• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

استان قزوین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





۱ - تاریخچه قزوین

[ویرایش]

قزوين را در نوشت ههاي قديم اروپا شهر باستاني «ارساس » يا «ارساسيا » و در تواريخ يونان همان شهر قديمي «راژيا » و در زمان اشكانيان به نام موسس آن «اردپا » خواند هاند. ساسانيان آن را «كشوين » ناميد هاند؛ يعني سرزميني كه نبايد از آن غافل شد. برخي هم آن را «قسوين » يا شهري كه مردمي پر صلابت و استوار دارد ناميد هاند. بعضي از مورخين هم آن را معرب «كاسپين » دانست هاند؛ به دليل آن كه قوم كاپست از مجاورت درياي مازنداران به طرف اين دشت مهاجرت و با اقوام بومي اختلاط كرد هاند. گروهي از اين قوم هم به مركز ايران رفت هاند. درياي خزر نيز به همين دليل به بحرالقزوين يا درياي قزوين اشتهار دارد. در منطقه قزوين صدها تپه باستاني شناسايي شده است و تنها حفاري تپه سگزآباد نشانگر تمدن ۹۰۰۰ ساله كيجا نشيني در اين دشت حاصلخيز است. بناي شهر قزوين را به شاپور ذوالاكتاف نسبت داد هاند و م يگويند وي آ نجا را شاد شاپور ناميد. اما ابوالقاسم عبدالكريم بن محمدرافعي در كتاب التدوين في اخبار اهل العلم به قزوين و زكرياي بن محمدمحمود ممكوني در آثار البلاد و ياقوت حموي در معجم البدان به نقل از اين فقيه و شاهزاده فرهاد ميرزا معتمدالدوله در كتاب هدايه السبيل و كفايه الدليل با استناد، شهر قزوين را از بناهاي شاپور ذوالاكتاف نگاشت هاند ولي احمدبن اب يعبدالله برقي در كتاب النبيان و خواجه حمدالله مستوفي در تاريخ گزيده و محمد حسنخان اعتمادالسلطنه در كتاب مرآت البدان و امين احمدرازي در هفت اقليم به نقل از البنيان بناي شهر قزوين را به شاپور اول منسوب داشت هاند. شمس الدين سامي ب كي در قاموس الاعلام تركي در اين باره ترديد كرده و نوشته است كه از ايرانيان شاپورذوالاكتاف با كيي از بهرا مها شهر قزوين را بنياد كرد هاند. البته نم يتوان در اين باره نظر قطعي داد ولي با بررسي اوضاع دوران فرمانروايي اين دو پادشاه م يبينيم زمان شاپور ذوالاكتاف كه به دليل صغر سن نم يتوانست در كارهاي كشور موثر باشد، سراسر مملكت دستخوش كشتار و تاراج طوايف داخلي و خارجي بود. بنابراين مناسب است باني قزوين را بنا به نگارش ابن فقيه شاپور الاكتاف بدانيم. ابن فقيه ذكر كرده است شاپورذولاكتاف شهر قزوين را بنا كرد و آن را شاد شاپور ناميد.

۲ - قزوين بعد از ظهور اسلام

[ویرایش]

قزوين به دنبال فتح آن در سال ۲۱ هجري به عنوان مرز و ثغر مسلمين شناخته شد و مسلمانان براي درك فضيلت جهاد با كفار ديلم به سوي آن رهسپار شدند. احاديث فراواني كه در فضيلت قزوين روايت شده است و عملكرد زمامداران حكومت اسلامي در پشتيباني از مدافعان قزوين، اهميت آن را نشان م يدهد. اعزام چهارهزار تن از مسلمانان به فرماندهي ربيع بن خثيم در سال ۳۶ هجري و قبل از جنگ حساس صفين به قزوين توسط اميرالمومنين علي )ع( نمون هاي از اين توجه است. بديهي است كه شهر كوچك و قديمي قزوين كه محدود بوده، گنجايش سيل عظيم مهاجران و مجاهدان را نداشته و لزوم گسترش آن براي جلب بيشتر مسلمين اعزامي به قزوين احساس م يشده است. سعيدبن العاص بن اميه كه از طرف عثمان والي كوفه بوده، براي جنگ با ديلميان به قزوين م يآيد و آن را شهري استوار و آباد ميك‌ند. قطعا اين عمران اوليه، قبل از سال ۳۵ هجري كه سال قتل عثمان است صورت گرفته است. خانه سازي در بيرون از قلعه قديمي شهر، ظاهراً نخستين بار توسط محمدبن سنان عجلي و در سال ۹۰ هجري انجام شده است و ديگران نيز به تقليد از او در بيرون از شهر به خان هسازي پرداخت هاند و شهر را وسعت بخشيد هاند. پيش از سال ۱۶۹ هجري در سا لهاي خلافت مهدي عباسي و زماني كه فرزندش موسي الهادي وليعهد بوده است، شهر كهايي به نا مهاي مدينه موسي و مبار يكه در كنار قزوين ساخته شد و همين امر به توسعه بعدي شهر كمك شاياني كرد.

