من بنده و فرستاده خدایم و خلاف فرمان وی عمل نمی‌کنم، او نیز مرا وا نخواهد گذاشت. سپس همین گفتار را خطاب به ابوبکر گفت و او نیز در جواب گفت: ‌ای عمر! مطیع وی باش؛ من شهادت می‌دهم که او پیامبر خدا است‌». این واکنش عمر نشان می‌دهد که صلح حدیبیه برای برخی از اصحاب، از جمله او، از دشوارترین لحظات فهم سیاسیِ تصمیم‌های پیامبر بود.

۷ - حادثه قلم و دوات

[ویرایش]

در واپسین روزهای حیات پیامبر اسلام، واقعه‌ای رخ داد که در منابع حدیثی و تاریخی با عنوان «حادثه قلم و دوات» یا «حدیث کتف» شناخته می‌شود و از حساس‌ترین رخدادهای صدر اسلام به شمار می‌آید. بنابر گزارش‌های مشهور، پیامبر در بستر بیماری از حاضران خواست تا برای او نوشت‌افزار بیاورند تا مطلبی بنویسد که امت پس از او گمراه نشود؛ اما عمر بن خطاب با این درخواست مخالفت کرد و گفت: «حسبنا کتاب الله»؛ یعنی کتاب خدا ما را بس است. در برخی نقل‌ها نیز عباراتی تندتر به او نسبت داده شده. پس از بالا گرفتن نزاع و گفت‌وگوی حاضران، پیامبر از آنان خواست که مجلس را ترک کنند و بدین‌ترتیب آن نوشته تنظیم نشد. اهمیت این رخداد در آن است که بعدها به یکی از اصلی‌ترین نقاط اختلاف تفسیری میان مسلمانان تبدیل شد (در نگاه شیعی، این ماجرا غالباً به جلوگیری از ثبت وصیتی مهم، به‌ویژه درباره جانشینی علی بن ابی‌طالب، تفسیر شده است). با این همه، آنچه از نظر تاریخی مسلم است، وقوع اختلاف در حضور پیامبر در واپسین روزهای عمر ایشان و محروم ماندن امت از نوشته‌ای است که خود آن حضرت آن را مانع گمراهی آینده معرفی کرده بود.

۸ - سقیفه بنی ساعده و ماجرای جانشینی

[ویرایش]

پس از درگذشت پیامبر اسلام، در حالی که علی بن ابی‌طالب، بنی‌هاشم و شماری از نزدیکان پیامبر به تجهیز و تدفین او مشغول بودند، گروهی از انصار در سقیفه بنی‌ساعده گرد آمدند تا درباره رهبری سیاسی جامعه اسلامی تصمیم‌گیری کنند. با آگاهی از این گردهمایی، عمر بن خطاب، ابوبکر و ابوعبیده جراح به سقیفه رفتند و در گفت‌وگوهای میان مهاجران و انصار مشارکت کردند. در این مذاکرات، انصار بر نقش خود در حمایت از پیامبر و جامعه نوپای اسلامی تأکید داشتند، در حالی که مهاجران با تکیه بر انتساب قریش به پیامبر و جایگاه سیاسی آنان، خلافت را شایسته خود می‌دانستند. در این میان، عمر بن خطاب نقشی مهم در پیشبرد بیعت با ابوبکر داشت؛ او با مخالفت با پیشنهاد تقسیم قدرت میان مهاجران و انصار، از برتری سیاسی قریش دفاع کرد و با بیعت با ابوبکر، زمینه پذیرش او را از سوی حاضران فراهم ساخت. این رخداد از همان آغاز با مخالفت‌هایی نیز روبه‌رو شد. بنابر گزارش‌های تاریخی، علی بن ابی‌طالب، فاطمه دختر پیامبر، عباس بن عبدالمطلب و شماری از صحابه از جمله سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد و زبیر نسبت به شیوه شکل‌گیری این بیعت اعتراض داشتند. در تفسیر شیعی از این واقعه، سقیفه در تعارض با تصریحات و اشارات پیامبر درباره جایگاه و جانشینی علی بن ابی‌طالب، به‌ویژه در واقعه غدیر خم، ارزیابی می‌شود و از این‌رو نقطه آغاز انحراف از مسیر تعیین‌شده از سوی پیامبر دانسته می‌شود. در مقابل، در منابع اهل‌سنت، سقیفه عموماً به‌عنوان فرایندی سیاسی برای جلوگیری از خلأ قدرت و تثبیت رهبری جامعه اسلامی تفسیر شده است. به همین سبب، واقعه سقیفه یکی از مناقشه‌برانگیزترین حوادث آغازین تاریخ اسلام به‌شمار می‌رود که در شکل‌گیری دو قرائت اصلی از مسئله جانشینی پیامبر، یعنی تشیع و تسنن، نقشی بنیادین داشته است.

