قبرستان بقیع
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
قبرستان بقیع یا بقیعالغرقد قدیمیترین و مهمترین قبرستان اسلامی در
شهر مدینه و از شناختهشدهترین اماکن زیارتی جهان اسلام است. این گورستان در بخش شرقی
مسجدالنبی قرار دارد و از صدر اسلام تاکنون مدفن شمار فراوانی از
صحابه،
تابعین، اهلبیت پیامبر، همسران و فرزندان آن حضرت و نیز چهار تن از امامان شیعه بوده است. بقیع از نخستین سدههای اسلامی تا دوره معاصر، همواره یکی از مهمترین نقاط زیارتی مدینه به شمار آمده و در حافظه تاریخی مسلمانان جایگاهی برجسته داشته است. اهمیت این مکان تنها از جهت دفن شخصیتهای بزرگ اسلامی نیست، بلکه بقیع را باید بخشی از تاریخ زنده مدینه، سیره نبوی و میراث مذهبی مسلمانان دانست. بقیع در طول تاریخ خود تحولات فراوانی را تجربه کرده است. این مکان در آغاز، ناحیهای طبیعی و دارای پوشش گیاهی بود و سپس به عنوان آرامستان عمومی مسلمانان مدینه تثبیت شد. در دورههای مختلف اسلامی، بر فراز برخی قبور مهم آن بقعهها، قبهها و بناهای متعددی ساخته شد و زائران مسلمان از فرقهها و مناطق گوناگون پس از زیارت مسجدالنبی، بقیع را نیز زیارت میکردند. با این حال، در دوره تسلط
وهابیان و سپس حکومت
آلسعود، بخش عمده آثار معماری و نشانههای تاریخی آن تخریب شد و این قبرستان به فضای بازی با کمترین نشانههای معماری بدل گردید. این دگرگونی، واکنشهای گستردهای در میان مسلمانان برانگیخت و بقیع را افزون بر جایگاه زیارتی، به یکی از نمادهای مناقشهبرانگیز در تاریخ معاصر جهان اسلام تبدیل کرد.
[ویرایش]
نام تاریخی این قبرستان بقیعالغرقد است. واژه «بقیع» در زبان عربی به زمینی گفته میشود که در آن درختان و بوتههای گوناگون روییده باشد و «غرقد» نام نوعی درخت یا بوته خاردار است که در گذشته در این ناحیه فراوان بوده است. از همین رو، این بخش از مدینه پیش از آنکه به صورت گورستان درآید، به عنوان ناحیهای طبیعی و پوشیده از گیاه شناخته میشد. در برخی گزارشها آمده است که این منطقه بهگونهای بوستان یا باغستان بوده و حتی احتمال دادهاند که گونههایی از درختان میوه نیز در آن وجود داشته است. با گسترش فضای قبرستان و افزایش دفن مردگان در آن، پوشش گیاهی نخستین آن به تدریج از میان رفت، اما نام تاریخی «بقیعالغرقد» همچنان در منابع برجای ماند.
[ویرایش]
بقیع پیش از اسلام نیز از گورستانهای مردم
یثرب به شمار میرفت، اما اهمیت اصلی آن به دوران پس از
هجرت پیامبر اسلام به مدینه بازمیگردد. با شکلگیری جامعه اسلامی در مدینه، این مکان به مهمترین آرامستان مسلمانان شهر بدل شد و به تدریج دفن بسیاری از شخصیتهای برجسته صدر اسلام در آن انجام گرفت. از همان سده نخست هجری، بقیع جایگاهی فراتر از یک قبرستان معمولی یافت و به مکانی مذهبی، تاریخی و عاطفی برای مسلمانان تبدیل شد. در زمان پیامبر اسلام، بقیع تنها محل دفن مسلمانان نبود، بلکه نوعی قداست معنوی نیز پیدا کرد. در گزارشهای تاریخی آمده است که پیامبر گاه در شب به بقیع میرفت، برای اهل قبور دعا میکرد و در آنجا به راز و نیاز و طلب آمرزش برای درگذشتگان میپرداخت. این رفتار پیامبر در تثبیت جایگاه معنوی بقیع بسیار مؤثر بود و سبب شد این قبرستان از همان آغاز در ذهن و عمل مسلمانان، جایگاهی خاص پیدا کند. به همین سبب، زیارت بقیع در کنار زیارت مسجدالنبی، در سنت زیارتی مسلمانان مدینه جای گرفت.
