صدای پای جنگ

بحران بالا می گیرد


شهریور سال 1359ه.ش در روابط ایران و عراق همه چیز رنگ و بوی جنگ داشت. توپ های جنگیِ عراق مرز نشین های ایرانی را گلوله باران می کردند و مردم عادت کرده بودند که هر لحظه منتظر حادثه ای تلخ باشند. مرز نشین ها جنگ را حس کرده بودند اما در پایتخت و شهرهای دورتر از مرز کسی تصورش را هم نمی کرد که جنگ بزرگی نزدیک باشد ؛ حتی فرماندهان ارتش . رئیس ستاد مشترک ارتش به روزنامه ها گفته بود « تمرکز نیروهای عراقی و مصری در نزدیکی مرز ایران برای ما مهم نیست مهم این است که این نیروها چه میتوانند بکنند؟ و وقتی ما میدانیم که کاری نمیتوانند بکنند ، احساس خطر نمی کنیم »[۱] بنی صدررئیس جمهور و فرمانده کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران هم بارها تاکید کرده بود که عراقی ها جرات ندارند به ایران ما حمله کنند[2] او در حاشیه ی گزارشی از تجمع نظامیان عراقی در مرز نوشته بود : عراقی ها مانور دارند و جنگی در کار نیست[3] در ایران اختلاف مجلس (که اکثریتش در اختیار حزب جمهوری اسلامی بود) و رئیس جمهور  برسر کابینه ادامه داشت. اختلاف هنوز میان مردم کشیده نشده بود ، اما نزدیکان بنی صدر وعده می دادند که او در سخنرانی هفده شهریور همه چیز را به مردم خواهد گفت[4].

 

عملیات در نیمه شهریور


نیمه ی شهریور ، توپخانه ی عراق  قصرشیرین را گلوله باران کرد . توپچی های ایران اجازه نداشتند شهر خانقین را بزنند و فقط به گلوله باران اطراف خانقین اکتفا کردند تا امادگیشان را به ارتش عراق نشان دهند[5] پانزده شهریور وزارت خارجه عراق به وزارت خارجه ایران یادداشت فرستاد و نوشت از ایرانی ها میخواهد ارتفاعات زین القوس و میمک را تخلیه کنند چرا که براساس توافق الجزایر باید ان را تخلیه می کردند [6] هنوز ایرانی ها فرصتی برای جواب نیافته بودند که شانزده شهریور عراق ارتفاعات خان لیلی و زینل کش در استان کرمانشاه را اشغال کرد . در زینل کش ، در جنوب قصرشیرین عراقی ها با غلبه بر گروهان ژاندارمری پاسگاه خان لیلی را اشغال کردند که نیروهایش قبل از حمله عراقی ها عقب کشیده بودند [7] بعد دوباره نامه نوشتند که به زودی به میمک حمله میکنند [8].

 

