استان کردستان
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
استان کردستان با مساحتی حدود ۲۳۵ / ۲۸ کيلومتر مربع در غرب ايران، در مجاور خاک عراق بين ۳۴ درجه و ۴۴ دقيقه تا ۳۶ درجه و ۳۰ دقيقه عرض شمالی و ۴۲ درجه و ۳۱ دقيقه تا ۴۸ درجه و ۱۶ دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد. استان کردستان ازشمال به استا نهای آذربايجان غربی و زنجان و از مشرق به استان همدان و بخش ديگری از استان زنجان، از جنوب به استان کرمانشاه و از مغرب به کشور عراق محدود است. مرکز استان کردستان شهر سنندج است. شهرهای آن عبارت اند از: سقز، قروه، بيجار، بانه، ديواندره، کامياران و سروآباد.
[ویرایش]
کردستان را م يتوان از نظر جغرافيايي به سه ناحيه مشخص تقسيم كرد که تقريبا به موازات يکديگر و به موازات رانش زاگرس گسترش يافته و در پيدايش ناهموار يهاي استان نقش مؤثری داشته است: ناحيه شرقی و جنوب شرقی، که تمامی منطقه قروه و بيجار را در برگرفته و حد غربی آن را م یتوان محور کرمانشاه، سنندج، ديواندره و دشت اوباتو فرض کرد. ناحيه مرکزی و شمالی که ادامه کو ههای غربی است. حد جنوبی اين ناحيه تقريبا تا محور سنندج مريوان ادامه دارد و در حقيقت از نظر زمين شناسی دنباله پديد ههای طبيعی حاکم بر شرق ترکيه، آذربايجان غربي و شمال کردستان عراق است. ناحيه جنوب و جنوب غربی به طور کلی منطقه جنوب مريوان را تشکيل م يدهد و تقريبا به موازات محور کامياران مريوان ادامه دارد و به کو ههای بيستون در کرمانشاه متصل م یشود. اين ناحيه زاگرس شمالي نيز ناميده م يشود. مه مترين کو ههای رشته کوه زاگرس در ناحيه کردستان عبار تاند از: برانان در شرق، چهل چشمه يا چهل چمه به ارتفاع ۳۱۷۳ متر در غرب ديواندره، قره داغ به ارتفاع ۳۱۲۰ متر در شمال بيجار، کوه حوله به ارتفاع ۲۶۶۵ متر در بين گاورود و کامياران، کوه پيرمحمود به ارتفاع ۲۶۴۲ متر در ميان نجف آباد بيجار، گوژه به ارتفاع ۲۶۶۶ متر در بين دهگلان و سنندج، کوه آبيدر به ارتفاع ۲۵۵۰ متر در سنندج، کوه پير به ارتفاع ۳۲۵۰ متر بين قروه و سنقر کليايي و کوه بزرگ شاهو به ارتفاع ۳۳۲۵ متر که بلندترين کوهستان استان است. استان کردستان از نظر محيط طبيعی سيمای گوناگوني دارد: کوه ها: هم در برگيرنده چراگاه های وسيع و هم دارای پوشش جنگلی است. بسياری از رودخانه های بزرگ از آنها سرچشمه می گيرد. تپ هها: حدود ۱۹ درصد استان را تپ هها فرا گرفته است. اين بخش در گذشته به تمامی زير پوشش مراتع استپی و جنگ لهای بلوط بوده است و مه مترين مراتع و چراگا ههای استان را تشکيل م يدهد. فلا تها: حدود ۲۱ درصد وسعت استان را به خود اختصاص داده است. اين اراضی در گذشته به عنوان چراگاه مورد استفاده دامداران د هنشين و کو چنشين قرار داشت و در حال حاضر بيشتر آن به زراعت ديم و مقداری هم به زراع تهای آبي اختصاص و از بخش شرقي تا شمالی استان گسترش يافته است. دش تها: کردستان به علت تراکم زياد کوه، فاقد دش تهای وسيع است. در نواحی مرکزی و غربی دش تهای کوچک وجود دارد. در برخی نواحی مانند قروه، گروس، کامياران، مريوان و ديواندره دش تهای بزرگ و قابل توجه وجود دارند. دش تهای بزرگ و کوچک حدود ۴۵ درصد از سطح استان را فرا گرفت هاند.
