عباس قره باغی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ارتشبد عباس قره باغی، آخرین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران و از نظامیان بلند پایه و تأثیرگذار در دوران پایانی رژیم پهلوی بود که تلاش فراوانی برای حفظ قدرت محمدرضاشاه و ارتش شاهنشاهی به خرج داد ولی نتیجه ای نگرفت.

عباس قره باغی به سال ۱۲۹۷ش در تبریز (کوچه) قره باغی ها به دنیا آمد و پس از گذراندن تحصیلات ،ابتدایی تا کلاس چهارم متوسطه را در دبیرستان رشدیه تبریز سپری کرد سپس با گشایش دبیرستان نظام تبریز در سال ۱۳۱۳ ش کلاس پنجم متوسطه را در این دبیرستان گذراند سپس وارد خدمت نظام گردید او همواره با رتبه یکم ارشد کلاس بود و در مراسم جشن فارغ التحصیلی در خرداد ماه ۱۳۱۵ استاندار آذربایجان یک قبضه شمشیر به خاطر کسب رتبه اول و رئیس دبیرستان نظام نیز جایزه با انضباط ترین دانش آموز دبیرستان را به او دادند. در مهرماه ۱۳۱۵ قره باغی وارد دانشکده افسری تهران شد و در آنجا نیز به عنوان یکی از دانشجویان دسته مخصوص که محمدرضا پهلوی هم جزء آنان بود انتخاب گردید. در همین دسته او با افراد مهم آینده کشور از جمله علی قوام همسر اشرف پهلوی ، فریدون جم همسر شمس پهلوی و رئیس ستاد ارتش شاه فتح الله مین باشیان فرمانده نیروی زمینی حسین فردوست قدیمیترین دوست محمدرضا شاه و همه کاره ارتش و ساواک و رئیس دفتر ویژه اطلاعات آشنا و دوست شد. ریاست این دسته را که در واقع جهت حفاظت از جان و کاخ شخصی محمدرضا پهلوی تشکیل شده بود حسین فردوست بر عهده داشت و او، قره باغی را به عنوان معاون خود و منشی مخصوص محمدرضا برگزید قره باغی به همراه سایر افراد دسته و تحت نظر فردوست موفق شد افراد مناسبی را برای تکمیل این دسته که بعدها گارد جاویدان نام گرفت انتخاب نماید و سرانجام خودش فرماندهی این گارد را بر عهده بگیرد. اما فرماندهی او چند ماهی بیشتر دوام نیاورد و در مهر ماه ۱۳۱۷، قره باغی با درجه ستوان دومی از دانشکده افسری فارغ التحصیل گردید. سپس در هنگ پیاده لشکر یکم مشغول خدمت و فرماندهی گروهان مسلسل ضدهوایی هنگ را بر عهده گرفت با شروع حکومت پهلوی دوم (محمدرضاشاه)، در سال ۱۳۲۱ ش قره باغی به همراه چند نفر از افسران دیگر برای تشکیل سازمان گارد سلطنتی انتخاب شد و به این یگان منتقل شد در این سالها قره باغی ضمن خدمت در گارد سلطنتی دوره تحصیل در رشته حقوق دانشگاه تهران را نیز طی کرد و در خرداد ماه ۱۳۲۳ موفق به دریافت درجه کارشناسی گردید. سپس برای طی دوره عالی پیاده به فرانسه اعزام شد و در آنجا نیز به ادامه تحصیل خود در دوره دکتری حقوق پرداخت و در سال ۱۳۳۳ ش موفق به اخذ درجه دکتری از دانشگاه پاریس گردید.

