خولی بن یزید اصبحی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
خولی بن یزید اصبحی ایادی دارمی؛ از افراد سپاه کوفه در
واقعه کربلا و از همراهان
عمر بن سعد بود که در سال ۶۱ هجری قمری در نبرد با
امام حسین علیه السلام حضور داشت. در منابع تاریخی، او از عاملان یا مشارکتکنندگان در قتل برخی از فرزندان امام علی و نیز از کسانی دانسته شده که در جریان شهادت امام حسین حضور داشت. همچنین در منابع آمده است که پس از واقعه عاشورا، به همراه
حمید بن مسلم ازدی مأمور انتقال سر امام حسین به کوفه شد. خولی سرانجام در سال ۶۶ هجری قمری و در جریان
قیام مختار ثقفی کشته شد.
[ویرایش]
اطلاعات دقیقی از تاریخ تولد و زندگی خولی بن یزید پیش از واقعه کربلا در دست نیست. پدر او یزید اصبحی و تبارش از
قبیله حِمیر از قبایل یمنی بود که در سال نهم هجری اسلام آوردند. در برخی منابع از او با نسبتهای «اصبحی»، «ایادی» و «دارِمی» یاد شده است. در منابع تاریخی آمده است که خولی در کوفه زندگی میکرد و به دستگاه حکومت اموی وابسته بود. درباره خانواده او نیز نقل شده است که دو همسر داشت؛ یکی از
قبیله بنیاسد به نام نوار بنت مالک و دیگری زنی از
قبیله حضرمیان که در برخی منابع عیوف نامیده شده است. در گزارشهای تاریخی، همسران او در ماجرای پس از عاشورا و نیز در دستگیری او در قیام مختار نقش داشتهاند.
[ویرایش]
خولی بن یزید در سپاه عمر بن سعد حضور داشت و در شمار تیراندازان این سپاه ذکر شده است. در منابع تاریخی، نقش او در چند حادثه مهم روز عاشورا گزارش شده است.
[ویرایش]
برخی منابع، خولی را از عاملان شهادت
عثمان بن علی علیه السلام فرزند امام علی و
امالبنین دانستهاند. بر اساس این گزارشها، او تیری به سوی عثمان بن علی پرتاب کرد که موجب مجروح شدن وی شد و سپس مردی از
قبیله بنیابان بن دارم سر او را از بدن جدا کرد. در برخی زیارتنامهها نیز از خولی به عنوان تیرانداز این واقعه یاد شده است.
[ویرایش]
در برخی منابع تاریخی آمده است که
جعفر بن علی علیه السلام نیز با تیر خولی بن یزید اصبحی به شهادت رسید. گزارشها حاکی از آن است که تیری از سوی او به شقیقه یا چشم جعفر اصابت کرد و وی را از پا درآورد. با این حال در برخی منابع دیگر، قاتل اصلی جعفر بن علی علیه السلام،
هانی بن ثبیت حضرمی معرفی شده است.
[ویرایش]
نام خولی بن یزید در میان کسانی ذکر شده است که در لحظات پایانی نبرد در قتلگاه حضور داشتند. بر اساس برخی گزارشها، هنگامی که امام حسین بر زمین افتاد،
شمر بن ذیالجوشن یا
سنان بن انس از او خواستند سر امام را جدا کند. گفته شده است که خولی برای این کار پیش رفت اما دچار لرزش شد و نتوانست سر را جدا کند؛ در نتیجه سنان بن انس یا به نقلی شمر بن ذیالجوشن این کار را انجام داد و سر بریده را به خولی سپرد. در برخی منابع دیگر، بریدن سر امام حسین مستقیماً به خولی نسبت داده شده است. همچنین در برخی نقلها نام افراد دیگری مانند
شبل بن یزید (برادر خولی) نیز در این واقعه آمده است. این اختلاف روایتها سبب شده است که در منابع تاریخی درباره قاتل مستقیم امام حسین دیدگاههای متفاوتی وجود داشته باشد.
