جاهلیت
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
جاهلیت اصطلاحی است که در منابع اسلامی به دوره پیش از ظهور اسلام در شبهجزیره عربستان اطلاق میشود. این واژه در کاربرد تاریخی معمولاً به دوران پیش از
بعثت پیامبر اسلام، حضرت محمد ﷺ، اشاره دارد. در ادبیات قرآنی و اسلامی، جاهلیت صرفاً یک دوره زمانی مشخص نیست، بلکه به مجموعهای از باورها، ارزشها، رفتارها و نظامهای اجتماعی اطلاق میشود که بر پایه سنتهای غیرالهی، تعصبات قومی، باورهای خرافی و ساختارهای ناسازگار با آموزههای توحیدی شکل گرفتهاند. از این منظر، جاهلیت مفهومی فراتر از یک مقطع تاریخی تلقی شده و میتواند به هر وضعیت اجتماعی و فرهنگی مشابه در دورههای مختلف تاریخ نیز اطلاق شود. جامعه عربستان پیش از اسلام دارای ساختاری قبیلهای بود و ویژگیهایی همچون تعصب قومی، نظامهای متنوع زناشویی، باورهای شرکآلود، رسوم خرافی، نابرابریهای حقوقی و برخی رفتارهای خشونتآمیز در آن مشاهده میشد. در عین حال، برخی فضایل مانند شجاعت، سخاوت و وفاداری نیز در میان قبایل عرب جایگاه مهمی داشت.
[ویرایش]
واژه «جاهلیت» از ریشه «جهل» گرفته شده است. در متون اسلامی، این اصطلاح علاوه بر نادانی علمی، به معنای رفتارهای برخاسته از سفاهت، تعصب، خودمحوری و دوری از هدایت الهی نیز به کار رفته است. در قرآن کریم، مشتقات این واژه در تعابیری همچون «حکم جاهلیت»، «تبرج جاهلیت» و «ظن جاهلیت» آمده و به الگوهای فکری و رفتاری خاص اشاره دارد.
[ویرایش]
جامعه عرب پیش از اسلام بر پایه نظام قبیلهای سازمان یافته بود. قبیله مهمترین واحد اجتماعی محسوب میشد و وفاداری به آن در رأس ارزشهای اجتماعی قرار داشت. حمایت از اعضای قبیله، دفاع از حیثیت جمعی و تعصب نسبت به خویشاوندان از ویژگیهای این ساختار بود. این نظام موجب شکلگیری جنگها و درگیریهای طولانی میان قبایل میشد. بسیاری از نزاعها به دلیل خونخواهی، رقابتهای قبیلهای یا حفظ اعتبار اجتماعی ادامه مییافتند و گاه نسلهای متوالی را درگیر میکردند.
[ویرایش]
شرابخواری و قمار : شرابخواری از رفتارهای رایج در جامعه جاهلی بود و در بسیاری از محافل اجتماعی و قبیلهای رواج داشت. قمار نیز که در منابع اسلامی با عنوان «میسر» شناخته میشود، بخشی از فعالیتهای اقتصادی و تفریحی آن دوران را تشکیل میداد. قرآن کریم ضمن اشاره به منافع احتمالی این امور، زیانها و پیامدهای منفی آنها را بیشتر از فوایدشان معرفی میکند: «قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا».
فحشا و روابط جنسی : در برخی بخشهای جامعه جاهلی، اشکال مختلفی از روابط جنسی خارج از چارچوب خانواده رواج داشت. واژه «فحشاء» در قرآن برای اشاره به برخی از این رفتارها، از جمله زنا و لواط، به کار رفته است.
[ویرایش]
شرک و چندخدایی : بخش قابل توجهی از اعراب پیش از اسلام پیرو نظامهای چندخدایی بودند و بتها را واسطه میان خود و خداوند میدانستند. پرستش بتها در مناطق مختلف عربستان رواج داشت و بسیاری از مناسک مذهبی پیرامون آنها شکل گرفته بود.
اعتقاد به فرشتگان به عنوان دختران خدا : از جمله باورهای رایج در میان برخی قبایل عرب، نسبت دادن فرشتگان به عنوان دختران خدا بود. قرآن کریم این اعتقاد را مورد انتقاد قرار داده و آن را ناسازگار با
توحید معرفی میکند.
تقدیس جن و ستارگان : باور به تأثیر موجودات ماورایی، جنها و اجرام آسمانی در سرنوشت انسانها در میان برخی گروهها رواج داشت. این باورها بخشی از نظام فکری و دینی جامعه جاهلی را تشکیل میدادند.