۳ - قزوين در گذر زمان

[ویرایش]

براساس نتايج حاصل از حفريات باستان شناسان در محوط ههاي پيش از تاريخ استان قزوين- خصوصا تپ ههاي تاريخي دشت قزوين )قره تپه، تپه زاغه و تپه قبرستان( واقع در جنوب شرقي شهرستان بوئين زهرا- قدمت سكونت و آغاز شهرنشيني در اين منطقه به شش هزار سال پيش از ميلاد م يرسد. قزوين در دور ههاي اوليه تاريخي به ويژه در دوره «مادها » و «هخامنشيان » نيز جزء مناطق مهم ارتباطي به حساب م يآمد. «ديلميان » در اواخر حكومت «اشكانيان » عليه حكومت مركزي، شور شهاي خود را آغاز كردند. اين روند تا دوره «ساسانيان » نيز ادامه يافت. در آن زمان منطقه قزوين، مرز بين سرزمي نهاي ساسانيان و ديلميان به شمار م يرفت. «شاپور » پسر «اردشيربابكان » دستور داد در اين سرزمين دژ محكمي بنا كنند. اين دژ «شادشاپور » يا «كشوين » ناميده شد و به مرور توسعه پيدا كرد و مناطق مسكوني به آن افزوده شد و در مدت زمان كوتاهي در شمار شهرهاي مهم ايران قرار گرفت. با يورش اعراب به ايران، قزوين در سال ۲۴ ه.ق به دست «براء بن عازب » فرمانده سپاه والي كوفه فتح شد. در آن زمان، قزوين آخرين سرزميني بود كه سپاهيان كوفه براي مبارزه با ديلميان در دست داشتند. دستگاه خلافت اعراب براي آن كه بتوانند بر سراسر ناحيه ديلم دست يابند و قواي خود را در اين سرزمين تقويت و مردم را براي سكونت در آن تشويق كنند، به تبليغات منفي عليه ديلميان پرداختند. در سال ۱۹۲ ه.ق «هارون الرشيد » به قزوين رفت و نسبت به توسعه شهر و ساخت بناي «مسجد جامع » در آن اقدام كرد. از جمله حوادث تاريخي قزوين در قرن دوم ه.ق، موضوع سفر حضرت «علي ابن موسي الرضا » به اين شهراست. اين سفر در جريان مسافرت ايشان به خراسان صورت گرفت. «حمدالله مستوفي » م ينويسد آمدن حضرت رضا )ع( به قزوين به صورت مخفيانه بود. در همين سفر فرزند دو ساله آن حضرت در قزوين در م يگذرد و در آنجا مدفون م يشود. )آستانه شاهزاده حسين)ع(( قزوين در قرن سوم) ۲۶۵ - ۲۷۸ (ه.ق توسط «عمروليث صفاري » فتح م يشود و در سال ۲۹۴ ه.ق بار ديگر زير نفوذ خليفه قرار م يگيرد. در سال ۳۲۱ ه.ق كه ديالمه بر اكثر نواحي ايران تسلط يافتند، قزوين نيز به مدت صدسال تحت فرمان آ نها درآمد. قزوين به مدت شصت سال، تحت حكومت «ابوعلي محمد جعفري » و ديگر فرزندان «جعفرطيار » بود. در اين دوره از ثبات نسبي برخوردار بود. در زمان «ملكشاه سلجوقي » و خاندان او، حكمراني قزوين به «اميرزاهدخمارتاش » محول شد. كيي از آثار معروفي كه در زمان حكمراني او در اين شهر به وجود آمد و هم اكنون نيز پابرجاست، مقصوره شكوهمند «مسجد جامع » است. ه مچنين بزرگترين قنات تاريخي قزوين نيز از آثار اوست. «برنادوليس » م ينويسد: در قرن پنجم ه.ق ضعف روز افزون دنياي اسام در كي سلسله تهاجمات كه اهم آنها هجوم «تركان سلجوقي » بود، باعث شد كه «حسن صباح » در «الموت » موقعيت جديدي كسب كند و عليه تركان قيام كند. پايگا ههاي اصلي «اسماعيليان » در قلع هها و دژها بود. حاميان اسماعيليان از طبقات پا يين اجتماع، صاحبان حرف و طبقات ناآرام و متحرك و متغير بودند. اين نويسنده اسماعيليان را فرقه اي انقلابي و بدعت گزار معرفي ميك‌ند. قزوين در زمان «خوارزمشاهيان » دچار قحطي بزرگي شد. اين واقعه مربوط به زماني است كه «سلطان سعدبن زنگي » اتابك فارس پس از شكست از «محمدخوارزمشاه » و در حال بازگشت به شيراز، مدتي در قزوين سكونت كرد. بنابر نوشته «حمدالله مستوفي » اتابك در قزوين در خانه «عمادالدين زاكاني » در محله «ارداق » ساكن شد. قزوين در سال ۶۱۷ ه.