• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

قبر رسول خدا

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



قبر پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله، در مدینه و در محدوده مسجدالنبی قرار دارد و از مهم‌ترین و مقدس‌ترین اماکن جهان اسلام به شمار می‌آید. این مرقد در آغاز درون حجره‌ای واقع بود که در مجاورت بخش شرقی مسجدالنبی ساخته شده بود و پیامبر در همان‌جا رحلت کرد و به خاک سپرده شد. با توسعه‌های بعدی مسجد، این حجره و فضای پیرامون آن در درون مجموعه مسجد قرار گرفت و به تدریج با دیوارها، مقصوره‌ها و ضریح‌هایی محافظت شد. امروزه قبر پیامبر، همراه با قبور ابوبکر و عمر، در محوطه‌ای محصور قرار دارد و در فرهنگ اسلامی، به‌ویژه در سنت زیارت، جایگاهی ممتاز یافته است. در منابع تاریخی و روایی، افزون بر گزارش‌های مربوط به محل دفن و کیفیت تدفین، مطالب فراوانی درباره فضیلت زیارت این مرقد، تحولات معماری آن و حوادث تاریخی مرتبط با آن نقل شده است.


۱ - پیشینه و موقعیت حجره نبوی

[ویرایش]

در هنگام تأسیس مسجدالنبی، در سمت شرقی آن حجره‌هایی برای سکونت پیامبر و همسرانش ساخته شد. این حجره‌ها از عناصر اصلی مجموعه نخستین مسجد به شمار می‌رفتند و محل زندگی خانوادگی پیامبر در کنار محل عبادت مسلمانان بودند. در منابع تاریخی آمده است که ابتدا حجره سوده و سپس حجره عایشه ساخته شد و در امتداد آن نیز خانه یا حجره‌ای منسوب به حضرت فاطمه علیها السلام قرار داشت. آنچه در بیشتر روایات مورد تأکید قرار گرفته، این است که پیامبر در همان جایی دفن شد که در آن وفات یافت. بر اساس بسیاری از روایات اهل سنت، محل وفات و دفن او همان حجره عایشه بوده است. با این حال، در برخی تحلیل‌ها و نقل‌های دیگر، این احتمال مطرح شده است که محل رحلت پیامبر، فضایی میان حجره عایشه و خانه حضرت فاطمه علیها السلام بوده؛ مکانی که پیامبر در آن استراحت می‌کرده و اختصاص کامل به هیچ‌یک از همسران نداشته است. از این رو، بحث درباره انتساب دقیق محل دفن به حجره عایشه یا به فضایی مستقل در مجاورت آن، از جمله مباحثی است که در بررسی تاریخی قبر پیامبر مطرح شده است.

۲ - رحلت پیامبر و تعیین محل دفن

[ویرایش]

رحلت پیامبر در سال ۱۱ هجری، یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ اسلام بود و پس از آن، مسلمانان درباره محل دفن او دچار گفت‌وگو و اختلاف شدند. در شماری از روایات آمده است که مسلمانان در آغاز نمی‌دانستند آیا بدن پیامبر باید در بقیع، در مسجد یا در جای دیگری دفن شود. در این میان، روایاتی از طریق اهل سنت و شیعه نقل شده که بر پایه آن‌ها، این اصل مطرح شد که پیامبران در همان مکانی که وفات می‌کنند دفن می‌شوند. در برخی نقل‌ها، ابوبکر این حدیث را از پیامبر روایت کرد و در برخی دیگر، امام علی علیه السلام بر همین معنا تأکید نمود. منابعی مانند ابن ماجه، موطأ مالک، و نیز آثار برخی مورخان و عالمان مسلمان، این مضمون را ثبت کرده‌اند که اختلاف بر سر محل دفن با استناد به همین قاعده پایان یافت و مقرر شد پیامبر در همان حجره‌ای که در آن از دنیا رفته بود، دفن شود. در گزارش‌های شیعی نیز آمده است که امام علی علیه السلام در این تصمیم نقشی محوری داشت و پیشنهاد دفن در محل وفات را مطرح کرد.

۳ - کیفیت تدفین

[ویرایش]

در گزارش‌های مربوط به کیفیت تدفین، نام چند تن از نزدیکان پیامبر تکرار شده است. بنا بر این روایات، امام علی علیه السلام نقش اصلی را در تجهیز و دفن بدن پیامبر بر عهده داشت و عباس بن عبدالمطلب، فضل بن عباس، قثم بن عباس و شقران نیز در این کار حضور داشتند. در برخی نقل‌ها آمده است که امام علی همراه با فضل، قثم و شقران وارد قبر شد و بدن پیامبر را در جای خود قرار داد؛ در برخی دیگر نیز تأکید شده است که امام علی شخصاً این کار را انجام داد. همچنین نقل شده است که شقران قطیفه‌ای را که پیامبر از آن استفاده می‌کرد در قبر نهاد و گفت که پس از پیامبر، کسی از آن بهره نگیرد. سپس بدن پیامبر در لحد قرار داده شد، چهره او به سمت قبله گردانده شد و قبر با خشت و خاک پوشانده شد. در پاره‌ای از منابع، زمان دفن شب چهارشنبه دانسته شده است؛ موضوعی که نشان می‌دهد میان رحلت و تدفین، فاصله‌ای کوتاه اما قابل توجه وجود داشته است.