[ویرایش]
کردستان تحت تأثير دوعامل بارز خشکی تابستان و سرمای زمستاني کوهستان قرار دارد. بخش وسيعی از استان در شرايط آب و هوايي کوهستانی سرد و مديترانه ای با باران بهاره قرار دارد. آب و هوای کردستان در تجزيه خاک، رويش گياه، گسترش عل فزار، شرايط مساعد توسعه دي مزار، مناطق مناسب و معيشت شبانی وگله داری و گسترش جنگل و باغداری نقشي تع يين کننده دارد. ميزان بارندگی در استان کردستان از غرب به شرق کاهش مييابد. دليل اين امر وجود ديواره کوهستاني ناحيه است که از نفوذ جريا نهايي که از غرب به فلات وارد م یشود، جلوگيری م یکند.
[ویرایش]
کو ههای کردستان از ديرزمان به عنوان سرچشمه چندين رودخانه بزرگ مورد توجه بوده است و رودخان ههای بزرگ آن مانند سفيدرود )قزل اوزن(، زرين هرود، خورخوره، سيروان، رودشور و تلوار از اين کو هها سرچشمه م یگيرند. رودخانه سفيدرود) قزل اوزن(، سفيدرود يا سپيدرود از کو ههای سيسر سرچشمه م یگيرد، از آذربايجان عبور م یکند و سپس وارد شمال کشور شده و به دريای مازندران م یريزد. رودخانه زرين هرود: اين رودخانه را در دوره ايلخانی چغتو م یناميدند و پيش از سال ۱۳۲۰ شمسی به زرين هرود تغ يير نام داد. اين رود در کو ههای چهل چشمه، سرچشمه دارد و پس از پيوند با رودخان ههای خورخوره و ساروق و تلوار و چند شاخه ديگر به درياچه اروميه م یريزد. رودخانه خورخوره: اين رودخانه از فلات اوباتو و شمال چه لچشمه سرچشمه گرفته و از جنوب به شمال، به رودخانه زرين هرود م یپيوندد و به درياچه اروميه جاری م یشود. اين رودخانه در دوره ايلخانی، نغتو خوانده م یشد. رودخانه سيروان: اين رودخانه از پيوستن تمامی آ بهای بخش جنوب غربی، غرب و مرکز استان مانند رود قشلاق، گاوه رود و گردلان تشکيل شده و در منطقه اورامان پس از پيوستن آب «بل » وارد استان کرمانشاهان م یشود و پس از پيوستن به رودخانه الوند با نام دياله در خاک عراق، به دجله م یريزد. رود دياله در سد ههای پيشين نهروان خوانده م یشد. منابع تاريخی، سرچشمه هر دو شاخه اصلی رود نهروان را کو ههای کردستان دانست هاند و ناحي های که رود سيروان از آن جاری بوده است را به نام شيروان خواند هاند.
[ویرایش]
استان کردستان بخشی از سرزمينی است که تحت حکومت مادها اداره م یشد. حدود تاريخی سرزمي نهای تابع دولت ماد از شمال به اورارتو، از غرب با آشور و از جنوب غربي و جنوب با ايلام و سومر )بابل و آکاد( محدود بود. با توجه به وضعيت اقليمی و آب و هوايي استان کردستان و بر اساس متون تاريخی و کاو شهای باستان شناسي، بسياری از مورخين معتقدند نخستين اقام تگاه اقوام آريايي در مناطق شرق و غرب درياچه اروميه بوده است. گروهی در منطقه شرق مستقر شدند و نام سرزمين آمادی برآن نهادند و گروهی در غرب درياچه اروميه ساکن شدند و آن سرزمين را پارسوا )پارسوما( ناميدند. گروه نخستين، دولت ماد را پديد آوردند و گروه دوم پادشاهی نيرومند هخامنشی را ايجاد کردند. سرزمين ماد به کشورهای مختلف تقسيم شده بود که به صورت حکوم تهای کوچک خودمختار و مستقل اداره م یشدند. ماننا يکي از اين دول تهای مستقل در جنوب درياچه اروميه تا حوالی سقز امروز بود. اين مردمان، پيش از ورود آرياي يهای صحرا نشين هم، دارای فرهنگی عالی و دولتی نسبتا نيرومند بودند. زاموآ سرزمينی بود که از کنار درياچه اروميه تا بخ شهای عليای رود دياله امتداد داشت. اين سرزمين، مياندوآب، بانه، سليمانيه و سنندج تا زهاب امروزی را در برم یگرفت و محل سکونت لولوبيان بود. محدود های در مثلث شهرهای کنونی سليمانيه، سنندج و زهاب در اواسط قرن نهم پيش از ميلاد يعني در حدود ۲۹۰۰ سال پيش، پارسوآ و بخش عليای رودکرخه )نزديک کرمانشاه( کشور ا لپی خوانده م یشد که بعدها الی مائيدا ناميده شد. ناحيه گامبادن در جنوب دياله در غرب کرمانشاهان قرار داشت و گوتيوم که سرزمين گوت یها يا بزر گترين اقوام اين سرزمين به شمار م یرفت شامل سرزمين فعلی کردستان و جنوب آذربايجان و بخشی از کرمانشاهان م يشد. براساس متن کتيبه داريوش در تخت جمشيد و بيستون، دولت ماد در سال ۵۵۰ پيش از ميلاد در قلمرو دولت هخامنشيان قرار داشت و سرزمين ماد يکی از ايال تهای تابع اين دولت بود. بعد از پادشاهی هخامنشی يعنی در دوره پار تها و ساسان يها، ايالت ماد از جمله ايالات کشور ايران به شمار م يرفت و به نام «ماه » نيز خوانده م یشد. اين ايالت شامل دو بخش «ماه پا يين » يا مادرازی و ماه بالا يا ماه نهاوند بود. در روزگار پيش از اسام سرزمين ماد را «کوهستان » م یناميدند. نام کوهستان تا حدود قرن ششم ه. ق نيز به کار م یرفت و منظور سرزمينی بود که از شمال به ديلمان و آذربايجان، از غرب و جنوب غربی به سواد)عراق( و خوزستان، از جنوب به پارس و کرمان و از مشرق به بيابان خراسان و توس محدود م یشد. از حدود قرن سوم هجری به بعد ترجمه عربی واژه «کوهستان » به نام «الجبال » به متون جغرافيايي اسلامی وارد شد. سرزمين جبال يا کوهستان دارای چندين کوره يا ناحيه بود که ماه کوفه)دينور(، ماه بصره)نهاوند(، همدان، ايفازين، قم، ماسبذان، مهرجانقدق و... از آن دسته بودند. سرزمين کوهستان بخشی از سرزمين بزرگ تر بود که به نام بلاد پهلو يا پهلويان خوانده م یشد. بلاد پهلويان يا سرزمين پهلو شامل ری، اسپهان، همدان، دينور، نهاوند، مهرجانقدق، ماسبذان، قزوين، زنجان، ببروصليسان)تالشان( و ديلم) يلستان( بود. ايالت ماد يا ماه در بخشی از سرزمين «پهله » در ناحيه کوهستان )قهستان يا جبال( واقع و شامل دو کوره بود: ماه نهاوند که در قرن چهارم دارای دو حاکم نشين «قصبه نهاوند » و «قصبه بروجرد » بود، و ماه دينور يا کوه دينور که در اين قرن دارای دو شهر عمده مرکزی بود؛ شهردينور که مرکز بخ شها يا رستا قهای بالايي بود و حاکم نشين کوره نيز به شمار م یرفت و کرمانشاهان مرکز بخ شهای پا يينی محسوب م یشد. اين دو ناحيه را ماهين يا ماهات هم م يگفتند. در تقسيمات عصر سلجوقی و به ويژه در عهد حکومت طغرل بيگ تمامی ناحيه جبال يا کوهستان به عراق عجم نامگذاری شد؛ زيرا خليفه عباسی القائم بالله طی منشوری در سال ۴۳۷ ه. ق، از او به عنوان طغرل بيگ سلجوقی و ملوک العراقين نام برد. ابن حقول در صورةالارض محدود ههای ناحيه جبال را تابستان گاه و زمستان گاه کردان معرفی م یکند. در زمان سلطان سنجر سلجوقي نيز از کردستان نام برده شده است. به نظر م یرسد که در دوره ايلخانان مغول، کردستان از عراق عجم جداشده باشد. در اوايل قرن هفتم هجری که سليمان شاه پسر از ترکمان ايوه بر آن حکومت يافت، نام کردستان در مکتوبات و تواريخ ديده م یشود.
