• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اغول بی بی قورجانی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بیستم اسفند ۱۳۲۷، در روستای قور یچای تابعه شهرستان گنبدکاووس دیده به جهان گشود. پدرش عطا، روحانی مسجد و مدرس علوم دینی بود و مادرش بیکه، خان هداری م یکرد. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. بعدها در کلا سهای نهضت سوادآموزی شرکت کرد و با این که به راحتی به زبان فارسی صحبت نم یکرد، ولی تا پایه پنجم درس خواند. به خان هداری و کشاورزی اشتغال داشت. سال ۱۳۴۳ ازدواج کرد و صاحب شش دختر و سه پسر شد. در انجام واجبات شرعی م یکوشید. پیوسته نماز شب م یخواند. بسیار ذکر م یگفت. پس از برداشت محصولات کشاورزی زکات خود را م یپرداخت. در ما ههای رمضان، رجب، محرم و صفر در مجالس مذهبی شرکت م یکرد. نسبت به امام حسین )ع( و یارانش ارادت خاصی داشت. در انجام کارهای عا مالمنفعه م یکوشید. برایش فرقی نداشت در ساخت اماکن مذهبی کمک کند یا در رفع حاجت نیازمندان بکوشد. هر کاری از دستش برم یآمد برای کمک انجام م یداد. حتی اگر لازم بود، غذایش را م یبخشید و خود گرسنه م یماند. بسیار مهما ننواز بود و از این نظر در میان مردم معروف بود. روزی نبود که در خانه مهمان نداشته باشد و خدمت به مهمان را برای خود افتخار م یدانست. با این که خیلی با زبان فارسی آشنا نبود، ولی سعی م یکرد با مهمانان فارسی زبان صحبت کند و به آ نها خدمت نماید. در برگزاری مجالس شادی و عزای روستاییان به طور مستمر یاری م یرساند. اگر کسی احتیاج به خانه یا تعمیر خان هاش را داشت اولین نفری بود که کمک م یکرد و دیگران را نیز به کمک م یطلبید. در ترغیب زنان روستا برای شرکت در کلا سهای مذهبی، علوم دینی، یادگیری سیره حضرت فاطم هزهرا )س( م یکوشید. جوانان را به امر ازدواج و تشکیل خانواده تشویق م یکرد. پیرو ولایت فقیه بود و مردم را نیز به این امر دعوت م یکرد. به دلیل همین خصوصیات و مرد مداری بسیار مورد اعتماد مردم بود و در هر کاری با او مشورت م یکردند. او که سا لها در انتظار سفر به حج بود، آماده اعزام شد. قبل از سفر تمام اموالش را بخشید و از همه حلالیت طلبید. آخرین سفارشی که به فرزندانش کرد سه چیز بود: ۱- ه مدلی با فرزندان خود و خویشان، ۲- صدقه دادن و یاری کردن فقرا و سومین درخواست وی نشان م یدهد که او م یدانست از این سفر برنم یگردد. او از فرزندانو نو ههایش خواست که: «پس از مرگم کنار هم در یک ردیف بنشینید و برایم قرآن بخوانید. » مرگ باعزت، بزر گترین آرزوی او بود. در مراسم حج پس از سقوط جرثقیل که منجر به شهادت زائران ایرانی شد، به همراهان خود گفت: «خوش به حال کسانی که در اینجا به شهادت رسید هاند و در این جا دفن م یشوند. ای کاش من هم در جمع آ نها بودم و مکه دفن م یشدم. » دوم مهر ۱۳۹۴، هنگام انجام اعمال حج در منا به شهادت رسید. پیکر وی در مقبر هالشهدای مکه به خاک سپرده شد


رده‌های این صفحه : شهدای فاجعه منا (۱۳۹۴)




جعبه ابزار