استان مرکزی
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
استان مرکزی بین رشته کوه های البرز و زاگرس و در مجاورت کویر مرکزی بین ۳۳ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۳۵ درجه و ۳۵ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۵۷ دقیقه تا ۵۱ درجه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این استان از شمال به استان های تهران و قزوین، از جنوب به استان های اصفهان و لرستان، از شرق به استان های اصفهان و تهران و از غرب به استان همدان محدود است. مساحت کل استان مرکزی حدود ۲۹۱۵۲ کیلومتر مربع است. براساس آخرين تقسيمات كشوري در سال ۱۳۷۵ )ه . ش(، استان مركزي داراي ۱۰ شهرستان، ۱۵ بخش، ۱۹ شهر، ۶۰ دهستان، ۱۳۹۴ آبادي داراي سكنه و ۴۶ آبادي خالي از سكنه است. شهرستان هاي اين استان عبارت اند از: اراك، آشتيان، تفرش، خمين، زرنديه، ساوه، شازند، كميجان، محلات و دليجان.
[ویرایش]
مهم ترین ارتفاعات استان را بخش هایی از کوه های مرکزی و کوه های زاگرس تشکیل می دهند. بلندترین ارتفاعات این استان قله «شهباز » با ۳۳۸۸ متر ارتفاع در رشته کوه راسوند است و پست ترین منطقه آن را دشتی در جنوب ساوه با نهصد و پنجاه متر ارتفاع از سطح دریا تشکیل می دهد. مناطق کوهستانی این استان بیشتر در شهرستان شازند، اراک، محلات و تفرش قرار دارند. کوه های این ناحیه از دو رشته تشکیل شده اند. رشته اصلی از الوند جدا شده است و به صورت دیواره های موازی با طول دویست و هشتاد کیلومتر از همدان تا راهگرد ادامه دارد. جهت اصلی آن از شمال غرب به جنوب و سپس به سمت شمال شرق است. این ارتفاعات در سربند و شازند به نام «راسوند » و در اراک «سفیدخانی » نام دارند. قلل عمده این کوه ها در راسوند به نام شهباز و سفیدخانی به ترتیب ۳۳۸۸ و ۲۸۲۰ متر و در «قرق در ۲۹۶۷ » متر از سطح دریا ارتفاع دارند. رشته جبال راسوند در جهت جنوب شرقی به کوه های «الوندلکان » در غرب خمین به ارتفاع ۳۰۵۶ متر می پیوندد و سپس به ارتفاعات تخته کوه اردل و جاسب می پیوندد و پس از قطع شدن به وسیله دره قمرود به ارتفاعات کهک قم متصل می شود. دومین رشته کوه این منطقه در چهل کیلومتری جنوب غربی شهر اراک از کو ههای راسوند جدا م یشود و به صورت دو رشته موازی جنوب به سوی شمال امتداد م ییابد. این ارتفاعات عمود بر کو ههای راسوند است و دره معروف «چرا »ّ را با وسعت هزار و صد کیلومتر مربع به وجود م یآورد. ارتفاعات عمده آن در «هزاوه » اراک ۲۷۳۵ متر و در «وفس ۲۷۴۵ » متر است. مه مترین کوه های منطقه تفرش عبارت اند از: کوه کوجه )کجه( با ارتفاع ۳۱۴۰ متر، قلعه «بندیی » با ارتفاع ۲۶۰۰ متر، قلعه «گندم کوه » با ارتفاع ۲۱۵۹ متر و کوه «کلاهک » با ارتفاع ۳۰۸۴ متر. رشته کوه های «هفتاد قله » در شمال شرقی شهرستان اراک قرار دارد و به رشته جبال راهگرد می پیوندد.