[ویرایش]
کردستان ترکيبی از واژه «کرد » و پسوند «ستان » به معنی محل است. کردستان محل و سرزمين کردهاست. سرزمينی است که در کشور پهناور ايران قرار دارد. کلمه کردستان به طور رسمی نخستين بار در دوره سلجوقيان متداول شد و رسما آن را در دفاتر ديوانی ثبت و حدود و قلمرو کردستان را ضبط و تع يين كردند.
[ویرایش]
کردستان محل پرورش مفاخر ارزشمند و گرانماي های بوده است که در ايران نقش مهم و مؤثری داشت هاند؛ به ويژه برخی از آنان در دنيای اسلام از مقام ارجمندی برخوردار بود هاند. بنا به اسناد، کتا بها و مدارک تاريخی مقر ظهور زرتشت را در اين ناحيه م یدانند و شيخ شها بالدين سهروردی را منسوب به اين منطقه از ايران م یشمارند. صلا حالدين ايوبی که از سرداران و فاتحان بزرگ جن گهای صليبی بود از کردان نام آور است. از شاعران برجسته، مولوی کرد، نالی، مستوره اردلان، اميرنظام گروسی، فاضل گروسی، آي تالله شيخ محمدمردوخ و هم چنين از نويسندگان؛ هژار، استاد هيمن، محمد قاضی، عبدالکريم مدرسی و از شعرا؛ ميرزا فت حالله خرم، کردستانی و از هنرمندان برجسته مرحوم استاد علی اکبر بهزاديان، استاد عبدالمجيد نعمتيان در هنر نازک کاری و استاد عبدالله نجار باشی و معمار باشی... را م یتوان نام برد.
[ویرایش]
براساس نتايج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ ، جمعيت استان کردستان ۸۰۳ / ۴۴۱ / ۱ نفر بوده است که از اين تعداد ۴۲ / ۵۲ درصد در نقاط شهری و ۵۸ / ۴۲ درصد در نقاط روستايي سکونت داشت هاند. از جمعيت استان ۷۶ / ۴۲ درصد در گروه سنی کمتر از ۱۵ سال، ۶/ ۵۳ درصد در گروه سنی ۶۴ - ۱۵ سال و ۱۸ / ۴ درصد در گروه سنی ۶۵ سال و بيشتر قرار داشت هاند. از جمعيت استان ۹۰ / ۹۹ درصد مسلمان هستند.
کردها يکی از شعب ههای مشهور نژاد آريايي هستند که از حدود دو هزار سال پيش از ميلاد مسيح به شمال غربی و شرقی دريای اروميه مهاجرت كرد هاند و محققان در آريايي بودن آنها شکی ندارند. بنا به نوشته مينورسکی طوايف کرد از شرق ايران به سوی غرب )کردستان( کوچ کرده و در آنجا مسکن گزيد هاند و اسم بوميان نخستين را پار های کارداکا در حوالی درياچه وان و مجاور طوايف سو دانست هاند و دسته ديگر آنان را کوردوبين گفت هاند و در پار های تأليفات کاردو ديده م یشود که همه بر مبنای کارداکا شکل گرفته و فرقی بين دو واژه کورد و کارد نيست. کردها مردمانی ايرانی تبارند که زبان، فرهنگ و آداب و سنن آنان در ارتباط و پيوند با ديگر مردمان در قلمرو زيست اقوام ايرانی است. در اسناد سومری و آشوری از بخشی از اقوام ساکن در سرزمين کوهستانی شرق آشور، شمال شرقی و شرق بي نالنهرين و سرزمين سومر به نام کرتی يا گودی و کارتی و کارد نام برده شده و در منابع ارمنی واژه کردوخ بر اينان اطلاق شده است. از زمان هخامنشيان تا دوره پس از اسلام اينان به نام «کورد » و «کرد » خوانده شد هاند. برخی نيز معتقدند که کردها پس از دومين مهاجرت بزرگ آرياي يها به سرزمين ايران کنونی در اتحاديه مادها مانند ساير اقوام)ماننايي، لولويي و...( شرکت داشتند. اگر واژه گوتی قوم گوتی، کورتی يا کرتی قلمداد شود، بايد سابقه و منشأ نژادی کردها را هزاره سوم پيش از ميلاد بدانيم. برخی معتقدند گوت یها اقوامی متمايز از کردها بودند.