قره باغی پس از بازگشت به ایران در دایره عملیات رکن سوم ستاد ارتش مشغول خدمت شد و پس از طی دوره های فرماندهی و ستاد در ایران و فرانسه به مدت دو سال استاد دانشکده فرماندهی و ستاد گردید او همچنین با شرکت در کنکور داوطلبین دوره عالی دانشگاه جنگ فرانسه ضمن احراز رتبه یکم دوره مذکور و همچنین دوره ستاد مشترک فرانسه را در آن کشور به پایان برد. در سال ۱۳۴۰ ش او مجددا به ایران بازگشت و تا سال ۱۳۴۳ ابتدا فرماندهی تیپ سپس فرماندهی دانشگاه نظامی را بر عهده گرفت در اوایل سال ۱۳۴۰ ، رئیس ضد اطلاعات ارتش سرتیپ اردشیر تاج بخش پرونده ای علیه قره باغی تشکیل داد و مدعی شد که او با جاسوس روسها ارتباط دارد محمدرضا شاه این موضوع را به شورای عالی هماهنگی که ارتشبد حسین فردوست دبیر آن بود ارجاع داد جلسه این شورا ارتشبد غلامعلی اویسی و تاج بخش نیز حضور داشتند که بنا به گفته فردوست با توجه به شناختی که اویسی و دیگران از قره باغی داشتند و ارتکاب چنین عملی را از فرد محتاطی مثل او محال میدانستند - اویسی و دیگران از قره باغی دفاع کردند و قضیه فیصله یافت.

از فروردین ماه ۱۳۴۳ تا شهریور ۱۳۴۴ ، قره باغی فرماندهی لشکر پنج پیاده گرگان سپس تا مهر ،۱۳۴۷ فرماندهی لشکر یک گارد و تا اردیبهشت ۱۳۵۱ ریاست ستاد نیروی زمینی و تا مرداد ۱۳۵۲، جانشینی فرماندهی نیروی زمینی را بر عهده داشت به علت شدت بحران اختلافات مرزی ایران و عراق در مرداد ۱۳۵۲ با پیشنهاد سپهبد غلامعلی اویسی فرمانده نیروی زمینی و دستور محمدرضاشاه او به کرمانشاه رفت و پست فرماندهی سپاه غرب را برای تقویت نقاط مرزی تشکیل داد. تا ۱۲ اردیبهشت ۱۳۵۳ قره باغی در آنجا مشغول بود و در این زمان پس از کشف فساد مالی ریشه داری در ژاندارمری به منظور پاکسازی سازمان ژاندارمری کشور به فرماندهی ژاندارمری منصوب گردید در اوایل شهریور ۱۳۵۴ او به درجه ارتشبدی نائل شد و تا چهارم شهریور ،۱۳۵۷ فرماندهی ژاندارمری را بر عهده داشت. در این زمان او به عنوان وزیر کشور دولت شریف امامی برگزیده شد و آن گونه که ارتشبد حسین فردوست میگوید سفرای انگلیس و آمریکا رابطه و ملاقاتهای منظمی را با او برقرار کردند و او اطلاعات کاملی از اوضاع کشور را در اختیار آنها قرار می داد.

در آبان ،۱۳۵۷ دولت نظامی ارتشبد ازهاری به جای دولت شریف امامی بر سر کار آمد و در این دولت نیز قره باغی علاوه بر فرماندهی ژاندارمری به عنوان وزیر کشور و همچنین سرپرست وزارت امور اقتصادی و دارایی مدت کوتاهی انتخاب شد. او تلاش بسیار زیادی را در این سمتها برای مهار انقلاب مردم ایران انجام داد از جمله اینکه ژنرال هایزر ژانرال امریکایی و معاون فرماندهی ناتو با هماهنگی های او و دیگران جهت هدایت امرای ارتش در مقابله با عناصر انقلاب به ایران آمد با استعفای ارتشبد ازهاری از مقام نخست وزیری که ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران را هم بر عهده داشت به دستور محمدرضاشاه در ۱۴ دی ماه ۱۳۵۷ قره باغی به ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران انتخاب شد در این سمت او ابتدا برای حفظ روحیه پرسنل نیروهای مسلح پیشنهادهایی در مورد روش کار مطبوعات کشور داد که علیه ارتش تبلیغات میکردند و همچنین کمیته بحران را متشکل از معاون نخست وزیر، جانشین وزیر جنگ، رئیس سازمان صنایع نظامی رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور و فرماندهان سه گانه نظامی دریایی هوایی و زمینی به منظور ایجاد هماهنگی بین نیروهای نظامی ایجاد کرد سپس به تهیه و توزیع جزوهها و مجلاتی مانند مجله سرباز و بازدید از پادگانهای سراسر کشور و انجام سخنرانی پرداخت.

