عملیات های نظامی ایران

  • عملیات افندی نصر نه 1366/09/01 منطقه عمومی حاج عمران از زمان عملیات والفجر2 و تصرف ارتفاعات حساس منطقه توسط نیروهای ایرانی همیشه…
  • عملیات قدس 1 (24 / 03 / 1364) رمز عمليات : يا محمدرسول‌الله(ص)، يا الله، يا الله، يا الله، قد تري انا…
  • عملیات آفندی کلینه و سید صادق یک [1359/09/28] در منطقه عمومی شمال سرپل ذهاب در جمهوری اسلامی ایران،ارتفاعات کلینه وسید صادق قرار…
  • عملیات افندی والفجر 2 1362/04/29 بدنبال عدم موفقیت نیروهای ایرانی در عملیات والفجر مقدماتی و والفجر 1 در منطقه عملیاتی جنوب ،…
  • عمليات آفندي قادر 2 18/ 06/ 1364 از آنجا كه قسمتي از اهداف تعيين شده در مرحله يكم عمليات قادر به دست…
  • عملیات آفندی رقابیه 1359/12/25 در امتداد جاده اندیمشک به اهواز در استان خوزستان بعد از شهر شوش، در غرب رودخانه کرخه منطقه…
  • عملیات افندی طریق القدس {طرح عملیاتی کربلای یک} 1360/09/09 پس از انجام موفقیت امیز عملیات ثامن الائمه در شرق رودخانه کارون توسط…
  • عملیات افندی طراح [1360/05/05] بدنبال اجرای عملیات نصر در دی/1359 و عملیات افندی در منطقه غرب سوسنگرد و عملیات الله اکبر توسط…
  • عملیات آفندی بیت المقدس { طرح عملیاتی کربلا 3} 1361/02/10 منطقه عملیاتی خوزستان ایران با عرض بیش از 300 کیلومتر خود به…
  • عملیات افندی ظفر پنچ 1364/04/13 منطقه عمومی پنج وین در شمال غرب ایران چندین بار شاهد درگیری نیروهای ایرانی و عراقی بود…
  • عملیات افندی والفجریک 1362/01/21 عدم توجه به نظریات کارشناسی نخبگان و طراحان جنگی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران در طراحی و…
  • عملیات پدافندی فکه – شرهانی 21/04/1367 منطقه عمومی موسیان و عین خوش و فکه به علت وجود محورهایی که به دزفول ختم…

اطلس استان ها

  • آستان مقدس امامزاده جعفر (علیه السلام) ـ سنگ رود شرح حال: به نظرمی رسدکه وی همان سیدابوالفضل جعفر ملقب به خلیفه بن…
  • آستان مقدس امامزاده قاسم (علیه السلام) ـ المشیر شهرت محلی: به امامزاده قاسم (علیه السلام) معروف می باشد. اطلاعات فیزیکی: آستان امامزاده…
  • محمد علی توسلی (متولد 1300ه.ش) مقدمات را در کله بست و بابل فراگرفت . سپس به قم رفت. پس از مدتی به…
  • آستان مقدس امامزاده علی (علیه السلام) ـ ورند شرح حال: در زیارتنامه قدیمی که درشمال صندوق بردیواربقعه نصب است، نام امامزاده علی…
  • آستان مقدس امامزاده قاسم (علیه السلام) ـ اوکرکا شهرت محلی : به امامزاده قاسم (علیه السلام) معروف می باشد. اطلاعات فیزیکی :…
  • آستان مقدس امامزاده هاشم (علیه السلام) ـ تیرتاش شهرت محلی : به امامزاده هاشم (علیه السلام) معروف می باشد. اطلاعات فیزیکی :…
  • آستان مقدس امامزادگان طاهر، محمود و مطهر (علیهم السلام) ـ اندوار شهرت محلی: به امامزادگان طاهر، محمود ومطهر (علیهم السلام) معروف می…
  • آستان مقدس امامزاده سیدحسن (علیه السلام) ـ گلبن شهرت محلی: به امامزاده سیدحسن (علیه السلام) معروف می باشد. اطلاعات فیزیکی: آستان امامزاده…
  • آستان مقدس امامزاده حسن (علیه السلام) ـ وسطی کلا شهرت محلی: به امامزاده حسن (علیه السلام) معروف می باشد. اطلاعات فیزیکی: آستان…
  • آستان مقدس امامزاده نوح (علیه السلام) ـ انارور شهرت محلی: به امامزاده نوح (علیه السلام) معروف می باشد. اطلاعات فیزیکی: آستان امامزاده…
  • علی مدرس نوری پس از اتمام تحصیلات قدیم و حوزوی و کسب درجه اجتهاد به کار تدریس و وعظ مشغول شد درسال/1285ه.ش…
  • غلامعلی شریعتمدار (1335ق_؟) فرزند شیخ عباس و برادر زاده شیخ کبیر مخالف مشروطه بود در سال/1335ق به خاطر اختلافاتی که میان برخی…

اطلس جنگ تحمیلی

  • با سلام . این صفحه هم‌اکنون متنی ندارد. شما اگر در رابطه با موضوع این صفحه ، مطلب و منبعی دارید می‌توانید…
  • نام و نام خانوادگی: عليداد همتي درجه زمان شهادت : سرگرد (درجه حقوقي فعلي : سرلشكر) تاريخ ورود به دانشكده افسري: 01/07/1354…
  • نیروی هوایی در بیشتر کشورها بخشی از نیروهای مسلح کشور است که وظیفه نبرد هوا پایه را به عهده دارد. نیروی هوائی…
  • هاوکر هانتر ؛ Hawker Hunter نوع هواپیما ؛ هواپیمای رهگیر/جنگنده بمب‌افکن/هواپیمای شناسایی هواپیمای جت جنگنده فروصوت بریتانیایی است که شرکت هاوکر سایدلی…
  • هکلر و کخ ژ-۳، (به آلمانی: Gewehr 3) یک تفنگ جنگی انفرادی و اتوماتیک(تمام خودکار و نیمه خودکار) ساخت شرکت هکلر و…
  • با سلام . این صفحه هم‌اکنون متنی ندارد. شما اگر در رابطه با موضوع این صفحه ، مطلب و منبعی دارید می‌توانید…
  • نام و نام خانوادگی : سعید رجائی خراسانی متولد : ۱۳۱۵ محل تولد : کرمان سفیر و نمایندهٔ دائم ایران در سازمان…
  • نام و نام خانوادگی : (سرتیپ) حسن رستگارپناه از فرماندهان اصلی سپاه در جبهه شمال غرب. فرمانده قرارگاه عملیاتی حمزه در شمال…
  • نام و نام خانوادگی : سید احمد خمینى متولد : 24 اسفند سال 1324 (چهارمین سال حکومت خیانت‌پیشه محمد رضا پهلوی) نام…
  • با سلام . این صفحه هم‌اکنون متنی ندارد. شما اگر در رابطه با موضوع این صفحه ، مطلب و منبعی دارید می‌توانید…
  • سپاه دوم عراق از سازمان نيروي زميني در سال اول جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شامل پنج لشكر زیر بود لشکر 2…
  • نام و نام خانوادگی :محمدرضا پهلوی متولد : ۴ آبان ۱۲۹۸ محل تولد :دروازه قزوین، تهران، ایران نام پدر : رضا پهلوی…

