استان سرسبز كهگيلويه و بويراحمد با وسعتي معادل ۱۶۲۶۴ يكلومتر مربع، در جنوب غربي ايران واقع شده است و داراي طبيعتي بكر و زيباست. اين استان از شمال به استان چهار محال بختياري، از غرب به استان خوزستان، از جنوب به استان بوشهر و از شرق به استان هاي اصفهان و فارس محدود شده است. ياسوج به عنوان مركز استان، پل ارتباطي شرق و غرب زاگرس و مركز موثر شبكه ارتباطي بين كلان شهرهاي اصفهان، شيراز، اهواز و بوشهر است. بيش از سه چهارم اين استان، سرسبز و كوهستاني و داراي اقليمي سردسيري و كي چهارم جنوبي آن، گرمسيري است. ۵ شهرستان بويراحمد، دنا، كهگيلويه، بهمئي و گچساران و ۱۳ شهر، ۱۶ بخش، ۴۱ دهستان و بالغ بر ۲۰۰۰ آبادي مسكوني را در خود جاي داده و به سرزمين چهار فصل مشهور است. ارتفاعات اين استان كوهستاني، بخشي از زاگرس مياني است كه از شمال غرب به جنوب شرق امتداد مييابد. چين خوردگي هاي زيباي زاگرس موجب پيدايش كوه هاي سر به فلك كشيده و دره هاي پرآب و سرسبز و خرم شده و زمينه سكوت و معيشت مردمان پر تلاش اين سرزمين را فراهم ساخته است.كوه هاي دنا را آلپ ايران يا عروس زاگرس ناميده اند. كوه هاي بلندي كه در بيشتر ايام سال، تاجي از برف بر سر دارند و محيطي مناسب براي اسكي بازان، برف نوردان و كو هنوردان محسوب مي شود. ۱ - جغرافياي تاريخي استان[ویرایش]ساكنان كهگيلويه و بويراحمد را مستوفي در تاريخ گزيده از تبار ايل جاكي معرفي ميكند. ايل جاكي از تبار نژاد آریايي بوده و با خود زبان لري را به اين منطقه آورده است. استرابون، جغراف يدان يونان باستان، كهگيلويه را بخشي از خاك اوكس يها «نام هخامنشي خوزستان » م يداند. در دوره ساسانيان، قباد ساساني ارگان )ارجان( را در قسمت دشتي آن بنا نهاد كه «قبادخوره » ناميده م يشد. مناطق كوهستاني آن نيز، «رم زميگان » نام داشت. «استخري »، مورخ معروف قرن چهارم هجري در مورد اين سرزمين چنين نوشته است كه : كيي از پادشاهان رموم، «مهرگان » پسر روزبه پادشاه زميگان بوده است. «رمي » كه به «رم گيلويه » مشهور شده و «گيلويه » كه از مردمان خمايگان )همايجان( از ولايت استخر بوده، نزد او آمده و به خدمت گذاري پرداخت. چون پادشاه بمرد، گيلويه قلمرو او را تصرف كرد و كارش به جايي رسيد كه اين سرزمين را به نام او مي خوانند. حدود «رم گيلويه » نزد كي سپاهان است و طرفي از كوره سابور )شاپور( و حدي سوي خوزستان و طرفي از كوره ارجان دارد. هرچه در اين حدود باشد از ده و شهر، جمله در شمار اين «رم » مي آيد. چنانكه بعضي از مورخين ذكر كرد هاند كهگيلويه در زمان حمله عرب جزء قلمرو پارس و كيي از مناطقي بوده است كه زميگان ناميده م يشدند. رياست مردم كهگيلويه در اواخر سده دوم و آغاز سده سوم هجري به عهده فردي به نام روزبه بوده است. پس از او فرزندش مهرگان و پس از مهرگان، برادرش سلمه فرمانرواي مردم كهگيلويه شدند. در آن زمان شخصي به نام گيلويه از جايي به نام