پرویز حبیبی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
دوم خرداد ۱۳۳۳، در روستای ملاطالب از توابع شهرستان ازنا چشم به جهان گشود. پدرش ابراهیم و مادرش کبرا نام داشت. او را محمدتقی نیز م ینامیدند. فرزند اول خانواده بود. تحصیلاتش را در مکتب اهل بیت روستای پدری زیر نظر استادان قرآن و مذهب گذراند. در دوران نوجوانی به همراه پدر مجالس تعزی هخوانی برگزار م یکرد. برای ادامه تحصیل راهی تهران شد و به دلیل هوش و علاقه در طراحی و نقاشی به وادی کار و تلاش وارد شد. سال ۱۳۵۱ با دختری از خانواد ههای با اصالت و مذهبی
روستا ازدواج کرد. یک سال پس از ازدواج برای خدمت سربازی در نیروی دریایی ارتش به شهر شیراز و بندرعباس اعزام شد. با پیروزی انقلاب اسامی او نیز در تظاهرات علیه رژیم شاهنشاهی شرکت فعال داشت. با شروع جنگ تحمیلی به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. سال ۱۳۶۱ در منطقه شی بنیسان عملیات والفجر مقدماتی از ناحیه دست و پا، مجروح شد. سال ۱۳۶۲ به استخدام اداره برق شهر ازنا درآمد و مسئول امور مالی آن جا شد. ه مزمان با وجود مشغل ههای زیاد تحصیلات خود را تا دیپلم ادامه داد. همواره جلسات هفتگی دعا و قرآن برگزار م یکرد. به مکتب اهل بیت به خصوص اباعبدالله الحسین )ع( ارادت خاصی داشت و در مساجد و حسینی هها به عنوان تعزی هخوان و نوح هخوان فعالیت م یکرد. به عنوان عضو فعال در ستاد نماز جمعه شهر به فعالی تهای سیاسی، فرهنگی و مذهبی م یپرداخت. اسفند ۱۳۹۱ ، پس از سی و یک سال خدمت به نظام جمهوری اسلامی بازنشست شد. از ویژگ یهای بارز ایشان م یتوان به مهربانی، صبر، کمک و توجه به اقشار ضعیف در بین اقوام و آشنایان، یتی منوازی، ب یریا بودن، خو شبین بودن به دیگران، پی شقدم در کارهای خیر اشاره کرد. تسلط و تبحر ایشان در روا نخوانی و قرائت قرآن کریم او را به قاری قرآن مسجد تبدیل کرد. سال ۱۳۵۱ ازدواج کرد و صاحب سه پسر و چهار دختر شد که همه فرزندانش دارای تحصیلات عالی دانشگاهی هستند. بعد از سفر حج عمره در سال ۱۳۸۱ تمام تلاش خود را از نظر مالی و معنوی برای ثبت نام حج تمتع به کار برد. سال ۱۳۸۵ با عشق و علاقه فراوانی به همراه همسر برای سفر حج ثبت نام کرد. در جریان سفر، گویا اطلاع داشت که آخرین سفرش است. جمله " حاجی احرام دگر بند ببین یار کجاست " آخرین جمل های است که در مکالمه آخر به همسرش م یگوید. در دعای عرفه امام حسین )ع( برای آخرین بار با خانواده خود تماس م یگیرد و با چشمان گریان و حال و هوای معنوی از خانواده خود التماس دعا م یخواهد. روز عید قربان در مسیر رمی جمرات وقتی که نیروهای سعودی راه را بر حاجیان م یبندند، به شهادت م یرسد. مجروحیت او در از دست دادن انگشت شصت دست، نشانی م یشود برای روزهای ب ینشانی او در سرزمین منا .... پیکر او را پس از تفحص و تشییع در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند.