حسن شفیعی آکردی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حسن شفیعی در سال پنجم جنگ تحمیلی به شهادت رسید. این شهید هنگام شهادت هفده سال و ده ماه سن داشت.


تولد

[ویرایش]

شهید حسن شفیعی آکردی (۱۳۴۶ نکا _ ۱۳۶۴هورالعظیم) متولد روستای زیبای اکرد شهرستان شهید پرور نکا استان مازندران است. حسن شفیعی آکردی در خانواده‌ای با ایمان و دوستدار اهل بیت علیه ‌السلام متولد شد، مادرش نرجس خاتون شفیع پور و پدرش احمد علی نام داشت.

تحصیلات و خانواده

[ویرایش]

حسن شفیعی آکردی در سایه محبت های پدر و مادر پاکدامن و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد و به فراگیری تحصیل پرداخت، تحصیلات را در مقطع ابتدایی با موفقیت پایان رسانید.شهید بزرگوار مجرد و فرزند دوم خانواده بود.

شهادت

[ویرایش]

حسن شفیعی آکردی در عضویت بسیجی و در لشکر۲۵کربلا به اسلام خدمت می کرد که در ۱۳۶۴/۰۳/۲۵ هجری شمسی در منطقه هورالعظیم شهد شیرین شهادت نوشید و در جوار رحمت الهی جای گرفت. پیکر پاک شهید شفیعی پس از تشییع در زادگاهش آکرد دفن شد. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

فرازهایی از وصیتنامه شهید شفیعی

[ویرایش]

... اینجانب حسن شفیع پور در شب دوشنبه مورخه ۱۳۶۳/۰۷/۱۵ مصادف با ۱۲ محرم الحرام شهادت مولایمان امام حسین می باشد وصیت خودم را مینویسم... پدرم مگر نبود که هر روز سفارش میکردی که نماز بخوان و روزه بگیر؟؟ بخاطر اینکه خود را شیعه امام علی میدانیم ایا سزاوار است خداوند به شما فرزندی عطا کند که امروز تمام ابرقدرتهای جهان خوار شرق و غرب و اسرائیل کثیف بخصوص صدام کافر به این کشور اسلامی حمله کنند و ما، در خانه بنشینیم و نگاه کنیم؟؟

پدر جان امروز روزی است که باید ندای حسین زمان این قلب تپنده میلونها مسلمان جهان خمینی بت شکن را لبیک کفت پدرم من بارها از دهان مبارک شما شنیدم که میگفتی اگر کربلا بودیم حسین پسر عزیز حضرت فاطمه را کمک میکردیم پدرم من به جبهه میروم و امیدوارم مرا حلال کنی. اگر شهید شدم و جسد مرا اوردند حسین وار استقامت کن و گریه نکن که دشمنان اسلام و قران خوشحال شوند پدرم اگر شهید شدم بدم را در مزار روستای اکرد در جوار پدر بزرگم حاج شیخ غلام دفن کنید چونکه ما معنویت را اول از خدا و پیامبران و امامان بعد هم از پدر بزرگم اموخته ایم پدرم امیدوارم این خدمت ناقابل فرزند کوچک شما به رضای خدا و ائمه اطهار باشد و ذخیره اخرت شما و این بنده حقیر باشد

... مادرم سر نماز تمام رزمندگان و معلولین و مجروحین و اسرای جنگی و به جان امام عزیز دعا کن برادران عزیزم من به جبهه میروم و از شما میخواهم که اگر شهید شدم ادامه دهنده ی راه من و همه ی شهدا باشید و مبادا هرگز گول شیطان صفتان را بخورید امیدورارم که مرا حلال کنید و خواهر کوچک و مهربانم گرچه فعلا کوچک هستی ان شاالله که بزرگ شدی مثل حضرت سکینه استقامت کن و برایم گریه مکن که دشمنان خوشحال شوند... به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی.والسلام

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار









جعبه ابزار