مردم کردستان به زبان کردی سخن م یگويند. زبان کردی يکی از قديم یترين زبا نهای ايرانی است که تحقيقاتی گسترده درباره آن انجام گرفته است. دياکونوف مستشرق روسی معتقد است، زبان کردی يکی از شاخ ههای زبان مادی است که بقايای آن )زبان مادی( در گوي شهای تاتی، تالشی، آذری، گيلانی، طبری، سمنانی و اورامانی و... محفوظ مانده است. کردی زبانی است که در ايران، عراق، ترکيه، قفقاز و سوريه به آن صحبت م یکنند و از شاخه گوي شهای غربی زبا نهای ايرانی محسوب م یشود. گوي شهای ايرانی - غربی به دو گروه شمالی و جنوبی تقسيم شده اند که فارسی نوين و پهلوی ساسانی )فارسی ميانه( جزو گروه جنوبی، پهلوی اشکانی و کردی در گروه شمالی آن قرار دارند.
با توجه به گستردگی محدوده جغرافيای زبان کردی و شرايط خاص اقليم آن، اين زبان در طول عمر خود دچار دگرگون یهای زيادی شده و تأثير زبا نهايي که در مجاورت آن وجود دارند نيز به اين دگرگون یها کمک كرد هاند. به همين دليل دگرگون یها باعث به وجود آمدن لهج هها و گوي شهای متفاوتی در اين زبان شد هاند. مه مترين اين لهج هها و مناطقی که در آن رايج هستند عبار تاند از:
-۱ بادينانی: قسمت عمده کردستان ترکيه، شمال کردستان عراق، کردستان سوريه، شمال کردستان ايران و کردهای
منطقه قفقاز و ارمنستان.
-۲ سورانی: در بخش عمد های از کردستان عراق و اکثر شهرهای کردستان ايران.
-۳ اورامی: در نواحی اورامانات ايران و عراق.
-۴ کلهری: در استا نهای کرمانشاه و ايلام ايران و جنوب کردستان عراق.
۵ - زازايي: در بخشی از کردستان ترکيه.
لازم به ذکراست که هريک از اين لهج هها خود دارای گوي شهايي هستند.
دين کردها چه قبل از اسام و چه در دوره اسامی با دين ساير اقوام ايرانی مشترک بوده و هست. بيش از هزار سال است تمام ايران به دين اسلام گرويد هاند. قبل از اسلام هم آ يين مردم کردستان، دين رسمی ايران بود. چنا نکه هنگام حمله اعراب، آتشکده پاوه شهرت بسزايي داشت. امروزه دين رسمی کردها، اسلام است و بيشتر مردم تابع و پيرو عقيده اجتهاد امام محمد شافعی و بقيه نيز پيرو مذهب شيعه هستند. شمار اندکی نيز مذاهب حنفی، مالکی يا حنبلی را اختيار كرد هاند و برخی ديگر زير پوشش بدع تهای دينی يا نا مهای اهل حق، يزيدی، صارمی، شبک، بجوران و کاکی و با حفظ آداب و مناسک و معتقدات دين کهن ايران باستان زرتشتی ه مچنان به حيات دينی خود با التقاطی از اسلام ادامه م یدهند.
[ویرایش]
براساس آخرين آمارگيری و تقسيمات کشوری، استان کردستان دارای نه شهرستان، ۲۳ شهر، ۸۳ دهستان است و هم چنين دارای ۱۷۶۷ آبادی دارای سکنه و ۱۹۲ آبادی خالی از سکنه است.