جنگ از مرز تا دانشگاه تهران


هفده شهریور بنی صدر در دانشگاه تهران در جمع ده ها هزارنفری مردم از نخست وزیر رجایی ، کابینه اش و نمایندگان مخالفش در مجلس به شدت انتقاد کرد. تیترهای جنجالی روزنامه ها سخنرانی رئیس جمهور را به جنگی تمام عیار بدل کردند و حمله ی عراقی ها در لابه لای تیترهای درشت دیده نشد (9) در استان کرمانشاه تعدادی پاسدار و نیروهای ارتش و مرزدارها و تعدادی از مرز نشین ها مهمترین دغدغه شان پس گرفتن زینل کش و خان لیلی از عراقی ها بود (10) اما نیروهای عراقی پرشمار بودند و نیروهای ایرانی کاری از پیش نبردند. فرماندهان نظامی ایران هنوز هجوم  عراق را در حد درگیری های مرزی تفسیر میکردند . فرماندهی  نیروی زمینی ؛ لشکر81زرهی دستور داد برسی کنند که اگر عراقی ها خان لیلی را گرفته اند انها هم در شمال منطقه  در مرز خسروی به سمت خانقین در خاک عراق پیشروی کنند و پاسگاه های مرزی دشمن را خلع سلاح کنند . بعدها هم تا وقتی عراقی ها از خان لیلی عقب ننشسته اند همان جا بمانند ، اما لشکر 81 زرهی نتوانست دستور را اجرا کند و تنها یک خیز به مرز نزدیک شد (11) عراقی ها به پیشرویشان ادامه دادند و پاسگاه تنگاب کهنه را هم اشغال کردند نیروی زمینی ؛ ارتش ایران مشکلات فراوانی داشت و بنا شد در جواب عراقی ها نیروی هوایی که امید ارتش ایران بود نیروهای مهاجم را بمباران کند پس پنج خلبان نیروی هوایی با بالگرد رفتند شناسایی ؛ که خبر سقوط بالگرد انها و شهادت هر پنج نفرشان جبهه ی ایران را در غم فرو برد (12) در جبهه ی کرمانشاه نیروهای مدافع به باز پس گیری ارتفاعات زینل کش می اندیشیدند یک ستون زرهی از لشکر 81 زرهی حرکت کرد تا ارتفاعات اشغالی را پس بگیرد عراقی ها از ارتفاعات بر مسیر حرکت این ستون زرهی مسلط بودند پس دو هواپیمای ایرانی بلند شدند ارتفاعات را بزنند که هواپیماهای عراقی هم وارد نبرد شدند سامانه ی هدایت یکی از اف_4 های ایرانی خراب شد و هواپیما بدون تاثیر خاصی در نفت شهر سقوط کرد ؛ خلبانش با چتر بیرون پرید ولی کمک خلبانش  شهید شد(13) لشکر 81 زرهی در حال جمع اوری نیروهایش برای دفاع از مرزهای کرمانشاه بود. خبر حمله  ضدانقلاب در نوزده شهریور به گردانی از این لشکر در سردشت  کردستان اوضاع اشفته لشکر را اشفته تر کرد (14) همین روز عراق به ارتفاعات میمک در شمال استان ایلام هم حمله و ارتفاعات میمک را هم اشغال کرد (15) ساعت2 بعدالظهر ان روز توپخانه عراق به پاسگاه های مرزی میمک اتش ریخت و ساعت سه یک تیپ تقویت شده شان با دوبیست تانک و سیصد نفربر و خودرو به پاسگاه ها حمله کردند. پاسگاه ها نیرویی نداشتند همان ها که بودند ایستادند مدافعان چهار شهید و چهارده مجروح دادند اما عراق میمک را گرفت(16) همزمان عراق شهر مرزی قصرشیرین در کرمانشاه و مهران در استان ایلام را گلوله باران کرد(17).

 

موج سرخ


ایام حج بود و مسلمانان گرد خانه ی خدا طواف می کردند 21 شهریور ماه امام برای حجاج پیام فرستاد که «امریکا ؛ عراق را وادار کرده خون جوانان ما را بریزد ولی مردم ما دیگر به هیچ وجه حاظر نیستند تن به خواری و ذلت دهند و مرگ سرخ را به زندگی ننگین ترجیح می دهند کمی به خود ایید و ما را در هدفمان کمک کنید ما به شرق و غرب و به شوروی و امریکا پشت کرده ایم تا خود کشور خود را اداره کنیم ایا حق است تا این چنین مورد هجوم شرق و غرب واقع شویم؟ با اوضاع فعلی جهان این یک استثنای تاریخی است که با مرگ و شهادت و شکست ما مطمئنا هدف ما شکست نمی خورد» (18) بیست و یک شهریور ساعت 21 رئیس جمهور و نخست وزیر موقتا اختلاف را کنار گذاشتند و راهی مرز شدند.(19) انجا کسی به بنی صدر گزارش داد که دو هزار تانک به میمک ؛ حمله کرده اند و رئیس جمهور گفت : انجا زمین وسیعی برای حضور دو هزار تانک ندارد . گزارش دهنده گفت : خب پانصد تا و رئیس جمهور نتیجه گرفت که دارند غلو میکنند و حمله ی عراق جدی نیست(20) همان روز عدنان خیرالله (فرمانده ی نیروهای نظامی عراق) گفت با فتح میمک اختلافشان را با ایران حل کرده اند.(21) و رئیس جمهور از تحلیل خودش مطمئن شد. البته توپخانه ی ارتش عراق مدام قصرشیرین را می کوبید. مردم شهر را ترک می کردند و بچه هایی که تا دیروز در جهاد سازندگی به مردم می رسیدند نگهبان خانه هایشان شدند. مردم می رفتند تا وقتی اوضاع ارام شد برگردند.(22).

