• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

محمدرضا فروزان (علیجان)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



یکم تیر ۱۳۳۷ ، در روستای حاج یکلا از توابع شهرستان قائ مشهر به دنیا آمد. پدرش عل یجان، کشاورز بود و مادرش محرم به خان هداری و کشاورزی اشتغال داشت. در کودکی قرآن را آموخت و سپس به مدرسه رفت. تا پایان دوره راهنمایی در روستاهای اطراف به تحصیل پرداخت و دوران متوسطه را در دبیرستان جامع ساری گذراند. از کودکی با شرایط سخت آشنا شد و پا به پای پدر و مادر کشاورزی م یکرد. سال ۱۳۵۷ در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه گیلان پذیرفته شد. با شروع انقلاب و تعطیلی دانشگا هها، به زادگاهش بازگشت و مشغول به تدریس در مدارس شد. در دوران جنگ تحمیلی به عنوان سرباز در جبهه حضور یافت و ۲۸ ماه خدمت کرد. سال ۱۳۶۲ ازدواج کرد و صاحب سه دختر شد. با محبت و مهربانی فرزندانش را با مبانی اسلام و وظایف شرعی خودشان آشنا کرد. به آ نها سخت نم یگرفت و رفتارش با آ نها مانند یک دوست بود. با دعوت نمودن آ نها به صبر، درباره خواست و حکمت خدا صحبت م یکرد. م یگفت: «برای هر کاری تاش کنید و نتیجه را بر عهده خدا بگذارید. اگر نتیجه خلاف میل شما بود، بدانید حکمت خدا بوده است. » مهربان، آیند هنگر، باتدبیر، شو خطبع و خانواده دوست بود. صل هرحم را رعایت م یکرد و همه از بزرگ و کوچک او را دوست داشتند. با هوش بود. حافظه خوب و اطلاعات زیادی داشت. به همین دلیل همه با او مشورت م یکردند. دلسوز مردم بود و با خیرخواهی راهنمایی م یکرد. ب یآنکه کسی بداند برای کمک به نیازمندان پی شقدم م یشد. اهل غیبت نبود و اگر کسی غیبت م یکرد با روی خوش موضوع صحبت را تغییر م یداد. با توجه به مشغله کاری که داشت، در کلا سهای قرآن شرکت م یکرد و قرآن را با تفسیر م یخواند. به هر نکت های که م یرسید آن را برای فرزندان م یگفت و توجه آ نها را به قدرت خداوند و نظم جهان جلب م ینمود. کشاورز خوبی بود. به ورزش والیبال علاقه داشت و به آن م یپرداخت. به تحصیلات خود تا پایان مقطع کارشناسی ارشد در رشته مدیریت ادامه داد. معاون طرح توسعه شرکت آب منطقه مازندران بود. در کارش علاوه بر مدیریت قوی، بسیار دقت داشت. اطلاعات فنی و دلسوزی وی نسبت به کار، او را تبدیل به ستونی محکم کرده بود که باعث پیشرفت م یشد. دانش زیادی در زمینه سدسازی، احداث کانال آب، ساخت خطوط انتقال آب، تأمین آب شرب و کشاورزی و تجهیزات لازم داشت. با ارائه بهترین را هکارها، حداکثر استفاده را از منابع م یکرد. بسیار متواضع بود. هنگامی که به دلیل دشمنی برخی افراد پست معاونت را برای مدتی از دست داد و به عنوان مشاور انتخاب شد، پیشنهاد داد به عنوان مدیر طرح خدمت کند تا مفید باشد. در یکی از د لنوشت ههای او که مربوط به این دوره است آمده: «خدا در زندگی من حضوری عاشقانه دارد. از هم اکنون با دلی متوکل به چاره خدا و اندیشه مثبت به سوی مصلحت اله یام پیش م یروم. » سا لها در انتظار سفر به مکه بود. به گفته همراهان در طول سفر بسیار عبادت و مناجات م یکرد. دوم مهر ۱۳۹۴ ، هنگام انجام اعمال حج در منا به شهادت رسید. پیکر وی بیست و سوم همان ماه، در زادگاهش به خاک سپرده شد.


رده‌های این صفحه : شهدای فاجعه منا (۱۳۹۴)




جعبه ابزار