[ویرایش]
در جامعه جاهلی انواع گوناگونی از باورهای خرافی مشاهده میشد که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد: آتش زدن دم گاو برای طلب باران؛ استفاده از استخوان مردگان برای درمان بیماریها؛ قربانی کردن حیوانات در کنار قبور؛ آویختن دندان روباه یا گربه به گردن کودکان برای دفع ارواح و موجودات موهوم. این باورها نشاندهنده جایگاه گسترده سنتهای عامیانه و غیرعلمی در زندگی روزمره مردم آن دوره بود.
[ویرایش]
وضعیت حقوقی : زن در بسیاری از بخشهای جامعه جاهلی از حقوق اجتماعی و اقتصادی محدودی برخوردار بود. زنان غالباً از ارث محروم بودند و در برخی قبایل، خود به عنوان بخشی از دارایی متوفی به ارث برده میشدند. قرآن کریم با نزول آیاتی از جمله: «لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ كَرْهًا» به مقابله با این رویه پرداخت.
زنده به گور کردن دختران : یکی از شناختهشدهترین رسوم منسوب به جاهلیت،
زنده به گور کردن دختران (وأد) بود. این عمل در برخی قبایل به دلایلی همچون ترس از فقر، نگرانیهای اقتصادی یا حفظ حیثیت قبیلهای انجام میشد. قرآن کریم این رفتار را نکوهش کرده و میفرماید: «وَلا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ». در منابع تاریخی از افرادی مانند
صعصعة بن ناجیه به عنوان مخالفان این رسم یاد شده است.
[ویرایش]
در جامعه عرب پیش از اسلام، ساختار ازدواج و روابط خانوادگی از نظام حقوقی و اخلاقی منسجمی برخوردار نبود و اشکال گوناگونی از پیوندهای زناشویی رواج داشت که بسیاری از آنها با معیارهای اخلاقی و انسانی سازگار نبودند. یکی از این شیوهها «نکاح مقت» بود که در آن مرد پس از مرگ پدر، با همسر پدر خود ازدواج میکرد و بدین ترتیب زن همچون بخشی از اموال به ارث برده میشد. شکل دیگری از این روابط «نکاح استبضاع» نام داشت که در آن مرد، همسر خود را نزد مردی صاحب نفوذ، شجاع یا دارای ویژگیهای خاص میفرستاد تا از او باردار شود و فرزندی با صفات برتر به دنیا آورد. از دیگر شیوههای رایج، «نکاح بدل» بود که به معنای تبادل همسران میان دو مرد بدون پرداخت مهریه یا رعایت ضوابط مشخص انجام میگرفت. همچنین «نکاح رهط» نوعی رابطه بود که در آن یک زن به طور همزمان با چند مرد ارتباط داشت و پس از بارداری، خود یکی از آنان را به عنوان پدر کودک معرفی میکرد. افزون بر این، «نکاح بغایا» نیز وجود داشت که در آن برخی زنان به گونهای آشکار با مردان متعدد رابطه برقرار میکردند و این امر در قالبی شبهنهادی در جامعه پذیرفته شده بود. با ظهور اسلام، تمامی این شیوههای نامنظم و غیراخلاقی لغو شد و ازدواج در قالب عقدی مشخص با ضوابط حقوقی و اخلاقی روشن سامان یافت.
[ویرایش]
در نظام خانوادگی عرب جاهلی، انحلال نکاح نیز از چارچوب حقوقی منظم و عادلانهای برخوردار نبود و مردان میتوانستند با ابزارهایی خاص، زنان را در وضعیتهای دشوار و بلاتکلیف قرار دهند. یکی از این شیوهها «ایلاء» بود؛ بدین معنا که مرد سوگند یاد میکرد از آمیزش با همسر خودداری کند و بدین وسیله، بدون آنکه طلاقی واقع شود، زن را در تعلیق و محرومیت عاطفی و حقوقی نگاه میداشت. شیوه دیگر «ظهار» نام داشت که در آن مرد همسر خود را به مادر خویش تشبیه میکرد و از این رهگذر، نوعی حرمت و ممنوعیت شدید در روابط زناشویی ایجاد میشد، بیآنکه پیوند ازدواج به طور رسمی منحل گردد. افزون بر این، برخی مردان با بهرهگیری از «طلاق ضرار»، به طلاقهای مکرر و رجوعهای پیدرپی روی میآوردند تا زنان را در وضعیتی نامطمئن و آزاردهنده نگاه دارند؛ نه آنان را به طور قطعی رها میکردند و نه امکان زندگی پایدار برایشان فراهم میساختند. با ظهور اسلام، این نابسامانیها با وضع مقررات دقیق در باب عده، محدودیت در شمار طلاق و تعیین احکام مشخص برای ظهار اصلاح شد و نظام خانواده بر پایه عدالت و حفظ کرامت زن سامان یافت.