کلام نور

  • «شهید علی اکبر احسانی- تیرتاش-گلوگاه» خواهرانم،چون فاطمه ص از اسلام طرفداری کنید و زینب وار زندگی کنید و زینب گونه باشید. و…
  • (سوره انفال ایه 45) شش دستور دیگر در زمینه جهاد : در این ایه و ایه بعد شش دستور مهم به مسلمانان…
  • (سوره عنکبوت ایه 69 ) این ایه که در عین حال اخرین ایه سوره عنکبوت است واقعیت مهمی را بیان میکند که…
  • «شهید حسین جعفری- تیرتاش-گلوگاه» شهادت سعادت است ما از خدائیم و بازگشت ما به سوی اوست. انا لله و انا الیه الراجعون…
  • «شهید یوسف علی الیاسی – تیله نو – گلوگاه» شما ای خواهران و مادران گرامی ، همانطوری که برادرانتان در جبهه دست…
  • «شهید درویش علی اسدی- تیرتاش-گلوگاه» اخرین کلام من این است که تا اخرین نفس در جبهه میمانم و میجنگم یا پیروز شوم…
  • (سوره محمد ایه 7) اگر خدا را یاری کنید شما را یاری میکند : این ایه یکی از ایات تشویق مومنان به…
  • (سوره فتح ایه 4) نزول سکینه بر دل های مومنان! انچه در ایات گذشته امده مواهب بزرگی بود که خدا در پرتو…
  • (سوره احزاب ایه 60) شان نزول : گروهی از منافقین در مدینه بودند و انواع شایعات را پیرامون پیامبر ص یه هنگامی…
  • (سوره انفال ایه 9) درس های اموزنده در میدان بدر : نخست به یاری فرشتگان اشاره کرده میگوید : « به خاطر…
  • « شهید ابوالقاسم صادقیان- لمراسک-گلوگاه»بار خدایا تو خود شاهد ایثار بسیجیان و پاسداران در جبهه های حق علیه باطل میباشی پس روز…

بهار تلخ

در خط پایان 


سال/1366 با سختی ها و تلخی های زیادی برای ایرانی ها به پایان رسید وقتی موشک های عراق به تهران رسید بسیاری از مردم پایتخت که هنوز جنگ مشکل مهم شان نبود به موضوع جنگ حساس شدند. در ان سال کشورهای دنیا تلاش کردند با روش های دیگری جنگ را متوقف کنند . گری سیک (مشاور رئیس جمهور امریکا) اعلام کرد «عامل عمده ی ادامه ی جنگ از جانب ایران صدور نفت این کشوراست و تا موقعی که نفت از ایران صادر می شود جنگ ادامه خواهد داشت. بنابر این  باید جریان صدور نفت ایران را قطع کرد»[1]. قیمت نفت به کمترین حد خود رسید و از سوی دیگر عراق هم بارها مناطق نفتی پالایشگاه ها و نفت کش های ایران را بمباران کرد. اقتصاد ایران و جنگ به نفت وابسته بود و متخصصان ایرانی خیلی تلاش کردند و نگذاشتند صادرات نفت قطع شود اما در امد ایران از نفت بسیار پایین امد . عراق خلیج فارس را نا ارام کرده بود و صدام با تجهیزات جدیدش که از غربی ها گرفته بود با قدرت و دقت بیشتری به تاسیسات نفتی ایران حمله کرد. نیروی هوایی عراق هم خیلی پیشرفت کرد و تجهیزات جدیدی به دست اورد. امیر خلبان سیدعلی صفری می گوید «نیروی هوایی عراق در اخر جنگ با تجهیزات جدید پیشرفته تر شده بود. مهمترین سایت راداری کشور سایت سوباشی همدان بود که هواپیماهای عراقی را ردیابی می کرد و در سالهای جنگ همیشه فعال بود و عراقی ها نتوانسته بودند فعالیتش را مختل کنند اما هواپیماهای عراقی سایت را زدند. دقت بمبارانشان برای ما عجیب بود بعد با بمب های تاخیری فرانسوی تعدادی از باندهای هوایی فرودگاه ها و پایگاه های هوایی را زدند. بمب هایی داشتند که از چند دقیقه تا 73 ساعت قابل تنظیم برای انفجار بود. بمب را می انداختند معلوم نبود عمل نکرده است یا زمانش برای چقدر تاخیر تنظیم شده و اگر برای خنثی سازی اش اقدام می کردیم ممکن بود زمانش همان ابتدا به سر برسد و منفجر شود»[2]. همزمان و برخلاف تصور فرماندهان ایرانی عراقی ها در جبهه ی زمینی هم قدرتمند شده بودند و بنا داشتند بعد از شش سال از لاک دفاعی بیرون بیاییند. در حالی که عراق جنگ را با دوازده لشکر اغاز کرده بود ان سال تعداد لشکرهایش را به بیش از پنجاه لشکر رسانده بود و تجهیزات و امکانات انها را هم اماده کرده بود همان روزها السیاسیه ی کویت نوشت «امکانات نظامی عراق فقط در شش ماه گذشته دو برابر شده است»[3].

عملیات افتاب منافقین 


در سال/1366 منافقین و ارتش بعث عراق خیلی هماهنگ شده بودند . سال قبل (1365) منافقین فقط به ژاندارمری های مرزی ایران حمله می کردند. اما به تدریج گردان تشکیل دادند و یگانی حمله کردند. از سویی چون مقابل یگان های ما میدان مین نبود خیلی ساده وارد یگان ها می شدند. انها لباس هایی شبیه لباس های ایرانی ها می پوشیدند و ساده میان نیروهای ما رفت و امد می کردند و خبر می گرفتند.گروهی از منافقین هم که به عنوان توابین از زندان به جبهه ها می امدند برای هم رزمانشان جاسوسی می کردند.گاهی فرمانده گردان را می گرفتند و با اسلحه تهدید می کردند که توی بیسیم اعلام کند نیروهایش تسلیم شوند. در ان شرایط فرماندهان نیروهای پدافندی ارتش روزهای سختی را می گذراندند. [4]. در 29/تیر/1366 سازمان ملل قطعنامه ی 598 را تصویب کرد و منافقین بر شدت عملیات هایشان افزودند . انها نیمه شب 1/مرداد به یک پایگاه مرزی در چنگوله (در جنوب مهران) حمله کردند و 16 اسیر گرفتند. سوم مرداد با کمک گروه فرسان به یکی از پایگاه های لشکر 81 زرهی در سرپل ذهاب  شبیخون زدند و در 24 نیروی پایگاه 20 نفرشان را اسیر کردند. 9/مرداد به تیپ 59 مسلم بن عقیل سپاه در گیلانغرب حمله کردند. 26/مرداد به نیروهای ارتش در بانه کمین زدند . 31/مرداد به دو پایگاه ارتش در سردشت شبیخون زدند.. 11/ شهریور به سه پایگاه نظامی ایران در موسیان و دهلران حمله کردند و 31 / شهریور / 1366 به پایگاه سپاه در مهران شبیخون زدند ، هشت نفر را شهید کردند و هجده اسیر گرفتند. اولین بارشان بود این همه سپاهی را اسیر می کردند و خوشحال بودند و عملیاتشان را پیروزی درخشان نامیدند. [5]. در فروردین/1367 نیروهای سازمان در اولین عملیاتشان در عملیات افتاب به فکه حمله کردند . سعید شاهسوندی از اعضای ارشد سازمان منافقین می گوید «بنا به اطلاع دقیق من عملیات قرار بود روز اول فروردین و هنگام تحویل سال  نو که حداکثر غافلگیری برای نیروهای جمهوری اسلامی است انجام پذیرد. اما حادثه ای باعث شد تا این زمان به مدت یک هفته عقب بیافتد . حادثه ی مزبور درگیری نظامی دو نفر از افراد تیم های شناسایی عملیات بود. طی این درگیری یکی از دو نفر کشته و نفر دیگر که سرگروه بود زخمی و دستگیر شد . فرد دستگیر شده از طرح کلی عملیات خبر داشت بنابر این با صلاح دید و توصیه ی افسران عراقی عملیات به تاخیر افتاد. مجاهدین در پیگیری های بعدی و شناساییِ منطقه هیچگونه تحرک و جا به جایی از جانب نیروهای جمهوری اسلامی که نشان هوشیاری انها باشد ملاحظه نمی کنند و مطمئن می شوند فرد دستگیر شده اطلاعات مربوط به عملیات را لو نداده لذا عملیات با یک هفته تاخیر اجرا می شود»[6]. سی دقیقه از نیمه شبِ 7/فروردین می گذشت که نیروهای پیاده و زرهی منافقین با پشتیبانی اتش بار ارتش عراق عملیات افتاب را در منطقه ای به طول دوازده و عمق دو کیلومتر اغاز کردند. دو تیپ رزمی از نیروهای عملیات زنان بودند. ایرانی ها اواخر سال قبل (24/اسفند/1366) عملیات موفق والفجرِ ده را در جبهه های غرب انجام داده بودند و هنوز بیشتر نیروهایشان در غرب بودند و در فکه فقط نیروهای گردان 307 ژاندارمری و لشکر 77 خراسان مستقر بودند. [7]. از انجا که نیروهای مهاجم فارسی حرف می زدند رزمنده ها را که تاکنون چنین تجربه ای نداشتند غافلگیر کردند. مهاجمان که تا پشت خط دفاعی رزمندگان نفوذ کرده بودند با حمله ای سریع انسجام مدافعان را از هم پاشیدند . بسیاری را شهید کردند و حدود 450 اسیر گرفتند. بعد هم سریع تمامی سنگرها و استحکامات منطقه را اتش زدند و انچه را به دست اورده بودند به عقب منتقل کردند و برگشتند به خاک عراق. انها پیروزی در فکه را جشن گرفتند و رسانه های خارجی این عملیات را تا جایی که توانستند بزرگ و موفق جلوه دادند. [8]. حمله ی منافقین و شکست مدافعان جمهوری اسلامی از انها ، شروع تلخی برای سال/1367 بود. سرتیپ عبادت می گوید «بعد از حمله ی منافقین به فکه ، فرمانده لشکر 77 را بازداشت کرده بودند می گفتند در انجام وظیفه سستی کرده. من عصبانی بودم ولی می دانستم چه اتفاقی افتاده . نیروها از نظر روحی سقوط کرده بودند و نمی شد بااین نیروها کاری انجام داد و فرمانده لشکر بی گناه بود. تیمسار حسنی سعدی سعی می کرد ارامم کند»[9].

