عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب از شخصیتهای تاریخی صدر اسلام و از اعضای خاندان
بنیهاشم است که به دلیل نسبت خانوادگی با
پیامبر اسلام، حضور در ساختار حکومتی
امام علی و نقش او در رخدادهای سیاسی دوره
امام حسن، در منابع تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، شخصیت و عملکرد او بهویژه در ماجرای رویارویی سپاه امام حسن با معاویه، محل اختلاف و بحث میان مورخان است. در برخی گزارشها از پیوستن او به معاویه و حتی دریافت پول سخن گفته شده، در حالی که برخی پژوهشگران این روایت را با تردید نگریسته و تعارضهای تاریخی موجود را یادآور شدهاند. این مقاله با استفاده از مجموعه دادههای تاریخی و گزارشهای مختلف، زندگی، جایگاه سیاسی و اجتماعی، و مناقشات مربوط به عبیدالله بن عباس را بررسی میکند.
[ویرایش]
عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب بن هاشم القرشی الهاشمی با کنیه «ابومحمد» از خاندان بنیهاشم بود. پدر او
عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر اسلام، و مادرش
لبابه بنت حارث هلالیه (امالفضل) بود که خواهر
میمونه، همسر پیامبر، به شمار میرفت. از این رو عبیدالله از دو جهت با پیامبر اسلام نسبت داشت. او برادر
عبدالله بن عباس، مفسر مشهور قرآن و راوی برجسته حدیث، بود. زمان تولد عبیدالله در منابع مختلف متفاوت ذکر شده است؛ برخی آن را حدود دو سال پیش از هجرت پیامبر دانستهاند و برخی دیگر سال دوم هجری پیش از
جنگ بدر را ثبت کردهاند. عبیدالله پیامبر را درک کرده و از این رو در شمار
صحابه قرار گرفته است، هرچند در مقایسه با برادرش عبدالله بن عباس، احادیث اندکی از او نقل شده است. در منابع تاریخی، عبیدالله به سخاوت و مهماننوازی شهرت دارد. داستانهای متعددی از بخشندگی او نقل شده است. گفتهاند که او در خانه پدرش بخشی را به اطعام مردم اختصاص میداد و همواره سفرهای گسترده برای مهمانان داشت. در روایتی آمده است که مردی عرب وارد خانه عباس شد و دید عبدالله بن عباس در گوشهای از خانه به تفسیر قرآن و پاسخ به پرسشهای دینی مردم مشغول است و در بخش دیگر خانه عبیدالله به اطعام مردم میپردازد؛ آن مرد گفت: «هر کس خواهان دنیا و آخرت است به خانه عباس بیاید؛ در آنجا یکی علم میآموزد و دیگری مردم را اطعام میکند.»
[ویرایش]
(ولایت یمن و امارت حج)
در دوران خلافت امام علی، عبیدالله بن عباس از سوی ایشان به ولایت یمن منصوب شد. این انتصاب در کنار دیگر انتصابهای اعضای خاندان عباس صورت گرفت؛ چنانکه عبدالله بن عباس والی بصره و
قثم بن عباس عامل مکه و طائف بود. عبیدالله نخستین عامل امام علی در یمن به شمار میرفت و وظیفه داشت منطقه را اداره کند و با مخالفان حکومت مقابله نماید. علاوه بر ولایت یمن، عبیدالله در سالهای ۳۶، ۳۷ و ۳۸ هجری از سوی امام علی به عنوان
امیرالحاج منصوب شد. در یکی از این سالها، معاویه برای مقابله با حکومت علی، فردی به نام
یزید بن شجره رهاوی را نیز به عنوان امیر حج منصوب کرد. بدین ترتیب در موسم حج دو امیر وجود داشتند: گروهی از مردم از عبیدالله پیروی میکردند و گروهی از نماینده معاویه. اختلاف میان دو طرف تا آستانه درگیری پیش رفت، اما در نهایت با مصالحه،
شیبة بن عثمان به عنوان امیر حج برگزیده شد.