[ویرایش]
قبرستان بقیع در سمت شرقی مسجدالنبی و در فاصلهای نزدیک به آن قرار دارد. در برخی توصیفها، فاصله آن با مسجدالنبی حدود دویست متر ذکر شده است. این قبرستان در گذشته بیرون از حصار شهر مدینه قرار داشت، اما با گسترش تدریجی بافت شهری مدینه در دورههای بعد، اکنون در محدوده شهری و در میان خیابانهای اصلی شهر قرار گرفته است. از جمله خیابانهایی که بقیع را دربر گرفتهاند، میتوان به خیابانهای ستین، عبدالعزیز، ابیذر و بابالعوالی اشاره کرد. نزدیکی بقیع به مسجدالنبی، نقش مهمی در تثبیت جایگاه زیارتی آن داشته است؛ بهگونهای که زائران مدینه معمولاً پس از زیارت حرم پیامبر، به زیارت اهل بقیع نیز میروند.
[ویرایش]
بقیع از همان آغاز اسلام، بخشی از زندگی دینی و عبادی مدینه به شمار میرفت. در منابع تاریخی و روایی، از حضور پیامبر در این قبرستان و دعا برای اهل قبور یاد شده است. این حضور، افزون بر جنبه شخصی و معنوی، در عمل نوعی مشروعیت و قداست به زیارت قبور در بقیع بخشید. از اینرو، بقیع در طول تاریخ اسلام نه تنها قبرستانی عمومی، بلکه زیارتگاهی مهم بهشمار آمد. در سدههای مختلف اسلامی، زائرانی که برای زیارت پیامبر به مدینه میآمدند، زیارت بقیع را نیز جزئی از برنامه عبادی خود میدانستند. این امر محدود به گروه یا مذهب خاصی نبود و مسلمانان از فرقهها و مناطق گوناگون، پس از زیارت «خیرالبشر»، به بقیع میرفتند تا یاد صحابه، اهلبیت و بزرگان مدفون در آن را گرامی بدارند. سفرنامهها و نوشتههای تاریخی قرون مختلف نشان میدهد که این قبرستان همواره مورد توجه زائران بوده و یکی از ارکان تجربه زیارت مدینه شمرده میشده است.
[ویرایش]
بقیع در طول قرون متمادی، مدفن شمار زیادی از شخصیتهای مهم اسلامی بوده است. بخش بزرگی از صحابه پیامبر، تابعین و چهرههای شناختهشده مدینه در این قبرستان دفن شدهاند. با این حال، گذشت زمان، توسعه قبرستان، دگرگونیهای تاریخی و بهویژه تخریب نشانههای قبور، موجب شده است که محل دقیق دفن بسیاری از آنان بهطور دقیق مشخص نباشد. با وجود این، تعلق خاطر مسلمانان به برخی از مدفونان بزرگ بقیع سبب شده است که هویت شماری از قبور در حافظه تاریخی مسلمانان باقی بماند. از نخستین و مشهورترین اصحاب مدفون در بقیع،
عثمان بن مظعون است که در شمار یاران نزدیک و مورد علاقه پیامبر قرار داشت. افزون بر او، تعدادی از دختران پیامبر، برخی همسران آن حضرت، عموی پیامبر یعنی
عباس بن عبدالمطلب، عمههای پیامبر مانند صفیه و عاتکه،
فاطمه بنت اسد،
عقیل بن ابیطالب و گروه فراوانی از خاندان پیامبر، صحابه و تابعین در این مکان دفن شدهاند. همین تنوع و کثرت مدفونان، بقیع را به یکی از پرخاطرهترین و پرتراکمترین مواضع تاریخی مدینه بدل کرده است.
[ویرایش]
شهرت و اهمیت بقیع در میان شیعیان بیش از هر چیز به سبب دفن چهار تن از امامان شیعه در این قبرستان است. بهطور کلی، محل زندگی و دفن بیشتر ائمه اطهار در سرزمینهای عربستان و عراق بوده و در میان آنان، مرقد
امام رضا در ایران و شهر مشهد قرار دارد. اما در بقیع، چهار امام از ائمه شیعه مدفوناند که مرقد آنان در طول تاریخ، از مهمترین مواضع زیارتی شیعیان و دیگر مسلمانان بوده است.