خمايگان پائين نزد سلمه آمد و در دستگاه او پايگاه و جايگاهي پيدا كرد و پس از مرگ سلمه توانست زمام امور را به دست گيرد و آن چنان بزرگي و ارج يافت كه منطقه را به نام او گيلويه )كهگيلويه( خواندند. خاندان گيلويه دست كم تا سال ۳۲۶ هجري بر نواحي كهگيلويه فرمانروايي ميكردند. اين سرزمين مهد قوم ايراني لر و ميعادگاه ايلات مختلف بوده است. در گذشته چهار ايل بويراحمد، نويي، دشمن و چرام ساکن کهگیلویه را اصطلاحا «چهاربنيچه » م يناميدند. از ديگر ايلات مهم و قدرتمند استان ايل باوي بوده است كه در محدوده شهرستان گچساران سكونت داشته اند. فرماندهان لر در اين ايلات در طول تاريخ با لقب كي معروف بود هاند. براي نمونه كي ماهين، كي هادي و كي عبدوالخليل. در دوره مغول و تيموري، با قدر تگيري ايلات كهگيلويه، نام اين منطقه، در بيشتر نوشت هها، «كوه گيلويه » بوده است. پس از حكومت اتابكان لر بزرگ و از دوره صفويه، نام «كهگيلويه » به سرزمي نهاي وسيعي از اصفهان تا خليج فارس اطلاق م يشد. ۲ - جمعيت، گويش و مذاهب استان[ویرایش]استان كهگيلويه بر اساس آمار سال ۱۳۸۵ ، بيش از ۵۴۴ هزار نفر و در حال حاضر بيش از ۶۵۰ هزار نفر جمعيت دارد. حدود ۴۰ درصد از جمعيت استان در سال ۷۵ ، شهر نشين و ۶۰ درصد روستا نشين و عشاير بود هاند. جمعيت استان بسيار جوان و بيش از ۸۴ / ۹۹ درصد مسلمان هستند. اين استان مردمي مهربان، با صداقت، سلحشور، مهمان نواز، سخاوتمند و دريادل را در خود جاي داده است كه با گويش لري سخن م يگويند. اين گويش از زبان ايران باستان به جا مانده است و بيشتر به عهد ساساني بر م يگردد. زبان اين دوران، آكنده از كلمات و واژ ههاي اوستايي بوده است. ۳ - وضعیت اقتصادی استان[ویرایش]اين استان از نظر اقتصادي، ناحيه كشاورزي و دامپروري به شمار م يآيد. بعد از دامداري و كشاورزي صنايع استخراج نفت گچساران و كارخانه قند ياسوج از اهميت ويژه اي برخوردار است، ولي با اين حال فعالي تهاي صنعتي و معدني در اين استان نسبت به ساير مناطق كشور، رشد نيافته است و رونق چنداني ندارد. به طور كلي صنايع موجود در اين استان به دو گروه تقسيم م يشوند كه عبار تاند از: صنايع دستي و ماشيني. بزرگ ترين صنعت موجود استان، صنعت نفت است. در زمينه معادن نيز اين استان داراي معادن بوكسيت، مس، فسفات، گوگرد و غيره است. از صنايع دستي مردمان اين استان م يتوان به : قالي، قاليچه، جاجيم. گچمه، گبه، نمد، سياه چادر، توبره، جاقرآني، خرجين و... اشاره كرد. ه مچنين در اين سرزمين محصولاتي همچون : عسل طبيعي، روغن حيواني، قره قورت، كشك و ديگر مواد لبني و ميو ههايي مانند: گردو، سيب، انگور، انار، ليمو و پرتقال و محصولات كشاورزي برنج، گندم و جو و ساير حبوبات و غيره توليد م يشود. توليدات و دستباف تهاي عشايري، ريشه در تاريخ اين مرز و بوم و معيشت رمه گرداني و كوچ نشيني اين سرزمين دارد. پشم مرغوب حاصل از دام، زمينه را براي