ق براي مدتي نيز ميزبان «سلطان محمد خوارزمشاه » بود. او كه از سپاهيان مغول م يگريخت، به قزوين آمد و به خانه «عزالدين كريمان » وارد شد و از آن جا به گيلان و مازندران و نهايتا به جزيره «آبسكون » رفت. اقامت كوتاه خوارزمشاه در اين شهر، براي مردم گران تمام شد؛ چرا كه «سويداي » پس از ويرانگري و كشتار در «ري » به جانب قزوين آمد و نزدكي پنجاه هزار نفر را كشت. مردم در مقابل حمله مغولان، سه روز تمام سرسختانه مقاومت كردند و درواز ههاي شهر را بر روي سيل سپاه مغول بسته نگه داشتند. سرانجام پس از سه روز پايداري، مغولان وارد شهر شدند و به كشار دسته جمعي مردم پرداختند. گروهي از مردم شهر به خصوص زنان، براي آن كه به اسارت مغولان درنيايند، خود را به چاه افكندند. با وجود يور شهاي مكرر مغول به ايران از سال ۶۱۷ تا سال ۶۵۱ ه.ق آ نها آن چنان كه بايد نتوانستند بر سرتاسر اين سرزمين حكومت كنند. مهم ترين مانع اين امر، قدرت اسماعيليان بود. آ نها برقسمتي از مناطق كوهستاني اين سرزمين تسلط داشتند و با هيچ كي از حكام مغول و دستگاه خلافت بغداد، تم يكن نميك‌ردند. با انتخاب قزوين به عنوان پايتخت در دوره صفويه، دوران شكوفايي آن آغاز شد. «اروج ب كي » م ينويسد: «در اين شهر صدهزار خانوار يا دويست و پنجاه هزار نفر سكونت دارند و براي آن كه وسعت شهر مشخص شود، مسجد آن را شمردم. از پانصد متجاوز است. » جمعيت انبوه قزوين مانند همه پايتخ تهاي جهان، از مردم نقاط مختلف تش يكل شده بود. موقعيت قزوين با توجه به موقعيت ارتباطي آن با را ههاي غرب، شمال و جنوب كشور و با افزايش اعتبار سياسي آن، اهميت بيشتري يافت و واحدهاي تجاري تاز هاي چون كاروانسراها، بازارها و قيصري هها در آن بنا شد. سيل كالا از نواحي مختلفي به سوي آن سرازير شد و را ههاي تجاري رونق يافتند. با مرگ «شاه طهماسب » آشفتگي و وحشت عظيمي بر شهر حاكم شد. طوري كه آشنا و بيگانه به جان هم افتادند. با وساطت «پري خان خانم » دختر با كفايت شاه طهماسب، اوضاع بارديگر سامان گرفت. در آغاز پادشاهي «شاه عباس » امنيت و نظم منطقي به كشور و در نتيجه به پايتخت بازگشت و فعالي تهاي آباداني در اين شهر از سر گرفته شد. شاه عباس براي جبران كمبود آب شهر، دست به ايجاد قناتي جديد زد و هم چنين به فرمان او، كاروانسرايي در اين شهر ساخته شد. شاه عباس با وجود علاق هاي كه به قزوين نشان م يداد، درصدد تغ يير پايتخت برآمد و در سال ۱۰۰۶ ه.ق آن را به اصفهان برد. كيي از علل تغ يير پايتخت به اصفهان را م يتوان كم آبي قزوين دانست. پس از انتقال پايتخت به طور طبيعي، قزوين كي باره از نظر موقعيت سياسي و اعتبار دچار نزول شد و جمعيت آن رو به نقصان گذاشت. در اواخر سلطنت صفويه، بار ديگر قزوين به مدت سه سال پايتخت و مركز فعالي تهاي مملكتي شد. «نادر » پس از پيروزي بر «اشرف افغان « ،» تر كها » و «رو سها » در «دشت مغان »به پيشنهاد لشكريانش، عنوان شاهي را پذيرفت و پس از آن عازم قزوين شد و در قزوين، تاج پادشاهي را بر سر گذاشت. نادر در داخل «ارگ » قزوين، كوشكي ساخت و تالاري براي پذيرايي در آن بنا كرد كه به نام «ايوان نادري » معروف شد. پس از آن به منظور اداره و تنظيم امور كشور از قزوين به اصفهان رفت و حكمراني قزوين را به «محمدرضا خان شاملو » سپرد. در زمان «كريمخان زند »، حكمران قزوين «مولاورديخان » بود و مدرسه «مولاورديخان » واقع در چهار راه مولوي كنوني، احتمالا از بناهاي اوست. در دوران قاجاريه و خصوصا در اواخر آن، به همت «سعدالسلطنه » حكمران قزوين، اين شهر تا حدودي شكوفايي از دست رفته خود را باز يافت. از اقدامات مهم اين حكمران، ساخت مجموعه «سعدالسلطنه » و الحاق آن به بازار شهر است. با اين كار، رونق اقتصادي شهر دوچندان شد. با آغاز فعاليت نهضت مشروطيت، اين شهر، خانه دوم مشروطه خواهان شد و مردمان آن از هيچ كمكي به آزادي خواهان دريغ نكردند. از ديگر اتفاقات در دوران قاجاريه، ملاقات «رضاخان ميرپنج » با نماينده انگلستان در گراند هتل قزوين بود. در اين ملاقات، نطفه كودتاي سوم اسفند براي براندازي حكومت قاجاريه بسته شد.

۴ - معرفي استان قزوين

[ویرایش]

براساس آخرين تقسيمات كشوري در آذرماه ۱۳۸۰ ، استان قزوين داراي چهار شهرستان )قزوين، آب كي، بو يين زهرا و تاكستان( ؛ هجده شهر)قزوين، اقباليه، محمديه، محمودآباد نمونه، آب كي، رازميان، معلم كلايه، تاكستان، اسفرورين، ضياء آباد، خرمدشت، آوج، شال، دانسفهان، آبگرم، ارداق و بو يين زهرا(؛ هجده بخش، چهل و چهار دهستان و ۱۵۹۳ آبادي است. تعداد ۹۳۱ آبادي آن داراي سكنه و ۶۱۲ آبادي آن خالي از سكنه است. شهرستان قزوين: در صد و سي يكلومتري غرب تهران قرار دارد و به وسيله بزرگراه و راه آهن به تهران متصل است. مركز اين شهرستان شهر قزوين و داراي شش بخش به نا مهاي مركزي، البرز، رودبار الموت، رودبار شهرستان، تارم سفلا، و كوهين و نيز شانزده دهستان است. آب و هواي اين شهرستان در تابستان خنك و در زمستان سرد است. ميزان بارش ساليانه آن حدود سيصد و هجده ميليمتر و متوسط دماي هواي آن بيست و شش درجه سانتيگراد است. بخش شمالي شهرستان قزوين را كوهستان هاي البرز در بر گرفته و داراي چشم اندازهاي طبيعي بسيار زيبا و جالب است و قسمت جنوبي و شرقي آن را دشت نسبتاً همواري احاطه كرده است. اين شهرستان به دليل قرار گرفتن در گلوگاه ارتباطي استا نهاي شمالي و غربي كشور ، امكان دسترسي سريع به تهران، داشتن چند شهر صنعتي و نيز برخورداري از چندين دانشگاه از جمله «دانشگاه بين المللي امام خميني )ره( » از موقعيت ممتاز و ويژ هاي بهره مند است.