۹ - بیعت علی علیه السلام و ماجرای خانه فاطمه زهرا

[ویرایش]

پس از پایان نشست سقیفه و آغاز بیعت عمومی با ابوبکر، همه شخصیت‌های برجسته مدینه بلافاصله با نتیجه آن همراه نشدند. علی بن ابی‌طالب، عباس بن عبدالمطلب و شماری از بنی‌هاشم و اصحاب نزدیک پیامبر در آن زمان مشغول تجهیز و مراسم تدفین پیامبر بودند و در نشست سقیفه حضور نداشتند. در همین دوره، گروهی از شخصیت‌های مسلمان در خانه فاطمه زهرا گرد آمدند. اصل این گردهمایی در منابع مختلف تاریخی گزارش شده است، هرچند درباره اهداف، تعداد حاضران و جزئیات آن اختلاف نظر وجود دارد.

۹.۱ - گزارش‌های مربوط به خانه فاطمه زهرا


در برخی منابع تاریخی گزارش شده است که عمر بن خطاب به همراه گروهی برای دعوت حاضران به بیعت با ابوبکر به سوی خانه علی بن ابی‌طالب رفت. در بخشی از این گزارش‌ها از تهدید به آتش زدن خانه اهل بیت پیامبر سخن گفته شده است. در سنت شیعی، این واقعه با تفصیل بیشتری نقل شده و شامل گزارش‌هایی درباره ورود به خانه، درگیری و آسیب دیدن فاطمه زهرا است. این روایت‌ها یکی از مهم‌ترین محورهای نقد تاریخی و اعتقادی نسبت به عمر بن خطاب را تشکیل می‌دهند. علی بن ابی‌طالب در نهایت با ابوبکر بیعت کرد، هرچند درباره زمان دقیق این بیعت گزارش‌های متفاوتی وجود دارد.

۱۰ - نقش عمر در دوران خلافت ابوبکر

[ویرایش]

پس از استقرار خلافت ابوبکر، عمر بن خطاب به مهم‌ترین مشاور و نزدیک‌ترین همکار سیاسی او تبدیل شد. بسیاری از تصمیم‌های کلان حکومت در این دوره با مشارکت مستقیم عمر اتخاذ می‌شد. او در مدیریت بحران‌های ناشی از ارتداد برخی قبایل عرب، جنگ‌های ردّه و سازمان‌دهی نخستین فتوحات نقش فعالی ایفا کرد. نزدیکی سیاسی و فکری عمر و ابوبکر، نقش مهمی در شکل‌گیری الگوی اولیه خلافت اسلامی داشت؛ الگویی که بعدها در دوره زمامداری خود عمر نیز ادامه یافت. خلافت عمر بن خطاب برخلاف خلافت ابوبکر، که در شرایط بحرانی پس از رحلت پیامبر اسلام و در جریان نشست سقیفه شکل گرفته بود، از طریق تعیین مستقیم جانشین توسط خلیفه پیشین تحقق یافت. ابوبکر در واپسین ماه‌های زندگی خود، با توجه به گسترش قلمرو اسلامی و نگرانی از بروز اختلاف‌های جدید، تصمیم گرفت جانشین خود را پیش از مرگ معرفی کند. او در این زمینه با شماری از اصحاب برجسته مشورت کرد و در نهایت عمر بن خطاب را به عنوان جانشین خود برگزید.