[ویرایش]
تنوع اقلیمی و آب و هوایی استان ناشی از نوسانات ارتفاع در مناطق مختلف آن است؛ به طوری که اختلاف ارتفاع پست ترین نقطه استان دشت ساوه با نهصد و پنجاه متر ارتفاع و بلندترین نقطه آن قلعه شهباز با ۳۳۸۸ متر ارتفاع در حدود دو هزار و چهارصد متر است. این اختلاف سطح سبب تنوع آب و هوا در مناطق مختلف این استان شده است. استان مرکزی از یک طرف در کویر مرکزی و از طرف دیگر در محل زاویه چین خوردگی البرز و زاگرس واقع شده است. حدود سی و هشت درصد از مساحت این استان در منطقه نیمه بیابانی، بین کوهستان و بیابان قرار دارد. خاک این مناطق برای کشاورزی مناسب و استفاده از آب قنات و رودخانه ها در این نواحی میسر است. تقریباً نیمی از مساحت استان را این نوع آب و هوا فرا گرفته است.
[ویرایش]
در حال حاضر مقدار آبی که از طریق رودخانه ها، قنات ها، چشمه ها و... در این استان به دست می آید، حدود ۲/ ۴ میلیارد متر مکعب است. تنها پنجاه درصد از این حجم آب، در امور کشاورزی و سایر موارد به کار می رود. نقش کوه ها در نزولات جوی استان مرکزی اهمیت بسزایی دارد. در فصل زمستان کوه ها و مناطقی از استان که بیش از سه هزار متر از سطح دریا ارتفاع دارند، در زیر قشر عظیمی از برف فرو می روند. برخی از قلل این کوه ها تا سال بعد هم چنان زیر پوشش برف قرار دارند.
[ویرایش]
رود قره چای یا زرین رود: قره چای از دو رود تشکیل می شود و وسعت حوزه آبریز آن حدود ۲۳۹۲۱ کیلومترمربع است. شاخه جنوب آن از کوه های سربند، راسوند، تالاب، عمارت و سراب های عباس آباد، کله و نهرمیان سرچشمه می گیرد. این شاخه ها در محل «پل دوآب » به هم پیوسته و رود چراّ یا «شرا » را تشکیل می دهند. این رود پس از عبور از بخش چراّ در جهت جنوب به شمال با «دِبی » به شاخه غربی قره چای می پیوندد. شاخه غربی از کوه های «الوند » همدان سرچشمه م یگیرد و از به هم پیوستن شش رود کوچک به وجود می آید و در دشت رزن و بهار، «سیمینه رود » خوانده می شود و در دشت کبودرآهنگ، شاخه فرعی «زهتران » و «خمیگان » از شمال به جنوب جریان می یابد. این رودخانه در انتهای بخش چراّ با رودخانه «چراّ » یکی شده و به طرف ساوه جریان پیدا می کند. در ساوه نیز دو رود کوچک به نام های «سامان » و «یاتان » به هم می پیوندند و با نام رود «مزلقان، مردقان یا مزدقان » وارد قره چای می شود و پس از عبور از دشت ساوه، در محل «پل دلاک » به قمرود ملحق م یشود و به «مسیله » و کویر نمک می ریزد. طول این رودخانه حدود پانصد و چهل کیلومتر است. رود لعل وار )قمرود( : این رودخانه ۲۸۸ کیلومتر طول دارد و حوزه آبریز آن کوهستان های اطراف خمین، گلپایگان و خوانسار به وسعت ۱۶۰۵۰ کیلومتر مربع در جنوب شرقی استان مرکزی است. شاخه اصلی آن به نام «دربند » یا «گلپایگان » از کوه های زاگرس سرچشمه می گیرد و در هر مکان نام ویژه ای دارد. این شاخه که شاخه اصلی و پرآب قمرود است، در جهت شرق به غرب جریان دارد. رودخانه قمرود پس از گذر از «نی مور » محلات و غرب دلیجان به سمت قم جریان می یابد و در ناحیه «پل دلاک » در بیست کیلومتری شمال شرقی قم به قره چای می پیوندد و وارد مسیله م یشود و به کویر نمک می ریزد. رود خوانسار: این رود از کوه های شهرستان خوانسار سرچشمه م یگیرد و پس از ورود به دشت گلپایگان به قمرود می پیوندد و از این پس «خرقاب » نامیده می شود. این رود در بیست و سه کیلومتری شرق خمین، در نزدیکی «گلهاگرد » با رودخانه خمین یکی می شود. رود خمین: این رود از کوه های «آشناخور » سرچشمه می گیرد وجهت آن جنوب غرب به شمال شرق است. شاخه های کوچک تری در خمین از کوه های «نشهر « ،» پشتکوه « ،» دالایی « ،» بیشه علی » و «حمزه لو » سرچشمه می گیرند و در دو کیلومتری غرب خمین، نزدیک روستای «ریحان » و «ارّه » به رود خمین می پیوندند.
