قربانعلی ذبیحی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



قربانعلی ذبیحی در سال هفتم جنگ تحمیلی به شهادت رسید. سن این شهید هنگام شهادت بیست و سه سال و دو ماه بود.


تولد

[ویرایش]

شهید قربانعلی ذبیحی (۱۳۴۲ نکا _ ۱۳۶۵ شلمچه) متولد روستای زیبای اطرب شهرستان شهید پرور نکا استان مازندران است. قربانعلی ذبیحی در خانواده‌ای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه ‌السلام متولد شد، مادرش هاجر حسن زاده و پدرش عبدالعلی نام داشت.

تحصیلات و خانواده

[ویرایش]

قربانعلی ذبیحی در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت، تحصیلات را در مقطع دیپلم انسانی با موفقیت پایان رسانید.شهید بزرگوار در سال/۱۳۶۳ ازدواج نموده و از ایشان یک فرزندِ پسر به یادگار مانده است.

شهادت

[ویرایش]

قربانعلی ذبیحی در عضویت بسیجی و در لشکر۲۵کربلا به اسلام خدمت می کرد که در ۱۳۶۵/۱۰/۲۶ هجری شمسی در منطقه شلمچه شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک شهید ذبیحی پس از تشییع در زادگاهش اطرب دفن شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش. «این شهید بزرگوار در مورخه ۱۳۶۴/۰۸/۲۲ در واحد پدافند هوایی خدمت می کرد که در ساعت سه بعدالظهر در منطقه فاو / آبادان توانست با توپ۵۷ م.م یک فروند میگ۲۳عراق را ساقط نماید

فرازهایی از وصیتنامه شهید ذبیحی

[ویرایش]

اینجانت قربانعلی ذبیحی سلام خویش را به مهدی موعود عج و نائبش امام خمینی و پیروانش رزمندگان اسلام عرضه میدارم... خدایا من در زندگی خویش پدر و مادرم را زود از دست دادم و گویا فرزندم ابوذر بی پدر شد. چه بگویم از دوران بی پدری؟؟اما میگویم فرزندم ابوذر هرگز یتیم نشد و سرپرست او اولیا و انبیا می باشند شما ای برادران به این فکر نباشید که برادرتان از بین رفت خیر من زنده ام و در نزد خدای خویش زندگی میکنم زیرا که شهید هرکز نمیمیرد مگر این نیست که همه ی ما را خدا افرید و همه باید بار دیگر به سوی او برویم پس چه بهتر شهادت را انتخاب کنید... شما ای خواهران نگران نباشید و همچون زینب غم دیده استوار و پایدار باشید تنها میخواهم بگویم که حجاب خویش را حفظ کنید اگر میبینید من بدنم قطعه قطعه میشود بخاطر این است که اسلام حفظ شود اگر میخواهید اسلام حفظ شود بستگی به حجاب شما دارد شما سرمشق و الگویی برای دیگر خواهران باشید. امام را تنها نگذارید مسجدها را پر کنید و به خدا و ائمه اطهار متوسل شوید در پایگاه های مقاومت مشغول به فعالیت شوید دعاهای کمیل و توسل را زیاد بخوانید، در نماز جمعه شرکت کنید...
و تو ای همسرم من چه بگویم برای تو؟ تو چقدر رنج ها را تحمل کردی و چه سختی ها را بر خویش جای دادی؟من میدانم که یک هفته بعد از عروسی شما را تنها گذاشتم و به جبهه شتافتم و بعد از اینکه به خانه امدم چند ماه دیگر دوباره به جبهه رفتم این بار بعد از گذشتن یک ماه شروع به مسئولیت و خدمت سربازی را اغاز کردم و همینکه خدمت سربازی را به پایان رساندم بعد از دو الی سه ماه بار دیگر به جبهه رفتم..میدانم، میدانم که چه بلاها کشیدی امیدوارم با بزرگواری خودت مرا ببخشی تنها چیزی که انتظار ان را از شما دارم فرزند عزیزم ابوذر مهربان را خوب نگهداری کن. او را یتیم نگو و سرپرستی او را بر عهده بگیر / خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار










جعبه ابزار