اوج نفرت 


حضور منافقین به عراقی ها روحیه و رزمنده ها را زجر می داد. سردار غلامعلی رشید معتقد است عملیات های منافقین در پایان جنگ به عراقی ها روحیه ی تهاجمی داد. منافقین در تمام تهاجم های عراق در سال/1367 حضور داشتند. انها علاوه بر جاسوسی ؛ از اسیران ایرانی بازجویی می کردند. سید ناصر حسینی می گوید «در اسارت منافقین مدام با ما بحث می کردند و آزارمان می دادند. می گفتند شما را شستشوی مغزی داده اند  ، حکومت خمینی سقوط می کند»[سید ناصر حسینی]. اقای طاهری (استاد دانشگاه) « اگر از من بپرسید اصلی ترین دشمن ایران بعد از انقلاب چه کسی بوده و چه کارهایی انجام داده است به شما می گویم سازمان منافقین بوده. اگر سازمان در جنگ به کمک عراق نمی امد قطعا سرنوشت جنگ عوض می شد. سازمان بارها در جلسات با بعثی ها تاکید می کرد ما در جنگ به شما کمک کردیم تا شکست نخورید و بر انها منت می گذاشت. وقتی عراق یک موشک به ایران میزد منافقین پنج دقیقه ای گزارش ان را به عراق می رساندند . که موشک به کجا خورده؟ چند نفر شهید شدند؟ شهدا چه کسانی هستند؟ مجروحان را در کدام بیمارستان خوابانده اند؟ سازمان اطلاعات و خط مشی و استراتژی های مهمی به صدام و نیروهایش می داد و انها را راهنمایی می کردکه ایرانی ها چطوری ضربه پذیر می شوند. صدام هم می دانست که مدیون سازمان است»[10].

فریب بزرگ 


ارتش عراق بزرگترین ضربه ها را زمانی خورده بود که نتوانسته بود هدف ایرانی ها را تشخیص دهد و غافلگیر شده بود. در عملیات طریق القدس حمله ی رزمندگان ایرانی از زمین رملی را پیش بینی نمی کرد و شکست خورد ؛ در بیت المقدس عبور از کارون را ؛ در خیبر عبور از هور را ؛ در والفجر هشت تا روز سوم که فاو سقوط کرد نفهمید که جهت اصلی حمله ی ایران در فاو است. عراق برای اولین بار توانست تاکتیک ایران را علیه خودشان بکار بگیرد. سال/1366 که ایران نخستین بار جبهه ی غرب و شمالغرب جبهه ی اصلی جنگ ایران و عراق شد و ایران بیشتر نیروهایش را به جبهه ی شمالغرب فرستاد . ایرانی ها امیدوار بودند عراق برای دفاع از این مناطق لشکرهای قدرتمند گارد را به این جبهه بفرستد. فرماندهان ایرانی پیش بینی کرده بودند می توانند در عملیاتی در جبهه ی شمالغرب تلفات فراوانی از دشمن بگیرند. همچنین عراق مجبور می شود نیروهای احتیاطش از جمله سپاه گارد را به این جبهه بفرستد. در نتیجه توانی برایش نمی ماند که به فاو و شلمچه یا جزایر مجنون حمله کند. [سردار احمد سیاف زاده]. البته برخی هم نگران بودند عراق به جبهه ی شمالغرب اعتنا نکند و نیروی افندی خود را برای حمله  و باز پس گیری فاو در جنوب نگه دارد و همزمان با حمله ی زمستانی ما در شمالغرب در محورهای سلیمانیه و حلبچه او هم به فاو حمله کند . فرماندهان می پرسند «چرا دشمن عکس العمل جدی و شدیدی مشابه حرکاتش در برابر عملیات های تهاجمی ما به جنوب در اینجا (شمالغرب) از خود نشان نمی دهد؟ چرا دشمن عده و عده ی زیادی برای مقابله بسیج نمی کند؟ چرا حداقل با بسیج توپخانه ها و اجرای اتش سنگین مانع پیشروی ما نمی شود؟ ایا در شورای فرماندهی عراق اتفاقی افتاده که قادر به تصمیم گیری نیستند؟ ایا دشمن به فکر تهاجم به فاو است؟  ایا دشمن سلاح جدیدی (حتی بمب اتم را مطرح کردم) در اختیار دارد که می خواهد ان را رو کند و موازنه را در جنگ به سود خود تغییر دهد؟پاسخ روشنی دریافت نمی کردیم و با اقا محسن در مورد جنوب بحث می کردیم که کم کم این نگرانی ها شکل گرفت»[11]. عراقی ها این بار دست ایرانی ها را خوانده بودند و در حرکتی نمایشی با جا به جایی نیروهای لشکر گارد به جبهه ی شمالی ایرانی ها را فریب دادند. حمدانی می گوید «صدام مدتها چند فرمانده مجرب را مامور تهیه ی طرحی سری زیر نظر خودش برای باز پس گیری فاو کرده بود. حتی رئیس ستاد ارتش عراق از طرح خبر نداشت. فقط شش نفر از طرح خبر داشتند». عراقی ها برای فریب ایرانی ها یک قرارگاه جعلی لشکر گارد مجهز در جبهه ی شمالی ایجاد کردند . لشکر 10 زرهی عراق را هم به این منطقه فرستادند تا ایرانی ها باور کنند عملیات لشکر گارد در جبهه ی شمالی است. [12]. اطلاعاتی که از جا به جایی لشکر گارد به جبهه ی شمالی غرب رسید از نگرانی فرمانده سپاه بسیار کم کرد. اطلاعات عملیات سپاه خبر از جا به جایی لشکر کارد به جبهه ی شمال می داد در کنار این هم گزارش هایی از امادگی حمله ی دشمن در جبهه ی جنوب از وزارت اطلاعات می رسید و همزمان همین وزارتخانه گزارش می داد دشمن از جبهه ی جنوب به جبهه ی غرب ستون کشی کرده است. اطلاعات متناقض ان قدر زیاد بود که تکیه بر اطلاعات را سخت می کرد. اما یک نکته برای فرمانده سپاه مسجل بود «دشمن لشکر کارد را به جبهه ی غرب و شمال غرب منتقل کرده است. در جلسات گاهی نگرانی ازفاو اوج می گرفت و فرمانده سپاه هم نگرانی ها را جدی می گرفت . اما معتقد بود اگر دشمن بخواهد به فاو حمله کند باید لشکر گارد را به جنوب منتقل کند و ما باید مراقب باشیم اگر چنین جا به جایی انجام شد حمله به فاو قطعی است. اما لشکر گارد از جنوب جدا نشده بود و فرماندهان هم برسی نکردند که جا به جایی هایی که گزارش می شود با چه استعدادی انجام گرفته است و تا زمانی که می پنداشتند لشکر گارد در جبهه ی شمالغرب است از جمله به فاو نگرانی جدی نداشتند. محسن رضایی می گفت «دشمن در مقابله با عملیات والفجرِ ده نیروهای گارد را بصورت گسترده وارد عملیات نکرده است و سالم بودن لشکر گارد خطری برای جبهه ی جنوب است اما تا وقتی که لشکر گارد اینجاست یعنی عراق در جای دیگر عملیات نمیکند.» [13]. 25/فروردین ارتش عراق به ارتفاعات شاخ شمیران با ارایشی شبیه لشکر گارد حمله ی محدودی انجام داد و فرماندهان ایرانی یقین کردند که لشکر گارد در جبهه ی شمالغرب است و تنها ته مایه ای از نگرانی بخاطر سالم بودن لشکر گارد در ذهن فرمانده سپاه هست و به نیروهای جنوب دستور می دهد امادگی شان را بیشتر کنند. [14].

