الهی نامه ی شهدا

الهی نامه ی شهدا

«شهید علی اکبر احسانی- تیرتاش-گلوگاه» خداوندا بما توان پیروی از فرامین امام عنایت کن

«شهید علی اکبر احسانی- تیرتاش-گلوگاه» خداوندا بر امت با وفای ما بیش از پیش هوشیاری عطا فرما

«شهید احمد اسدالهی- تیرتاش-گلوگاه» خداوندا من به قطره قطره خون تمام یاورانی که در راهت مظلومانه و سعادتمندانه جان دادند قسم یاد میکنم که از اسلام و قران کریم پاسداری کنم و جان ناقابلم را در راه پرعظمتت فدا کنم.

«شهید احمد اسدالهی- تیرتاش-گلوگاه» خداوندا مرا به ارزویم که شهادت است برسان

«شهید علی محمد اسدی- تیرتاش-گلوگاه» خدایا ای بخشنده ترین بخشندگان مرا بببخش و از گناهم در گذر و سعادتی همچون سعادت شهادت نصیبم گردان. خدایا یک لحظه مرا غافل نگذار و در پایان ای خدا از تو میخواهم توفیقی نصیبم گردانی تا در راه تو جان نثار کنم.

« شهید علی اکبر نجفی- تیرتاش-گلوگاه»  بار خدایا مرا در راهی که از صمیم قلب انتخاب کرده ام و ان خدمت به اسلام است موفق بدار

« شهید علی اکبر نجفی- تیرتاش-گلوگاه»  بار خدایا شهادت را که ارزوی قلبی من است نصیبم کردان

« شهید اسماعیل سلیمی- خورشید کلا-گلوگاه»  خدایا اگرچه گناهم بزرگ است ولی گذشت تو بزرگتر از گناهان من است.

« شهید حسین کاردری- خورشید کلا-گلوگاه»  بنام خداوند بخشنده و مهربان ،بنام خدایی که امدنم از طرف او بود و رفتنم به سوی او ، هدفم اوست ، معبود و معشوقم اوست ، بنام معبودی که بخشنده است و رئوف ، رحمن است و رحیم ، بنام خداوندی که در توبه اش به روی بندگان گناهکارش باز است.

« شهید سید موسی حسینی- ریحان اباد-گلوگاه»  خدایا خدای من این جهاد را از من قبول بفرما و اگر شهید شدم شهادت را از منه گنهکار قبول بفرما.

« شهید محمد حسن محمودی- ریحان اباد-گلوگاه» خدایا گرچه سراپا الوده ام و هربار که توبه کردم باز هم مطیع شیطان شدم ولی لطف و کرمت از گناه من بسی بزرگتر است و دوست دارم شهادت را نصیبم کنی تا تمام بدنم قطعه قطعه گردد تا هر قطعه اش کفاره ای باشد برای گناهانم. قرار گرفتن در اماج گلوله ها برای دفاع از عدالت یک فریضه است اگرچه گمنام شوم.

« شهید علیجان قلی پور- سراج محله-گلوگاه» خدایا تو را شکر به ان بزرگی ات با ان جلال و شکوهت که سالها ارزوی شهادت را میکشیدم و به ارزوی خویش رسیدم و از تو میخواهم که این شهادت مورد رضای تو باشد.

« شهید علیجان قلی پور- سراج محله-گلوگاه» خدایا به لطف و کرمت مرا مورد رحمت و بخشایش خود قرار ده

« شهید ابراهیم نوری سراجی- سراج محله-گلوگاه» خدا را سپاس بیکران میگویم که در رحمت و جهاد را بر من گشود و جراتم داد تا از مرگ نهراسم.

« شهید محمد علی افتخاری- لمراسک-گلوگاه» خدایا از ان موقعی که خود را شناختم غرق در گناه بودم و با شروع جنگ تحمیلی ناخوداگاه به سوی جبهه شتافتم جسم گناهکار خویش را در راه خدمت به اسلام لاغر و نحیف کردم روح و روانم را با ایات قران منور کردم اعضای بدنم را در راه تو زخمی کردم تا شاید از گناهانم بگذری. خداوندا در این شبهای تار اشک ندامت میریزم و میگویم ای خدا ایا با این همه سختی و مشقت لیاقت نوشیدن شربت شهادت را دارم؟ خدایا تو را به فاطمه ص سوگند که هرچه سریعتر مرا هم از شهدای راه خودت قرار بده. خدایا عمرم را در راه تو گذاشتم ،از دنیا و هر انچه در ان است چشم پوشیدم و فقط به تو می اندیشم و راحتی من وصال توست.