۵ - مراكز ديني آن عبار تاند از:

[ویرایش]

امامزاده حسين )ع(، مسجد جامع، مسجد نبي، بازار، حسينيه امين يها، عمارت چهلستون)موزه چهلستون(، سردر عالي قاپو، مقبره حمدالله مستوفي، مقبره سلطان ويس و ميمون قلعه.

۶ - موقعيت جغرافيايي استان قزوين

[ویرایش]

استان قزوين كه در حوزه مركزي ايران با مساحتي معادل ۱۵۸۲۱ يكلومتر مربع بين ۴۸ درجه و ۴۵ دقيقه تا ۵۰ درجه و ۵۰ دقيقه طول شرقي و ۳۵ درجه و ۳۷ دقيقه تا ۳۶ درجه و ۴۵ دقيقه در عرض شمالي قرار دارد، از شمال به استان هاي مازندران و گيلان، از غرب به استان هاي همدان و زنجان، از جنوب به استان مركزي و از شرق به استان تهران محدود مي شود. سلسله جبال البرز مركزي و كوه هاي رامند و خرقان از سه جهت اين استان را فرا گرفته و دشت گسترده اي را به وجود آورده اند كه از شمال به جنوب ۷۵ يكلومتر و از شرق به غرب حدود ۹۵ يكلومتر است. ارتفاعات شمال استان به بيش از ۴۰۰۰ متر و جنوب غربي به ۲۷۰۰ متر از سطح دريا مي رسد و كوه هاي معروف آن سيالان، شاه البرز، خشچال، سفيدكوه، شجاع الدين، اله تره، رامند، آق داغ، خرقان، ساري داغ، سلطان پير، سياه كوه و .... نام دارند. سيالان با ۴۱۷۵ و شاه البرز با ۴۰۵۶ متر بلندتر از بقيه اند. محدوده مركزي و شرق استان كه دشت پهناور قزوين را تش يكل داده، داراي شيبي است كه از شمال غرب به جنوب شرق امتداد دارد و در پا يين ترين نقطه ۱۱۳۰ متر ارتفاع دارد. كمترين نقطه استان از سطح دريا با ۳۰۰ متر در منطقه تارم سفلا و كناره هاي درياچه سدسفيد رود واقع شده كه تفاوت آشكاري را از نظر توپوگرافي به وجود آورده است.

۷ - اقليم آب و هوايي

[ویرایش]

ساختار توپوگرافي متفاوت، شرايط اقليمي مختلفي را در پهنه جغرافيايي استان به وجود آورده كه با نوسانات آشكاري همراه است. اين گوناگوني بر حسب عوامل و عناصر متأثر در شرايط آب و هوايي چهار محدوده جغرافيايي را برجسته ميك‌ند:
الف- آب و هواي سرد كوهستاني كه نواحي شمالي و نيز ارتفاعات جنوب غربي استان را در بر مي گيرد.
ب- آب و هواي معتدل كوهپاي هها و دامن هها.
پ- آب و هواي نسبتا خشك تا نيمه خشك نواحي مركزي دشت قزوين و بوئين.
ت- آب و هواي مرطوب گرمسيري در بخ شهايي از تارم و دره شاهرود. ميانگين بارندگي استان در حدود ۳۳۰ ميلي متر در سال است.
بررسي كليموگرام نشان م يدهد باران يترين ماه سال، فروردين و خش كترين ماه تير بوده است. ميزان بارش با شرايط توپوگرافي متغير است به نحوي كه مناطق كوهستاني نسبت به پا كيو هها و اراضي واقع در دشت از باران بيشتري برخوردارند. دو جريان عمده باد گرم و سرد در استان وجود دارد كه آن را «بادمه » و «باد راز » م ينامند. جريان باد گرم- شره - كه از جهت جنوب شرقي به شمال غربي م يوزد موجب افزايش دما و تبخير و كاهش چشمگير رطوبت م يشود. باد سرد- مه- كه از شمال و شمال غربي جريان ميي‌ابد و تحت تأثير سيست مهاي پرفشار عمل ميك‌ند به افزايش سردي و رطوبت م يانجامد.