۴ - اختلاف درباره شیوه حفر قبر

[ویرایش]

یکی از مباحث مشهور در جریان تدفین پیامبر، اختلاف بر سر شیوه حفر قبر است. در آن زمان، دو روش برای دفن شناخته می‌شد: روش «لحد» که در مدینه معمول بود و در آن، در دیواره قبر شکافی جانبی برای قرار دادن پیکر ایجاد می‌کردند، و روش «ضریح» یا «شَقّ» که در مکه رواج داشت و به صورت حفره‌ای در میانه قبر بود. بنا بر گزارش‌های تاریخی، عباس بن عبدالمطلب برای تعیین شیوه دفن، هم‌زمان کسانی را نزد ابوعبیده بن جراح و ابوطلحه انصاری فرستاد. ابوعبیده به روش مکی آشنا بود و ابوطلحه روش مدنی، یعنی لحد، را انجام می‌داد. از آنجا که ابوطلحه زودتر رسید، یا به تعبیری، انتخاب الهی بر او واقع شد، قبر پیامبر به شیوه لحد حفر شد. این انتخاب بعدها در سنت اسلامی اهمیت یافت و لحد به عنوان شیوه‌ای مشروع و رایج در دفن مسلمانان تثبیت شد.

۵ - آداب پس از تدفین

[ویرایش]

پس از پایان تدفین، برخی اعمال و آداب نیز درباره قبر پیامبر گزارش شده است که در فقه و سنت تدفین اسلامی مورد استناد قرار گرفته‌اند. از جمله نقل شده است که بر قبر پیامبر آب ریخته شد. در برخی روایات، این کار به امام علی علیه السلام نسبت داده شده و از او نقل شده است که فرمود ریختن آب بر قبر از سنت است. در روایات دیگر، بلال بن رباح با ظرف یا قمقمه‌ای آب را از سمت راست قبر بر آن ریخت و بر اطراف آن پاشید. همچنین گزارش‌هایی درباره گذاشتن خشت بر روی قبر یا درون لحد آمده است. در برخی منابع تصریح شده است که در لحد پیامبر نه خشت نصب شد و در برخی دیگر این عمل به امام علی علیه السلام نسبت داده شده است. این گزارش‌ها بعدها در شکل‌گیری برخی آداب تدفین در میان مسلمانان اثرگذار بوده‌اند.

۶ - دفن ابوبکر و عمر

[ویرایش]

پس از دفن پیامبر، حجره‌ای که قبر در آن قرار داشت، همچنان جایگاهی ممتاز یافت. بعدها ابوبکر و سپس عمر نیز در همان محل، در کنار قبر پیامبر، دفن شدند. درباره دفن عمر در این مکان، منابع تاریخی گزارش می‌کنند که او در واپسین ساعات زندگی از پسرش عبدالله بن عمر خواست نزد عایشه برود و از او اجازه بگیرد که در کنار پیامبر و ابوبکر دفن شود. عایشه با این درخواست موافقت کرد و بدین ترتیب عمر نیز در همان حجره به خاک سپرده شد.

۷ - ماجرای دفن امام حسن مجتبی

[ویرایش]

در برابر این رویداد، ماجرای تلاش برای دفن امام حسن مجتبی علیه السلام در کنار قبر پیامبر، از حوادث مهم و مناقشه‌برانگیز تاریخ اسلام به شمار می‌رود. بنا بر گزارش‌های شیعی، امام حسن در وصیت خود خواسته بود اگر بیم فتنه و درگیری نباشد، او را در کنار جدش پیامبر دفن کنند و اگر چنین خطری وجود داشت، در بقیع به خاک سپرده شود. پس از شهادت او در سال ۵۰ هجری، جنازه‌اش را به مسجدالنبی و نزدیک قبر پیامبر بردند، اما مخالفت‌هایی شدید پدید آمد. در برخی منابع آمده است که عایشه با شتاب و سوار بر قاطر به محل آمد و با دفن امام حسن در آنجا مخالفت کرد. در برخی نقل‌های دیگر، مروان بن حکم و گروهی از بنی‌امیه نیز با حضور و تهدید مانع این کار شدند. از امام حسین علیه السلام نقل شده است که در برابر این مخالفت‌ها، با اشاره به رفتارهای پیشین، به شکسته شدن حرمت خانه پیامبر اعتراض کرد و به آیات مربوط به حرمت ورود به خانه پیامبر و ادب در برابر او استناد نمود. با این همه، به دلیل وصیت امام حسن و برای جلوگیری از خون‌ریزی و فتنه، پیکر او سرانجام به بقیع منتقل و همان‌جا دفن شد. این واقعه در تاریخ شیعه و اهل سنت بازتاب فراوانی یافته و از آن به عنوان یکی از نمودهای تعارض سیاسی و مذهبی پس از رحلت پیامبر یاد شده است.