« شهید قاسم مسعودی- لمراسک-گلوگاه» پروردگارا از تو خواهانم بر گناهانم قلم عفو بکشی و مرا بسوی خود بخوانی و مرا به فیض شهادت که تنها ارزوی من است برسانی و بر من منت گذاری و این درخواستم را اجابت فرمائی. خداوندا کوله باری از گناه بر دوش دارم و سیه رو و سیه روز رو به درگاهت اورده ام ، چشمان انقدر گنه الود ، دستهایم انقدر اغشته به جرم و پاهایم انقدر کج رو شده است که دیگر سراسر وجودم را عصیان و گناه پوشانده و به هر سو و به هر کجای بدنم که مینگرم جز اثاری از گناه چیز دیگری را نمیبینم بارها به درگاهت امده ام و بی انکه سرزنشم کنی و حرفی از گناهکاری ام بزنی مرا ثمره ی وصل ارزویم داده ای و نعمت های بی شمارت را بمن واگذار نموده ای از جسمی سالم  و روحی با عشق برخوردارم داشته ای تا من سپاسگذارت باشم و شکر نعمات بی حد و شمار تو را بجا اورم و لی من که پایبند خودخواهی و غرور بودم من که جرم و گناه برایم لذت بخش تر از پرهیزگاری بود با انکه فهمیدم تمامی دنیا از توست  از تو روی گردان بودم و همیشه سعی بر این داشتم تا پشت به تو و به سوی وادی گناه مرکب برانم و تو هرگز بر زمینم نمیزدی تا شاید برگردم و به تو روی اورم  ولی من انقدر بر دریای گناه غوطه ور بودم که در اطراف خود ساحلی نمی یافتم و چنانچه گاهی ساحلی نمایان میشد که همان دوست داران تو مرا به سوی تو میخواندند چشم هایم را بر هم مینهادم تا ساحل را نبینم زیرا دیگر عادت کرده بودم در غوطه خوردن در امواج دریای گناه اما هم اکنون که قلم در دست گرفته تا اخرین حقایق زندگی ام را بنگارم و جملاتی را بنویسم و در دل این شب سیه در سنگر به گناهانم اعتراف کنم و از درگاه رئوفت طلب بخشش و امرزش کنم نور امیدی در دلم شعله ور شده که مرا به کلی مجذوب خود نموده است ای بخشنده ی گناهان تا به حال تمامی خواسته های مرا بر اورده کرده ای این اخرین ارزویم را نیز به عینیت برسان و به فیض شهادت مفتخرم فرما . پروردگارا در این دل شب تنها تو هستی که به اعتراف من گوش میدهی و تنها تو هستی که میتوانی دستهایم را بگیری و از این دریای خروشان گناه نجاتم دهی پس مرا ببخش و فیض شهادت را نصیبم گردان.

« شهید علیرضا پوریانی- مهدیرجه-گلوگاه» خدایا درحالی این نوشته را به عنوان وصیتنامه مینویسم که بار سنگین گناه بر قلبم سنگینی میکند میدانم که من شایسته شهادت یعنی راه سرخ مردان پاک نیستم اما به لطف و عظمت بی کرانت و بخشایش بی اندازه ات امیدوارم. خدایا خودت گفتی که هرکس که مرا بخواهد پیدا میکند و هرکس که پیدایم کند عاشقم میشود و هرکس که عاشقم شد عاشقش میشوم و هرکس که عاشقش شدم او را میکشم و هرکس را که کشنم خونبهایش خودم هستم. ای خدای بزرگ زمانی که دنبالت گشتم پیدایت کردم و عاشقت شدم  ایا لیاقت اینکه تو خون بهایم باشی را دارم؟ پروردگارم شربت مرگ را در کامم شیرین فرمای و عروس مرگ را در چشمم مانوس و جلوه گر ساز و چنان کن که همیشه تشنه ی این شربت باشم و این شربت شیرین را نصیب ما بگردان.