[ویرایش]
شهر اراك از نظر تاريخي نسبت به ساير شهرهاي استان از قدمت چنداني برخوردار نيست، زيرا زمان احداث آن به دوره قاجار و سلطنت فتحعلي شاه مي رسد. در اوايل سلطنت قاجار در بلوك عراق قسمت زيادي از محدوده استان مركزي به علت وسعت زياد و جمعيت فراوان همواره ناامن بود. در زمان فتحعلي شاه قشوني به نام عراق تش يكل شد و «يوسف خان گرجي » از فتحعلي شاه تقاضا كرد تا براي اين قشون كي قلعه نظامي احداث كند. اين قلعه «سلطان آباد » خوانده شدو بناي اوليه شهر در سال ۱۲۳۱ )ه . ش( به پايان رسيد. با عبور را هآهن جنوب از كنار اين شهر، ايستگاهي به نام «اراك » در كنار شهر احداث شد. اراك در سال ۱۳۵۶ )ه .ش( به عنوان مركز استان مركزي انتخاب و در سال ۱۳۵۷ )ه.ش( رسماً تش يكلات استان مركزي در اين شهر مستقر شد. شهر قديم اراك داراي چهار دروازه بود: دروازه «شهرجرد » در شرق، دروازه «رازان » در شمال، دروازه «حاج علي نقي » در غرب و دروزاه «قبله » در جنوب. قلعه سلطان آباد يا بلده عراق در بدو تأسيس به دليل موقعيت سوق الجيشي آن به عنوان قلعه جنگي بنا نهاده شد. بنا به گفته مورخين وقت، اين قلعه كه در بين ولايت كزاز و فراهان در مقابل دربند كرهرود قرار داشت، براي جلوگيري از حملات اشرار فراهان جاي مناسبي بود. قلعه سلطان آباد ديواري ضخيم و خندقي عظيم به عمق هشت متر داشت. عمارت دولتي در قسمت شمال شهر بنا شده بود. در اطراف شهر هشت برج به چشم مي خورد. اين شهر تا سال ۱۲۷۱ )ه . ش( محل سكونت سپهدار قشون عراق بود. در اين سال «اعتمادالسلطنه ميرزا حسن » نايب الحكومه عراق دكان هاي شهر سلطان آباد، باغات و عمارات ديواني را مرمت كرد و صاحبان صنايع و حرف را از بلاد ديگر به اين شهر آورد و در آنجا سكنا داد. به نقل از مورخين، شهر اراك را يوسف خان از درآمدهاي شخصي و به همراهي و كم كهاي متمكنين محل ساخت. اين شهر پس از احداث با تمام الحاقات آن جزء املاك شخصي سپهدار بود و در سا لهاي ۱۲۴۴ تا ۱۲۴۸ )ه . ش( به ضبط دولت درآمد. «حاج زين العابدين شيرواني » در كتاب «بستان السياحه » خود م ينويسد: «سلطان آباد كه همان عراق عجم است و يوسف خان گرجي بنا نموده و به غلامحسين خان پسرش رسيده است و اكنون در ضبط ديوان اعلي است. » در جايي ديگر آمده است: «شهر اراك فعلي قبل از سال ۱۳۱۷ خورشيدي به نام عراق و پيش از آن به اسم سلطان آباد و در بدو امر عنوان قلعه سلطان آباد داشته است. شهر اراك از بناهاي زمان فتحعلي شاه قاجار است كه به دست محمد