توليد انواع دست بافت ههاي فوق فراهم ميكند كه وزن سبك، نقش زيبا، رنگ ثابت، پود زياد و طر حهاي متنوعي دارد. ۱۸ رودخانه كوچك و بزرگ، ۴۰ چشمه جوشان آب آشاميدني و معدني، ۱۷ حلقه قنات، پنج آبشار، سه درياچه، ۶۰ دره و تنگه، بوستا نها و دش تهاي سرسبز، امامزاد هها، گنبدها، قل هها، كاروانسراها، مساجد، آب انبارها، آتشكد هها، پ لها، بر جهاي تاريخي از ديگر نقاط گردشگري منطقه اند. اين استان، نه به لحاظ وسعت، جمعيت و اقتصاد، بلكه به دلايل سياسي، در سال ۱۳۴۳ تحت نام فرمانداري كل كهگيلويه و بويراحمد، به مركزيت ياسوج، به عنوان كي واحد مستقل در جغرافياي سياسي ايران به وجود آمد و در سال ۱۳۵۶ به استان تبديل شد. ۴ - استان کهگیلویه و بویر احمد در هشت سال دفاع مقدس[ویرایش]پس از پیروزی انقلاب اسامی، مردم استان ضمن مشارکت و همکاری با نهادهای انقلابی در ایجاد نظم و امنیت، نقش ارزند های را در راستای سیاس تهای حضرت امام خمینی )ره(، در خصوص تثبیت انقلاب و ورود به عرصه سازندگی ایفا کردند. فرزندان متدین و انقلابی این خطه از میهن اسامی، همپای دیگر هموطنان خود با آگاهی، انگیزه دینی و خدمتگزاری، نسبت به تشکیل ارگان های انقلابی از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسامی، جهاد سازندگی و.... اقدام کردند. پاسداران انقلاب اسامی مخلصانه و صادقانه در عرصه امنیت و ایجاد ثبات در استان و مقابله با حرکت های ضد انقلابی تلاش کردند و جهادگران نیز با حضور در عرصه سازندگی در بخش های راه سازی، بهداشت، ایجاد مراکز آموزشی، آب رسانی، برق رسانی و... خدمات شایانی را به روستاهای محروم استان ارائه دادند. در زمانی که همه منتظر اجرای برنامه های انقلابی برای آبادانی و توسعه بودند، با توطئه ی استکبار جهانی آمریکا طرح های مختلفی متناسب با حساسیت های فرهنگی و اجتماعی کشور از تحریک اقوام گرفته، تا دامن زدن به اختلافات مذهبی، به وسیله عناصر خود فروخته به مرحله اجرا درآمد. آنها کانون بحران را با توجه به موقعیت استراتژیک مناطق کردنشین در استان های آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام برای دشمن آماده کردند. گروهی از احزاب غیر مردمی، که خود را نماینده و حامی مردم می دانستند، برای ایجاد بحران برنامه ریزی کردند. نیروهای مسلح، به خصوص سپاه و ارتش، مأموریت یافتند تا به منظور ایجاد امنیت و مقابله با هرگونه اقدام ضد انقلابی، عازم مناطق بحران شوند. در این راستا مردم استان کهگیلویه و بویر احمد که از سوابق درخشانی برخوردارند، آمادگی کامل خود را برای مقابله با ضد انقلاب اعلام کردند. سپاه پاسداران با همکاری شهید )ردانی پور( و شهید )میثمی( تشکیل شد و جمعی از اولین افراد سپاه استان به مناطق مختلف بحرانی اعزام شدند. از جمله برای اولین بار گروه پاسداران استان به منطقه سرپل ذهاب و دیگر مناطق کشور اعزام شد. با آغاز تجاوز ارتش بعث عراق به میهن