[ویرایش]
پس از پیروزی انقلاب اسامی، سیل توطئه نابکاران و خائنین به کشور در این منطقه متمرکز شد و از همان اولین روزها، عد های با تحریک بيگانگان دست به اسلحه بردند و رو در روی مردم و نظام جمهوري اسلامي ایستادند. درست سی و پنج روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی سنندج به محاصر هی نيروهاي ضدانقلاب درآمد و جنگ ناخواست های هم به ارتش و هم به مردم تحمیل شد. در اين درگيري بخشی از پادگان که در اختیار ژاندارمری وقت بود به تصرف نيروهاي ضدانقلاب درآمد و شش هزار قبضه سلاح موجود در آن غارت شد. نیروهای ارتش ایستادگی کردند و داغ سقوط پادگان را بر دل دشمن نشاندند، اما در غروب همین روز ) ۲۷ اسفند ۱۳۵۷ ( کمیت هی انقلاب اسامی خیابان مردوخ سنندج مورد حمله قرار گرفت و فرماند هی آن محمد رحمان پور به شهادت رسيد. متعاقب آن صدا و سیما توسط عوامل ضدانقلاب اشغال شد. در كيم فروردین سال ۱۳۵۸ ، هيئتي به ریاست مرحوم آی تالله طالقانی برای بررسی موضوع وارد شهر سنندج شد و پس از مذاکره با طرفین، زمین هی ایجاد شورای شهر در سنندج فراهم آمد. در اولین انتخابات، نیروهای مذهبی موفق به کسب بیشترین آرا شدند. گرو ههاي ضدانقلاب در ادامه فعاليتهاي خود، سمینارها و کنفران سهای مختلفی در سنندج، سقز، مریوان و بانه برگزار كردند. سران ضد انقلاب وارد این شهرها شدند و دست به برپایی میتین گهای مختلف زدند. در مریوان كه دیار علما و فضلا و مرکز دینداری و معنویت محوری مردم استان كردستان است، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي توسط نیروهای بومی را هاندازی م يشود و عبدالله طرطوسی فرماندهی آن را به عهده م يگيرد. اما عوامل ضدانقلاب در بيست و سوم تير ۱۳۵۸ در یک توطئ هی از پیش طراحی شده، مقر سپاه پاسداران را به محاصره در م یآورند و هشت نفر از مدافعان انقلاب اسلامی را به شهادت م یرسانند و مکان استقرار آنها را تصرف ميكنند. گرو ههاي ضدانقلاب در مریوان به این حملات نيز بسنده نم یکنند و طرح کوچ اجباری مردم شهر را به مرحل هی اجرا م یگذارند و مردم را مورد آزار و اذیت قرار م يدهند. به دنبال واقع هی بيست و ششم مرداد ۱۳۵۸ در پاوه، شهید چمران وارد عرصه مبارزه م یشود و با کمک نیروهای ارتش، سپاه و مردم بومی وفادار به انقلاب اسلامی در کردستان، پاکسازی اول کردستان را آغاز م یکند. وي از طریق پاوه و نوسود وارد مریوان م یشود، زمین هی بازگشت مردم به شهر را فراهم و امنیت شهر را به شهربانی وقت واگذار میكند. خود همراه رزمندگان تحت امرش از طریق جاد هی مریوان - بانه عازم بانه م یشود. در اين مسیر اولین درگیری بین نیروهای شهید چمران با نيروهاي حزب کومله رخ م یدهد و با کشته شدن فؤاد مصطفی سلطانی از عناصر کادر مرکزی کومله و مسئول تشکیلات منطق هی مریوان، ضد انقلاب عق بنشینی میكند. نیروهای شهید چمران وارد شهر بانه م یشوند و ضد انقلاب را وادار به خروج از اين شهر میكنند، شهید چمران در مسیر بازگشت شهرهای سقز و دیواندره را نیز از وجود نيروهاي ضدانقلاب پاک ميكند. گروههاي ضدانقلاب در سنندج هر روز دست به توطئ های جدید م یزنند. آنها مقرهای متعددی ایجاد میكنند و در نتيجه عرصه بر نیروهای انقلاب تن گتر م یشود. افراد جهاد سازندگی مورد اذیت و آزار قرار م یگیرند تا از کار و فعالیت و خدمت به مردم منصرف شوند. همچنين مراکز فرهنگی یکی پس از دیگری در اختیار گرو ههاي ضدانقلاب قرار م یگیرد. لیبرا لهای حاکم، مصالح ملی را در جهت منافع و مطامع احزاب و گرو ههای غیر قانونی فدا م