در سال چهلم هجری، معاویه برای تضعیف حکومت امام علی،
بسر بن ارطاة عامری را با سپاهی بزرگ به حجاز و یمن فرستاد. مأموریت او سرکوب طرفداران امام علی و ایجاد رعب در قلمرو خلافت بود. بسر ابتدا به مدینه و سپس به مکه رفت و پس از آن به سوی یمن حرکت کرد. در منابع تاریخی آمده است که در این حمله، جنایات گستردهای صورت گرفت. بسیاری از شیعیان کشته شدند و حتی کودکان نیز از خشونت سپاه او در امان نماندند. در جریان همین حمله، دو فرزند خردسال عبیدالله بن عباس کشته شدند. در منابع درباره نام این فرزندان اختلاف وجود دارد؛ برخی عبدالرحمن و قثم و برخی دیگر سلیمان و داوود را ذکر کردهاند. در مورد محل وقوع این حادثه نیز اختلاف است. برخی منابع قتل فرزندان عبیدالله را در یمن دانستهاند و برخی دیگر نوشتهاند که این واقعه در مکه رخ داده است. همچنین درباره حضور یا عدم حضور عبیدالله در یمن هنگام حمله بسر اختلاف گزارش وجود دارد. در بسیاری از منابع اهل سنت آمده است که عبیدالله هنگام نزدیک شدن سپاه بسر از یمن به سوی کوفه رفت و از امام علی درخواست کمک کرد. در مقابل، برخی منابع شیعه گزارش کردهاند که او در آن زمان در مکه بود و بسر پس از نیافتن او، فرزندانش را یافت و به قتل رساند. پس از این حمله، امام علی سپاهی را به فرماندهی
جاریة بن قدامه سعدی برای مقابله با بسر اعزام کرد. با نزدیک شدن این سپاه، بسر از یمن گریخت و یمن بار دیگر به دست نیروهای حکومت علی افتاد و عبیدالله به منصب خود بازگشت.
[ویرایش]
(فرماندهی سپاه): پس از شهادت امام علی، امام حسن مجتبی خلافت را بر عهده گرفت. در این زمان معاویه با سپاهی به سوی عراق حرکت کرد و امام حسن نیز مردم را برای دفاع فراخواند. سپاهی حدود دوازده هزار نفر تشکیل شد و فرماندهی آن به عبیدالله بن عباس سپرده شد. امام حسن برای احتیاط دو نفر را به عنوان معاون او تعیین کرد:
قیس بن سعد بن عباده و
سعد بن قیس. پیش از حرکت سپاه، امام حسن به عبیدالله توصیههایی کرد؛ از جمله اینکه با سپاهیان با مهربانی رفتار کند، آنان را در تصمیمگیری شریک سازد و پیش از آغاز جنگ از سوی دشمن، جنگ را شروع نکند. سپاه مأمور شد از مسیر
فرات به منطقه
مسکن رفته و در برابر سپاه معاویه قرار گیرد تا امام حسن با نیروهای اصلی به آنان بپیوندد.