يوسف خان گرجي بنا شد. تاريخ بناي شهر را چنانچه در افواه معروف است، به تاريخ ۱۲۳۱ )ه . ق( ضبط نموده اند. ولي چيزي كه قابل ذكر است آن كه بناي شهر مشتمل بر حدود پنج هزار خانواده و چهار راسته بازار مسقف و نيز مشتمل بر بناي بزرگ ارگ دولتي و مدرسه و تعداد زيادي مسجد و حمام با حفظ آن كه باني شهر در اكثر ايام خود در جبهه جن گهاي ايران و عثماني و ايران و روس به سر م يبرده است. » به هر حال عراق واژه اي تازي و معرب آن اراك است. اعراب پس از استيلا بر ايران نواحي ما بين دو رود دجله و فرات و نيز منطقه كوهستاني جبال را عراق عجم مي گفتند. شهر قديم اراك داراي چهار دروازه بود و بازار كنوني آن شبكه ارتباطي داخلي اين دوازه ها محسوب مي شد و راه هاي اصلي و خارجي از اين دروازه ها آغاز مي شد. با عبور راه آهن از اراك و احداث خيابان و گذرگاه هاي جديد، توسعه شهر در قسمت جنوب و جنوب غربي آغاز شد. براساس آمار كتاب «ايرانشهر » در سال ۱۳۲۰ )ه . ش(، جمعيت اراك پنجاه و كي هزار نفر بود. از اين تاريخ اراك نيز مانند ساير شهرهاي كشور توسعه يافت. در سال هاي صلح و آرامش ، ديوارهاي حفاظتي شهر برداشته شد و شهر اراك و نقشه منظم اوليه آن ب يرويه و رو به توسعه نهاد. موقعيت ترابري اراك مهم ترين عامل توسعه شهر در سال هاي اخير بوده است.
[ویرایش]
واژه اراك را به معاني تخت پادشاهي، پايتخت، باغستان، نخلستان، شهرستان، باغ و بارگاه آورده اند. پروفسور هرتسفلد «اراك » را شكل فارسي كلمه «عراق » و به معني سرزمين هموار دانسته است. در زمان سلو يكان، در منطقه ماد بزرگ بين همدان و ري، شهري به نام «كره » نزدكي اراك كنوني وجود داشت. واژه «كره » در دوران اسلامي به نا مهاي «الكرح » و «كرح » تغ يير يافته است. از قرون اوليه اسلام و گسترش اسلام به داخل مرزهاي كشور، منطقه وسيع ماد بزرگ به جهان معرفي شد. در قرن دوم اسلامي نواحي بين همدان، ري و اصفهان را عراق نام نهادند.
[ویرایش]
از مشاهير و علماي ديني و ادب و فرهنگ اين سرزمين مي توان به امام خميني)ره( بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران، پروفسور حسابي، ميرزا تقي خان اميركبير، قائم مقام فراهاني، عباس اقبال آشتياني )نويسنده(، ميرزا حسن آشتياني )عالم ديني( ، سلمان ساوجي )اديب و شاعر(، ادي بالممالك فراهاني )اديب و شاعر(، ميرزا ابوالقاسم قائم مقام )مرد سياست(، فخرالدين عراقي، آيت الله العظمي اراكي)ره( ، دكتر محمد مصدق، واروژ كريم مسيحي و... اشاره کرد.