اسلامی، مردم استان در قالب گروه های مسلح پراکنده به مناطق جنگی عزیمت کردند. ابتدا گروهی به وسیله ژاندارمری و واحدهای ارتشی سازماندهی و آماده دفاع از کشور در مناطق غرب و جنوب شدند. شش ماه پس از آغاز جنگ، چهار عملیات به فرماندهی بنی صدر انجام گرفت و با شکست مواجه شد. پس از آن رکودی نسبی بر جنگ غلبه يافت. با حضور گسترده نیروهای سپاه، بسیج و ارتش در کنار نیروهای استان فارس و اصفهان و دیگر استان ها و اعزام آن ها پس از آموزش های لازم در گلف به دارخوین و فیاضیه این افراد، آماده شرکت در عملیات «شکست حصرآبادان » شدند. این حضور مستمر تا انجام چهار عملیات گسترده «ثامن الائمه « ،» طریق القدس « ،» فتح المبین « ،» بیت المقدس » که منجر به عقب راندن دشمن از مناطق اشغالی شد، ادامه یافت. در عملیات های طریق القدس، نیروهای استان در عملیات های بیت المقدس و فتح المبین تا رده های فرماندهی گردان های رزمی نقش آفرینی کردند. شهید «جهان ناصری » فرمانده گردان در عملیات طریق القدس بود و شهید «عبدالله نجفی » به عنوان فرمانده گردان استان، سازمان رزم استان را تشکیل داد. برادر رسایی معاون طرح و عملیات تیپ و سردار شهید هرمز پور فرمانده تیپ منتصب فاطمه الزهرا )س( و برادران دولت آبادی، مندنی سیدی، احمد ذکاوت و مجید کریمی فرماندهان گردان بودند. دو گردان « ابوذر » و « مالک اشتر » به فرماندهی « سیدی » و « ذکاوت » در عملیات خیبر شرکت کردند و وارد محور طلاییه شدند. رشادت شهیدان «سجاد احمدی « ،» فریبرز پناهی « ،» سید عبدالحسین ولی پور « ،» علی همایون فر « ،» غلامرضا افشون « ،» کوروش بابا پور » و «مندنی جرنگ » هنگام هجوم شدید نیروهای عراقی از یاد رفتنی نیست. در عملیات «بدر » سه گردان به فرماندهی «شهابی فر « ،» دولت آبادی » و «فتحی » در قالب تیپ «احمد ابن موسی » نقش مهمی ایفا کردند. پس از این عملیات، به منظور آزمودن قدرت فرماندهی نیروهای استان و با پیگیری برادر «جمشیدی » فرمانده وقت سپاه، نیروهای استان از یگان های مختلف و با حضور فرمانده وقت سپاه، سرلشگر «رضایی » و سردار «مرتضی قربانی « ،» لشگر ویژه ۲۵ کربلا » به طور رسمی و با ادغام نیروهای استان «مازندران » و «کهگیلویه و بویر احمد » با تغییراتی در تشکل دهی قبلی سازماندهی، آماده انجام مأموریت های سخت و دشوار شد. پیرو دستور فرمانده کل سپاه و اجرای تدبیر ایشان جلس های با حضور سردار قربانی در پایگاه شهید «بهشتی » برگزار شد و نیروهای استان در قالب یک تیپ سه گردانی به نام تیپ فتح شکل گرفتند. جواد دولت آبادی به عنوان جانشین و سه گردان «روح الله » به فرماندهی «عوض شهاب یفر » و «سید عباسعلی فلاحی » در شهرستان «بویر احمد « ،» سیف الله » به فرماندهی «مجید کریمی » و «اصغر حبیبی » در شهرستان «کهگیلویه « ،» یدالله » به فرماندهی «محمد ارشادی » و شهید «نورالله یزدان پناه » در شهرستان «گچساران » سازماندهی شدند