حمله ی طلایی 


ایران یک هفته قبل از فاو به نیروهایش در فاو اماده باش داده بود اما مدتها از بس به نیروهای فاو اماده باش داده بودند و از اهمیت فاو گفته بودند کسی اماده باش ها را جدی نمی گرفت. [جلیل شعبانی]. رزمنده های فاو شب قبل از عملیات یقین کرده بودند عراق برای حمله اماده می شود ان شب را بیدار ماندند. نیروهای ایرانی که از لشکرهای مختلف در فاو بودند را جمع می زدی ؛ یک لشکر نیرو می شد در حالی که عراق دوازده لشکر اماده ی حمله کرده بود فرماندهان سپاه هم به مدافعان فاو اماده باش داده بودند اما خودشان در کرمانشاه برای برگزاری سمینار یک روزه فرماندهان سپاه جمع شده بودند. به ذهنشان هم خطور نمی کرد عراق از حالت دفاع  به حالت تهاجمی برسد. [سردار فتح الله جعفری]. جامعه ی ایران در حال و هوای انتخابات مجلس بود تعدادی نماینده در دور اول انتخاب شده بودند و تعداد زیادی هم به دور دوم کشیده شده بودند.بسیاری از رزمنده ها که به عملیات های ساله نه ی زمستانی ایران عادت کرده بودند به شهرها برگشتند تا ماه رمضان را کنار خانواده هایشان باشند و در انتخابات دور دوم مجلس کاری کنند که نیروهای انقلابی رای بیاورند. [جلیل شعبانی]. سحر روز 28/فروردین توپخانه ی عراق فاو را به جهنمی از اتش بدل کرد مناطق پشت جبهه ی ایران را همچنین با بمب شیمیایی کوبید که کسی نمیتوانست به نیروهایی که در فاو بودند کمک برساند. تیمرمن (رئیس بنیاد ضد ایرانی ایران بریف ) در کتاب سوداگری مرگ «در همان حال بمب افکن های قدرتمند نیروی هوایی ارتش عراق با پرتاب و منفجر کردن بمب نه تنی نصر بر فراز منطقه وحشت افریدند. ایرانیانی که در این تهاجم مهیب به اسارت گرفته شدند بعدها می گفتند صدای انفجار ان بمب به قدری مهیب بود که فکر کرده بودند بمب اتمی منفجر شده است. این سلاح مرموز در مجتمع التاجی به یاری ماشین ابزارهای دقیق و مدرن ساخت انگلستان در کارخانه ای به مهندسی فورشاتل (شرکت عظیم مهندسی المان) ساخته شده بود. با نزدیک شدن شب گارد ریاست جمهوری صدام به میدان امد و با گلوله های توپ حاوی مواد سمی شیمیایی به ایرانیان حمله بود و معدود نیروهای ایرانی را که موفق نشده بودند عقب نشینی کنند سلاخی کرد»[15]. هم زمان خبر دادند امریکایی ها به سه سکوی نفتی ایران در خلیج فارس حمله کرده اند.

حمله ی امریکا به سکوهای نفتی 


چهار روز قبل از حمله ی عراق به فاو در 24/فروردین/1367 رزمندگان نیروی دریایی سپاه ناوچه ی پیشرفته ی ساموئل بی رابرتز را در یک میدان مین گیر انداختند. خبرگزاری رویترز «ناوچه ی ساموئل رابرتز روز پنج شنبه در منطقه ای که عاری از مین اعلام شده بود به مین برخورد کرد. مین جمع کن های امریکایی و اینگلیسی این منطقه را به نحوی پاکسازی کرده بودند که با مشاهده ی این مین ها فورا به این نتیجه رسیدند که این مین ها تازه کار گذاشته شده این موضوع بسیار نگران کننده است چون منطقه دوباره باید کاملا پاک سازی شود»[16]. امریکایی ها این بار هم با حمله به سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس با دستور مستقیم رئیس جمهور امریکا انتقام گرفتند. انها همزمان با حمله ی ارتش صدام به فاو به سکوهای نفتی نصر و سلمان در شمال خلیج فارس حمله کردند تا هم انتقام گرفته باشند و هم به ایرانی ها نشان دهند صادرات نفت ایران حتی در دورترین سکوهای نفتی اش اسیب پذیر است. هم زمان عراقی ها به فاو حمله کردند. امریکایی ها با ناوچه های جنگی ایران سهند و جوشن و سبلان که برای کمک به نیروهای سکو می رفتند هم درگیر شدند و سهند و جوشن را غرق کردند و به سبلان هم به شدت اسیب زدند. ایرانی ها که از حمله ی عراق به فاو غافلگیر شده بودند با حمله ی امریکایی ها به سکوهای نفتی اشفته تر شدند. انها نتوانستند نیروی کافی برای نجات فاو بسیج کنند اما به رزمنده های نیروی دریایی سپاه دستور دادند حمله ی امریکایی ها را تلافی کنند . هاشمی رفسنجانی خاطرات 29/فروردین «خبر رسید امریکا به دو سکوی نفتی نصر و سلمان حمله کرده و انها را به اتش کشیده است.

دستور داده شد به سکوی نفتی امارات حمله کنند پس از حمله ی ما یک یدک کش امریکایی که در انجا بود غرق شد و یک کشتی نفتی انگلیسی اتش گرفت و سپس به دو کشتی نفتی دیگر هم در ان منطقه حمله کردیم. امریکایی ها به ناوچه موشک انداز ما حمله کرده و ان را غرق کردند و چند نفر از خدمه ی ان شهید شدند»[17]. همزمان فاو از دست رفت . درگیری ناوچه های جنگی نیروی دریایی ارتش با امریکایی ها خسارت بار بود اما حمله ی قایق های تند رو موفق بود و رسانه های ایرانی از این سه حادثه بیشتر حمله ی قایق های تند رو را بازتاب دادند.بویژه این که گزارش رسید «کشتی هایی که کنار اسکله ی مبارک بوده اند و مورد اصابت قرار گرفته اند پرچم امریکا داشته اند». محسن رضایی خوشحال می گفت «ما که نمی دانستیم به چه هدفی حمله می شود فقط لطف خدا بوده که به کشتی حامل پرچم امریکا حمله صورت گرفته است»[18]. اقای هاشمی هم در خاطرات روز 30/فروردین نوشته است «هاشمی فرمانده نیروی دریایی ارتش امد و گزارش برخورد با نیروهای امریکایی در خلیج فارس را داد. نقطه ی مثبت ان جرات درگیری نیروی دریایی ارتش ایران با امریکایی هاست. گرچه صدمه ای به انها وارد نکرده اند و خود صدمات زیادی دیده اند. 64 شهید و از دست دادن یک ناو و یک ناوچه. ولی نیروی دریایی سپاه با امکانات محدود توانسته است به امریکایی ها ضربه بزند و خود اسیب مهمی نبیند»[19].

