سب علی علیه السلام
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
سبّ علی بن ابیطالب از موضوعات مورد بحث در تاریخ اسلام است که به سیاستهای
حکومت اموی، بهویژه در دوران
معاویة بن ابیسفیان، ارتباط داده میشود. بر اساس گزارشهای تاریخی و روایی موجود در منابع
شیعه و
اهل سنت، دشنام یا لعن علی بن ابیطالب در دورهای از حکومت امویان به صورت رسمی در برخی منابر و مراکز حکومتی رواج یافت. این موضوع در منابع اسلامی از جنبههای تاریخی، فقهی و سیاسی مورد بررسی قرار گرفته است.
[ویرایش]
سبّ در لغت به معنای فحش، ناسزا و دشنام است. لعن در اصطلاح به معنای درخواست دور شدن فردی از رحمت الهی است. برخی از لغویان و محدثان، از جمله ابناثیر، میان سبّ و لعن ارتباط معنایی برقرار کردهاند، هرچند گروهی میان این دو مفهوم تفاوت قائل شدهاند. در منابع حدیثی، روایاتی نقل شده است که سبّ علی بن ابیطالب را در حکم سبّ پیامبر اسلام دانستهاند. از جمله روایت منقول از پیامبر اسلام: «مَن سَبَّ عَلِیّاً فَقَدْ سَبَّنِی وَمَنْ سَبَّنِی فَقَدْ سَبَّ اللَّهَ.» بر اساس برخی روایات دیگر، برای دشنامدهندگان به پیامبر اسلام مجازات اخروی بیان شده است. فقیهان شیعه با استناد به روایات مربوط به جایگاه علی بن ابیطالب، احکام ویژهای درباره سبّ او مطرح کردهاند. در ادبیات کلامی شیعه، این عمل گاه از مصادیق
ناصبیگری شمرده شده است.
[ویرایش]
بنا بر گزارشهای تاریخی، معاویة بن ابیسفیان پس از تثبیت قدرت سیاسی خود، سیاستی را در پیش گرفت که در آن لعن یا سبّ علی بن ابیطالب در برخی مناطق تحت حکومت امویان رواج یافت. (بخشنامههای حکومتی:) برخی منابع تاریخی گزارش کردهاند که معاویه به کارگزاران خود دستور داد علی بن ابیطالب را بر منابر لعن کنند. همچنین در برخی گزارشها آمده است که او در قنوت نماز، نام علی بن ابیطالب،
عبدالله بن عباس،
مالک اشتر،
حسن بن علی و
حسین بن علی را ذکر میکرد.
[ویرایش]
جاحظ گزارش کرده است که گروهی از بنیامیه از معاویة بن ابیسفیان خواستند پس از تثبیت حکومت خود، از ادامهٔ سبّ علی بن ابیطالب دست بردارد. بر پایهٔ این گزارش، معاویه این درخواست را نپذیرفت و اظهار داشت که این رویه باید آنقدر ادامه یابد که نسلهای جدید با آن پرورش یابند و نسلهای قدیم نیز با آن از دنیا بروند؛ به گونهای که دیگر فضیلتی از علی بن ابیطالب در میان مردم نقل نشود. این گزارش در آثار تاریخی و کلامی به عنوان نشانهای از تلاش حکومت اموی برای محدود کردن انتشار
فضایل علی بن ابیطالب و شکلدهی به حافظهٔ جمعی جامعهٔ اسلامی مورد استناد قرار گرفته است.
لقب «ابوتراب» از القاب مشهور علی بن ابیطالب است که در روایات، پیامبر اسلام آن را برای وی به کار برده است. برخی گزارشهای تاریخی حاکی از آن است که در دورهٔ اموی، این لقب گاه با کارکردی تحقیرآمیز مورد استفاده قرار میگرفت.
[ویرایش]
سعد بن ابیوقاص : در صحیح مسلم آمده است که معاویه از سعد بن ابیوقاص خواست علی بن ابیطالب را سبّ کند، اما سعد از این کار خودداری کرد و در پاسخ به فضایل علی بن ابیطالب، از جمله
حدیث منزلت،
واقعه خیبر و
آیه مباهله، استناد نمود.
دستور به
مغیرة بن شعبه : برخی منابع تاریخی گزارش کردهاند که معاویه به مغیرة بن شعبه، والی کوفه، توصیه کرد که از علی بن ابیطالب انتقاد کند و از گسترش فضایل او جلوگیری نماید.