 

پایان قرارداد الجزایر


شب بیست و ششم شهریور ؛ صدام مسرور و مغرور اعضای مجلس ملی عراق را به جلسه ای اضطراری دعوت کرد و اعلام کرد حالا که ایرانی ها به قرارداد الجزایر پایبند نیستند ما هم انها را بی اعتبار می دانیم. صدام در نطقی حماسی کفت که عراق تصمیم تاریخی اش را برای پس گرفتن اب و خاکش با زور گرفته است.(23) رئیس جمهور ایران هم به دفتر کارش در تهران برگشته بود و صبح بیست و هفتم شهریور با سفیر فلسطین(؟) که پس از دیدار صدام به دیدار او امده بود دیدار کرد. سفیرِفلسطین(؟) می گفت : عراقی ها قصد جنگ ندارند و به زمین هایی که گرفته اند اکتفا می کنند. (24) خبرهایی که از مرز می رسید خبر سفیر فلسطین(؟) را تایید نمی کرد. درگیری های مرزی شدت گرفته بود؛ هم در جنوب هم در غرب هم در شمالغرب ؛ نیروهای پرشمار عراق در مرزها همه را وحشت زده کرده بودند همان روز چند هواپیمای ایرانی بخشی از نیروهای عراقی را بمباران کردند. عراقی ها یکی از هواپیماها را زدند و خلبان لشکری(؟) را اسیر کردند تا نمادی باشد از اینکه ایرانی ها جنگ را شروع کردند.(25) کل نیروهای ارتش و سپاه در مناطق غرب کشور ؛ ایلام ؛ اذربایجان غربی و کردستان را تحت کنترل عملیاتی یک مرکز فرماندهی قرار دادند به نام قرارگاه عملیاتی غرب کشور. فرمانده ارتشی این قرارگاه سرهنگ توپخانه علی صیاد شیرازی بود و فرمانده سپاهی ان محمد بروجردی ، فرمانده سپاه منطقه هفت ، شامل استان های کرمانشاهان ؛ ایلام ؛ کردستان ؛ همدان و اذربایجان غربی (26) در شهریور صیاد شیرازی فرمانده عملیاتی ناموفق در سردشت بود و نیروهای فراوانی در کمین ضد انقلاب شهید شدند گزارش ها بنی صدر را عصبانی کرد و او که معتقد بود صیاد را خودش کشف کرده است صیاد را برکنار و به دادگاه نظامی معرفی کرد.(27) اوضاع اشفته غرب چند روز مانده به جنگ اشفته تر شد.

 