۱۱ - آغاز خلافت

[ویرایش]

در سال ۱۳ هجری قمری، پس از درگذشت ابوبکر، عمر بن خطاب به عنوان دومین خلیفه مسلمانان زمام امور را در دست گرفت. در زمان او قلمرو اسلامی به سرعت گسترش یافت و اداره این قلمرو گسترده مستلزم ایجاد نهادها و ساختارهای جدید بود. اگرچه مرکز حکومت همچنان در مدینه قرار داشت، اما دامنه اختیارات خلافت به سرزمین‌هایی بسیار فراتر از حجاز گسترش یافته بود. او برای اداره سرزمین‌های مختلف، والیان، فرمانداران، قاضیان و مأموران مالی متعددی منصوب کرد و تلاش نمود از طریق نظارت مستمر، آنان را تحت کنترل حکومت مرکزی نگه دارد. ساختار تصمیم‌گیری حکومت او به گونه‌ای بود که اختیار نهایی در دست شخص خلیفه باقی می‌ماند.

۱۲ - تقویم هجری قمری

[ویرایش]

در دوران خلافت عمر، نیاز به ثبت منظم اسناد و مکاتبات دولتی افزایش یافت. به همین دلیل، مسئله تعیین مبدأ رسمی تاریخ مطرح شد. بر اساس گزارش‌های مشهور، پس از مشورت با اصحاب، هجرت پیامبر اسلام از مکه به مدینه به عنوان مبدأ تقویم اسلامی انتخاب گردید. این تقویم که بعدها به تقویم هجری شهرت یافت، به تدریج در سراسر جهان اسلام رواج پیدا کرد.

۱۳ - فتوحات بزرگ در دوران خلافت عمر

[ویرایش]

در دوران خلافت عمر، گسترده‌ترین فتوحات در تاریخ آغازین اسلام رخ داد و مسلمانان توانستند بخش‌های وسیعی از قلمرو دو قدرت بزرگ زمان، یعنی امپراتوری بیزانس و ساسانی را تصرف کنند. پیروزی در نبرد یرموک موجب تثبیت حضور مسلمانان در شام و فتح بیت‌المقدس شد، در حالی که در جبهه شرقی، پیروزی در نبرد قادسیه، سقوط مدائن و سپس نبرد نهاوند به فروپاشی قدرت ساسانیان و گسترش نفوذ مسلمانان در ایران انجامید. همچنین با فتح مصر به فرماندهی عمرو بن عاص، یکی از مهم‌ترین ایالات بیزانس به دست مسلمانان افتاد. این فتوحات علاوه بر گسترش مرزهای سیاسی، پیامدهای عمیق فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی داشت و دولت اسلامی را از یک حکومت محلی عربی به قدرتی فرامنطقه‌ای و در حال تبدیل شدن به یک امپراتوری بدل کرد.

۱۴ - دیدگاه‌های فقهی و اجتهادات

[ویرایش]

در منابع اهل‌سنت (از جمله صحیح مسلم) نقل شده است که عمر بن خطاب بر منبر گفت: «متعتان کانتا على عهد رسول الله وأنا أنهى عنهما وأعاقب عليهما» دو متعه در زمان رسول خدا وجود داشت که من از آن دو نهی می‌کنم و بر آن مجازات می‌نمایم. مقصود از این دو، متعه نساء (ازدواج موقت) و متعه حج (حج تمتع) بود. در صحیح بخاری آمده است که عمر در ماه رمضان دید مردم پراکنده نماز نافله شب را جداگانه می‌خوانند. او پیشنهاد کرد که پشت سر یک امام (ابیّ بن کعب) جمع شوند. پس از مشاهده نظم جدید گفت: «نِعْمَتِ البدعة هذه». در برخی منابع تاریخی و حدیثی آمده است که جمله «حیّ علی خیر العمل» که در برخی نقل‌ها جزو اذان صدر اسلام شمرده شده، در دوره عمر کنار گذاشته شد؛ در مقابل، عبارت «الصلاة خیر من النوم» در اذان صبح افزوده شد. این مجموعه تصمیم‌ها در منابع تاریخی به‌عنوان نمونه‌های بارز اجتهاد حکومتی عمر شناخته می‌شود.