[ویرایش]
براساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال ۱۳۷۵ )ه . ش(، استان مركزي ۱۲۲۸۸۱۲ نفر جمعيت دارد. از اين تعداد ۱/ ۵۷ درصد در نقاط شهري و ۹/ ۴۲ درصد در نقاط روستايي سكونت دارند. طبق اين سرشماري از كل جمعيت استان ۶۱۶۱۵۶ نفر مرد و ۶۱۲۶۵۶ نفر زن هستند. از جمعيت استان ۳/ ۳۸ درصد در گروه سني كمتر از پانزده سال، ۱/ ۵۶ درصد در گروه سني پانزده تا شصت و چهار سال و ۶/ ۵ درصد در گروه سني شصت و پنج سال و بيشتر قرار دارند.
[ویرایش]
با توجه به مطالعات باستان شناسي و تاريخي، سابقه سكونت در اين نقطه از ايران زمين به هزاره دوم و سوم )ق . م( باز مي گردد. بعدها تمدن هايي در اين سرزمين شكل گرفت كه هنوز آثاري از آن ها در تپه هاي باستاني و نقاط مختلفي از اين سرزمين وجود دارد. با ورود اقوام آریایی و اختلاط آن ها اين نژادها در هم آميختند. پس از اسلام نيز اقوام ديگري از جمله تركان و مغولان در اين منطقه سكنا گزيدند و با مردمان اين نواحي درآميختند.
[ویرایش]
بيشتر مردم استان مركزي به زبان فارسي سخن مي گويند. زبان فارسي تنها در شهرهاي ساوه و مأمونيه و در روستاهاي «آوه » و «الوير » زبان اصلي مردم است و در ساير نقاط به عنوان زبان دوم با آن محاوره مي شود. زبان تركي نيز در اكثر روستاهاي اطراف اراك، سربند و ساوه رايج است. در دليجان مردم به زبان راجي حرف مي زنند. اين زبان ريشه در زبان ها و واژه هاي دوره مادي دارد. زبان كردي در روستاي قره چاي و شهر ساوه رايج است. زبان ارمني در شهر اراك و روستاي «كلاوه » شهرستان شازند رواج دارد.
[ویرایش]
قبل از حمله اعراب به ايران، مردم اين منطقه پيرو دين زرتشتي بودند. وجود آتشكده هاي بزرگ مثل آتشكده «وره » در آ شتيان، آتشكده «خورهه » در محلات ، آتشكده «برزو » در راهجرد و آتشكده هاي ديگر در اين منطقه دليل بر اين مدعاست. در حال حاضر اكثر قريب به اتفاق مردم اين استان )حدود ۶/ ۹۹ درصد( مسلمان اند. ارمنيان و زرتشتيان مه مترين اقليت هاي مذهبي استان هستند. هم اكنون تعداد اندكي از برادران و خواهران كليمي مذهب نيز در استان ساكن هستند.
[ویرایش]
استان مركزي به لحاظ موقعيت خاص خود و داشتن زمين هاي حاصلخيز زراعي، كيي از مناطق مهم كشاورزي و دامپروري كشور محسوب مي شود. تقريباً پنجاه درصد از مردم اين استان در روستاها زندگي ميكنند و شغل اصلي آنها كشاورزي و دامداري است. به طور تقريبي در حدود نوزده درصد از كل مساحت اين استان را اراضي كشاورزي، پنجاه و هفت درصد از آن را اراضي مرتعي و بيست و چهار درصد آن را اراضي غيرمزروعي از قبيل درياچه ها، كويرها، جاده ها و شهرها تش يكل مي دهند. محصولات مهم كشاورزي استان شامل گندم، جو، حبوبات، آفتابگردان، پنبه، چغندر قند، گوجه فرنگي و پياز است. توليد برخي از فرآورده هاي كشاورزي در شهرستان هاي مختلف اين استان بيش از ميزان مصرف محلي است و مازاد آن به استان هاي مجاور صادر مي شود.