ایران بدون دوست


هیچ کس از حوادث روزهای اینده و شعله های جنگی که به زودی دو کشور را در خود فرو می برد با خبر نبود اما همه می دانستند اتفاقی خواهد افتاد. مقاله نویس ابزرور(30شهریور) در مقاله ای یورش عراق به سوی ایران بدون دوست نوشت «عراق در طول سه هفته ی گذشته بسیاری از پاسگاه های مرزی ایران را نابود کرده و بخش های کوچکی از اراضی ایران را به تصرف خود در اورده است.مشخص نیست که هدف صدام فقط ایجاد تغییر در قرارداد 1975 الجزایر است یا او چیزهای دیگری در سر دارد؟ ایران به دلیل بحران گروگان های امریکایی دوستان خود را از دست داده است صدام اکنون فکر می کند مناسب ترین فرصت را برای درهم ریختن و بی ثبات کردن ایران به دست اورده است . کسانی که صدام را میشناسند معتقدند هدف او در دست گرفتن رهبری خلیج فارس و جهان عرب است».(28) در روزهای باقی مانده از شهریور 1359 ایرانی ها نتوانستند عراقی ها را از تهاجم های محدودشان پشیمان کنند و عراقی ها در اخرین روز شهریور 1359 هجوم سراسری شان به ایران را اغاز کردند.

 

 پانویس


1-    سید یعقوب حسینی،تاریخ نظامی جنگ تحمیلی تا 31شهریور1359؛ج1؛هیات معاف جنگ؛تهران:1387؛ص184

2-      همان ، ص 160 تا 162

3-      حمید طرفی،دشت ازادگان در هشت سال دفاع مقدس،صری،تهران:1385،صفحات 209و210

4-      مسعود رضوی،تاریخ ایران سیاسی از نظر انقلاب تا جنگ،همشهری،تهران:1375،ص415

5-      سید یعقوب حسینی؛تاریخ نظامی جنگ تحمیلی تا31شهریور1359،ج1؛ص186

6-      منوچهر پارسا دوست ، ما و عراق از گذشته تا کنون،ص506 تا 508

7-      همان،ص510

8-      سید یعقوب حسینی؛تاریخ نظامی جنگ تحمیلی تا31شهریور1359،ج1،ص189 تا 192

9-      اکبر هاشمی رفسنجانی،انقلاب در بحران،دفتر نشر معارف انقلاب،تهران:1388،ص201 تا 203.

10-   اصغر کاظمی،بمو،دفتر ادبیات و هنو مقاومت،تهران،1379،ص29.

11-   سید یعقوب حسینی،ارتش در هشت سال دفاع مقدس،ص68.

12-   همان

13-   همان،ص68

14-   همان

15-   امیررزاق زاده،اطلس ایلام در جنگ،مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ،تهران:1380ص30.

16-   مهدی حاجی خداوردی خان،مهران در تحولات جنگ ایران و عراق،مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس،تهران:1389،ص53 تا 57.

17-   همان

18-   روح الله موسوی خمینی،صحیفه امام،نشر و تنظیم اثار امام خمینی،تهران:1382،ج13.ص212.

19-   ابوالحسن بنی صدر،روزها بر رئیس جمهور چگونه می گذرد،روزنامه انقلاب اسلامی،22/06/1359.

20-   همان

21-   همان

22-   حسین نیری،فرار از موصل،خاطرات محمد رضا عبدی،سوره مهر،تهران:1390،ص27 تا 30.

23-   مرتضی منطقی،تحلیل تحولات و تاریخ جنگ تبلیغاتی در دفاع مقدس،سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی،تهران:1389،ص23.

24-   ابوالحسن بنی صدر،روزها بر رئیس جمهور چگونه می گذرد،روزنامه انقلاب اسلامی،27/06/1359

25-   دکتر علی خرم،از مسئولان وقت وزارت خارجه در مصاحبه با نگارنده،تهران :1387.

26-   حسین بهزاد،مهتاب خین،خاطرات سردار حسین همدانی،فاتحان،تهران :1388، ص 71.

27-   احمد دهقان،ناگفته های جنگ،خاطرات شهید صیاد شیرازی،دفتر ادبیات و هنر مقاومت،تهران: 1388،صفحه101 تا 127

28-   مرکز ملی اسناد دفاع مقدس،جنگ ایران و عراق از نگاه مطبوعات جهان،پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس،تهران : 1387،ج1،ص332.

 

::. دائره المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق؛جعفر شیرنیا

خواندن 18359 دفعه
شما اینجا هستید: صفحه اصلی