حسن سلیمانی درچه (قدمعلی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
دوم بهمن ۱۳۴۳، در شهر درچه تابعه شهرستان خمینی شهر دیده به جهان گشود. پدرش قدمعلی، کشاورز بود و مادرش آمن هبیگم، خانه داری می کرد. به گفته مادر تولد او در خانواده موجب برکت بود و زمینه تحولات بزرگی را فراهم کرد. جایگاه ویژ های نزد والدین داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. او نیز هم پای سایر مردم بر ضد حکومت شاه فعالیت م یکرد و شب ها روی پشت بام الله اکبر م یگفت. در تظاهرات شرکت و اقدام به پخش اعلامیه و نوار سخنران یهای حضرت امام خمینی)ره( می نمود. به سپاه پاسداران پیوست و به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. تمام سال های جنگ در جبهه بود. بر اثر بمباران شیمیایی، اصابت ترکش به پا و موج انفجار مجروح شد. هربار پس از بهبودی به جبهه برم یگشت و به انجام وظیفه ادامه داد. بعد از جنگ در سال ۱۳۶۸ ازدواج کرد. حاصل این پیوند دو دختر و یک پسر است. ایشان بر تربیت دینی فرزندانش تاکید م یکرد. از آنان م یخواست نماز اول وقت بخوانند و با مردم خوش خلق باشند. اطاعت از فرمان رهبر از دیگر سفارشات او بود. در اداره تبلیغات و واحد خبر سپاه کار م یکرد. در انجام وظایف کاری و اداری دقیق و منظم بود. هر کاری را به موقع انجام می داد و به درست کاری شهرت داشت. خوش قول بود و به هر وعده ای که می داد حتی اگر موجب آزار خودش می شد، عمل می کرد. با سربازها بسیار خوش برخورد بود و سعی می کرد الگوی خوبی برای آن ها باشد. یکی از سربازان نقل م یکرد: «انجام خدمت برایم بسیار طاقت فرسا بود و مدام محل خدمت را ترک می کرم. به طوری که پس از سه سال هنوز سرباز بودم. شهید درچه ای گفت: بیا و خدمت خودت را تمام کن. گفتم حاضرم پولی بدهم و خدمت نکنم که ایشان گفت: پولت را نگهدار برای زندگی بیا من کمکت می کنم. زودتر بگذرد. در طول خدمت )این فرد( آن قدر مهربان و خوش رو برخورد کرد که درس های زیادی از او گرفتم. » مهربان و خانواد ه دوست بود. همیشه در اول وقت نماز می خواند و در نماز جماعت شرکت می کرد. به گفته نزدیکان هرگز از نماز شب غافل نشد. پس از بازنشستگی بیکار ننشست و در هر فرصتی به کشاورزی می پرداخت. وقتی به آ نها اعلام کردند که آماده سفر حج باشند، به دلیل بعضی گرفتار یها همسرش پیشنهاد داد: بهتر است امسال نرویم. ولی شهید درچه ای گفت: «امسال حج چیز دیگری است و باید برویم. » یک بار در جمع دوستان گفت: «سال ها در جبهه بودم و توفیق شهادت پیدا نکردم. امیدوارم در لباسی شهید شوم که در آن گناه مرتکب نشدم. » دوم مهر ۱۳۹۴، در منا به شهادت رسید. پیکر وی سیزدهم همان ماه، در گلزار شهدای روستای اس ام آباد تابعه شهرستان خمینی شهر به خاک سپرده شد.