تنوع اقليمي و آب هوايي اين استان و هم چنين عامل بارش باران در فصول مختلف سال، طبيعت ويژه اي را به لحاظ رويش گياهان در اين منطقه به وجود آورده است. از اين رو، استان مركزي كيي از غن يترين مراتع طبيعي ايران به شمار م يرود و براي پرورش انواع دام و طيور و حتي پرورش زنبور عسل بسيار مناسب است. نواحي سربند و دامنه هاي راسوند به دليل ويژگي هاي اقليمي از پرآب ترين و سبزترين مناطق اين استان محسوب مي شوند. تراكم چشمه هاي پرآب دايمي و فصلي، پوشش گياهي بسيار خوب، گستردگي باغ ها و چمنزارها، داشتن تالاب ها و سرداب هاي بزرگ و داشتن گونه هاي گياهي بومي و دارويي باعث پرورش انواع دام و طيور و آبزيان در اين منطقه شده است. بيشتر عشاير منطقه در اين نواحي به دامداري اشتغال دارند.
در استان مركزي تعداد ۱۱۲ معدن مختلف وجود دارد و بيشتر آنها مربوط به مصالح ساختماني است. از مه مترين معادن اين استان مي توان به معادن سرب، روي، منگنز، بارتيتين، سنگ تراورتن، گچ، سنگ نمك و معدن سنگ آهن در شمس آباد اراك اشاره كرد. در اطراف شهر نيم ور محلات معادن تراورتن بسيار زياد است.
استان مركزي از جمله استان هاي صنعتي كشور محسوب مي شود. وجود صنايع مادر در شهرستان اراك، اين شهر را به كيي از قطب هاي صنعتي كشور تبديل كرده است. هم چنين وجود كارخانه هاي متعدد در شهرستان ساوه، خود گوياي اين مهم است. مه مترين كارخانه هاي صنعتي استان عبارت اند از: ماشين سازي، آلومينيوم سازي، كابل سازي، كمباين سازي، لاست كيسازي، كارخانه هپكو )سازنده ماشين آلات راه سازي( ، كارخانه هاي سازنده پروفيل و لوله هاي آبياري آلومينيومي، كارخانه هاي آونگان )سازنده پايه فلزي انتقال نيرو( ، كارخانه ادوات كشاورزي، كارخانه توليد نورد آلومينيوم، رنگ روناس، پالايشگاه، پتروشيمي، نيروگاه آذرآب و...
در اين استان انواع فرش، گليم، قالي، جاجيم، زيلو و سفال توليد مي شود. هم چنين صابون سازي از جمله صنايع دستي اين خطه از كشور است. صابون آشتيان شهرت محلي دارد. فرش ساروق اراك، قالي ساوه و ل ييان، جاجيم خمين، سفالگري در ساوه و محلات و همين طور توليد زيلو در محلات، شهرت بسزايي دارد.
سابقه هنر گلكاري و پرورش گل به عنوان كي فعاليت اقتصادي در ايران، به آغاز قرن حاضر و حدود سال ۱۳۰۰ )ه.ش( برمي گردد. شهر محلات به عنوان پايه گذار و عامل توسعه اين صنعت، نقش بسزايي در اين امر داشته است. سالانه بيش از دو ميليون گلدان و بيست ميليون شاخه گل در سطح نهصد هكتار اراضي و گلخانه هاي شيشه اي و پلاست كيي شهرستان محلات، توليد و در سطح كشور و خارج از كشور عرضه مي شود.