۸ - آبهاي سطحي استان در ۲ حوزه آبريز جاري است:

[ویرایش]

الف- حوزه شمالي كه از پيوند رودخان ههاي طالقان رود و الموت رود در منطقه شيركوه به وجود م يآيد و رود پرآب شاهرود را پديد م يآورد. رودخان ههاي خارود، نينه رود، اربديان، وجينك، سردرود، تارولات، گرمارود و اندج رود نيز به سد سپيد رود م يريزند. شاهرود با ميزان حدود ۱۱۵۰ ميليون متر مكعب در شهر لوشان از استان خارج م يشود.
ب- حوزه آب ريز جنوبي)شور( كه شامل رودخان ههاي حاجي عرب، ابهر رود و خر رود م يشود و بيش از چهل رود فصلي دامن ههاي جنوبي البرز از جمله ارنزك و ديزج در آن جاري هستند.

۹ - وجه تسميه استان قزوين

[ویرایش]

كه نترين سند درباره نام «قزوين » نوشته «قداثربن جود » است كه در نيمه دوم سده سوم ه.ق م يزيست. نام قزوين به فارسي «كشوين » خوانده م يشد. كتاب «فتوح البلدان » نيز آن را «كشوين » ياد ميك‌ند. حمدالله مستوفي مورخ پرآوازه قرن هشتم ه.ق نيز از اين شهر، تحت عنوان «كشوين » نام م يبرد كه بعدها عر بها آن را معرب كرده و قزوين ناميد هاند. مورخين غربي نام قزوين را مأخوذ از «كاسپين » م يدانند. از نظر لغوي اين نام تر يكبي از دو جزء «وين » بر وزن «سين » )برهان قاطع و دهخدا( به معني درخت باغ و به ويژه انگور سياه است. ولي درباره جزء نخست آن معني روشني وجود ندارد. از دكتر دبير سياقي به نقل از استاد علامه دهخدا نيز اشاراتي رفته است. به نقل از ايشان، قزوين در اصل «كزوين » و مركب از «كزو » به معناي پسته و «ين » به معناي شهر- شهر پسته- بوده و بعدها معرب و به قزوين تبديل شده است. رافعي در كتاب « التدوين » علاوه بر حدي ثهاي مختلفي كه درباره قزوين ذكر كرده است، به روايتي از حضرت رسول )ص( اشاره ميك‌ند كه در آن حضرت، قزوين را «باب الجنه » ناميد هاند. رشيدي در كتاب « تاريخ گيلان » ضمن شرح سفر «سلطا نابوسعيد » به قزوين، از اين شهر با نام «باب الجنه » سخن گفته و صاحب كتاب «وفيات العيان » نيز از قزوين به نام «مدينه مبارك قزوين » ياد كرده است. در دوران صفويه كه قزوين به پايتختي برگزيده شد، لقب «دارالسلطنه قزوين » را به خود گرفت. اين لقب در دوران قاجاريه نيز باقي ماند و در اكثر فرما نهاي پادشاهان قاجار اين عنوان ديده م يشود. قزوين را در عهد باستان «شادشاپور » نيز م يناميدند.

۱۰ - نقش مردم استان قزوين در انقلاب اسلامي

[ویرایش]

قزوين شهري است كه از نخستين روزهاي آغاز نهضت امام خميني )ره( در سال ۱۳۴۱ ، با خيزش عالمان و مردمان دين باور، به عنوان شهري انقلابي شناخته شد. شهادت عد هاي از انقلابيون نظير شهيد حجت الاسلام والمسلمين انصاري، زنداني شدن د هها نفر در سياه چا لهاي رژيم شاهنشاهي و جانبازي د هها مبارز در روزهاي اوج انقلاب، گوشه اي از حماس ههاي ماندگار مردم اين ديار است. در روزهاي انقلاب به خاطر مقاومت ارزشمند مردم قزوين، اين شهر بارها مورد تهاجم گسترده دژخيمان قرار گرفت تا جايي كه حضرت امام خميني )ره( در بياني فرمودند: «قزوين هم از شهرهايي بود كه خرابي و مصيبت اكثر جاها درش بيشتر واقع شد و شما قزوين يهاي محترم هم مصيبت ديده و هم خرابي در شهرتان واقع شد و هم پايمردي كرديد. » قزوين از جمله دوازده شهري بود كه در آن به دستور رژيم پهلوي حكومت نظامي برقرار شد.

