• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سیدحمید میرزاده (سیداحمد)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



دوازدهم مرداد ۱۳۴۰، در شهر بغداد عراق دیده به جهان گشود. پدرش سید احمد، تجارت م یکرد و مادرش زهرا، خان هدار بود. تا سن ۱۰ سالگی در آن کشور زندگی کرد و سپس همراه خانواده به لبنان رفت. تا پایان دوره متوسطه در رشته ادبیات درس خواند. سال ۱۳۶۲ به ایران بازگشت. ب هعنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. سال ۱۳۶۳ ازدواج کرد و صاحب دو دختر و یک پسر شد. بر آموزش و تربیت اسلامی فرزندان خود تأکید داشت. هرگز فرزندان خود را امرونهی نم یکرد و با آنان رفتار دوستان های داشت. همیشه از آنان م یخواست برای رسیدن به حقیقت و درک مفاهیم واقعی به قرآن مراجعه کنند. تمام و کمال در خدمت خانواده بود وا ز کمترین فرصت برای اینکه کنار آ نها باشد، استفاده م یکرد مدتی گوینده رادیو عربی )شبکه خبر و گوینده خبر شبکه کوثر( بود. سپس )یک سال آخر زندگی( مدیر رادیوهای برو نمرزی شد. در انجام وظایف کاری بسیار دقیق، خوشرو، راس تگو و مهربان بود. همیشهل بخند برل ب داشت و عبوس نبود. ح قالناس را رعایت م یکرد. در حل مشکلات کارمندانش م یکوشید. اهل پرحرفی و ریا نبود و درگیر قضاوت مردم نم یشد. به پدر و مادر بسیار احترام م یگذاشت. به گفته همسرش: «وقتی دیدم چقدر به پدر و مادرش احترام م یگذارد، تصمیم گرفتم پیشنهاد ازدواج او را بپذیرم. » چونکه م یدانست همسرش به گل علاقه دارد، به مناسب تهای مختلف برایش گل م یخرید. عمود خیم هی خانواده بود و با رفتار خود محیط خانواده را گرمی م یبخشید. بسیار متین و باخلوص ابراز محبت م یکرد و رفتارش سرشار از عشق و محبت بود. مهما ننوازی م یکرد و در حل مشکل اطرافیان پی شقدم م یشد. مخفیانها ز نیازمندان دستگیری م یکرد. خانواده بعدا ز شهادت وی از کارهایش مطلع شدند. در سرودن شعر دارای ذوق و استعداد بود. از او اشعار زیادی در زمین هی موضوعات مذهبی و انقلابی ب هجاماندها ست. به مطالعه درباره تاریخ اسلام علاق همند بود وا ز اینکه فرصت کافی برای مطالعه نداشت حسرت م یخورد. عاشق سفر بود و تصمیم داشت پسا ز بازنشستگی با همسرش به ایرا نگردی بپردازد. به حضرت زینب )س( و حضرت مهدی )عج( عشق م یورزید. یک هفته قبل از مراسم عقد فرزندش به کمر درد شدیدی مبتلا شد. ب هطور یکه یک هفته در بستر خوابید و همسرش ب هتنهایی کارهای مهمانی را انجام داد. بعدها به همسرش گفت: «وقتی م یدیدم تنها ماند های و نم یتوانم به تو کمک کنم متأسف شدم و با توسل به حضرت زینب )س( از او خواستم خودش به تو کمک کند. » او که مشتاق زیار ت خانه خدا بود، از سوی صداوسیما مأموریت یافت تا ب هعنوان گزار شگر شبک ههای عربی برو نمرزی به آ نجا برود. بسیار خوشحال بود و آماده سفر شد به همسرش گفت: «م یدانم روز عرفه صاح بالزمان )عج( را ملاقات م یکنم. » دوم مهر ۱۳۹۴، در منا به شهادت رسید. پیکر وی دوازدهم مهر همان سال، تشیع و در بهش تزهرای شهرستان تهران دفن شد. گر چه اکنون در میان خانواده حضور فیزیکی ندارد ولی نزدیکان وی حضور گرم او را پیوسته حس م یکنند. حتی در مسائل و مشکلات روح مطهرش یار یگر آ نهاست و ب هنوعی راهی برای حل آن مشکل م ییابند.


رده‌های این صفحه : شهدای فاجعه منا (۱۳۹۴)




جعبه ابزار