وقتی سپاه عراق در برابر سپاه شام قرار گرفت، معاویه برای تضعیف روحیه سپاه امام حسن به
جنگ روانی روی آورد. او شایعه کرد که امام حسن خواهان صلح است و سپس کوشید فرماندهان سپاه عراق را با وعدههای مالی و سیاسی به سوی خود جذب کند. در برخی گزارشها آمده است که معاویه به عبیدالله پیام داد که اگر به او بپیوندد، یک میلیون درهم دریافت خواهد کرد؛ نیمی از آن فوراً و نیم دیگر هنگام ورود به کوفه. همچنین ادعا کرد که امام حسن تصمیم به صلح گرفته و خلافت را به او واگذار کرده است. در برخی منابع تاریخی، از جمله آثار شیخ مفید و برخی کتابهای تاریخی دیگر، آمده است که عبیدالله بن عباس پس از این پیشنهاد، شبانه از اردوگاه سپاه امام حسن خارج شد و به لشکر معاویه پیوست. صبح روز بعد سپاهیان متوجه غیبت فرمانده خود شدند و قیس بن سعد بن عباده نماز صبح را با آنان خواند و فرماندهی سپاه را بر عهده گرفت. در این روایتها گفته شده است که با خروج عبیدالله، بخش بزرگی از سپاه عراق نیز از هم پاشید و تنها حدود چهار هزار نفر در کنار قیس بن سعد باقی ماندند. برخی منابع حتی این واقعه را از عوامل مهم ضعف سپاه عراق و زمینهساز
صلح امام حسن دانستهاند. با وجود شهرت این روایت، برخی پژوهشگران و مورخان در صحت آن تردید کردهاند و به چند نکته اشاره کردهاند:
۱. اختلاف میان منابع تاریخی درباره جزئیات واقعه، از جمله تعداد سپاهیان جدا شده از سپاه امام حسن.
۲. وجود روایتهایی که اساساً فرماندهی اولیه سپاه را به قیس بن سعد نسبت دادهاند نه عبیدالله.
۳. نبود اشاره به دریافت پول در برخی منابع اهل سنت.
۴. شهرت عبیدالله به سخاوت و ثروت، که این پرسش را ایجاد میکند که چرا باید به خاطر پول به معاویه بپیوندد.
۵. دشمنی شدید او با معاویه به دلیل قتل دو فرزندش توسط بسر بن ارطاة.
در برخی منابع حتی آمده است که عبیدالله پس از این واقعه با معاویه و بسر بن ارطاة روبهرو شد و آنان را به خاطر قتل فرزندانش سرزنش کرد و تهدید نمود که اگر شمشیر در دست داشت ابتدا معاویه و سپس بسر را میکشت.
حتی اگر روایت پیوستن عبیدالله به معاویه صحیح دانسته شود، بسیاری از مورخان تأکید کردهاند که این رویداد تنها عامل صلح امام حسن نبوده است. عوامل دیگری نیز در تضعیف سپاه عراق نقش داشتند، از جمله:
نامهنگاری برخی فرماندهان سپاه با معاویه
حضور خوارج در سپاه و اختلافات داخلی
ضعف روحیه جنگ در میان مردم عراق
تبلیغات گسترده دستگاه معاویه
کمبود یاران وفادار برای امام حسن
به همین دلیل، برخی پژوهشگران معتقدند که تمرکز صرف بر ماجرای عبیدالله بن عباس نمیتواند تصویر کاملی از شرایط سیاسی آن زمان ارائه دهد.
[ویرایش]
عبیدالله بن عباس یکی از چهرههای مهم اما بحثبرانگیز تاریخ صدر اسلام است. او از خاندان بنیهاشم و پسرعموی پیامبر اسلام بود و در دوران خلافت امام علی منصبهای مهمی همچون ولایت یمن و امارت حج را بر عهده داشت. حوادثی مانند حمله بسر بن ارطاة و قتل فرزندان او، جایگاه او را در تحولات سیاسی آن دوره برجسته میکند. با این حال، مهمترین بحث درباره او مربوط به نقش وی در نبرد میان امام حسن و معاویه است. برخی منابع تاریخی از پیوستن او به معاویه سخن گفتهاند، در حالی که برخی پژوهشگران با توجه به تعارض گزارشها و قرائن تاریخی، در صحت این روایت تردید کردهاند. از این رو، شخصیت عبیدالله بن عباس در تاریخ اسلامی همچنان موضوعی قابل بررسی و پژوهش است و بررسی دقیق منابع و مقایسه روایتهای مختلف میتواند به درک بهتر جایگاه او در تحولات سیاسی و اجتماعی صدر اسلام کمک کند.