پدافندی چزابه

عملیات پدافندی چزابه

17/11/1360

پس از انجام موفق عملیات طریق القدس و ازاد سازی منطقه بستان توسط ایران ، نیروهای عراقی با انجام یک عقب نشینی حساب شده و منطقی و ماهرانه به جنوب نهر نیسان نقل مکان نموده و ضمن حفظ باقیمانده نیروهای خودشان فرصت ادامه حمله را از نیروهای ایرانی گرفتند ولی از دست دادن بستان 15 ماه پس از شروع تجاوز عراق به ایران برای نیروهای عراقی بسیار سخت و تحمل ان دشوار بود لذا ماموریت اشغال مجدد بستان به قرارگاه فرماندهی عراق در منطقه شیب واگذار شد و صدام حسین رئیس جمهور عراق شخصا در منطقه حظور یافته و هدایت عملیات را بر عهده گرفت و بدین ترتیب به مدت ده روز از هفدهم بهمن ماه سال 1360 تا بیست و هفتم همان ماه یکی از خونین ترین و وحشتناکترین صحنه های نبرد در طول هشت سال دفاع مقدس در این منطقه بوقوع پیوست. نبرد بسیار سنگینی که در زیر باران بی وقفه ، شدید و شبانه روزی ، گلوله های توپخانه و یورش نیروهای پیاده و مکانیزه و زرهی عراق اغاز شد و با دلاوری ، ایثار ، فداکاری و مقاومت نیروهای ایرانی پایان یافت و حاصل این تلاش ها تنها دستیابی به خاکریز اولیه نیروهای ایرانی و کنترل منطقه ای به عمق 800 متر در تپه های نبئه بود. سرلشکر شهید غلامرضا مخبری از افسران شجاع ارتش جمهوری اسلامی ایران که فرماندهی نبرد را در این منطقه بر عهده داشت حوادث اتفاق افتاده را یک ماه پس از شکست عراق همراه با ده ها نفر از رزمندگان تنگه چزابه در تاریخ 18/ 12/1360 در حضور امام خمینی ره تشریح نمود و با رشادت تمام ابراز داشت : با عرض تسلیت ، تسلیت شهادت حضرت زهرا به حضور حضرت امام زمان و نایب بر حقش حضرت امام خمینی (سه بار صلوات حاضرین) و با عرض تشکر از حضور امام و به خاطر پذیرش رزمندگان به حضورشان. بنده به نمایندگی از طرف رزمندگان قسمت بستان و چزابه که الان در حضور امام هستیم میخواستم چند کلمه به طور خیلی خلاصه به حضور امام و ملت شهید پرور ایران عرض کنم کشور مزدور عراق و سربازان و جنگنده های پوچ عراق که در هفده ماه قبل ، از مسائل داخلی کشور ما سوء استفاده کرده بودند و به داخل کشور ما رسوخ کردند در حال انحطاط و بدبختی روز به روز از بین میروند. نشانه های این انحطاط و بدبختی از ماه ها قبل روشن و مشخص گردیده است . شکست حصر ابادان  ، فتح بزرگ بستان ، نشانه های بسیار خوبی بود که صدام و صدامیان و انهایی که صدام را حمایت میکنند بدانند که دیگر بایستی فرار را بر قرار ترجیح دهند. صدام باز هم نفهمید ، پس از فتح بستان که خود من و تعداد بسیار زیادی از این رزمندگان افتخار شرکت در ان را داشتیم ، میتوانست درک بسیار بزرگی برای مزدوران عراق باشد . زیرا اجسادی که در جلوی پای سربازان ایران ، سربازان اسلام ، افتاده بود خود نشانه های بسیار بارزی از انحطاط دشمن بود.

صدام خواست یک بار دیگر قدرت خود را بیازماید ، عملیات چزابه را ازمایش کرد...! حضرت امام نگران شده بودند ، زیرا صدام با تدارکی که دیده بود حق داشت که ان ادعا را بکند ، صدام حق داشت با ان وضعیت ان ادعا را قبل از حمله بکند و بگوید که من بستان را گرفتم. ولی همه شاهد بودند خدای بزرگ شاهد بود که در ان شب ( در شب 17/11 /) فقط یک گردان رزمنده با تعدادی برادران سپاه و بسیج جلوی یورش دوازده گردان کاماندوی دشمن را مردانه گرفتند و اجازه ندادند که صدام به ان ادعای کثیف خودش برسد. حضرت امام ! اطمینان داشته باشید که تا لحظه ای که نیروی ایمان و تا لحظه ای که خون در رگ های این جوانان وطن و سربازان اسلام در جریان است ، نه تنها صدام بلکه هر یک از مزدورانی که بخواهند چشم خود را بسوی خاک ایران بدوزند زنده نخواهند ماند.

فراز هایی از فرمایشات امام خمینی ره در این دیدار بشرح زیر میباشد : «... شما بحقید ، همانطوریکه امام سید الشهدا بحق بود و با عده ی قلیلی مقابله کرد و در عین حالی که به شهادت رسید و فرزندان او هم بشهادت رسیدند ، لکن اسلام را زنده کرد و یزید و بنی امیه را رسوا کرد . شما هم در این نبرد های بزرگی مثل ابادان و مثل تنگه چزابه و مثل بستان کاری کردید که اعجاز بود ، اعجاز بود از باب اینکه یک جمعیت کم با عده و عُده کم و با ایمان بزرگ این اعجاز را افریدند و صدام که این کار غلط را به تخیلاتی که کرده بود انجام داد پشیمان شده است....» «... شما برادرها با قدرت ایمانی و با قدرت اسلامی این پیروزی ها را بدست اورده اید ، خصوصا که با این پیروزی اخیر تنگه چزابه به انها فهماندید که افکارتان غلط بوده است و ارزوهایتان بر باد است.


منبع :

اطلس نبردهای ماندگار / عملیات های نیروی زمینی در هشت سال دفاع مقدس / چاپ پنجم – صفحه 70

خواندن 814 دفعه