امام حسن بن علی، دومین امام شیعه، در سال ۵۰ هجری قمری بر اثر مسمومیت به شهادت رسید. در گزارشهای تاریخی، این مسمومیت به توطئه معاویه نسبت داده شده است. آن حضرت در هنگام شهادت ۴۸ سال داشت. پس از شهادت، پیکر امام حسن در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد. مرقد او از همان دوره نخستین مورد توجه و احترام مسلمانان بود و بعدها در مجموعه بقعهای قرار گرفت که دیگر امامان مدفون در بقیع نیز در همان بخش دفن شدند.
امام علی بن الحسین، چهارمین امام شیعه، مشهور به امام سجاد، در سال ۹۴ یا ۹۵ هجری قمری به شهادت رسید و در بقیع، در کنار قبر عمویش امام حسن مجتبی، به خاک سپرده شد. دفن او در این محل، جایگاه بقیع را در سنت شیعی بیش از پیش برجسته کرد و سبب شد این بخش از قبرستان به یکی از مهمترین نقاط زیارتی مدینه تبدیل شود.
امام محمد باقر، پنجمین امام شیعیان، در سال ۱۱۴ هجری قمری در مدینه به شهادت رسید. پیکر او در قبرستان بقیع و در کنار پدر و جدش دفن شد. شخصیت علمی امام باقر و نقش او در گسترش معارف اسلامی، اهمیت مرقد وی را در میان مسلمانان دوچندان ساخت.
امام جعفر بن محمد الصادق، ششمین امام شیعه، با کنیه ابوعبدالله و لقب صادق، در سال ۱۴۸ هجری قمری و در سن ۶۵ سالگی در مدینه به شهادت رسید. در برخی روایتها، شهادت او به زهری نسبت داده شده است که به دستور
منصور دوانیقی به آن حضرت خورانده شد. پیکر امام صادق نیز در بقیع و در کنار پدر و اجدادش دفن شد. بدین ترتیب، مجموعه قبور این چهار امام در بقیع، یکی از مهمترین کانونهای زیارت و تعلق مذهبی در جهان تشیع و بلکه در میان عموم مسلمانان شد. در کنار این چهار امام،
عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر، نیز در همان بخش دفن شده است و از این رو، مجموعه مدفن ائمه بقیع و عباس، از مهمترین مواضع زیارتی قبرستان به شمار میرفته است.
[ویرایش]
قبرستان بقیع تا پیش از تخریبهای دوره معاصر، دارای بناها، بقعهها، قبهها و نشانههای معماری متعددی بود. بر روی قبور شخصیتهای مهم، ساختمانهایی ساخته شده بود که هم جنبه احترام و بزرگداشت داشت و هم برای شناسایی قبور مورد استفاده قرار میگرفت. در میان این بناها، بقعه مربوط به قبور چهار امام شیعه و عباس از جایگاهی ممتاز برخوردار بود و در منابع تاریخی، از گنبد و ساختمان آن یاد شده است. همچنین بر برخی دیگر از قبور و اماکن مرتبط با خاندان پیامبر و صحابه، قبهها و بناهای جداگانهای وجود داشت. در دورههای مختلف، از جمله در زمان
عباسیان،
سلجوقیان و
عثمانیان، بقیع مورد توجه قرار گرفت و تعمیر، تجدید بنا یا توسعه برخی از بقعههای آن انجام شد. سفرنامهها و کتابهای تاریخی قرون گوناگون، تصویری از بقیع ارائه میدهند که در آن این قبرستان نه یک فضای ساده و بینشانه، بلکه مجموعهای از قبور شناختهشده، گنبدها، زیارتگاهها و فضاهای مذهبی بوده است. زائران مدینه، پس از زیارت مسجدالنبی، به بقیع میرفتند و با زیارت قبور موجود در آن، خاطره پرشکوه عصر نخستین اسلام و سیره اهلبیت و صحابه را زنده میکردند. در برخی توصیفها، به وجود مکانهایی چون
بیتالاحزان نیز در محدوده بقیع یا مرتبط با آن اشاره شده است. همچنین گزارشهای تاریخی از آن حکایت دارد که قبور ائمه بقیع و دیگر بزرگان، دارای ضریح، بنا یا نشانههای مشخص بوده و زائران با سهولت بیشتری میتوانستند محل دفن شخصیتهای مورد نظر خود را بشناسند. بههمین سبب، بقیع تا پیش از تخریب، نهتنها یک آرامستان، بلکه نوعی موزه زنده از تاریخ اسلامی و زیارتگاه مهم مدینه بود.
