• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

محمد دوستعلی زاده

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دوم اردیبهشت ۱۳۴۲، در شهر بجستان از توابع شهرستان مشهد دیده به جهان گشود. پدر او احمد، میو هفروش بود و مادرش مهربانو، به خان هداری و تدریس قرآن در پایگاه بسیج اشتغال داشت. در خانواد های مذهبی پرورش یافت. دوران مدرسه را با موفقیت به پایان رساند. تا پایان مقطع کارشناسی ارشد در رشته الهیات درس خواند و سپس به ادامه تحصیل در دوره دکترا پرداخت. او نیز مانند بسیاری از مردم در تظاهرات قبل انقلاب شرکت م یکرد و برای پیروزی انقلاب م یکوشید. پس از پیروزی انقلاب و با آغاز جنگ تحمیلی به عرصه مبارزه بازگشت. به عنوان بسیجی به جبهه رفت. مدت زیادی در جبهه بود وبر اثر بمباران شیمیایی و اصابت ترکش به سر دچار آسیب شد. تا پایان عمر گرفتار عوارض بمباران شیمیایی بود. به طوری که چند بار در سال بدنش تاول م یزد و عفونت م یکرد. روحانی، رئیس اداره مددکاری بنیاد شهید استان خراسان رضوی، مشاور استاندار در امور ایثارگران جنگ، فرمانده بسیج بجستان و خاد مالشهدا بود. برای خدمت به خانواده شهدا از هیچ تلاشی غافل نم یشد. موازین قانونی و شرعی را رعایت م یکرد و در حفظ بی تالمال م یکوشید. سال ۱۳۶۲ ازدواج کرد که ثمره آن سه دختر و یک پسر بود. علیرغم مسئولی تهای زیاد از تربیت اسلامی فرزندان خود غافل نماند. بسیار مهربان، خو شخلق، صبور و مهما ننواز بود. وقتی از شهرستان برای او مهمان م یرسید هر تلاشی لازم بود برای حل گرفتاری آ نها انجام م یداد. او که مددکاری دلسوز و با محبت در محیط کار بود، برای حل مشکلات اطرافیان خود نیز م یکوشید. در حل اختلافات خانوادگی و اجتماعی پی شقدم م یشد. بسیار مورد مشورت قرار م یگرفت و در امور ازدواج جوانان به عنوان بزرگتر کمک م یکرد. سخنران حرم امام رضا )ع( بود و به امام حسین )ع( ارادت زیادی داشت. همیشه مشتاق زیارت حرم او بود و با شور و علاقه خاصی هر روز زیارت عاشورا م یخواند. در دوران بازنشستگی به کشاورزی و درخ تکاری م یپرداخت و در خانه کارهای مختلفی از جمله برقکاری، نجاری و گ چکاری انجام م یداد. برای زیارت خانه خدا و انجام اعمال حج، راهی سفر شد. در طول سفر به همسفران و دیگر زائران خدمت م یکرد. روحانی کاروان م یگوید: «زمانی که به منا م یرفتیم، به من گفت: بعضی از افرادی که اینجا هستند صورتشان بسیار نورانی است. چون همیشه شو خطبع بود فکر کردم مزاح م یکند. چند نفر را هم نشان داد و پرسید مگر شما نم یبینید چقدر صورتشان نورانی شده است. بعد از فاجعه منا متوجه شدم کسانی را که نام برده بود، همه جزو شهدا بودند. » دوم مهر ۱۳۹۴، در منا هنگام انجام اعمال حج به شهادت رسید. پیکر او را در بهش ترضای شهرستان زادگاهش به خاک سپردند. از این شهید بزرگوار دفتر شعری که سروده خود اوست، دل نوشته و تعدادی آثار صوتی سخنرانی باقی مانده است.


رده‌های این صفحه : شهدای فاجعه منا (۱۳۹۴)




جعبه ابزار