پایان فاو 


همزمان با حمله امریکا به سکو های نفتی فرماندهان سپاه در سمیناری در کرمانشاه دور هم جمع بودند ساعت هفت صبح 1367/01/28 در حالی که برادر احمد کاظمی از اهواز (گلف) خبر حمله را گزارش می کرد یکی از فرمانهان خطاب به حاظرین جلسه گفت «احمد دارد مساله را گنده می کند. شلوغ می کند تا به او کمک شود». محسن رضایی حمله ی دشمن به فاو را باور نمی کرد و می گفت «نکند که دشمن جای دیگری می خواهد که حمله بکند؟ خب ، تیپ گارد را نمی بایست می اورد شاخ شمیران. اورد اینجا (غرب) گارد تلفات دیده است کسی که می خواهد به فاو حمله بکند با توجه به این شرایط نبایستی تیپ گارد را می اورد اینجا (شاخ شمیران). «دشمن می خواهد یک گوشه ای از فاو را بگیرد تثبیت هم بکند تا روی ان تبلیغات کند و این حداقل چیزی است که در جریان است و حتمی هم هست. حالا کجا می تواند باشد معلوم نیست . شاید محور ام القصر باشد. همین پایگاه موشکی اول را بگیرد خط ما و خودی را صاف می کند. برادر رشید : (با حالت خنده) شما همواره می گویید دشمن  یک ذره از فاو را می خواهد بگیرد . در ساعت 15:10 بعدالظهر برادر محسن رضایی در تماسی تلفنی با دفتر حضرت امام (سید احمد خمینی) بر این نکته تاکید می کند که «هنوز برای ما قطعی نشده است که دشمن می اید شهر را بگیرد». هنوز دقایقی از این گزارش نگذشته بود که ساعت 15:15 برادر محمد باقری (معاون اطلاعات نیروی زمینی سپاه) خبر رادیو عراق مبنی بر انجام عملیات رمضان المبارک برای ازاد سازی فاو را به فرمانده کل سپاه منتقل می کند. [20]. غروب روز اول فاو در استانه ی سقوط بود اما دست فرماندهان بسته بود . نه نیرو داشتند نه امکاناتی برای دفاع. محسن رضایی پی گیری می کند که برنامه های تلویزون قطع شود و از مردم بخواهند برای نجات فاو به جبهه بیایند ، موفق نمی شود.به مسئول دفترش در تهران می گوید «خبر را پخش کنید و به روزنامه ها بدهید تا صدا و سیما هم در عمل انجام شده قرار بگیرد . اصلا صدا و سیما را حضورا قانع کنید که حتما پخش کنند». موفق نمی شوند. به اقای انصاری از بیت امام می گوید «صدا و سیما چرا اینقدر پرت است؟الان بهترین موقع تبلیغات برای اعزام است. برنامه را قطع و اعلام کنند ما 200 تا اسیر گرفته ایم». اما اگر بسیج عمومی داده شود و باز فاو سقوط کند تاثیرات منفی اش خیلی زیاد است. اعلام تلوزیونی منتفی می شود. در غافلگیری حمله ی عراق هیچ کدام از برنامه های ایران به موقع هماهنگ نشد انتقال نیروها از جبهه ی شمالی به جنوب زمان می برد. در خواست ها از هوا نیروز و نیروی هوایی برای بمباران نیروهای عراقی دیر به نتیجه رسید و صبح روز دوم عراقیها با قدرت بیشتری به مدافعانی که در فاو می جنگیدند حمله می کنند. رزمندگان ایرانی جانانه می جنگند اما نیروهای دشمن بسیار پرشمار تر از انان هستند . فرماندهان از محسن رضایی می خواهند مسئولان را قانع کنند به بغداد موشک بزنند . چرا به بغداد موشک نمی زینیم؟ امروز و فردا را بزنیم جشنشان را به عزا تبدیل کنیم. [21]. روز تولد صدام بود و عراق در بغداد جشن برپا کرده بود و درباره ی عملیات ازادی فاو تبلیغات می کرد. و حمله ی موشکی روحیه ی عراقی ها را پائین می اورد . اما ایرانی ها موشک زیادی ندارند و برای روزهایی نگه داشته اند تا در برابر حمله ی موشکی عراق به شهرها مقابله به مثل کنند. صلاح نیست که عراق را تحریک کنند تا حمله به شهرها را از سر بگیرد و ایرانی ها دستشان بسته باشد.

پل طلایی 


سرعت کم و واکنش ضعیف ایرانی ها برای عراقی ها باور کردنی نبود فرماندهان صدام گمان نمی کردند فاو به این راحتی سقوط کند گزارش ها که به فرماندهی می رسید ، صدام از فرماندهان نظر خواست که ایا بهتر نیست پلی را که ایرانی ها روی اروند دارند نابود کنیم؟ نظر فرماندهان نظر نظریه پرداز جنگ ؛ شون تزو بود «برای دشمن همیشه یک پل طلایی باقی بگذارید». قرار دادن راهی برای فرار به نیروهای دشمن اجازه نمی دهد با اراده و مصمم بجنگند. هم نیروهایی که با روحیه ی کم از منطقه عقب می روند و وارد یگان های دیگر می شوند تاثیر روانی شکست را منتقل می کنند و جنگیدن را برای بقیه مشکل می کنند. [22]. عراقی ها چند نقطه از پل را زدند . رزمندگان ایرانی احتمال دادند به زودی پل نابود می شود و انها در فاو محاصره می شوند . به سمت پل رفتند تا از معرکه عقب بروند.بعد الظهر روز دوم به دلیل از هم پاشیدگی نیروهای خودی (ایرانی) و فقدان خط دفاعی و به موازات ان وسعت و حجم پیشروی نیروهای دشمن امکان مهار و اداره اوضاع به کلی از میان رفت و به همین دلیل دستور عقب نشینی و تخلیه ی منطقه رسما صادر شد. اقای انصاری از بیت امام خبر می دهد «حضرت امام به مسئولان عالی کشور دستور داده اند همچون زمان عملیات کربلای پنج هر انچه سپاه نیاز دارد به او بدهند». اما فرمانده سپاه فاو را از دست رفته و کمک ها را دیر می داند. [23].تجزیه تحلیل شکست فاو وضعیت جبهه ی ایران را سخت تر می کرد .

فرماندهی می گوید اطلاعات عراق برتر از ما عمل کرد و فرماندهان ما غافلگیر شدند.

دیگری  میگوید خبر داشتند و اماده باش بودند

چرا وقت حمله فرماندهان اصلی در فاو نبودند؟

اگر ما همه توان سپاه را به کار می گرفتیم که می توانستیم فاو را حفظ کنیم.

اولین سالی بود که رفتیم شمالغرب جنگیدیم چه بسا اگر جنوب بودیم دشمن نمی توانست فاو را بگیرد... یا با ده پانزده گردان پرده پوشش حداقل شهر را می شد حفظ کرد.

همین قدر امکانات را که در فاو گذاشته بودیم خیلی وقت ها می گفتند چیست که شما توپخانه هایتان را در فاو نگه داشته اید؟ برای اینکه توپ های ارتش را ندهند می گفتند بروید این توپ ها را بردارید.

 ما نیروی سرباز اجباری به لشکرها فرستادیم مقاومت ها کم شد گروه هایی که بدنه اش بسیجی های داوطلب بودند خیلی خوب جنگیدند.

شما خودتان گفتید که نیروی وظیفه بگیریم.

خط دفاعیمان مستحکم نبود در صورتی که هرکس بازدید می کرد حتی اقای صیاد شیرازی خط فاو را از مستحکم ترین خطوط پدافندی بر می شمردند و سپاه فعالیت های مهندسی انجام شده رابی کم و کاست توصیف می نمود.

برخی یگان ها امار تانک ها و تجهیزاتشان را هم غلط می دادند. تانک های خراب را هم جزء تجهیزاتشان به حساب می اوردند.