و بلا فاصله مأموریت دفاع از مناطق عملیاتی بدر و «هورالعظیم » را بر عهده گرفتند. سپس این نیروها آماده شرکت در عملیات «والفجر »۸ شدند که در این زمان سه گردان به عنوان احتیاط «گردا نهای عملیاتی » به سازمان تیپ اضافه شد. پس از عملیات افتخار آفرین والفجر ۸ سه گردان دیگر از نیروهای استان سازماندهی شدند و مأموریت دفاع از خط واگذاری را بر عهده گرفتند. یک سال بعد با مشارکت در عملیا تهای آفندی و پدآفندی کلیه نیروهای استان در غالب یک تیپ مستقل سازماندهی شد. این تیپ از لشگر ویژه ۲۵ کربلا جدا و در پادگان شهید غلامی اهواز مستقر شد. با فرماندهی برادر «یزدان حشم فیروز « ،» سردار مؤیدی » به منظور مقابله با پاتک شدید ارتش عراق به منطقه عملیاتی « والفجر »۹ اعزام شد. وی به همراه نیروهایش پس از چند روز فعالیت عملیاتی در کردستان برای شرکت در عملیات «کربلای »۱ و آزاد سازی شهر «مهران » در استان «ایلام » استقرار یافت. پس از آزادسازی شهر مهران، تیپ به اهواز منتقل شد و در قالب گردا نهای پیاده یار رسول)ص(، امام علی)ع(، یا زهرا)س(، امام حسن)ع(، امام حسین)ع(، امام سجاد)ع(، امام محمد باقر)ع(، ویژه شهدا، گردا نهای تخصصی )پشتیبانی رزم وخدمات رزم( شکل گرفت. با حضور سردار شهید «حیدر پور »، اکثر رزمندگان و فرماندهان استان که در یگا نهای مختلف مشغول خدمت بودند، یک سازمان رزمی قدرتمند تشکیل دادند و آماده انسجام هرگونه مأموریت شدند. شرکت در عملیات پدآفندی جزایر مجنون )هورالعظیم(، عملیا تهای کربلای ۴، ۵ و ۱۰ ، عملیات بیت المقدس ۲ و انجام عملیا تهای پدآفندی و آفندی در تهاجم گسترده به ارتش بعث عراق در اواخر جنگ ، از جمله مقاوم تهای کم نظیر نیروهای رزمنده تیپ ۴۸ فتح با گردا نهای «یا رسو لالله)ص( « ،» ویژه شهدا » و «امام علی )ع( » بود. در اواخر جنگ گردان ۳۱۹« قائم » و سپس «تیپ ۴۹ حیدر کرار » و «تیپ ۴۸ فتح » نقش زیادی در فعالی تهای پدآفندی جبه ههای میانی مهران و خوزستان داشتند. پس از پذیرش « قعطنامه « ،»۵۹۸ تیپ ۴۹ حیدر کرار » منحل و در «تیپ ۴۸ فتح » ادغام شد و سازمان رزم استان در قالب «تیپ ۴۸ فتح » به استان عزیمت کرد. سپس یک دوره بازسازی و آموزش را گذراندند و در اواخر سال ۱۳۷۱ در منطقه سردشت با استفاده از کلیه واحدها و گردا نها، نقش ارزند های در برقراری امنیت و مقابله با تحرکات ضد انقلاب در شمال غرب ایفا کردند. محورهای عملیاتی دیگری در کردستان، مثل محور «شیخان » در منطقه عملیاتی «مهاباد » و «اورامانات » توسط نیروهای رزمنده استان سازماندهی شد. نیروهای استان در دوران دفاع مقدس، در جهاد سازندگی نیز ب هطور چشمگیری حضور فعال داشتند. ردههای این صفحه : استان های ایران | شهدای استان کهگیلویه و بویراحمد | شهدای روحانی استان کهگیلویه و بویراحمد | شهدای مدافع حرم استان کهگیلویه و بویراحمد | شهرستانهای استان کهگیلویه و بویراحمد
|
||||||||||||||||||||||