یکنند. هيئت حسن نیت به دلیل داشتن ضع فهای فراوان و عدم توجه به نیروهای مذهبی و انقلابی، روز به روز منزو یتر م یشود. طرح چهار ماد های خود مختاری گروه کها با استفاده از ضعف ناشی از روبرو شدن هيئت با مسائل کردستان به طرح هجده ماد های خود گردانی تغییر ماهیت م یدهد. نیروهای مذهبی و انقلابی شهرهای استان کردستان، به دنبال فشارهای گرو ههاي ضدانقلاب مجبور به ترك استان و مهاجرت به ديگر شهرهای کشور از جمله کرمانشاه، همدان و تهران مي شوند. در مقابل اعضاي مجلس خبرگان دست به تحصن م یزنند و از دولت موقت م یخواهند به داد مردم کردستان برسد و مانع از توطئ هی بیشتر گروه کها شود. نیروهای مهاجر هوادار انقلاب، به تدریج در شهر کرمانشاه متمرکز م یشوند و با پیشنهاد شهید محمد بروجردی سنگ تشکیل سازمان پیشمرگان مسلمان کرد را بنا م یگذارند. اين سازمان بعدها در معادلات سیاسی، فرهنگی و امنیتی منطقه نقش برجست های ایفا ميكند. عملکرد منفی و غیرقابل پذیرش هيئت حسن نیت در مذاکره با گرو ههای ضدانقلاب در سال ۱۳۵۸ ، منجر به پذیرش خواست نابحق آنها م يشود و نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از شهرهای استان کردستان خارج م يشوند. بعد از پذیرش این خواسته از جانب هيئت، عناصر مسلح غیرقانونی بر بيشتر شهرها و روستاهای استان کردستان مسلّط شدند و در سطح گسترد های اقدام به ایجاد پایگاه و استحکامات ميكنند. در دی ماه ۱۳۵۸ ، نیروهای پیشمرگ مسلمان کرد که در حوالی کامیاران مورد هجوم نيروهاي حزب کومله قرار گرفته بودند، ضمن پاسخ به حمل هی آنها، اين نيروها را تعقیب و در نهایت شهر کامیاران را از تسلط آنها رها ميكنند و پرچم جمهوری اسلامی ایران را بر فراز با مهای این شهر به اهتزاز در م يآورند. این سازمان نوپا در جریان عملیات آزادسازی کامیاران، اولین شهید خود را به انقلاب تقديم ميكند. سعید آزادی پیشمرگ مسلمان کامیارانی، اولین شهید این سازمان است. یاد قهرمان یهای شهید محمد رضایی، شهید احمد باقری و خلبان شهید شیرودی در این عملیات برای همیشه در يادها باقي خواهد ماند. ضدانقلاب پس از شکست در کامیاران، حملات خود را شدت ميبخشد و پادگان بانه از اوایل اسفند ۱۳۵۸ به محاصر هی آنان در ميآيد. پادگان سقز محاصره و را هورودی این شهر از مسیر سنندج بسته م يشود و جمعی از نیروهای ارتش در ورودی شهر سقز مورد هجوم ضدانقلاب قرار ميگيرند. همچنين حلق هی محاصر هی پادگان مریوان تن گتر ميشود. در سنندج نیز ضدانقلاب همزمان با تشدید حملات به پادگان، فرودگاه و صدا و سیما را كه در اختیار ارتش بودند، همچنين باشگاه افسران را به محاصره در م يآورد. نيروهاي ضدانقلاب در روز سی و یکم فروردین ماه ۱۳۵۹ با هجوم به یکی از ستو نهای ارتش که قصد داشت از جنوب شرقی شهر سنندج، عازم سردشت شود، جمعی از نیروهای آن را به شهادت م يرسانند و اموال و امکانات آن را غارت ميكنند. در اين حمله فرماند هی این ستون امیر سرتیپ نصرتزاد نیز به شهادت ميرسد. فشار گرو ههاي ضدانقلاب، منجر به اخذ یک تصمیم اساسي از جانب نیروهای انقلاب شامل ارتش، سپاه و پیشمرگان مسلمان کرد م يشود. آنها در روز چهارم اردیبهشت سال ۱۳۵۹ عملیات آزادسازی شهر سنندج را آغاز ميكنند و روز بيست و سوم اردیبهشت، این شهر را به طور کامل از نيروهاي ضدانقلاب باز پس م يگيردند. در ادام هی این عملیات، شهرهای دیواندره، سقز و مریوان نیز از وجود ضد انقلاب پاک و پس از آن پادگان ارتش در شهر بانه از محاصره خارج و پرچم کشور برفراز آربابا برافراشته م يشود. به اين