مورخانی مانند محمد بن جریر طبری، عزالدین ابن اثیر و ابن ابیالحدید گزارش کردهاند که سیاست سبّ علی بن ابیطالب به صورت رسمی در بخشهایی از قلمرو امویان برای چندین دهه ادامه داشت. بر اساس این گزارشها، این رویه تنها به برخی منابر محدود نبود، بلکه به عنوان بخشی از سیاست تبلیغاتی حکومت در شهرهای مختلف اجرا میشد. در این دوره، نقل فضایل علی بن ابیطالب با محدودیتهایی مواجه بود و در برخی موارد، راویان و محدثانی که فضایل او را نقل میکردند تحت فشار سیاسی قرار میگرفتند. برخی منابع مدت اجرای این سیاست را نزدیک به شصت سال دانستهاند؛ دورهای که از زمان معاویة بن ابیسفیان آغاز شد و تا خلافت عمر بن عبدالعزیز ادامه یافت. در برخی منابع تاریخی آمده است که گروهی از مردم سیستان از همراهی با سیاست رسمی امویان در سبّ علی بن ابیطالب خودداری کردند. بنابر این گزارشها، کارگزاران حکومت برای وادار کردن آنان به تبعیت، مجازاتهایی اعمال کردند که در برخی نقلها حتی شامل تراشیدن موی سر زنان خانوادههای مخالف نیز میشد. این واقعه در منابع تاریخی به عنوان نمونهای از مقاومت مردمی در برابر سیاست سبّ و نیز برخورد حکومت اموی با مخالفان آن ذکر شده است.
[ویرایش]
امسلمه: امسلمه، همسر پیامبر اسلام، در برخی روایات با ارسال نامههایی به معاویه نسبت به این سیاست اعتراض کرده و آن را در تعارض با جایگاه علی بن ابیطالب دانسته است.
دیگر صحابه : در برخی گزارشها از
ابوایوب انصاری و شماری دیگر از صحابه به عنوان مخالفان این سیاست یاد شده است.
[ویرایش]
برخی منابع تاریخی مربوط به
صلح حسن بن علی و معاویه، از وجود بندی در توافقنامه سخن گفتهاند که بر اساس آن، سبّ علی بن ابیطالب باید متوقف میشد. این گزارشها نشان میدهد که موضوع سبّ در آن زمان از مسائل مهم سیاسی و اجتماعی به شمار میرفت. در منابع تاریخی آمده است که پس از استقرار کامل حکومت معاویه، این شرط اجرا نشد و سیاست سبّ همچنان ادامه یافت.
[ویرایش]
نهی از دشنام در
جنگ صفین : در نهجالبلاغه و برخی منابع تاریخی آمده است که علی بن ابیطالب در جریان جنگ صفین، هنگامی که گروهی از یارانش به دشنامگویی روی آوردند، آنان را از این کار منع کرد و فرمود: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ.» او به جای دشنام، توصیف رفتارهای طرف مقابل و دعا برای هدایت آنان را توصیه کرد.
[ویرایش]
پس از به قدرت رسیدن
عمر بن عبدالعزیز، بر اساس گزارشهای تاریخی، وی دستور رسمی توقف سبّ علی بن ابیطالب بر منابر را صادر کرد. این دستور شامل لغو رویهای بود که برای دههها در خطبههای جمعه و سخنرانیهای حکومتی اجرا میشد. در چارچوب این تغییر سیاست، به جای ذکر لعن، توصیه شد که خطیبان
آیهٔ ۹۰ سورهٔ نحل را قرائت کنند: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالْإِحْسَانِ…» و به این ترتیب، محتوای خطبههای رسمی از ادبیات پیشین فاصله گرفت. برخی منابع تاریخی گزارش کردهاند که این اقدام با هدف اصلاح رویههای تبلیغاتی دورهٔ پیشین و کاهش تنشهای مذهبی در جامعه اسلامی انجام شد. با این حال، در برخی نقلها آمده است که آثار فرهنگی و ذهنی این سیاست در میان برخی گروهها و محافل تا مدتی پس از لغو رسمی نیز باقی ماند و تغییر کامل آن در سطح اجتماعی به سرعت تحقق نیافت. در برخی گزارشهای متأخر نیز به مقاومت یا تعجب برخی افراد نسبت به توقف این سنت پیشین اشاره شده است، بهگونهای که این تغییر سیاست به عنوان یکی از اقدامات مهم عمر بن عبدالعزیز در منابع تاریخی ثبت شده است.
[ویرایش]
پژوهشگران و مورخان مسلمان درباره ماهیت و اهداف سیاست سبّ علی بن ابیطالب دیدگاههای مختلفی ارائه کردهاند. برخی آن را بخشی از رقابتهای سیاسی و تلاش برای تضعیف مشروعیت رقیبان حکومت اموی دانستهاند. گروهی دیگر بر تعارض این سیاست با روایات نبوی درباره جایگاه علی بن ابیطالب تأکید کردهاند. همچنین گزارشهایی درباره مخالفت برخی
صحابه،
تابعین و گروههایی از مردم با این سیاست در منابع تاریخی ثبت شده است. وجود این گزارشها در آثار مورخان و محدثان شیعه و اهل سنت موجب شده است که موضوع سبّ علی بن ابیطالب به یکی از مباحث مهم در مطالعات تاریخ صدر اسلام و تاریخ حکومت اموی تبدیل شود.