[ویرایش]
در برخی گزارشها آمده است که خولی بن یزید در تحریک عبیدالله بن زیاد برای سختگیری بیشتر علیه سپاه امام حسین نقش داشت. بر اساس این نقلها، او نامهای به ابن زیاد نوشت و از دیدارهای عمر بن سعد با امام حسین انتقاد کرد و خواستار برخورد سختتر شد. گفته شده است که پس از این گزارش، دستور بستن آب بر سپاه امام صادر شد و گروهی از سپاهیان کوفه مأمور نگهبانی از فرات شدند.
[ویرایش]
پس از پایان نبرد عاشورا، عمر بن سعد سرهای
شهیدان سپاه امام حسین را میان افراد سپاه خود تقسیم کرد تا به کوفه ببرند. بنا بر نقل منابع، سر امام حسین به خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی سپرده شد تا آن را نزد عبیدالله بن زیاد، حاکم کوفه، ببرند. آن دو شبهنگام به کوفه رسیدند، اما درِ دارالاماره بسته بود. بر اساس برخی گزارشها، خولی سر امام را به خانه خود برد و آن را زیر تشت یا در تنور پنهان کرد. گفته شده است که او با خوشحالی به همسرش گفت چیزی آورده که آنان را برای همیشه بینیاز میکند. همسرش پس از آگاهی از ماجرا او را سرزنش کرد و گفت: «مردم طلا و نقره به خانه میآورند و تو سر فرزند رسول خدا را آوردهای.» در برخی نقلهای تاریخی و روایی آمده است که در آن شب نوری از محل قرار گرفتن سر امام دیده شد. این گزارشها بعدها در ادبیات سوگواری شیعی بازتاب یافت. صبح روز بعد، خولی سر امام حسین را به نزد عبیدالله بن زیاد برد و خبر کشته شدن امام را به او رساند.
[ویرایش]
ماجرای پنهان کردن سر امام حسین در خانه خولی در فرهنگ سوگواری شیعی با عنوان «روضه تنور خولی» شناخته میشود. این روایت در برخی مقاتل و متون تاریخی نقل شده و در آیینهای عزاداری، بهویژه در دهه دوم و سوم ماه محرم، بازگو میشود. بر اساس این روایت، همسر خولی در نیمه شب متوجه نوری از محل قرار گرفتن سر امام شد و صدای گریه و ناله شنید. در برخی نقلهای روضهای آمده است که گروهی از زنان در کنار سر امام گریه میکردند. این روایت بیشتر در سنتهای مرثیهخوانی و ادبیات آیینی شیعی شهرت یافته است.
[ویرایش]
پس از
قیام مختار ثقفی در سال ۶۶ هجری قمری، بسیاری از کسانی که در واقعه کربلا نقش داشتند تحت تعقیب قرار گرفتند. مختار گروهی از یاران خود، از جمله
ابوعمره کیسان و
معاذ بن هانی را برای دستگیری خولی فرستاد. بر اساس گزارشها، خولی هنگام ورود مأموران در خانه خود پنهان شد و در مستراح یا چاه فاضلاب خانه مخفی گردید. هنگامی که مأموران از همسر او درباره محل اختفای خولی پرسیدند، وی ابتدا اظهار بیاطلاعی کرد اما با اشاره محل پنهان شدن او را نشان داد. مأموران مختار خولی را دستگیر کردند و به فرمان مختار او را در نزدیکی خانهاش کشتند. سپس جسد او را سوزاندند و گفته شده است که از بدنش چیزی جز خاکستر باقی نماند.
[ویرایش]
نام خولی بن یزید در برخی متون زیارتی شیعی، از جمله در یکی از نسخههای
زیارت ناحیه مقدسه، در شمار کسانی آمده است که در شهادت برخی از فرزندان امام علی نقش داشتهاند و مورد لعن قرار گرفتهاند. در منابع تاریخی و مقتلها نیز از او به عنوان یکی از چهرههای حاضر در سپاه کوفه و از عاملان وقایع پس از شهادت امام حسین یاد شده است.