تلوزیون امار رای دهنده های فاو در انتخابات ریاست جمهوری را هم از قول وزارت کشور اعلام کرده معلوم است که دشمن می فهمد ما چقدر نیرو در فاو داریم..به هر حال فاو سقوط کرد و روزهای سخت و تلخ جنگ برای ایرانی ها اغاز شدو اقای هاشمی (فرمانده جنگ) معتقد شد «از این پس زمان به نفع ما نخواهد بود». محسن رضایی هم پس از سقوط فاو وضعیت جنگ را برای فرماندهان این گونه تشریح کرد «شیطان با خود بعد از تمرد عهد بست که فرزندان ادم را منحرف کند و خداوند نیز از فرزندان ادم تعهد گرفت که با شیطان مبارزه کنند تا به راه راست هدایت پیدا کنند و ما باید مبارزه کنیم و جهاد با نفس و جهاد با عدو مبارزه است و ان شاالله این واقعه ی فاو خیر است. یا باید مثل زمان پیامبر و علی که خود حاکم بودند و همه مملکت را بسیج کردند بجنگیم و یا باید مانند حسینی که حاکم نبود بجنگیم و اکنون ما حاکم هستیم دلیل ندارد که همه ی مسئولان در جنگ نیایند و همه ی امکانات بسیج نشود»[24].

اتوبوس های خالی 


ایرانیها در شرایط بسیار سختی قرار گرفته بودند . کمبود نیرو دست فرماندهان را بسته بود . امیر عبادت می گوید «فاو که سقوط کرد فرمانده قرارگاه جنوب گفت نیروها را به فاو بفرستید اما دانشجوهای دانشکده ی افسری که شش ماه به جبهه می امدند تا به منطقه برسند چون فرمانده و مسئولی همراهشان نبود بین راه کمتر می شدند و اتوبوس های خالی به منطقه می رسید»[25]. امریکا پس از سقوط فاو اعلام کرد که از این پس نه تنها از کشتی های کویت و عربستان که از کشتی های کشورهای دیگر و بطور کلی از کشتی رانی در خلیج فارس حمایت می کند. «ایالات متحده خواستار رویارویی نظامی با ایران نیست اما نیروی دریایی امریکا به حفاظت از ازادی کشتی رانی در خلیج فارس ادامه خواهد داد و امریکا و متحدانش تجاوزات مداوم ایران را تحمل نخواهند کرد. نقش ما در این جنگ رعایت بی طرفی است و ما در جهت رویارویی با ایران تلاش نمیکنیم.با این همه رهبران ایران باید درک کنند که ادامه ی حملات در خلیج فارس تحمل نخواهد شد»[26]. 7/اردیبهشت عربستان با ایران قطع رابطه کرد و 10/اردیبهشت امریکا یادداشت تهدید امیزی از طریق سفارت سوئیس به ایران رساند. سران قوا با وزیر خارجه و اطلاعات رفتند پیش امام . هاشمی رفسنجانی «پیام امریکا و کیفیت برخورد با امریکا در مقابل توسعه ی حمایت از کشتی ها در خلیج فارس با امام بحث شد. امام معتقد است مقابله به مثل ادامه یابد حتی اگر به درگیری با امریکا منجر شود . اکثر اعضای جلسه به خاطر عواقب احتمالی این درگیری نتوانسته بودند به این نظر برسند ولی در مقابل امام کسی مخالفت نکرد و بعد از رفتن امام بحث ها ادامه پیدا کرد. قرار شد عواقب احتمالی را در یک ملاقات دیگر با امام در میان بگذاریم»[27]. سقوط فاو موقعیت برتر نظامی ایران را تضعیف کرد. روئسای کشورهای اروپایی که مدتی بود سعی می کردند ایران را تحریک نکنند تا پایان دادن جنگ به تاخیر نیافتد لحنشان تغییر کرد. میتران (رئیس جمهور وقت فرانسه) با تاکید بر ضرورت خاتمه یافتن جنگ گفت «این جنگ باید بدون غالب و مغلوب پایان پذیرد». واینبرگر (وزیر دفاع وقت امریکا) اعلام کرد «امریکا نمی خواهد ایران در جنگ برنده شود». گرومیکو (وزیر خارجه ی وقت شوروی) با توجه به پافشاری ایران به تعیین متجاوز اعلام کرد «بدون توجه به اینکه چه کسی مسئول اغاز جنگ است این جنگ باید به فوریت پایان یابد». مورفی (معاون وزیر خارجه ی امریکا گفت «ادامه ی جنگ ایران و عراق به هیچ وجه به نفع امریکا نیست».[28].

سقوط شلمچه 


عراق اعلام کرد 4/خرداد به شلمچه حمله می کند تا زمین هایی را که ایران در کربلای پنج تصرف کرده پس بگیرد. این بار فرماندهان و رزمندگان ایرانی از زمان و مکان حمله ی عراق مطلع بودند اما شلمچه هشت ساعته سقوط کرد. محسن رضایی گفت «علی رغم اطلاع از حمله ی دشمن اراده ی لازم برای مقابله با او و حفظ شلمچه وجود نداشت». عراق با فتح شلمچه قدرت تهاجمی اش را برای ایرانی ها و ناظران خارجی اثبات کرد. ایرانی ها فشار بی ثمرشان را برای تغییر در بندهای قطعنامه بیشتر کردند. از مردم هم خواستند تا حضور بیشتری در جبهه ها داشته باشند اما چنین نمی شد. وضعیتی که مدتی بود در جبهه ی ایران پدیدار شده بود حتی نیروهایی که در ارتش هم بودند چنین حالی پیدا کرده بودند. [29].پیروزی عراق در محور شلمچه تردید های کارشناسان را مبنی بر رشد نیروهای عراقی و افزایش قدرت و توان تسلیحاتی این کشور و همچنین تغییر استراتژی ان از دفاع به حمله را به یقین مبدل کرد و باعث شد که از این جنگ و شکست به منزله مهمترین عقب نشینی نیروهای ایران یاد کنند و بر این نکته تاکید نمایند.که موازنه ی قدرت بیش از پیش به نفع نیروهای عراق تغییر کرده است.

ستاد فرماندهی 


جبهه ی ایران بیش از همه چیز به انسجام نیاز داشت و 12/خرداد ایران ستاد کل فرماندهی قوا به فرماندهی هاشمی رفسنجانی (جانشین امام در فرماندهی کل قوا) را تشکیل داد. تعدادی از فرماندهان سپاه از جمله شمخانی و رشید به ستاد کل فرماندهی رفتند تا کمک اقای هاشمی در فرماندهی جنگ باشندهاشمی رفسنجانی مدتی بود پروژه ی تولید داخلی و انبوه موشک های دوربرد را با جدیت دنبال کرده بود تا بتواند اثر بمب های شیمیایی عراق را با زدن پر حجم شهرهای عراق خنثی کند. «یکی از راه هایی که فکر می کردم نهایتا می تواند ما را پیروز کند این بود که تمام شهرهای اباد عراق زیر برد موشک های ما باشد تا اگر عراق شرارت کرد شهرهایش را با موشک زیاد بزنیم نه اینکه یکی بزنیم. موشک های ضدهوایی چینی را زمینی کرده بودیم و در استانه ی رسیدن به هدف بودیم. در این صورت اگر عراق به بمب اتمی می رسید جنگ را برده بود . اما با بمب اتم خیلی فاصله داشتند.من روی این نقطه خیلی حساب کرده بودم»[30]. ایران موشک هایی با برد بلند تولید کرده بوداما انبوه سازی ان به زمان نیاز داشت.زمانی که عراق با حمله های قدرتمندانه اش از کف ایران گرفته بود.هاشمی رفسنجانی با اختیارات تام فرمانده شده بود تا کشور را برای مقاومت بسیج کند اما او مدتی بود که با شنیدن نظرات فرماندهانی که همیشه معتقد به ادامه ی جنگ بودند و اکنون به او گفته بودند ادامه ی جنگ دیگر به نفع ایران نیست معتقد شده بود که باید جنگ را تمام کرد . او بعدها در گفت و گو با فرماندهان سپاه گفت «در سال اخر جنگ برای من جای تعجب بود وقتی اقای شمخانی که من او را مرد دوم جنگ می دانستم گفت دیگر این جنگ به نفع ما نیست.  بعد هم این نظر را از احمد کاظمی شنیدم. فکر نمی کردم او هم چنین تصوری داشته باشد»[31]. هاشمی به خبرنگار ایتالیایی هم گفت «اگر واقعا مصلحت را در این تشخیص بدهیم که باید مصالحه کرد ما این سیاست رامی پذیریم».