در ۲۱ دی ماه قره باغی در نشستی با محمدرضا شاه از او خواست که از سفر به خارج از کشور خودداری کند؛ اما شاه با اعلام این مطلب که قبل از وی با سفیر آمریکا و هایزر ملاقات داشته و آنان در صدد اطلاع ساعت خروج وی بودند اعلام داشت ،که برایش راهی به جز خروج از کشور نمانده است بنابر این قره باغی مانند دیگر سران ارتش به این نتیجه رسید که باید به طور موقت با دولت بختیار همکاری کند در ماه یعنی یک روز قبل از خروج شاه در مصاحبه ای مطبوعاتی ضمن رد ،کودتا حمایت ارتش از دولت بختیار را اعلام کرد در ۲۳ دی ماه نیز به دنبال تشکیل شورای سلطنت قره باغی به عنوان یکی از اعضای آن انتخاب شد و انتظار داشت که بختیار هفته ای یک یا دو بار برای رسیدگی به وضع بحرانی کشور شورای سلطنت را تشکیل دهد اما بختیار چنین نکرد و چند روز بعد اول بهمن ماه این شورا از طرف رئیس آن یعنی سیدجلال الدین تهرانی غیرقانونی اعلام شد. در ۲۷ دی ماه به دلیل گسترده تر شدن تظاهرات مردم ایران و وقوع زد و خورد بین آنان و ارتش قره باغی برای آرام شدن اوضاع طی پیامی از نیروهای مسلح خواست که در حفظ نظم و رعایت انضباط نظامی بکوشند. سپس در ۲۸ دی ماه در جلسه شورای امنیت ملی که برای بررسی شایعه راهپیمایی مردم در ۲۹ دی ماه تشکیل شده بود چون کسی را مخالف راهپیمایی ندید آزاد بودن راهپیمایی را اعلام کرد در ۲۹ دی ماه به علت اینکه تلاش های سیاسی بختیار برای جلوگیری از ورود امام خمینی به ایران و کنترل وضعیت کشور به نتیجه ای نرسیده بود و همچنین بختیار در مصاحبه مطبوعاتی خود گفته بود در صورت شکست خود کودتای نظامی انجام خواهد شد قره باغی به دلیل مخالفت با کودتا تصمیم به استعفا از ریاست ستاد بزرگ ارتشتاران گرفت اما از آنجا که استعفای او در این زمان میتوانست تأثیر بدی بر روحیه ارتشیان بگذارد هایزر تلاش زیادی کرد که مانع از استعفای وی شود. بنابراین ضمن مذاکره با قره باغی خواهان پس گرفتن استعفایش شد و در ملاقاتی هم که در بعد از ظهر روز ۳۰ دی ماه میان سولیوان قره باغی و بختیار در دفتر کار نخست وزیر صورت گرفت بختیار با تشریح سیاستش در مقابل امام خمینی موفق گردید تا مانع از استعفای قره باغی شود به دنبال این ماجرا قره باغی حمایت از بختیار و سیاستهای هایزر و سولیوان را از سرگرفت و در سوم بهمن ۵۷ در جلسه شورای فرماندهان ارتش و جلسه شورای امنیت ملی برای بررسی مسئله ورود امام خمینی به ایران شرکت کرد در پایان این جلسه قره باغی دستور داد که تانکها و زره پوشها، فرودگاه مهرآباد را به اشغال ارتش درآورند و اعلام گردد که این فرودگاه به مدت ۷۲ ساعت بر روی همه پروازها بسته است. در روز ،پنجشنبه پنجم بهمن ماه نیز با پشتیبانی قره باغی و فرماندهان ارتش توسط ارتشیان و خانواده های آنان گردهمایی کوچکی در حمایت از قانون اساسی و دولت بختیار تشکیل گردید.