[ویرایش]
سال ۱۳۵۸ ، بلافاصله پس از تش يكل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي اراك، پاسداران به مناطق بحران زد هاي هم چون كردستان اعزام شدند. آنها در رفع حملات گرو ههاي ضدانقلاب نقشي بسزا داشتند. عمليات پاكسازي محور بانه – سردشت به فرماندهي سپهبد شهيد علي صياد شيرازي كه به ستون بانه – سردشت معروف شد، كيي از عمليا تهاي اين پاسداران بود. ۷۰ نفر از پاسداران و بسيجيان سپاه اراك در اين عمليات حضور داشتند. لازم به ذكر است كه طي اين عمليات كاظم ثامني و غلامرضا فريدي به شهادت رسيدند. اولين شهيدان اراك پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين دو شهيد بودند. اولين شهيد از نيروهاي ارتشي نيز سرتيپ وط نپور نام دارد كه در روزهاي آغازين جنگ تحميلي به شهادت رسيد. با شروع تجاوز ارتش بعثي عراق به خاك جمهوري اسامي در فرصت كوتاهي ۲۵۰ نفر رزمنده در قالب ۲ گروه كيي به فرماندهي جانباز مرحوم موسي عزيزآبادي فراهاني و ديگري به فرماندهي عباس جماليان عازم جبه ههاي جنوب شدند و با توجه به شرايط خاص اوايل جنگ چندين عمليات در محورهاي د بحردان، فول يآباد، فارسياب، محدود هي پادگان حميد و كوي ذوالفقاري آبادان انجام دادند. از ميان آنها علي آقايي، غلامرضا احمدي، سيدمحمود عبدي، عباس خا نبلوكي، محمد سليماني، داود مجيد يفر، سيد مجتبي پژمان، ناصر فخرزاده، ول يالله داراب ينژاد، حسين صالحي، رضا عقيلي، مسلم ميرطيبي، عل يمحمد حسي نخاني و احمد زندو يكلي به شهادت رسيدند. در اين حال سپاه پاسداران اراك از تقويت و اعزام نيرو به جبه ههاي غرب و شمال غرب كشور هم غافل نماند و به محورهايي چون مريوان، نوسود، مهاباد، سرپ لذهاب و گيلانغرب نيروي رزمنده اعزام ميكرد. اين رزمندگان در غالب گرو ههاي كوچك
و بزرگ با سرپرستي كيي از پاسداران باتجربه به منطقه اعزام م يشدند و سپس در كيي از محورهاي ياد شده در دفاع از ميهن اسامي در مقابل نيروهاي متجاوز بعثي عراق قرار م يگرفتند. اين روند هم چنان ادامه داشت تا موسم اجراي عمليا تهاي بزرگ فرا رسيد. سال اول جنگ تحميلي كماكان بدين شكل گذشت و سال دوم جنگ با طراحي عمليا تهاي بزرگ به منظور بازپ سگيري مناطق اشغالي و بيرون راندن متجاوزين بعثي از خاك ايران آغاز شد. رزمندگان استان مركزي نيز در قالب چندين گردان رزمي به فرماندهي سرداران رشيد اسلام رحيم آنجفي، ناصر بختياري و سياوش اميري عازم جبه ههاي نبرد شدند. گردا نهاي شهيدان ناصر بختياري و سياوش اميري به منطقه گيلانغرب براي حضور در عمليات مطل عالفجر )فتح شياكوه( اعزام شدند و گردان شهيد رحيم آنجفي نيز به منطقه جنوب اعزام شد تا در عمليات طري قالقدس )آزادسازي بستان( شركت داشته باشد. در همين زمان سرداراني چون سياوش اميري، مهدي ثابتي، محمد زراستوند و اسدالله داودي در سپاه اراك به شهادت رسيدند. رزمندگان استان مركزي سومين سال حضور خود را با عمليات بزرگ فت حالمبين در كيم فروردين ۱۳۶۱ آغاز كردند و با ۲ گردان رزمي به فرماندهي سردار شهيد رحيم آنجفي و جمشيد مرادي در اين عمليات پيروزمندانه شركت