بیت المقدس هفت 


بر خلاف سیاست پایان دادن به جنگ اولین طرحی که در ستاد فرماندهی کل قوا طراحی شد اجرای عملیاتی در شلمچه بود. بیت المقدس هفت با شتاب طراحی و 22/خرداد در منطقه ی شلمچه انجام شد. شلمچه در خرداد ماه گرم نیست داغ است. همین موضوع مشکل جدیدی بود که فرماندهان را شدید نگران کرده بود.ظهر ها دما از 50 درجه هم بیشتر می شد. در چنین هوایی عملیات با تکیه بر نیروی پیاده سخت و دشوار است. اوایل خرداد نیروها در بیابان های اهواز ؛ خرمشهر و کناره های کارون اردو زدند تا با شرایط اشنا شوند. توصیه کرده بودند در اموزش ها به نیروها شیوه های مقاومت در برابر تشنگی را یاد بدهید. واحدهای بهداری راه های مقابله با گرمازدگی را اموزش می دادندو به واحد های لجستیکی هم ماموریت دادند روز عملیات اب و یخ را با خودروهای تیزرو به نیروهای مستقر در خطوط درگیری برسانند. [32].  عملیات بیت المقدس هفت بامدادِ دوشنبه 23/خرداد/1367 با رمز یا ابا عبدالله الحسین شروع شد. هدف عملیات ؛ انهدام نیروهای دشمن در منطقه ی شلمچه بود. رزمندگان در حالی حمله را شروع کردند که چند ساعت بود دشمن مواضعشان را با اتشبار سنگین می زد. [33]. رزمندگان از موانع گذشتند از چند محور به مواضع دشمن حمله کردند و با حمله ای برق اسا خطوط مقدم بعثی ها را در هم کوبیدند. انها دژهای دفاعی عراق را پشت سر گذاشتند و در دل نیروهای عراق پیشروی کردند. هما که روشن شد نیروهای اسلام تا جنوب دریاچه ی ماهی پیش رفتند. هواپیماهای عراق پروازهایشان را شروع کردند هلیکوپترهای هوانیروز و جنگنده های نیروی هوایی ایران هم حملات عراقی ها را تلافی کردند. [34]. در پاتک دشمن که با تعداد بسیاری تانک ؛ نفربر و اتش سنگین عقبه صورت گرفت خطر محاصره شدن رزمندگانی که مهماتشان هم کم شده بود جدی شد. رزمنده های ایرانی با تمام توان در مقابل تانک های بی شمار ارتش بعثی جانانه دفاع کردند و از پیش روی انها جلوگیری کردند. هر کس از نقطه ای شلیک می کرد تا دشمن تعداد دقیق نیروها را شناسایی نکند . نیروی هوایی عراق مواضع رزمندگان را بارها بمباران کرد و نیروهای اسلام مجبور شدند عقب نشینی کنند.

حرارت شکست 


صحنه های تلخ عملیات بیت المقدس هفت بهار تلخ ایرانی ها را تلخ تر کرد : با اشاره ی حسین ، برجک تانک را به سمت راست چرخاندیم یکی از تانک های دشمن با پررویی به سمت ما می امد. فلش دوربین را روی برجک ان تنظیم کردم نگاهی به حسین انداختم که ببینم گلوله را جا زده است یا نه حسین در حالی که عرق از سر و صورتش می ریخت لبخندی زد و گفت یا علی. دوربین را یک بار دیگر تنظیم کردم و گفتم یامهدی. اما همین که دستم را روی ماشه بردم یک دفعه داخل تانک روشن شد و سرو صورتم به بدنه ی تانک خورد. حرارت زیادی مقابل صورتم احساس می کردم و گوش هایم عجیب می سوخت . سرم را برگرداندم که ببینم حال حسین چطور است . با صحنه ی دلخراشی مواجه شدم. سر حسین اتش گرفته بود و با شکم پاره شده روی سپر محافظ عقبه (گاوه) افتاه بود شعله های اتش درون تانک زبانه می کشید به زحمت خودم را از روی صندلی تا دهانه ی دهلیز بالا کشاندم . دو نفر از بچه های پیاده که امده بودند روی تانک ، من را از دهلیز بیرون کشیدند و بردند کنار خاکریز ، همین که رفتند حسین را بیاورند گلوله های داخل تانک منفجر شد . حال عجیبی داشتم دنیا روی سرم می چرخید. هنوز نفهمیده بودم چه خبر شده ایا حسین هنوز داخل تانک است یا نه؟ حسن امده بود کنارم یک ریز حرف می زد ، اما از حرف هایش چیزی نمی فهمیدم . فقط به تانک خیره شده بودم و به حسین فکر می کردم. حسن مرا به داخل یکی از سنگرهای بچه های پیاده برد . یکی از بچه ها قمقمه ی خود را در اورد و قدری اب به من داد . بقیه را روی صورتم ریخت . صورتم می سوخت . ریش هایم و چفیه ای که به صورتم بسته بودم کاملا سوخته بودند بچه ها چفیه را از سرم باز کردند گوشهایم بد جوری می سوختند. کمی که حالم جا امد حسن گفت اولین گلوله را که زدی عراقی ها از روی دژ یک موشک مالیوتکا شلیک کردند که خورد جلوی تانک. من از تانک بیرون امدم و پیش خود گفتم حتما شما هم متوجه شده اید بیرون که امدم موشک دوم به برجک تانک شما خورد.

سازمان مجاهدین خلق در جنگ 


منافقین و صدام نخستین بار سال/1361 با هم توافق کردند همکاری کنند. تا سال/1363 با عراق همکاری اطلاعاتی داشتند و از 17/خرداد/1363 که مسعود رجوی به عراق رفت و با صدام به توافق رسید قرار شد منافقین به عراق بروند . سال بعد انها به عراق رفتند چون می گفتند «اینک ما هزاران کیلومتر به خاک وطن نزدیک شده ایم و برای بر اندازی رژیم در ایران بیش از پیش امادگی داریم». پیوند رسمی سازمان با عراق نفرت مردم را از منافقین بیشتر کرد و حتی مخالفان جمهوری اسلامی هم رجوی و گروهش را خائن نامیدند. رجوی می گفت مردم ایران صلح طلبند و حکومت برای جلوگیری از شکست جنگ را ادامه می دهد و «ما برای صلح به عراق می رویم نه برای جنگ. جنگ ما برای وادار کردن ایران به پذیرش صلح است . کافی است کاری کنیم که ایران صلح را بپذیرد . انگاه به صورت سیستماتیک ساقط می شود. اگر بحران جنگ را از رژیم بگیریم محکوم به فروپاشی است . جمهوری اسلامی به جنگ بهای لازم داده است اما ما به جنگ بهای لازم را نداده ایم. چرا جمهوری اسلامی سرنگون نمی شود؟ برای اینکه جنگ سرپوش اختناق است یعنی هرکاری که می خواهند می کنند . به بهانه ی اینکه درحال جنگ با کشور خارجی هستیم. اما ما جنگ را فراموش کردیم ودر نتیجه از رژیم عقب افتادیم. حالا ما بایستی چه کنیم؟ باید فشار فوق العاده ای به موضوع صلح بیاوریم تا جمهوری اسلامی صلح کند». در این دوره سازمان موظف شد در سیستم تصمیم گیری و سازمان های نظامی ایران نفوذ کند ، اطلاعات جمع اوری کند و به عراق گزارش دهد. تخلیه ی تلفنی اطلاعات ، شنود بیسیم ها و مکالمات فرماندهان ایرانی ؛ بحث با اسرای ایرانی و بازجویی از انها و تطمیع و شکنجه شان . راه کار های نیروهای سازمان بود و همچنین انها در طول جنگ 1127 اسیر ایرانی را جذب خود کردند. در سال/1364 رجوی 1120 نفر را سازمان داد و در ماووت عراق مانور نظامی انجام داد. پس از فتح فاو و زمانی که عراق دفاع متحرکش را شروع کرد او نیروهایش را از کشورهای مختلف به عراق فرا خواند و از 20/بهمن/1364 تا 18/ فروردین/1365 صد و چهار عملیات چریکی علیه ایران انجام داد. سپس در 29/خرداد/1366 ارتش ازادی بخش ملی را تشکیل داد و ارتش انها در چهار ماه بعد دو عملیات پارتیزانی گسترده و  شبیخون محدود علیه نیروهای ایرانی انجام داد. [35].