[ویرایش]
یکی از مهمترین و تلخترین فصلهای تاریخ بقیع، تخریب بناها، گنبدها و نشانههای قبور آن در دوره معاصر است. بر پایه گزارشهای تاریخی، وهابیان در دو نوبت به تخریب آثار بقیع دست زدند؛ بار نخست در اوایل قرن سیزدهم قمری و بار دوم در سال ۱۳۴۴ قمری که در حافظه تاریخی مسلمانان، بهویژه شیعیان، با عنوان
یومالهدم شناخته میشود. در این تخریبها، بناها و قبههای موجود بر قبور شخصیتهای بزرگ اسلامی، از جمله بقعه ائمه بقیع، ویران شد و بخش مهمی از سیمای تاریخی این قبرستان از میان رفت. تخریب بقیع معمولاً با استناد به دیدگاههای خاص فقهی و کلامی درباره قبور و بناهای ساختهشده بر آنها توجیه میشد. با این همه، در نگاه بسیاری از مسلمانان، این اقدام نه نشانهای از سادهزیستی، بلکه حاصل رویکردی خاص و محدودکننده نسبت به میراث تاریخی و مذهبی اسلام بود. همین امر سبب شد که تخریب بقیع، موجب اندوه، خشم و دلخوری گسترده در میان مسلمانان شود. واکنشها به این حادثه تنها محدود به احساسات عمومی نبود، بلکه در برخی کشورها و محافل علمی و دینی، موضعگیریهایی در محکومیت این اقدام صورت گرفت.
حادثه تخریب بقیع در میان مسلمانان جهان بازتاب گستردهای داشت. علما، مراجع دینی، مجالس و دولتهایی در جهان اسلام نسبت به آن واکنش نشان دادند و در برخی کشورها، از جمله ایران، این موضوع با حساسیت ویژهای دنبال شد. در سالهای بعد، تلاشهایی از سوی شخصیتهای دینی و برخی رجال سیاسی برای ساماندهی، بازسازی یا دستکم ایجاد سرپناه و وضعیتی مناسبتر برای بقیع صورت گرفت. از جمله نام برخی از مراجع و شخصیتهای برجسته مانند
آیتالله بروجردی،
کاشفالغطاء و
امام موسی صدر در پیگیریهای مربوط به بهبود وضعیت بقیع مطرح شده است. این تلاشها اگرچه به بازسازی کامل بقعهها و گنبدهای تاریخی نیانجامید، اما نشاندهنده تداوم حساسیت دینی و عاطفی مسلمانان نسبت به این قبرستان بود. مسئله بقیع در دوره معاصر، تنها یک موضوع معماری یا عمرانی تلقی نشد، بلکه به نمادی از حفظ یا حذف بخشی از میراث اسلامی تبدیل شد.
[ویرایش]
بقیع در وضعیت کنونی، برخلاف سیمای تاریخی خود، زمینی نسبتاً مسطح و ساده است که در آن از گنبدها، بقعهها و بسیاری از نشانههای معماری گذشته خبری نیست. بیشتر قبور تنها با سنگهایی ساده یا علائم محدود مشخص شدهاند و بسیاری از قبور صحابه، تابعین و بزرگان، برای زائران قابل تشخیص دقیق نیست. با وجود این، محل قبور برخی از شخصیتهای مشهور، به اتکای سنت تاریخی و حافظه جمعی مسلمانان، همچنان شناخته میشود. در دوره معاصر، زیارت بقیع با محدودیتهایی نیز همراه بوده است. گزارشهای متعدد از کنترل شدید بر رفتار زائران، ممانعت از برخی اعمال زیارتی، محدودیت در دسترسی و نیز ممنوعیت یا محدودیت حضور زنان در بخشهایی از این قبرستان حکایت دارد. بدینسان، بقیع امروز اگرچه همچنان زیارتگاهی مهم است، اما از نظر کالبدی و نحوه دسترسی، فاصلهای چشمگیر با جایگاه تاریخی خود دارد.