معاویه بن ابیسفیان
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
معاویه بن ابیسفیان، که در حدود سال ۵ پیش از
بعثت در
مکه دیده به جهان گشود، از خاندان
بنی امیه و
قریش بود. او که فرزند
ابوسفیان، و
هند جگرخوار بود، پس از
فتح مکه در سال ۸ هجری قمری به همراه پدر و دیگر بستگانش اسلام آورد و جزو
طلقاء (آزادشدگان) محسوب شد. با وجود آنکه دوران جاهلیت را در جبهه مقابل اسلام گذراند، اما هوش و بلندپروازی او، بعدها او را به یکی از تاثیرگذارترین چهرههای تاریخ صدر اسلام تبدیل کرد.
[ویرایش]
پس از رحلت پیامبر اسلام، معاویه به همراه برادرش یزید بن ابیسفیان، در سپاه اسلام برای فتح شام حضور یافت. در دوران خلافت
عمر بن خطاب، ابتدا حکومت اردن به او سپرده شد و پس از مرگ یزید در
طاعون عمواس، عمر، معاویه را به عنوان حاکم کل شام منصوب کرد.
عثمان بن عفان نیز این سمت را برای او حفظ نمود. در طول این سالها، معاویه با اتکا به تواناییهای مدیریتی و دیپلماسی خود،
شام را به پایگاهی مستحکم برای حکومت خود تبدیل کرد و توانست قدرت خود را در این منطقه تثبیت نماید.
[ویرایش]
با رسیدن
امام علی به خلافت در سال ۳۵ هجری قمری، معاویه از
بیعت با ایشان سر باز زد و به بهانه
خونخواهی عثمان، که در همین دوران به قتل رسید، زمینه را برای درگیری فراهم کرد. نامهنگاریهای متعدد میان امام علی علیه السلام و معاویه، هرگز نتوانست منجر به سازش شود. اوج این تقابل، در
جنگ صفین در سال ۳۷ هجری قمری رخ داد. در این نبرد، لشکر معاویه در آستانه شکست قرار داشت که با پیشنهاد
عمروعاص، حیله «
قرآن بر نیزه کردن» به کار گرفته شد. این اقدام، سپاه امام علی را متفرق کرد و منجر به پذیرش حکمیت شد. در
واقعه حکمیت، عمروعاص با فریب
ابوموسی اشعری، زمینه را برای تثبیت جایگاه معاویه و تضعیف خلافت امام علی فراهم آورد.
[ویرایش]
پس از شهادت امام علی در سال ۴۰ هجری قمری، معاویه با استراتژی سیاسی خود، به ویژه با بهرهگیری از ضعف و نفاق در سپاه
امام حسن مجتبی، موفق به تحمیل صلح بر ایشان شد. در سال ۴۱ هجری قمری، که به
«عام الجماعة» (سال وحدت) مشهور شد، معاویه به عنوان خلیفه مسلمین اعلام گردید و سلسله اموی رسماً بنیان نهاده شد. مهمترین دگرگونی سیاسی در دوران حکومت معاویه، تغییر مفهوم خلافت از یک نظام مبتنی بر شورا یا انتخاب، به یک سلطنت موروثی بود. او با تعیین فرزندش یزید به عنوان
ولیعهد، این بدعت را در نظام سیاسی اسلام پایهگذاری کرد، بدعتی که پیامدهای تلخ آن در تاریخ اسلام، به ویژه در
واقعه کربلا، آشکار گردید.
[ویرایش]
معاویه در اداره حکومت، رویکردی عملگرایانه و غالباً بیرحمانه داشت. او از دین به عنوان ابزاری قدرتمند برای تثبیت و گسترش حاکمیت خود بهره میبرد. برای توجیه مشروعیت حکومت، اندیشه جبرگرایی را ترویج میداد و حکومت را اراده الهی قلمداد میکرد. دستور به
جعل احادیث در فضیلت خاندان اموی و رواج سب و لعن امام علی بر منابر، از دیگر اقدامات او در جهت استحکام پایههای دینی حکومت بود. برای بهبود ساختار اداری، نهادهایی چون «دیوان خاتم» برای جلوگیری از جعل اسناد و «دیوان برید» برای ساماندهی امور پستی و اطلاعاتی تأسیس و توسعه یافت. معاویه در مدیریت سیاسی، از توازن میان قبایل عرب، به ویژه قبایل قیسی و یمنی، استفاده میکرد. اما در برابر مخالفان، رویکردی قاطع و سرکوبگرانه داشت.
شیعیان و
خوارج، به شدت تحت فشار قرار گرفتند. شهادت
حجر بن عدی و یارانش در سال ۵۰ هجری قمری، نمونهای بارز از این سرکوبها بود؛ جایی که صرف ابراز محبت به
اهل بیت علیه السلام یا مخالفت با حاکمیت، مجازاتهای سنگینی چون قطع دست و پا، کوری و قتل را در پی داشت.
[ویرایش]
در عرصه سیاست خارجی، معاویه توجه ویژهای به جنگ با
امپراتوری روم شرقی داشت. او با توسعه ناوگان دریایی مسلمانان، حملات متعددی به مناطق تحت تسلط روم انجام داد و حتی
قسطنطنیه را در سال ۴۹ هجری قمری مورد محاصره قرار داد. این تلاشها، هرچند با دشواریهایی همراه بود، اما منجر به انعقاد پیمان صلحی طولانی مدت شد. در جبهههای شرقی، فتوحات در مناطقی چون
ایران،
خراسان، و حتی مناطقی از آسیای مرکزی مانند
بخارا و
سمرقند، ادامه یافت. شمال آفریقا نیز شاهد گسترش قلمرو اسلامی بود و پایگاههایی چون
قیروان در این دوره تأسیس شد.
[ویرایش]
بزرگترین میراث سیاسی معاویه، نهادینه کردن سلطنت موروثی بود. او در سالهای پایانی عمر خود، با وجود مخالفتهای جدی شخصیتهایی چون
امام حسین ،
عبدالله بن زبیر،
عبدالرحمن بن ابیبکر و
عبدالله بن عمر، موفق شد تا برای پسرش یزید، که به خوشگذرانی و بیتوجهی به امور دینی مشهور بود، بیعت بگیرد. این اقدام، نقطه آغازی برای تنشها و درگیریهای خونین آینده در تاریخ اسلام، به ویژه واقعه کربلا، شد. از دیدگاه
امام خمینی، معاویه فردی بود که ماهیت اسلام را تحریف کرد و خلافت را به یک رژیم طاغوتی مبدل ساخت. او با ظواهر دین بازی میکرد اما در عمق، اعتقادی به اصول نداشت و حاکمی ستمگر بود. معاویه در
ماه رجب سال ۶۰ هجری قمری در سنین بالا در
دمشق درگذشت. میراث او، اگرچه شامل دستاوردهای سیاسی و نظامی قابل توجهی بود، اما دگرگونی نظام خلافت به سلطنت موروثی و سرکوب بیرحمانه مخالفان، سایه تاریکی بر دوران حکومت او افکند و تأثیرات عمیقی بر روند تاریخ اسلام گذاشت.