علت سقوط فاو به روایت غلامعلی رشید

بخشی از دفترچه ی یادداشت سردار رشید . 29/فروردین/1367


دشمن در حالی که در فاو به ما حمله کرد که نیروی ما در خطوط دفاعی بسیار بسیار کم بود. ما ده گردان هم در خط پدافند نداشتیم . دشمن با دو سپاه (سپاه گارد ؛ سپاه هفتم و یک لشکر هفت) به ما حمله کرد . هفت لشکر به یک لشکر . سیستم موشک هاواک فعال نداشتیم و تا الان هم برقرار نشده است . نیروی هوایی ما در مجموع چهارده سورتی بمباران کرد. هوانیروز ما اصلا فعال نبود با بمباران شدید شیمیایی ، عراقی ها اقدام به حمله کردند . عوامل شکست ما در فاو و از دست دادن ان ، غرور مفرط به تدبیر خودی و هوشیاری نیروهای خودی ، ساده اندیشی و بچگی فرماندهان ما ، درس عبرت نگرفتن از تحرکات دشمن ، ضعیف شمردن دشمن ، نداشتن جمع بندی اطلاعاتی درستی از دشمن (فعال بر خورد نکردن مسئولان اطلاعات نیروی زمینی تاثیر داشت). تحلیل درستی از توان رزمی دشمن نداشتیم و باورمان شده بود که تلفات فاو و کربلای باعث شده که دشمن تا مدتها کمر راست نکند . نداشتن نیروی سازمانی و حرفه ای ؛ لوس شدن تصمیم گیری های ما در طول 26 ماه در مورد اماده باش ها در فاو. رعایت دقیق غافلگیری از طرف دشمن. نیروی  عظیم سازمان یافته ی دشمن متشکل از سپاه گارد ، سپاه هفتم و لشکر هفت ؛ نداشتن نیروی بسیجی و گردان های سازمانی سپاه بصورت ازاد و احتیاط ، نداشتن بر اورد دقیقی از پای کار اوردن نیرو در شرایطی که دشمن دست به حمله ی فاو می زد. هدف ناقص و استراتژی ناقص یعنی این. ما تا کی می توانستیم فاو را بدین بد قوارگی و نقص حفظ کنیم. این مطالب را در راه اهواز بوشهر در پایان روز 1367/01/31 برای برادر محسن خواندم و قدری بحث کردیم. [36].

 

پانویس


↑ 1-      انتونی کردزمن ؛ ورود غرب به خلیج فارس ؛  فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 3 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ پریسا کریمی نیا

↑ 2-      خردنامه ی همشهری ؛ شماره 76 ؛ تیر/1389 ؛ ویژه نامه ی پایداری ؛ صفحه 31.

↑ 3-      محمد درودیان ؛ روند پایان جنگ ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ چاپ اول/1384 ؛ صفحه 249 تا 255.

↑ 4-      هادی بهروز ؛ تنها در قلاجه ؛ خاطرات سرتیپ کریم عبادت ؛ کنگره ی سرداران و شهیدان استان فارس ؛ تهران/1388 ؛ صفحه 139 و 140.

↑ 5-      جمعی از پژوهشگران مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ مقاله ی گروه رجوی ؛ فرار به جلو  پیوند با حزب بعث عراق ؛ فصلنامه ی نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 17.

↑ 6-      همان.

↑ 7-      همان.

↑ 8-      همان.

↑ 9-      هادی بهروز ؛ تنها در قلاجه ؛ خاطرات سرتیپ کریم عبادت ؛ کنگره ی سرداران و شهیدان استان فارس ؛ صفحه 140.

↑ 10-   گفت و گو با اقای اکبر طاهری ؛ فصلنامه ی نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 17 ؛ صفحه 22.

↑ 11-   مجید نداف ؛ گزارش سقوط فاو ؛ فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 21 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه ؛ صفحه 102 تا 143.

↑ 12-   وودز کویین ؛ جنگ صدام ؛ مرز و بوم ؛ داوود علمایی ؛ چاپ اول تهران/1390 ؛ صفحه 170 تا 175.

↑ 13-   مجید نداف ؛ گزارش سقوط فاو ؛ فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 21 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه ؛ صفحه 102 تا 142.

↑ 14-   همان.

↑ 15-   کنت آر تیمرمن ؛ سوداگری مرگ ؛ رسا ؛ احمد تدین ؛ تهران/1382 ؛ صفحه 569 تا 570.

↑ 16-   اکبر هاشمی رفسنجانی ؛ پایان دفاع اغاز بازسازی ؛ کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی ؛ سال/1367 ؛ تهران/1390 ؛ صفحه 82.

↑ 17-   همان.صفحه 88.

↑ 18-   مجید نداف ؛ گزارش سقوط فاو ؛ فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 21 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه ؛ صفحه 102 تا 142.

↑ 19-   اکبر هاشمی رفسنجانی ؛ پایان دفاع اغاز بازسازی ؛ صفحه 95.

↑ 20-   مجید نداف ؛ گزارش سقوط فاو ؛ فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 21 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه ؛ صفحه 102 تا 142.

↑ 21-   همان.

↑ 22-   وودز کویین ؛ جنگ صدام ؛ مرز و بوم ؛ داوود علمایی ؛ چاپ اول تهران/1390 ؛ صفحه 176.

↑ 23-   مجید نداف ؛ گزارش سقوط فاو ؛ فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 21 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه ؛ صفحه 102 تا 142.

↑ 24-   همان.

↑ 25-   هادی بهروز ؛ تنها در قلاجه ؛ خاطرات سرتیپ کریم عبادت ؛ صفحه 141.

↑ 26-   گزارش های ویژه ی خبری ؛ خبرگزاری جمهوری اسلامی ؛ روز 16/اردیبهشت/1367.

↑ 27-   اکبر هاشمی رفسنجانی ؛ پایان دفاع اغاز بازسازی ؛ کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی ؛ صفحه 102.

↑ 28-   محمد درودیان ؛ اغاز تا پایان ؛صفحه 198.

↑ 29-   همان ؛ صفحه 201.

↑ 30-   گفت و گوی فرماندهان سپاه با ایت الله هاشمی رفسنجانی ؛ فصلنامه نگین ایران تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 23 ؛ صفحه 17.

↑ 31-   همان.

↑ 32-   علی سمیعی ؛ کارنامه توصیفی عملیات های هشت سال دفاع مقدس ؛ صفحه 426 تا 432.

↑ 33-   همان.

↑ 34-   همان.

↑ 35-   جمعی از پژوهشگران مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ مقاله ی گروه رجوی ؛ فرار به جلو  پیوند با حزب بعث عراق ؛ فصلنامه ی نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 17.

↑ 36-   مجید نداف ؛ گزارش سقوط فاو ؛ فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 21 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه ؛ صفحه 102 تا 142.

 

::. دائره المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق؛جعفر شیرنیا

خواندن 2363 دفعه
شما اینجا هستید: صفحه اصلی صفحه اصلی سال هشتم جنگ بهار تلخ