۸ - تحولات معماری حجره نبوی

[ویرایش]

حجره نبوی در سده‌های بعد دستخوش تغییرات معماری و حفاظتی مهمی شد. در آغاز، قبر پیامبر در فضای حجره و جدا از شبستان اصلی مسجد قرار داشت. پس از دفن ابوبکر و عمر، میان فضای مربوط به عایشه و محل قبور پرده و سپس دیواری کوتاه کشیده شد. در دوره ولید بن عبدالملک و در جریان توسعه مسجدالنبی، عمر بن عبدالعزیز که مأمور این کار بود، حجره‌های همسران پیامبر را تخریب و به مجموعه مسجد افزود، اما اطراف حجره‌ای را که قبر پیامبر در آن قرار داشت، با دیواری جدا ساخت. در همین مرحله بود که ساختار معروف پنج‌ضلعی پیرامون قبر شکل گرفت. در منابع برای این شکل هندسی دو علت عمده ذکر شده است: نخست آنکه بنا شبیه کعبه و به صورت مربع نباشد تا مشابهت نمادین میان آن دو به وجود نیاید؛ و دیگر آنکه اگر کسی پشت دیوار آن به سوی قبله نماز بگزارد، در عمل رو به خود قبر قرار نگیرد. این ملاحظات نشان می‌دهد که معماران و تصمیم‌گیران آن دوره، هم به جنبه‌های نمادین و هم به ملاحظات فقهی و اعتقادی توجه داشته‌اند.

۹ - پرده‌ها، مقصوره‌ها و تدابیر حفاظتی

[ویرایش]

در دوره‌های بعد، بر روی مرقد پیامبر پرده و مقصوره نیز نصب شد. در برخی گزارش‌ها آمده است که نخستین پرده را شخصی به نام ابن ابی‌الهیجاء بر روی مرقد آویخت و بر آن آیاتی از سوره یس نوشته شده بود. همچنین در قرون بعد، به‌ویژه پس از برخی تهدیدها و حوادث، تدابیر حفاظتی بیشتری برای صیانت از مرقد اندیشیده شد. از مشهورترین این گزارش‌ها، ماجرای سال ۵۵۷ هجری است که گفته می‌شود برای جلوگیری از نفوذ صلیبی‌ها و تعرض به قبر پیامبر، در اطراف مرقد و در زیر زمین سرب مذاب ریخته شد تا راه هرگونه نقب و نفوذ بسته شود. این روایت در تاریخ‌نگاری اسلامی به عنوان نمونه‌ای از حساسیت شدید مسلمانان نسبت به حراست از مرقد نبوی نقل شده است.

۱۰ - تاریخ ضریح و دیواره‌های محافظ

[ویرایش]

تاریخ ضریح‌ها و دیواره‌های محافظ پیرامون قبر پیامبر نیز بخشی مهم از تاریخ این مکان است. در منابع آمده است که در سال ۶۶۸ هجری و نیز در اواخر سده هفتم، مقصوره‌ها و دیوارهای چوبی یا مشبک متعددی برای حفاظت از محدوده قبر ساخته شد. در برخی گزارش‌ها از ضریحی چوبی یاد شده که به دستور جمال‌الدین اصفهانی ساخته شد، هرچند در آتش‌سوزی‌ای که در منابع برای آن تاریخ‌هایی ذکر شده، از میان رفت. سپس در دوره بیبرس، دیواره‌ای مشبک و مستطیل‌شکل در اطراف مرقد برپا شد که خانه حضرت فاطمه علیها السلام را نیز در محدوده خود جای می‌داد. از همین‌جا اصطلاح «مربعة القبر» پدید آمد که به فضای چهارگوش یا مستطیل‌مانندی اشاره دارد که قبر و بخش‌هایی از خانه‌های مجاور را در بر می‌گرفت. در دوره‌های بعد، این ساختار بارها ترمیم و نوسازی شد تا به شکل امروزی ضریح و محوطه مشبک پیرامون قبر انجامید.

