احمد حاتمی کلشتری
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
هفدهم دی ۱۳۳۷، در شهرستان تهران چشم به جهان گشود. شغل پدرش عل یمیرزا، آزاد بود و مادرش هما خان هداری م یکرد. از هوش و استعداد بالایی برخوردار بود و دوران تحصیل را با موفقیت پشت سرگذاشت. پس از پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی به جهاد سازندگی پیوست. از سوی واحد مهندسی پشتیبانی جنگ و جهاد سازندگی در جبهه حضور یافت. سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد و پس از آن برای ادامه تحصیل عازم خارج از کشور شد. تا پایان مقطع فوق دکترا در رشته هوافضا و مکاپترونیک درس خواند. ثمره ازدواج او یک دختر و یک پسر بود. با این که فرزندانش خارج از کشور به دنبا آمده بودند هرگز از تربیت دینی آ نها غافل نشد. برای انجام تکالیف شرعی آنان را تحت فشار نم یگذاشت و با روی خوش باعث علاق همندیشان م یشد. بر احترام به والدین و نماز اول وقت تأکید م یکرد. معمولا برای شرکت در نماز جماعت به مسجد م یرفت و فرزندانش را نیز م یبرد. خودش ورزش م یکرد و برای فرزندان تفریحات سالم در نظر م یگرفت و آ نها را به درس خواندن سفارش م یکرد. پس از بازگشت به ایران در پژوهشکده سامان ههای حم لونقل فضایی مشغول به کار شد و ه مزمان به تدریس مقطع دکترا در دانشگاه پرداخت. در محیط کار در زمین ههای علمی و تحصیلی بسیار توانمند بود و مورد مشورت قرار م یگرفت. پایبند به اصول مذهبی بود. هنگام اذان به هر شکلی مسجدی را پیدا م یکرد و نماز م یخواند. نماز شب را ترک نم یکرد. هر روز قرآن م یخواند و در معانی آیات تدبر م یکرد. نکات قرآنی را م ینوشت و از محضر تفسیر قرآن حضرت آی تالله جوادی آملی فیض م یبرد. به خواندن دعای کمیل و زیارت آل یاسین عادت داشت. به امام رضا )ع( عشق م یورزید. در سه سال آخر عمر خود هر سال به زیارت کربلا م یرفت و فاصله بین نجف و کربلا را پیاده طی م یکرد. صبور، امین، مورد اعتماد و امان تدار بود. در هر شرایطی بدون تردید راست م یگفت و با گفتن «النجاه فی الصدق » بر راستگویی تأکید م یکرد. اهل بزر گنمایی و اغراق در کارها و کلام نبود. از غیبت خودداری م ینمود. کمک به نیازمندان را وظیفه م یدانست و برای رفع مشکلات مالی دوستان، فامیل و همکاران م یکوشید. گاهی اگر حتی پول نداشت قرض م یگرفت و به کسی که نیاز داشت م یداد. وقتی همسرش از یک سفر خارجی بازگشت، برای او مقداری پوشاک از قبیل پیراهن و کاپشن آورد. شهید حاتمی لبا سها را در ماشین م یگذارد و بعدها که همسرش م یپرسد لبا سها کو؟ م یگوید به نیازمندان دادم. حتی با این که خودش کاپشن نداشت، از کاپشن خارجی استفاده نکرد و گفت: «باید آنچه را دوست داریم هدیه بدهیم. » از دانش خود فقط در زمینه کارهای علمی استفاده نم یکرد. در زمینه علوم قرآنی صاحب دو اثر ارزشمند م یباشد. دو کتاب «فضا در قرآن » و «طیف معانی قرآن » به قلم اوست. ه مچنین مقالاتی نیز درباره موضوعات علمی، اجتماعی و را هح لهایی برای رفع معضل ترافیک نوشته است. قرار بود به زیارت مشهد برود که با درخواست همسرش مبنی بر این که سفر به بعد بازگشت از حج موکول شود، منصرف شد. از طرف بعثه رهبری مأموریت یافت به مکه برود. به گفته نزدیکانش رفتارش به گون های بود که گویی م یدانست از این سفرب رنم یگردد. کارها و پروژ ههای ناتمام زیادی داشت. با این که فرصت کافی برای اتمام نداشت شروع به کار کرد. وقتی به او م یگفتند که عجله نکند و زمانی که از سفر بازگشت انجام بدهد، م یگفت: «شاید برنگردم. » بیستم شهریور ۱۳۹۴، در مسجدالحرام در سانحه سقوط جرثقیل به شهادت رسید. از آ نجا که آرزوی زیارت مشهد را داشت، پیکرش را به مشهد بردند و در حرم امام رضا )ع( تشییع کردند. ه مچنین به دلیل آ نکه شهید احمد حاتمی کلشتری نماز جمعه را بسیار دوست داشت و همیشه در آن شرکت م یکرد، پیکرش را س ی و یکم شهریور در نماز جمعه تهران تشییع و در بهش تزهرا همان سال به خاک سپردند.