استراتژی؛استراتژیک

راهبرد یا استراتژی مفهومی است که از عرصه نظامی نشأت گرفته و بعداً در سایر عرصه‌ها از جمله اقتصاد، تجارت و به ویژه عرصه سیاست و مملکت داری از کاربرد زیادی برخوردار شده است.ریشه واژه «استراتژی» واژه یونانی «استراتژیا» (Strategia) به معنای «فرماندهی و رهبری» است استراتگوس یا (استراتژ) به معنای لشکر است. استراتگوس به معنی فرماندهی ارتش هم به کار می رفت. اکنون معنای ساده استراتژی عبارت است از یک طرح عملیاتی به منظور هماهنگی و سازماندهی اقدامات برای دستیابی به هدف. در عرصه نظامی راهبرد عموماً به نقل و انتقال نیروها در پشت جبهه جنگ و در جبهه پیش از درگیر شدن با دشمن است. هنگامی که نیروهای نظامی در جبهه با نیروهای دشمن درگیر می‌شوند این دیگر تاکتیک (راهکنش) است و نه راهبرد. (نکته: راهبرد به آنچه در پشت جبهه می‌گذشت مربوط و راهکنش به هدایت جنگ در میدان نبرد).

راهبرد عالی‌ترین سطح از میان سطوح ۴گانهٔ مدیریت است. که این ۴سطح عبارتند از:

    ۱. سطح راهبردی    ۲. سطح عملیاتی    ۳. سطح تاکتیکی    ۴. سطح تکنیکی

 

استراتژیست به شخصی گفته می شود که مجموعه برنامه ها و عملیاتِ متمرکز و مرتبطی را برایِ رسیدن به هدفِ مشخصی طرح ریزی می کند.

مناطق استراتژیک : کلمه (استراتژیک ) در لغت به معنای (سوق الجیشی ) است و سوق الجیشی مترادف بالشکرکشی و استراتژی به کار می رود. در اصطلاح، منطقه استراتژیک به برخی از نقاط جغرافیایی زمین گفته میشود که به دلایل زیر دارای اهمیت است:

واقع شدن بین دو ناحیه مهم : مانند عربستان که بین خلیج فارس و دریای سرخ قرار گرفته است.

موقعیت تجاری و مسافری : مانند جزیره کیش در آبهای جنوبی ایران که دارای چنین نقشی است.

موقعیت بندرگاهی : مانند لبنان که در ساحل شرقی دریای مدیترانه از موقعیت بندرگاهی برخوردار است.

واقع شدن در کنار تنگههای بین المللی : مانند ایران و عمان به علت واقع شدن در دو سوی تنگه هرمز.

به دلیل چنین اهمیتی است که تصرف یا کنترل منطقه استراتژیک ، موجب برتری قابل توجه قاره ای، منطقه ای و ملی هر کشور است که آن را به اشغال در میآورند و یا از آن نگهداری میکنند. البته اهمیت مناطق استراتژیک در زمان جنگ دو چندان میشود، زیرا از طریق آن می توان ضربههای مؤ ثری بر دشمن وارد کرد.

نکته ای درباره استراتژی نظامی : در استراتژیهای نظامی یا مستقیم، به کارگیری نیروی نظامی، امکانات نظامی و تاءکید فزاینده بر اهمیت تعیین کننده بهره برداری از نیروی انسانی در دستیابی به هدف جنگ، نقش اساسی دارد. استراتژی مستقیم از آزادی عمل کمتری برخوردار است، زیرا فقط می توان از نیرو و قدرت نظامی برای پیروزی بر دشمن بهره گرفت. در استراتژیهای سیاسی یا غیر مستقیم از توان نظامی به منظور فشار بر دشمن و برای پذیرش خواسته ها استفاده میشود و در کنار آن برای دستیابی به اهداف مورد نظر، از مذاکرات و راه حلهای سیاسی هم بهره میگیرند. اگرچه استراتژی غیر مستقیم در گذشته نیز، مورد توجه و استفاده بود، اما در حال حاضر با کاهش اعتبار استراتژی مستقیم که ناشی از تنفر بشر از جنگ و عدم کارایی مؤ ثر جنگ برای تأمین اهداف است، بر اهمیت به کارگیری استراتژی غیر مستقیم افزوده شده است.

 

رهنمود : در ایجاد و به‌روزرسانی این پرونده کوشا باشید

اهداف استراتژیک

استراتژی مرگ بر آمریکا

استراتژی دفاع متحرک عراق

استراتژی «راه قدس از کربلا می گذرد»

استراتژی صدام «پیروزی در یک جنگ سریع»

خواندن 3110 دفعه