علی چشمارو اومالی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



علی چشمارو در سال چهارم جنگ تحمیلی به شهادت رسید. سن این شهید بزرگوار هنگام شهادت هفده سال و نه ماه بود.


تولد

[ویرایش]

شهید علی چشمارو اومالی (۱۳۴۴ نکا _ ۱۳۶۲ مریوان) متولد روستای زیبای اومال شهرستان شهید پرور نکا استان مازندران است. علی چشمارو در خانواده‌ای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه ‌السلام متولد شد، مادرش خدیجه فراری و پدرش احمد نام داشت.

تحصیلات و خانواده

[ویرایش]

علی چشمارو در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت، تحصیلات را در مقطع سوم دبیرستان در مدرسه فردوسی نکا با موفقیت پایان رسانید.شهید بزرگوار در سال ۱۳۶۱ ازدواج نموده و از ایشان یک پسر به یادگار مانده است.

شهادت

[ویرایش]

علی چشمارو در عضویت بسیجی و در لشکر۲۵کربلا به اسلام خدمت می کرد که در ۱۳۶۲/۰۷/۳۰ هجری شمسی در منطقه مریوان هفت توانا و در عملیات والفجر چهار شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک شهید چشمارو در مورخه ۱۳۶۲/۰۸/۱۵ تشییع و در امامزاده ابوالحسن کیا در زادگاهش دفن شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

فرازهایی از وصیتنامه شهید چشمارو

[ویرایش]

پس از حمد و ستایش خداوند بزرگ و سلام و درود بیکران بر مهدی موعود ع و نائب بر حق او امام خمینی و سلام و درود بر تمام خانواده های شهدا اینجانب علی چشمارو متولد به سال ۱۳۴۴ اعزامی از نکا روستای اومال شهادت میدهم بر وحدانیت خدای یکتا و بر حق بودن رسول خدا و جانشین رسول خدا امیر المومنین و یازده فرزند علی ع و صد و بیست و چهار هزار پیامبر که اخرین انها حضرت محمد ص می باشد و اعتقادم به قران مجید و ولایت فقیه شهادت میدهم که بهشت و جهنم حق است و زندگی انسان با مرگ پایان نمی پذیرد و مرگ اغاز زندگی نو است...

علت رفتن من به جبهه های حق علیه باطل تنها بخاطر ادامه راه امام حسین و دفاع از سرزمین و نوامیس مسلمین و دست اوردهای اصیل انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی و به خاطر رضای خدا بیش نبود. و یکی از عوامل دیگری که باعث شد من به جبهه بروم و انجا را محل ختم عمرم انتخاب کنم ان معنویت و راز و نیاز خاصی است که در جبهه های اسلام حاکم میباشد که در هیچ جای دیگر دنیا نمیتوان این معنویت را یافت جبهه های اسلام از زمان پیامبر تا به حال همیشه مانند یک دانشگاه الهی که در ان خدا و امامان حظور دارند و به سپاهیان اسلام کمک میکنند.

پیام من به تمامی برادران حزب الله ایران و بخصوص به برادران حزب الله محلمان«اومال» این است که اختلافات جزئی و اختلافات سلیقه را کنار بگذارند و گوش به فرمان امام امت باشند که فرمانبری از امام و اطاعت از گفته های پیامبر گونه های او باعث انسجام تمامی ملت های مسلمان میشود و باعث نابودی دشمنان انقلاب می گردد و اگر خدا خواست و سعادت یاری کرد بنده ی حقیر خدا به شهادت رسیدم جای مرا در جبهه ها پر کنید و اسلحه مرا بردارید و به میدان جنگ علیه منافقین و کافران بروید.
و پیام من به خواهران مجاهدین انقلاب اسلامی ایران است که اگر میخواهند پاسدار حقیقی خون شهدا باشند و میخواهند که این انقلاب به دست صاحب اصلی ان یعنی امام زمان ع سپرده شود حجاب اسلامی را به تمام معنا و در تمام محافل رعایت کنند و خودشان را از زیبایی فکری به دور کنند و به حقیقت گرائی سوق دهند و اما مادر و خواهرم اینکه اسلام شما را مکلف کرده است که خود را بپوشانید برای اینکه مرد ها از خطر سقوط در کناه محفوظ بمانند. پس پیام تمامی شهیدان به خواهران مومن و حزب الله این است که تا انجا که میتوانند حجاب اسلامی را رعایت فرمایند تا موجب فساد در جامعه اسلامی نشوند

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار










جعبه ابزار