« شهید سلیمان عموزادی- مهدیرجه -گلوگاه» پروردگارا رحیما این گدای سرتا پا گناه بسویت میشتابد و سر از پا نمیشناسد پاکم نما و بعد خاکم نما . اول خالصم کن بعد خلاصم کن. بارالها مرا افریده ای و نعمت داده ای مرا ان چیزی عنایت کن که ارزوی خاصان درگاه تو میباشد که ان شهادت در راه توست.

« شهید علیرضا عموزادی- مهدیرجه -گلوگاه» پروردگارا در زندگی جز شهادت هیچ چیزی ارزویم نیست. و هیچ چیز نمیتواند گلوی تشنه ی مرا سیراب کند جز شهادت. پروردگارا اگر با ریختن خون من دین محمدی حفظ و پایدار میشود پس بیاور ترکش ها را بر بدنم تا خونم بر زمین بریزد تا دین تو پایدار بشود و اگر صدبار بلکه هزاربار کشته شوم و باز زنده شوم دست از تو و دینت بر نمیدارم.

« شهید علیرضا عموزادی- مهدیرجه -گلوگاه» خدایا تو خود گفته ای که من بخشنده هستم پس یارب ببخشای گناه این بنده ی خوار و ذلیل را. بارالها مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده.

« شهید غلامرضا صمدی- لمراسک-گلوگاه»سپاس پروردگار جهانیان را که ابتدای کارها را سعادت و پایان کار را شهادت قرار داده است .

« شهید سید اسماعیل موسوی- لمراسک-گلوگاه» خدایا به محمد ص بگو که پیروانش حماسه افریدند و به علی ع بگو که شیعیانش قیامت به پا کردند و به حسین بگو خونش در رگها جاریست.

« شهید رمضانعلی نجفی- لمراسک-گلوگاه» ای خدا : به من نیرو بده تا خودم را بسازم و خودم را بشناسم و ترا بشناسم . ای خدا ایمان بده تا از بندگی  ستمگران بپرهیزم و از هوی و هوس شیطانی دوری جویم و سلامتی عطا کن تا مزه اسلام را بچشم

«شهید علی اکبر احسانی- تیرتاش-گلوگاه» خداوندا بما توان پیروی از فرامین امام عنایت کن

«شهید علی اکبر احسانی- تیرتاش-گلوگاه» خداوندا بر امت با وفای ما بیش از پیش هوشیاری عطا فرما

«شهید احمد اسدالهی- تیرتاش-گلوگاه» خداوندا من به قطره قطره خون تمام یاورانی که در راهت مظلومانه و سعادتمندانه جان دادند قسم یاد میکنم که از اسلام و قران کریم پاسداری کنم و جان ناقابلم را در راه پرعظمتت فدا کنم.

«شهید احمد اسدالهی- تیرتاش-گلوگاه» خداوندا مرا به ارزویم که شهادت است برسان

«شهید علی محمد اسدی- تیرتاش-گلوگاه» خدایا ای بخشنده ترین بخشندگان مرا بببخش و از گناهم در گذر و سعادتی همچون سعادت شهادت نصیبم گردان. خدایا یک لحظه مرا غافل نگذار و در پایان ای خدا از تو میخواهم توفیقی نصیبم گردانی تا در راه تو جان نثار کنم.

« شهید علی اکبر نجفی- تیرتاش-گلوگاه»  بار خدایا مرا در راهی که از صمیم قلب انتخاب کرده ام و ان خدمت به اسلام است موفق بدار

« شهید علی اکبر نجفی- تیرتاش-گلوگاه»  بار خدایا شهادت را که ارزوی قلبی من است نصیبم کردان

« شهید اسماعیل سلیمی- خورشید کلا-گلوگاه»  خدایا اگرچه گناهم بزرگ است ولی گذشت تو بزرگتر از گناهان من است.

« شهید حسین کاردری- خورشید کلا-گلوگاه»  بنام خداوند بخشنده و مهربان ،بنام خدایی که امدنم از طرف او بود و رفتنم به سوی او ، هدفم اوست ، معبود و معشوقم اوست ، بنام معبودی که بخشنده است و رئوف ، رحمن است و رحیم ، بنام خداوندی که در توبه اش به روی بندگان گناهکارش باز است.