جستند. با گسترش سازمان رزم و توسعه رزمي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و در آستانه عمليات بزرگ بي تالمقدس «آزادسازي خرمشهر » استان مركزي نيز با جذب و آموزش و سازماندهي نيروها به شكل چشمگيري، موفق عمل كرد. پنج گردان رزمي به نا مهاي عل يب نابيطالب )ع( از شهرستان ساوه، امام حسن مجتبي )ع( به فرماندهي شهيد ناصر بختياري، امام حسين )ع( به فرماندهي شهيد رحيم آنجفي، امام سجاد )ع( و جانبازان رو حالله «صاح بالزمان عج » به فرماندهي شهيد نيازعلي طالبي و كي گردان نيز از خمين به خوزستان اعزام شدند و در عمليات آزادسازي خرمشهر حضور داشتند. در طي اين دوران، ستاد پشتيباني جنگ نيز با جم عآوري كم كهاي مردمي، رزمندگان اسلام را تدارك ميكردند. هم چنين ستاد پشتيباني جبهه و جنگ جهاد سازندگي با تش يكل ا يك پهاي متعدد ماشي نآلات را هسازي، در جبهه به فعاليت م يپرداختند. هم چنين سازمان هلال احمر و ساير ادارات و سازما نها و كارخانجات صنعتي علاوه بر اعزام نيرو، كم كهاي فني و تخصصي خود را از جبه هها دريغ نميكردند. پس از عمليات بزرگ بي تالمقدس و آزادي خرمشهر، طبق تدابير فرماندهان سپاه پاسداران، نيروهاي رزمنده استان مركزي به تيپ ۱۷ عل يب ناب يطالب )ع( اعزام شدند و اين يگان رزمي را كه در مدت كوتاهي به لشگر تبديل شده بود، تقويت كردند. سازمان رزم استان مركزي، علاوه بر پشتيباني و تأمين نيرو در كردستان )سپاه سردشت( پشتيباني و تأمين نيروي قرارگاه رمضان )نيروهاي برون مرزي( را نيز عهده دار شدند. در ادامه با توجه به صنعتي بودن اين استان يگان مهندسي رزمي ۴۲ قدر را هم در قالب لشگر مهندسي رزمي در آخر سال ۱۳۶۳ تأسيس و را هاندازي كردند و در طول دفاع مقدس پشتيباني يگا نهاي مذكور )لشگر پياده ۱۷ عل يب ناب يطالب )ع(، لشگر مهندسي ۴۲ قدر و قرارگاه رمضان و سردشت( را به عهده گرفتند. دشمن بعثي در طول جنگ ۲۸ بار كارخانجات، مراكز صنعتي و مح لهاي مسكوني اين استان را مورد حمله وحشيانه بمباران خود قرار داد كه خسار تهاي مالي و جاني قابل توجهي در بر داشته است. با اين حال از ابتداي دوران دفاع مقدس تا به آخر از استان مركزي ۷۶۶۹۱ رزمنده به جبه هها اعزام شد كه از بين آنها حدود ۶۲۰۰ نفر شهيد و ۱۵۲۹۷ نفر مجروح شدند. لازم به يادآوري است كه از اين تعداد حدود ۳۰۰۰ نفر مجروح شيميايي و ۹۴ نفر جانباز ۷۰ درصداند. هم چنين ۸۱۲ نفر از شهيدان مفقودالجسد بودند كه ۵۵۱ نفر از اين تعداد پس از سا لها، تفحص و به خاك سپرده شد هاند و از ۲۶۱ نفر هنوز اثري به دست نيامده است. لازم به ذكر است ۷۰۰ نفر نيز از تعداد اعزامي به جبه هها آزاد هاند. شايان ذكر است چون خط را هآهن سراسري و جاد ههاي مواصلاتي شرق به غرب كشور از اين استان عبور ميكند، خود بنياد شهيد در زمان جنگ خدمات قابل توجهي به رزمندگان مجروح ارائه ميكرد. ابتدا مجروحين از طريق را هآهن جنوب، مسير انديمشك - اهواز – اراك به مركز كانون شهر صنعتي اراك منتقل م يشدند و پس از مداواي اوليه با هماهنگي بنياد شهيد به ساير نقاط كشور و شهرهاي بومي خود اعزام م يشدند.