۱۵ - رابطه با علی بن ابی طالب

[ویرایش]

رابطه عمر بن خطاب با علی بن ابی‌طالب از پیچیده‌ترین روابط سیاسی دوران نخست اسلام به شمار می‌رود. از یک سو، اختلاف آنان درباره مسئله جانشینی پیامبر و رخدادهای پس از رحلت پیامبر از مهم‌ترین مباحث تاریخ اسلام است. از سوی دیگر، منابع تاریخی حاکی از آن است که عمر در بسیاری از مسائل قضایی، حقوقی و سیاسی از دانش و مشورت علی بهره می‌برد. گزارش‌هایی در منابع مختلف وجود دارد که نشان می‌دهد وی در مسائل دشوار فقهی و قضایی به علی مراجعه می‌کرد. جمله مشهور «لولا علی لهلک عمر» در همین چارچوب در منابع اسلامی نقل شده است.

۱۶ - ترور و درگذشت

[ویرایش]

در سال ۲۳ هجری قمری، عمر بن خطاب در مسجد مدینه هدف سوءقصد قرار گرفت. عامل این حمله فردی به نام ابولؤلؤ فیروز بود که در منابع اسلامی غالباً به عنوان غلامی ایرانی معرفی شده است. بر اساس گزارش‌های مشهور تاریخی، ابولؤلؤ هنگام اقامه نماز صبح وارد مسجد شد و با خنجری دو دم چندین ضربه به عمر وارد کرد. در جریان این حمله، افراد دیگری نیز مجروح شدند. پس از انجام سوءقصد، ابولؤلؤ کوشید از محل بگریزد اما در نهایت جان خود را از دست داد. عمر پس از انتقال از مسجد، چند روز در بستر بیماری باقی ماند و سپس درگذشت.

۱۷ - شورای شش‌نفره و تعیین جانشین

[ویرایش]

عمر در روزهای پایانی زندگی خود، برخلاف ابوبکر که مستقیماً جانشین خویش را تعیین کرده بود، تصمیم گرفت انتخاب خلیفه بعدی را به شورایی محدود واگذار کند. او شش تن از برجسته‌ترین شخصیت‌های قریش را برای این منظور برگزید: علی بن ابی‌طالب ؛ عثمان بن عفان ؛ عبدالرحمن بن عوف ؛ سعد بن ابی‌وقاص ؛ زبیر بن عوام ؛ طلحه بن عبیدالله . هدف از تشکیل این شورا آن بود که انتقال قدرت بدون جنگ داخلی و بحران سیاسی صورت گیرد. پس از درگذشت عمر، اعضای شورا به گفت‌وگو پرداختند و در نهایت رقابت اصلی میان علی بن ابی‌طالب و عثمان بن عفان شکل گرفت. عبدالرحمن بن عوف نقش میانجی اصلی را بر عهده گرفت و پس از مشورت با گروه‌های مختلف، عثمان بن عفان را به عنوان خلیفه سوم معرفی کرد.

۱۸ - محل دفن

[ویرایش]

پس از وفات، عمر بن خطاب در مدینه و در حجره‌ای که پیامبر اسلام و ابوبکر در آن دفن شده بودند، به خاک سپرده شد. این محل که امروزه در محدوده مسجد نبوی قرار دارد، از مهم‌ترین مکان‌های تاریخی و مذهبی جهان اسلام محسوب می‌شود.






جعبه ابزار