ترتيب نيروهاي خودي، تمامي شهرهاي كردستان را از گرو ههاي ضد انقلاب بازپس م يگيرند. در اجرای طرح ایجاد امنیت پایدار، این موضوع به مناطق عمقی و روستاها گسترش مييابد و پاکسازی روستاها آغاز م يشود. پس از پاکسازی شهرها، نيروهاي انقلاب، گرو هگروه به برادران پاسدار و پیشمرگ خود م يپيوندند و در مدتی کم، گردا نهای مختلفی از نیروهای مهاجر و انصار شكل م يگيرد که به گردا نهای ضربت محمد رسو لالله و رسول اکرم شهرت پيدا ميكنند. در رأس این گردا نها، کسانی چون شهیدان پرویز کاکسوندی، عثمان فرشته، جلال بارنامه، جمیل شهسواری، محمدرضا ترابیان، سید منصور بیاتیان، محمد امین رحمانی، حاج سعید توفیقی، ابراهیم مرادی، ملا مصطفی مردوخی، حاج قاسم نصراللهی، محمود بهرامی، مطلب حسنی، محمد صفری، عبدالله فرجی، محمد امین نیزه رودی، محمد رضایی، احمد باقری، ناصر شیردل، کریم جعفری، غلام منوچهری، حاج هوشنگ ورمقانی، جعفر طالبی و یدالله حاجیان قرار داشتند. همزمان با پاکسازی مناطق عمق، نیروهای انقلاب، با تمام توان اقدام به ایجاد زمین ههای لازم جهت زدودن غبار محرومیت از چهر هی مناطق كردنشين ميكنند. با شروع هجوم همه جانب هی ارتش بعث، مردم کردستان نیز چون دیگر هموطنان خود به دفاع از مرزهای ایران اسامی پرداختند. خاطر هی مقاوم تهای کم نظیر مردم منطق هی مریوان همراه سردار جاوید الاثر احمد متوسلیان در دفاع و حفظ ارتفاعات تته، دالانی و ملخ خور در يادها باقي خواهد ماند. شايان ذكر است كه در دوران دفاع مقدس مقام معظم رهبری از منطق هی مریوان ديدار كردند. نیروهای رزمند هی اسلام در کردستان، اعم از مهاجر و انصار، همزمان با مبارز هی بی امان خود با ضد انقلاب، از حضور در مناطق عملیاتی غرب و جنوب نیز غافل نبودند و سپاه استان با ایجاد تیپ بیت المقدس توانست به رزمندگان و بسیجیان بومی استان تشکل و انسجام ببخشد و آ نها را با سازماندهی در این تیپ به مناطق جنوب اعزام كند. این تیپ در عملی ا تهای فراوانی در مناطق جنوبی کشور شرکت داشته است. از افتخارات استان کردستان، انجام عملیا تهای مختلفی است که در مرزهای این استان در دفع شرّ نیروهای بعثی عراق انجام گرفت. از جمل هی آ نها م یتوان به عملیا تهای زیر اشاره کرد: عملیات والفجر ۴ در سال ۱۳۶۲ در دشت وسیع شيلر، عملیات والفجر ۹ در سال ۱۳۶۴ در ارتفاعات کوخ نم نم، شاخ کوهان و موبرا، عملیات قادر در سال ۱۳۶۴ در منطق هی سیدکان، عملیات فتح ۱در سال ۱۳۶۵ در منطق هی کرکوک، عملیات فتح چهار در سال ۱۳۶۵ در منطق هی عمومی رواندوز، عملیات کربلای ۱۰ در سال ۱۳۶۶ در منطق هی سلیمانیه، عملیات نصر ۴ در سال ۱۳۶۶ در منطق هی ماووت، عملیات نصر ۷ در سال ۱۳۶۶ در ارتفاعات دوپازا، عملیات ظفر ۲ در سال ۱۳۶۶ در منطق هی عملیاتی شهر کفری در استان کرکوک، عملیات نصر ۸ در سال ۱۳۶۶ در ارتفاعات گرده رش، عملیات بی تالمقدس ۲ در سال ۱۳۶۶ در منطق هی ویولان، ارتفاعات قمیش و هرمدان، عملیات والفجر ۱۰ در سال ۱۳۶۶ در منطق هی عمومی حلبچه و سد دربندیخان، عملیات بی تالمقدس ۳ در سال ۱۳۶۶ در ارتفاعات گوجار، عملیات بی تالمقدس ۴ در سال ۱۳۶۶ در راستای تکمیل و تأمین جناح چپ منطق هی عملیاتی والفجر ۱۰ . مردم مسلمان استان كردستان در هشت سال دفاع مقدس و نبرد ب یامان با نيروهاي ضد انقلاب داخلي، علاوه بر تجهيز هزاران رزمنده جهت مقابله با ضد انقلاب، قریب به سی هزار رزمنده را در قالب نیروی داوطلب بسیجی به مناطق عملیاتی جنوب و جبه هی میانی اعزام و پنج هزار و چهارصد شهيد به وطن خويش تقديم كرد هاند.