علی اصغر روشن روان
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
دوم مرداد ۱۳۱۹ ، در شهرستان مشهد دیده به جهان گشود. پدرش حسینعلی، به خرید و فروش گندم اشتغال داشت و مادرش فاطمه، خانه داری م یکرد. از کودکی در کار به پدرش کمک می کرد. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. قبل از پیروزی انقلاب در تهران سکونت داشت. به کلاس هایی که در حسینیه ارشاد تشکیل می شد، می رفت و در کلاس های استاد مطهری و دکتر شریعتی شرکت می کرد. پا به پای مردم در تظاهرات حاضر می شد و تا پیروزی انقلاب از پا ننشست. مصال حفروش بود. در کارش انصاف را رعایت می کرد و به کسب حلال توجه داشت. ثمره ازدواج وی سه پسر است. در تربیت اسلامی فرزندانش بسیار م یکوشید پیوسته آ نها را به انجام وظایف شرعی و رعایت حال مردم توصیه م یکرد. اهل مسجد بود و نماز اول وقت را فراموش نم یکرد. دلسوز، مهربان، مردم دار، خوشرو و اهل خیرات بود. ساده زندگی م یکرد و از گرفتن قرض و وام بیزار بود. مردم در امور خانوادگی و شغلی با او مشورت می کردند. در امر ازدواج جوانان پیش قدم می شد و به صل هرحم اهمیت می داد. با شروع جنگ تحمیلی وارد عرصه تازه ای از تلاش شد. از سوی بسیج به عنوان راننده تانکر و نیروی تدارکات در جبهه حضور یافت و بر اثر اصابت ترکش ب ه صورت، مجروح شد. فرزندانش که همه جا پیرو او بودند نیز عازم جبهه شدند. سرانجام دو پسرش ناصر و سعید در جبهه به شهادت رسیدند. به امام رضا )ع( ارادت خاصی داشت و خادم حرم او بود. همیشه ذکر م یگفت و چهار قل و صلوات می خواند. اهل تلاوت قرآن بود. بیکار نم ینشست و گاهی در رسیدگی باغ به مردم کمک می کرد. به مال دنیا دلبستگی نداشت و بسیار انفاق م یکرد. هنگام سفر با شوق به انجام کارهایش پرداخت، با دقت به حساب و کتاب مردم رسیدگی کرد. چند بار درباره کار به فرزندش تأکید نمود که کاری روی زمین نماند و از همه حلالیت طلبید. دوم مهر ۱۳۹۴ ، در منا به شهادت رسید. پیکرش ده روز بعد به کشور بازگشت و پس از تشییع در حرم امام رضا )ع( به خاک سپرده شد. از وی مصاحبه ای درباره فرزندان شهیدش باقی مانده است.