در هشتم بهمن ماه قره باغی و سران ارتش در جلسه شورای امنیت ملی که با حضور بختیار تشکیل شد تصمیم گرفتند تا زمانی که امکان بازگشت امام خمینی وجود دارد فرودگاه بسته باشد؛ اما یک روز بعد، بختیار که متوجه وخامت اوضاع شده بود خبر از بازگشایی فرودگاه را و به همین دلیل سران ارتش مجددا در جلسه ای تصمیم گرفتند در صورت ورود امام خمینی به ایران ارتش هیچ اقدامی نکند اما صورتی که امام خمینی در صدد تشکیل دولت برآید ارتش به شدت برخورد کند همچنین تصمیم گرفته شد سربازان از خیابان ها جمع آوری و تنها در محل های کلیدی گماشته شوند ارتش نیز از امام خمینی در فرودگاه استقبال و ایشان را تا میدان آزادی اسکورت کند سپس به ملت بسپارد.

با ورود امام خمینی به ایران هایزر در ۱۴ بهمن ماه برای اطلاع از واکنش سران ارتش در برابر تحولات کشور آنان را به جلسه ای فرا خواند که در آن همه شرکت کنندگان از جمله قره باغی بر حمایت از بختیار تأکید کردند اما پس از چند روز با پیوستن تعداد بیشتری از ارتشیان به انقلاب به خصوص پیوستگی کارکنان نیروی هوایی با امام خمینی و فرار سربازان از پادگانها انسجام ارتش به طور کامل از بین رفت و در ۲۲ بهمن ماه، قره باغی برای ارزیابی وضعیت نیروها، جلسه شورای عالی ارتش را با حضور فرماندهان معاونان و رؤسای سازمان های ارتش و ادارات تشکیل داد. در این جلسه پس از صحبتهای متعدد، تصمیم گرفته شد که برای جلوگیری از اضمحلال ارتش، نظامیان اعلام بی طرفی کنند. این تصمیم در ساعت ۲ بعد از ظهر همان روز از رادیو ایران اعلام شد و قره باغی با مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت نیز جلسه ای تشکیل داد که در آن بازرگان خواهان پشتیبانی ارتش از دولت موقت شد و قره باغی ضمن تأکید بر بیطرفی ارتش خواهان صدور اعلامیه ای از جانب بازرگان برای جلوگیری از حمله مردم به تأسیسات نظامی شد از ۲۳ بهمن ماه که پیروزی کامل نصیب انقلابیون ایران شد و تمامی پادگانها و مراکز نظامی و سرانجام ستاد بزرگ ارتشتاران به تصرف در آمد قره باغی با شنیدن خبر دستگیری تعدادی از سران ارتش مجبور به اختفا شد و به مدت چهارده ماه در ایران مخفیانه زندگی کرد در فروردین ماه ۱۳۵۹ قره باغی با تهیه شناسنامه و گذرنامه جعلی از ایران گریخت و باقیمانده عمر خود را در پاریس سپری کرد و سرانجام در مهر ماه ۱۳۷۹ به علت ابتلا بیماری سرطان درگذشت قره باغی یک بار در سال ۱۳۶۳ خاطراتش را در کتابی به نام اعترافات ژنرال به نگارش در آورد و بار دوم در چند هفته قبل از مرگش ناگفته هایی از خاطراتش را در کتاب دیگر به نام ماجرای فرار ارتشبد قره باغی بیان کرد.



رده‌های این صفحه : افراد در دوره پهلوی




جعبه ابزار