۱۱ - درهای ضریح

[ویرایش]

ضریح پیرامون مرقد در دوره‌های مختلف دارای درهایی بوده که هر یک نام و جهت مشخصی داشته‌اند. در برخی منابع از چهار در نام برده شده است: باب التوبه در سمت جنوبی یا قبله، باب الوفود در سمت غرب و نزدیک اسطوانة السریر، باب فاطمه در سمت شرق و باب تهجد در سمت شمال. این نام‌گذاری‌ها بازتابی از کارکرد زیارتی و مناسکی این فضا و نیز پیوند آن با بخش‌های مختلف مسجدالنبی است. امروزه نیز با وجود تغییرات فراوان در معماری مسجد، یاد این تقسیم‌بندی‌ها و نام‌ها در متون تاریخی و راهنمای زیارت باقی مانده است.

۱۲ - توسعه‌های مسجدالنبی و گنبد سبز

[ویرایش]

با توسعه‌های پیاپی مسجدالنبی، به‌ویژه در دوره‌های مملوکی، عثمانی و سپس در دوره معاصر، قبر پیامبر و محوطه پیرامون آن رفته‌رفته در دل مجموعه‌ای بسیار بزرگ‌تر قرار گرفت. در عین حال، اصل مکان قبر و حدود اصلی آن حفظ شد و با شبکه‌های فلزی، دیوارها و ضریح‌های مختلف از دسترس مستقیم جدا ماند. گنبدی که امروزه بر فراز این بخش دیده می‌شود و به «گنبد سبز» شهرت دارد، در دوره‌های بعدی بر فراز حجره نبوی برپا شد و به یکی از شناسه‌های اصلی مسجدالنبی و شهر مدینه بدل گشت. در دوره سعودی نیز با وجود توسعه‌های عظیم مسجد، محل مرقد و ساختار کلی حفاظتی آن باقی ماند، هرچند پیرامون آن از نظر دسترسی، نظم زیارت و مدیریت فضا دگرگونی‌های فراوانی پدید آمد.

۱۳ - فضیلت زیارت

[ویرایش]

در کنار گزارش‌های تاریخی و معماری، فضیلت زیارت قبر پیامبر از مهم‌ترین مباحث مربوط به این مرقد است. در روایات اسلامی، به‌ویژه در منابع شیعی، برای زیارت پیامبر پس از رحلت او پاداشی بزرگ ذکر شده است. از امام حسین علیه السلام روایت شده که از پیامبر درباره پاداش زائرانش پرسید و پیامبر فرمود هر کس او را در زمان حیات یا پس از وفات زیارت کند، یا علی، فاطمه، حسن و حسین را زیارت کند، پیامبر در سخت‌ترین شرایط قیامت به دیدار او می‌آید و او را از گناهانش می‌رهاند. از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است که پیامبر فرمود هر کس به زیارت او بیاید، در روز قیامت مورد شفاعت او قرار خواهد گرفت. در روایتی دیگر، امام باقر علیه السلام در پاسخ به پرسشی درباره پاداش کسی که با نیتی خالص قبر پیامبر را زیارت کند، فرمود که جزای او بهشت است. در برخی احادیث، فضیلت زیارت قبر پیامبر با اعمال بزرگ عبادی سنجیده شده است. از امام زین‌العابدین علیه السلام نقل شده که زیارت قبر پیامبر پس از رحلت او همانند دیدار او در زمان حیات است. همچنین از امام باقر علیه السلام روایت شده که ثواب زیارت قبر رسول خدا معادل یک حج پذیرفته‌شده همراه با خود پیامبر است. در حدیثی دیگر از امام صادق علیه السلام آمده است که هرکس رسول خدا را زیارت کند، همانند آن است که خدا را در عرش زیارت کرده است؛ تعبیری که در سنت تفسیری و کلامی، به معنای نهایت قرب، شرافت و نورانیت این عمل فهمیده شده، نه به معنای تشبیه یا تجسیم. در روایتی دیگر از ابی حجر اسلمی نقل شده است که کسی که برای حج به مکه رود و در مدینه پیامبر را زیارت نکند، در قیامت مورد بی‌اعتنایی قرار می‌گیرد، در حالی که زائر پیامبر استحقاق شفاعت می‌یابد و مرگ در یکی از دو حرم مکه و مدینه نیز با فضیلت‌های خاصی همراه دانسته شده است. این مجموعه روایات، در طول تاریخ، جایگاه زیارت قبر پیامبر را در فرهنگ اسلامی استوار کرده و مدینه را به یکی از مهم‌ترین مقاصد زیارتی مسلمانان تبدیل کرده است.


رده‌های این صفحه : اصطلاحات و واژگان




جعبه ابزار