[ویرایش]
در جامعه جاهلی مصرف گوشت حیواناتی که به دلایل مختلفی مانند خفگی، ضربه، سقوط از بلندی یا شاخ خوردن مرده بودند رواج داشت. قرآن کریم این موارد را در زمره گوشتهای حرام قرار داد و ضوابط جدیدی برای ذبح و مصرف گوشت تعیین کرد.
[ویرایش]
ازلام یکی از رسوم اعراب جاهلی بود که با تیرهای چوبی برای تقسیم گوشت قربانی یا تصمیمگیری در امور مهم انجام میشد. در تقسیم گوشت، برخی تیرها دارای سهم مشخص و برخی بدون سهم بودند؛ بنابراین بعضی افراد بدون پرداخت هزینه از گوشت بهرهمند میشدند و برخی دیگر با وجود پرداخت هزینه، سهمی دریافت نمیکردند. همچنین از ازلام برای تعیین انجام یا ترک کارهایی مانند سفر و جنگ استفاده میشد. از آنجا که این روش بر پایه شانس و نوعی قمار بود و میتوانست موجب بیعدالتی و اختلاف شود، قرآن کریم آن را در کنار میسر (قمار) از اعمال ناپسند جاهلی دانسته و ممنوع کرده است.
[ویرایش]
در سنت عربی چهار ماه سال شامل ذیالقعده، ذیالحجه، محرم و رجب به عنوان
ماههای حرام شناخته میشدند و جنگ در آنها ممنوع بود. برخی قبایل برای ادامه جنگها، ترتیب این ماهها را تغییر میدادند؛ عملی که در قرآن با عنوان «نسیء» شناخته شده و چنین توصیف شده است: «إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيَادَةٌ فِي الْكُفْرِ».
[ویرایش]
با وجود انتقادهای گستردهای که نسبت به ساختارهای اجتماعی و اعتقادی عصر جاهلیت مطرح شده است، منابع تاریخی از وجود برخی فضایل اخلاقی در میان اعراب آن دوره نیز یاد کردهاند. از جمله این فضایل میتوان به سخاوت، شجاعت و وفاداری اشاره کرد. بخشندگی و مهماننوازی از ارزشهای مهم اجتماعی به شمار میرفت و افراد برای کسب اعتبار و جایگاه در میان قبیله خود به آن توجه ویژهای داشتند. همچنین دلاوری در جنگ، دفاع از قبیله و تحمل سختیها از ویژگیهای ستودهشده محسوب میشد. پایبندی به پیمانها، حمایت از خویشاوندان و وفاداری به تعهدات نیز از دیگر ارزشهای رایج در میان اعراب جاهلی بود. با ظهور اسلام، این ویژگیهای مثبت در چارچوب ارزشهای دینی و اخلاقی بازتعریف شدند و از خدمت به تعصبات قبیلهای به سوی اهداف انسانی و معنوی هدایت گردیدند.
[ویرایش]
برخی مفسران و اندیشمندان مسلمان، جاهلیت را صرفاً یک دوره تاریخی نمیدانند، بلکه آن را الگویی فکری و اجتماعی تلقی میکنند که میتواند در دورههای مختلف بازتولید شود. بر اساس این دیدگاه، هرگاه جوامع از معیارهای الهی، عدالت، اخلاق و عقلانیت فاصله بگیرند، نوعی «جاهلیت نوین» شکل میگیرد. در این تفسیر، سلطه مصرفگرایی، تقدم منافع مادی بر ارزشهای اخلاقی، تبعیت کورکورانه از جریانهای اجتماعی و رسانهای، و تبدیل انسان به ابزاری در خدمت قدرت و ثروت از نمونههای بازتولید الگوهای جاهلی در دوران جدید دانسته میشوند. برخی نویسندگان این وضعیت را با تعبیر «دفن فطرت» توصیف کردهاند؛ مفهومی که در برابر رسم تاریخی دفن دختران قرار میگیرد و به فراموش شدن هویت و ارزشهای انسانی اشاره دارد.
[ویرایش]
جاهلیت در منابع اسلامی عنوانی برای مجموعهای از ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی و اخلاقی پیش از ظهور اسلام در عربستان است. این دوره با ویژگیهایی همچون نظام قبیلهای، شرک، خرافات، نابرابریهای حقوقی، شیوههای متنوع ازدواج و برخی رسوم خشونتآمیز شناخته میشود. در عین حال، وجود ارزشهایی مانند شجاعت، وفاداری و سخاوت نیز از ویژگیهای جامعه عرب پیش از اسلام به شمار میرود. در تفاسیر اسلامی، مفهوم جاهلیت علاوه بر معنای تاریخی، به عنوان الگویی فکری و رفتاری نیز مطرح شده است که امکان ظهور آن در دورههای مختلف وجود دارد.