عمرو بن سعید بن عاص (اَشدَق)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عَمْرو بن سعید بن عاص اُمَوی، مشهور به اَشْدَق، از دولتمردان، فرماندهان نظامی و والیان کلیدی در سده نخست هجری است. او در دوران چهار خلیفه اموی (
معاویه،
یزید،
مروان و
عبدالملک) نقشآفرینی کرد و به دلیل جایگاه خانوادگی و توانمندیهای کلامی، یکی از چهرههای تعیینکننده در تحولات سیاسی شام و حجاز بود. عمرو بن سعید در سال ۵۶ق، در راستای تثبیت قدرت امویان، خطابه پرشوری در ستایش یزید خواند و مردم را به بیعت با او تشویق کرد.
[ویرایش]
او فرزند «
سعید بن عاص» (فاتح جرجان، آذربایجان و طبرستان و والی سابق مدینه و کوفه) بود. نسب او به
امیه بن عبدشمس میرسد. مادرش صفیه دختر
مغیره بن عبدالله بن عمر بن مخزوم بود که پیوندهای خانوادگی او را به شخصیتهای قدرتمند قریش متصل میکرد. برادران او، خالد، ابان و عتبه، نیز از رجال سیاسی عصر خود بودند. برخی منابع تاریخ تولد او را ۳ هجری ذکر کردهاند.
شهرت او به «اَشْدَق» (کسی که کام و دهانش گشاده است) با روایات متناقضی همراه است:
دیدگاه تاریخی: برخی مورخان معتقدند کجی دهان او ناشی از سکته بوده است.
دیدگاه خانوادگی: فرزندانش ادعا میکردند این لقب را معاویه پس از مشاهده تواناییهای خطابی و زبانآوری او به وی داده است.
لقبهای تحقیرآمیز: به دلیل همان کجی دهان، مخالفانش او را «لطیمُ الشیطان» (سیلیخورده شیطان) و «لطیمُ الجِن» (سیلیخورده جن) نیز مینامیدند که نشاندهنده جایگاه بحثبرانگیز او در میان مخالفانش است.
[ویرایش]
پس از مرگ معاویه (۶۰ق)، یزید او را به عنوان والی مکه و مدینه منصوب کرد تا با
امام حسین و
عبدالله بن زبیر بیعت بگیرد. (توطئه قتل:) یزید به او دستور داد در موسم حج، امام حسین را ترور کند. امام با اطلاع از این نقشه، برای جلوگیری از هتک حرمت خانه خدا، حج را به عمره تبدیل کرده و از مکه خارج شد. (واکنش به عزاداری بنیهاشم:) پس از واقعه کربلا، او خبر شهادت امام را با کینهتوزی اعلام کرد. هنگامی که نالههای زنان بنیهاشم را شنید، در اقدامی توهینآمیز آن را با گریههای زنان قریش در روز کشته شدن عثمان مقایسه کرد تا تلخی واقعه را سیاسی جلوه داده و آن را کماهمیت کند.
[ویرایش]
در سال ۶۰ هجری قمری، هنگامی که امام حسین پس از چند ماه اقامت در مکه تصمیم گرفت برای جلوگیری از هتک حرمت کعبه و نیز در پاسخ به دعوتهای فراوان مردم کوفه، مکه را ترک کند، عمرو بن سعید بن عاص (اَشدَق) که از سوی یزید بن معاویه به عنوان والی مکه منصوب شده بود، مأمور شد مانع حرکت امام شود. به همین منظور او گروهی از نیروهای حکومتی را به فرماندهی
یحیی بن سعید بن عاص (برادرش) یا به روایتهایی دیگر با مشارکت مأموران اموی، برای جلوگیری از خروج امام فرستاد. این نیروها در نزدیکی مکه با کاروان امام روبهرو شدند و تلاش کردند آن حضرت را به بازگشت وادار کنند؛ در نتیجه میان مأموران اموی و برخی از همراهان امام حسین درگیری کوتاهی با تازیانه و فشار نظامی رخ داد، اما امام با قاطعیت از بازگشت خودداری کرد و اعلام کرد که راه خود را ادامه خواهد داد. در نهایت مأموران نتوانستند مانع حرکت کاروان شوند و امام حسین در روز هشتم ذیالحجه سال ۶۰ق (
روز ترویه) مکه را ترک کرد و مسیر عراق را در پیش گرفت؛ حرکتی که سرانجام به
واقعه کربلا در محرم سال ۶۱ق انجامید.
[ویرایش]
در سال ۶۲ق، یزید بن معاویه،
ولید بن عتبه را به جای عمرو بن سعید به حکومت حجاز گماشت. ولید بلافاصله غلامان و موالی عمرو بن سعید را دستگیر و زندانی کرد. عمرو پس از عدم موفقیت در حل مسالمتآمیز موضوع با ولید، به صورت مخفیانه از مدینه گریخت و با حملهای مسلحانه توسط غلامانش، زندانیان را آزاد کرد. این واقعه نشاندهنده وجود تنشهای عمیق در ساختار درونی حکومت اموی بود.
[ویرایش]
با روی کار آمدن
مروان بن حکم، عمرو بن سعید به دایی خود پیوست و نقشی حیاتی در تحکیم قدرت او داشت. (فرماندهی نظامی:) او در نبرد «
مرج راهط» (میان مروان و ضحاک بن قیس) و نیز در نبرد علیه مصعب بن زبیر در فلسطین، فرماندهی سپاه مروان را بر عهده داشت و پیروزیهایی برای حکومت رقم زد. (وعده ولایتعهدی:) مروان برای جلب وفاداری اشدق، به او قول ولایتعهدی (پس از فرزندانش عبدالملک و عبدالعزیز) را داد.
[ویرایش]
با مرگ مروان و رسیدن عبدالملک به خلافت، عبدالملک از وفا به عهد پدر سرباز زد. این امر آغازگر اختلاف شدیدی بود. (شورش در دمشق:) در سال ۷۰ق، زمانی که عبدالملک برای نبرد با مصعب بن زبیر راهی عراق بود، عمرو بن سعید در دمشق شورش کرد و مردم با او به عنوان خلیفه بیعت کردند. (خدعه و قتل:) عبدالملک با آگاهی از این ماجرا، از نیمه راه بازگشت و دمشق را محاصره کرد. اشدق دروازهها را بست، اما با وساطت بزرگان
بنیامیه و گرفتن
اماننامه و وعده ولایتعهدی، تسلیم شد. عبدالملک پس از ورود به شهر، در فرصتی مناسب، با حیله و نیرنگ او را دستگیر کرد. در گزارشها آمده است که عبدالملک ابتدا با نیزه به او حمله کرد و سپس با شمشیر او را به قتل رساند (برخی منابع غلام او «ابوزعزعه» را قاتل اصلی میدانند).
[ویرایش]
تاریخنگاران تأکید دارند که این چهره سیاسی را نباید با «
عمرو بن سعید بن عاص» دیگری که از صحابه پیامبر بود اشتباه گرفت. آن صحابی از مهاجرین حبشه و از فرماندهان صدر اسلام بود که در
نبرد اجنادین (۱۳ق) در زمان خلافت ابوبکر کشته شد.