۱۱ - نقش مردم قزوين در دفاع مقدس

[ویرایش]

با آرامش نسبي جريانات انقلاب، جنگ نابرابري توسط رژيم بعثي عراق بر ملت ايران تحميل شد. پس بسياري از نيروهاي داوطلب قزويني با حضور حجت الاسلام ابوترابي تحت فرماندهي شهيد دكتر چمران در قالب ستاد جن گهاي نامنظم به جبهه رفتند و پس از آن نيز در قالب گردا نها و تيپ مستقل، نيروهاي خود را سازماندهي كردند و در اكثر عمليا تهاي رزمي، حضوري فعال و سرنوش تساز داشتند. حضور د هها هزار رزمنده در جبه ههاي مختلف نبرد و تقديم بيش از ۱۰ هزار شهيد و جانباز و آزاده در طي هشت سال دفاع مقدس گوشه اي از حضور پررنگ مردم استان قزوين را در جنگ نشان م يدهد. مقام معظم رهبري فرمود هاند: «وقتي به دور هي انقلاب نگاه كنيد، م يبينيد كه همه كشور شهداي بزرگي تقديم كرد هاند، اما چهره شهدا و برجستگان و ايثارگران قزويني ممتاز است؛ مثل شهيد رجايي. در انقلاب ما مثل شهيد رجايي كم داريم. در ميان رزمندگان -چه ارتش و چه سپاه- شهيد بابايي كي انسان بزرگ و كي چهره ماندگار و فراموش نشدني است. در ميان آزادگان، معلم معنوي آنها مرحوم ابوترابي هم از اين نمونه هاست. من اين سه چهره برجسته را از نزدكي م يشناختم، با خصوصياتشان آشنا بودم و م يدانم اي نها چقدر ممتاز بود هاند. اي نها شهداي قزوي ناند. » قبل از آغاز رسمي جنگ و تجاوز رژيم بعثي عراق به جمهوري اسامي ايران، جوانان قزويني در قالب جمعيت حافظ وحدت و بنا به درخواست فرمانده نيروهاي داوطلب قصرشيرين كه كي قزويني به نام آقاي مهجور بود، به جبهه اعزام شدند و برابر حملات رژيم بعثي مقاومت كردند. از اين تعداد، چهار نفر به شهادت رسيدند. از آغاز رسمي جنگ تا خرداد ۱۳۶۰ ، رزمندگان قزويني به صورت گروهي و فردي به جبه هها اعزام شدند. اولين اعزام تش يكلاتي و سازماندهي شده رزمندگان قزويني به مريوان و شركت در عمليات محم درسول الله بود. در اين عمليات استان قزوين در قالب كي گروهان به فرماندهي ولي الله محمدي تحت ا مر جاويدالاثر احمد متوسليان وارد عمل شدند.

۱۲ - از جمله عمليا تهايي كه رزمندگان استان قزوين در آن نقش بسزايي داشتند عبار تاند از:

[ویرایش]

