• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

احمد خرمالی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



نوزدهم اردیبهشت ۱۳۴۶ ، در روستای چاقلی از توابع شهرستان آزادشهر به دنیا آمد. پدرش قلیچ، کشاورزی م یکرد و مادرش آرازبخت، خان هدار بود. در خانواد های مذهبی و متدین پرورش یافت. دوره ابتدایی و راهنمایی را در زادگاهش درس خواند. سپس برای ادامه تحصیل به گنبدکاووس رفت و دوران متوسطه را در دبیرستان شریعتی گذراند. پس از اخذ مدرک دیپلم، برای انجام خدمت سربازی در جبهه حضور یافت. پس از یازده ماه خدمت با شرکت در کنکور سراسری و قبولی در رشته بهداش تکار دهان و دندان به تحصیل در دانشگاه علوم پزشکی مشهد پرداخت. سال ۱۳۷۶ ازدواج کرد و صاحب یک دختر و یک پسر شد. سال ۱۳۶۹ با پایان دوره کارشناسی در آزادشهر شروع به کار کرد. سال ۱۳۸۵ در مقطع کارشناسی ارشد در رشته دندانپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد و همراه همسرش مشغول تحصیل شد. سرانجام پسا ز فار غالتحصیلی در سال ۱۳۸۹ ، به شهرستان گنبدکاووس بازگشت و با تأسیس مطب آغاز به کار کرد. علاقه زیادی به کارش داشت. با بیماران مهربان و خو شرو بود و همه از کارش رضایت داشتند و دعاگوی او بودند. مهربان، خو شاخلاق، خو شرو و ک محرف بود. با فروتنی در کارخانه سهیم م یشد. هر جمعه برای خانواده صبحانه آماده م یکرد. در هفته دو یا سه بار در خانه جلسه برقرار م یکرد و درباره موضوعات خانوادگی، اجتماعی و مذهبی با همسر و فرزندان گفت و گو م یکرد. هر جمعه به دیدن پدر و مادر خود م یرفت. جویای حالشان م یشد و به آ نها کمک م یکرد. دعای پدر و مادر همیشه بدرقه راهش بود. در امور خیر مانند کمک به ساخت مسجد و مدرسه، کمک به ازدواج جوانان و بیماران نیازمند پی شقدم بود. برای معاینه دان شآموزان به مدرسه م یرفت و دان شآموزان ب یبضاعت را به صورت رایگان درمان م یکرد. مشاور اقتصادی خوبی برای نزدیکان و دوستان بود و همه از مشورت با او رضایت داشتند. بسیار متواضع بود و تا جایی که م یتوانست خودش را به عنوان پزشک معرفی نم یکرد. با این که بسیار مشغله داشت، از ورزش غافل نم یشد. در هر فرصتی به پیاد هروی، تنیس روی میز و بدمینتون م یپرداخت. حدود ۱۰ سال در انتظار اعزام به سفر حج بود. سرانجام سال ۱۳۹۴ همراه با همسر و پدر همسرش آماده سفر شد. در طول سفر بسیار به عبادت م یپرداخت. انس و علاقه خاصی به مسجدالنبی داشت و تمام نمازهایش را آ نجا م یخواند. در مکه به نیابت از اطرافیان قرآن م یخواند و طواف م یکرد. به نقل از همسرش: «پس از عبادت و راز و نیاز در منا، عازم عرفات شدیم. بعد از نماز ظهر روحانی کاروان گفت که حالا حاجی شد هاید. به یکدیگر تبریک بگویید و حلالیت بطلبید. بسیار گریستیم و از همدیگر حلالیت طلبیدیم. شب تا صبح به راز و نیاز در مشعرالحرام گذشت. صبح برای رمی جمرات به سوی منا حرکت کردیم. هنوز نیم ساعت نگذشته بود که بر اثر ازدحام جمعیت حرکت زائران متوقف شد و سرانجام به علت گرما و تشنگی شدید، همسر و پدرم به شهادت رسیدند. » دوم مهر ۱۳۹۴ ، هنگام انجام اعمال حج در منا به شهادت رسید. پیکرش یازدهم مهر همان سال پس از تشییع در گلزار شهدای شهرستان گنبدکاووس به خاک سپرده شد.


رده‌های این صفحه : شهدای فاجعه منا (۱۳۹۴)




جعبه ابزار