« شهید سید موسی حسینی- ریحان اباد-گلوگاه»  خدایا خدای من این جهاد را از من قبول بفرما و اگر شهید شدم شهادت را از منه گنهکار قبول بفرما.

« شهید محمد حسن محمودی- ریحان اباد-گلوگاه» خدایا گرچه سراپا الوده ام و هربار که توبه کردم باز هم مطیع شیطان شدم ولی لطف و کرمت از گناه من بسی بزرگتر است و دوست دارم شهادت را نصیبم کنی تا تمام بدنم قطعه قطعه گردد تا هر قطعه اش کفاره ای باشد برای گناهانم. قرار گرفتن در اماج گلوله ها برای دفاع از عدالت یک فریضه است اگرچه گمنام شوم.

« شهید علیجان قلی پور- سراج محله-گلوگاه» خدایا تو را شکر به ان بزرگی ات با ان جلال و شکوهت که سالها ارزوی شهادت را میکشیدم و به ارزوی خویش رسیدم و از تو میخواهم که این شهادت مورد رضای تو باشد.

« شهید علیجان قلی پور- سراج محله-گلوگاه» خدایا به لطف و کرمت مرا مورد رحمت و بخشایش خود قرار ده

« شهید ابراهیم نوری سراجی- سراج محله-گلوگاه» خدا را سپاس بیکران میگویم که در رحمت و جهاد را بر من گشود و جراتم داد تا از مرگ نهراسم.

« شهید محمد علی افتخاری- لمراسک-گلوگاه» خدایا از ان موقعی که خود را شناختم غرق در گناه بودم و با شروع جنگ تحمیلی ناخوداگاه به سوی جبهه شتافتم جسم گناهکار خویش را در راه خدمت به اسلام لاغر و نحیف کردم روح و روانم را با ایات قران منور کردم اعضای بدنم را در راه تو زخمی کردم تا شاید از گناهانم بگذری. خداوندا در این شبهای تار اشک ندامت میریزم و میگویم ای خدا ایا با این همه سختی و مشقت لیاقت نوشیدن شربت شهادت را دارم؟ خدایا تو را به فاطمه ص سوگند که هرچه سریعتر مرا هم از شهدای راه خودت قرار بده. خدایا عمرم را در راه تو گذاشتم ،از دنیا و هر انچه در ان است چشم پوشیدم و فقط به تو می اندیشم و راحتی من وصال توست.

« شهید قاسم مسعودی- لمراسک-گلوگاه» پروردگارا از تو خواهانم بر گناهانم قلم عفو بکشی و مرا بسوی خود بخوانی و مرا به فیض شهادت که تنها ارزوی من است برسانی و بر من منت گذاری و این درخواستم را اجابت فرمائی. خداوندا کوله باری از گناه بر دوش دارم و سیه رو و سیه روز رو به درگاهت اورده ام ، چشمان انقدر گنه الود ، دستهایم انقدر اغشته به جرم و پاهایم انقدر کج رو شده است که دیگر سراسر وجودم را عصیان و گناه پوشانده و به هر سو و به هر کجای بدنم که مینگرم جز اثاری از گناه چیز دیگری را نمیبینم بارها به درگاهت امده ام و بی انکه سرزنشم کنی و حرفی از گناهکاری ام بزنی مرا ثمره ی وصل ارزویم داده ای و نعمت های بی شمارت را بمن واگذار نموده ای از جسمی سالم  و روحی با عشق برخوردارم داشته ای تا من سپاسگذارت باشم و شکر نعمات بی حد و شمار تو را بجا اورم و لی من که پایبند خودخواهی و غرور بودم من که جرم و گناه برایم لذت بخش تر از پرهیزگاری بود با انکه فهمیدم تمامی دنیا از توست  از تو روی گردان بودم و همیشه سعی بر این داشتم تا پشت به تو و به سوی وادی گناه مرکب برانم و تو هرگز بر زمینم نمیزدی تا شاید برگردم و به تو روی اورم  ولی من انقدر بر دریای گناه غوطه ور بودم که در اطراف خود ساحلی نمی یافتم و چنانچه گاهی ساحلی نمایان میشد که همان دوست داران تو مرا به سوی تو میخواندند چشم هایم را بر هم مینهادم تا ساحل را نبینم زیرا دیگر عادت کرده بودم در غوطه خوردن در امواج دریای گناه اما هم اکنون که قلم در دست گرفته تا اخرین حقایق زندگی ام را بنگارم و جملاتی را بنویسم و در دل این شب سیه در سنگر به گناهانم اعتراف کنم و از درگاه رئوفت طلب بخشش و امرزش کنم نور امیدی در دلم شعله ور شده که مرا به کلی مجذوب خود نموده است ای بخشنده ی گناهان تا به حال تمامی خواسته های مرا بر اورده کرده ای این اخرین ارزویم را نیز به عینیت برسان و به فیض شهادت مفتخرم فرما . پروردگارا در این دل شب تنها تو هستی که به اعتراف من گوش میدهی و تنها تو هستی که میتوانی دستهایم را بگیری و از این دریای خروشان گناه نجاتم دهی پس مرا ببخش و فیض شهادت را نصیبم گردان.