- عمليات فت حالمبين؛ رزمندگان قزويني به استعداد چهار گردان؛ گردان عمار به فرماندهي شهيد سيدناصر سياهپوش، گردان پيرجماران به فرماندهي شهيد رضا حسن پور، گردان امام محمدباقر )ع( به فرماندهي علي آشوري و گردان قدس به فرماندهي شهيد مسعود پرويز.
- عمليات بي تالمقدس؛ رزمندگان استان قزوين در قالب گردا نهاي ششگانه؛ گردان عمار به فرماندهي شهيد سيد ناصر سياهپوش، گردان امام محمدباقر)ع( به فرماندهي شهيد حسين حداد، گردان مقداد به فرماندهي محمود موسي لو، گردان حضرت ابوالفضل)ع( به فرماندهي حاج حمزه قرباني، گردان شهيد مطهري به فرماندهي شهيد عبدالحسين مشاطان و گردان مالك اشتر.
- عمليات رمضان؛ گردان شهيد دلاك به فرماندهي شهيد رضا حسن پور و گردان قدس به فرماندهي شهيد مسعود پرويز. در اين عمليات فرمانده گردان قدس مسعود پرويز به شهادت رسيد. هم چنين در اين عمليات كي گروهان ضد زره به فرماندهي شهيد مصطفي سيد جوادي نيز از قزوين شركت داشت.
- عمليات محرم؛ گردان امام حسن )ع( به فرماندهي شهيد رفعت الله علي مرداني و كي گردان ضد زره به فرماندهي شهيد سيدجوادي. هم چنين در اين عمليات فرماندهي تيپ كيم الهادي از لشگر ۱۷ علي ابن ابيطالب نيز بر عهده شهيد رضا حسن پور بود.
- عمليات والفجر مقدماتي؛ رزمندگان استان قزوين در قالب تيپ الهادي به فرماندهي شهيد رضا حسن پور.
- عمليات والفجر؛ گردان محمد رسول الله به فرماندهي فصيحي رامندي.
- عمليات خيبر؛ در قالب گردا نهاي پنجگانه ي امام رضا )ع( به فرماندهي شهيد مهدي شالباف، محمد رسول الله به فرماندهي فصيحي رامندي، شهيد مصطفي خميني به فرماندهي ابوالفضل كشمرزي، مفتح به فرماندهي ولي الله محمدي، گردان شهيد نواب صفوي به فرماندهي شهيد احمد الله ياري.
- عمليات بدر؛ حضور در گردان امام رضا )ع( به فرماندهي شهيد احمد الله ياري. در اين عمليات فرماندهي تيپ قمر بن يهاشم را نيز سردار عبدالله عراقي برعهده داشت.
- عمليات والفجر ۸ : در قالب تيپ قمر بن يهاشم به فرماندهي سردار عبدالله عراقي و به استعداد چهار گردان.
- عمليات كربلاي ۴ و ۵؛ در قالب تيپ قمر بن يهاشم به فرماندهي سردار عبدالله عراقي و به استعداد سه گردان.
- عمليات كربلاي ۸ ؛ تيپ قمر بن يهاشم به فرماندهي حاج حمزه قرباني در قالب سه گردان. هم چنين تيپ قمر بن يهاشم به فرماندهي حاج حمزه قرباني به استعداد دوگردان.
قبل از عمليات والفجر ۱۰ ، تيپ مستقل ۸۲ صاحب الامر قزوين تش يكل شد كه در اين عمليات همراه ساير رزمندگان نقشي پررنگ داشت. اين تيپ تا پايان دفاع مقدس در سيستم دفاع متحرك عراق از ارتفاعات شيخ محمد تا خرمشهر عمل كرد.
لشگر ۱۶ زرهي قزوين هم زمان با آغاز جنگ به جبهه اعزام شد. اين لشگر در طول دوران دفاع مقدس با توجه به امكانات و ادوات نظام ياي كه در اختيار داشت تأثيري به سزا در جبه هها داشت؛ از جمله در منطقه كرخه نور باعث شد تا خطر تصرف منطقه برطرف شود. در اين خصوص مقام معظم رهبري فرمودند: «من لشگر ۱۶ زرهي را در كرخه نور ديدم .» هم چنين پانزدهم دي ۱۳۵۹ ، هنگام عمليات نصر در منطقه هويزه اين لشگر در برابر ارتش عراق ايستادگي كرد و مانع رسيدن نيروهاي عراقي به اهداف نظامي شان شد. كيي از افراد تأثير گذار قزويني در دوران دفاع مقدس، شهيد سرلشگر عباس بابايي معاونت عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بود. اين فرمانده در بيشتر عمليا تهاي هوايي شركت فعال داشت و در پيروز يهاي هوايي، نيرويي كليدي محسوب م يشد. ه مچنين سرلشگر خلبان حسين لشگري با صبر و استقامت ۱۸ ساله در زندا نهاي مخوف رژيم بعثي عراق از جمله قهرمانان دوران دفاع مقدس به شمار م يرود.






جعبه ابزار