« شهید علیرضا پوریانی- مهدیرجه-گلوگاه» خدایا درحالی این نوشته را به عنوان وصیتنامه مینویسم که بار سنگین گناه بر قلبم سنگینی میکند میدانم که من شایسته شهادت یعنی راه سرخ مردان پاک نیستم اما به لطف و عظمت بی کرانت و بخشایش بی اندازه ات امیدوارم. خدایا خودت گفتی که هرکس که مرا بخواهد پیدا میکند و هرکس که پیدایم کند عاشقم میشود و هرکس که عاشقم شد عاشقش میشوم و هرکس که عاشقش شدم او را میکشم و هرکس را که کشنم خونبهایش خودم هستم. ای خدای بزرگ زمانی که دنبالت گشتم پیدایت کردم و عاشقت شدم  ایا لیاقت اینکه تو خون بهایم باشی را دارم؟ پروردگارم شربت مرگ را در کامم شیرین فرمای و عروس مرگ را در چشمم مانوس و جلوه گر ساز و چنان کن که همیشه تشنه ی این شربت باشم و این شربت شیرین را نصیب ما بگردان.

« شهید سلیمان عموزادی- مهدیرجه -گلوگاه» پروردگارا رحیما این گدای سرتا پا گناه بسویت میشتابد و سر از پا نمیشناسد پاکم نما و بعد خاکم نما . اول خالصم کن بعد خلاصم کن. بارالها مرا افریده ای و نعمت داده ای مرا ان چیزی عنایت کن که ارزوی خاصان درگاه تو میباشد که ان شهادت در راه توست.

« شهید علیرضا عموزادی- مهدیرجه -گلوگاه» پروردگارا در زندگی جز شهادت هیچ چیزی ارزویم نیست. و هیچ چیز نمیتواند گلوی تشنه ی مرا سیراب کند جز شهادت. پروردگارا اگر با ریختن خون من دین محمدی حفظ و پایدار میشود پس بیاور ترکش ها را بر بدنم تا خونم بر زمین بریزد تا دین تو پایدار بشود و اگر صدبار بلکه هزاربار کشته شوم و باز زنده شوم دست از تو و دینت بر نمیدارم.

« شهید علیرضا عموزادی- مهدیرجه -گلوگاه» خدایا تو خود گفته ای که من بخشنده هستم پس یارب ببخشای گناه این بنده ی خوار و ذلیل را. بارالها مرگ مرا شهادت در راه خودت قرار بده.

« شهید غلامرضا صمدی- لمراسک-گلوگاه»سپاس پروردگار جهانیان را که ابتدای کارها را سعادت و پایان کار را شهادت قرار داده است .

« شهید سید اسماعیل موسوی- لمراسک-گلوگاه» خدایا به محمد ص بگو که پیروانش حماسه افریدند و به علی ع بگو که شیعیانش قیامت به پا کردند و به حسین بگو خونش در رگها جاریست.

« شهید رمضانعلی نجفی- لمراسک-گلوگاه» ای خدا : به من نیرو بده تا خودم را بسازم و خودم را بشناسم و ترا بشناسم . ای خدا ایمان بده تا از بندگی  ستمگران بپرهیزم و از هوی و هوس شیطانی دوری جویم و سلامتی عطا کن تا مزه اسلام را بچشم

خواندن 1149 دفعه

نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

شما اینجا هستید: صفحه اصلی کلام نور کلام شهدا الهی نامه ی شهدا