مناطق عملیاتی غرب

مناطق عملیاتی غرب


سلام بر نور ، سلام بر سرزمین نور ، سلام بر کردستان و مردان و زنان بسیجی اش ، سلام بر آنان که بر پیشانی بندهای سبز و سرخ شان نام مقدس سید و سالار شهیدان حسین علیه السلام را به یادگار می نگاشتند. سلام بر مردان و زنانی که خود را ندیدند و خدا را به نظاره نشستند ، سلام بر بهشت شاید باور نکنید که میگویم بهشت ،‌ اری بهشت ... بهشت من اینجاست در جبهه های غربی کشورم ایران ، در کوه های سر به فلک کشیده ی کردستان ، سرزمین نورانی غرب در حقیقت سجده‌گاه آسمانی‌هاست ، جبهه های نورانی غرب بوی پیراهن یوسف‌های شهید را برای روز مبادا در چشمان غم گرفته ی ما به امانت نگه‌داشته است. خاک این سرزمین حکایت بزرگی و شکوه است حکایت رفتن به قیمت ماندن ایرانی اسلامی و سرافراز . تقویم این سرزمین حکایت مردان خدایی است مردانی که به سوی نور الله رفتند و نورانی شدند

 

خواستم برای مناطق غربی کشورم ایران با قلم شکسته ام و زبان قاصرم مقدمه ای بنویسم مقدمه ای برای سرزمین عشق مقدمه ای برای سرزمین نور مقدمه ای برای سرزمینی با تاریخی پر از حماسه و غرور ... میدانم همه ی ایرانیان فردوسی و سی هزار بیت عاشقی اش را می ستایند. میدانم همه ی ایرانیان قامت رعنای رستم و پهلوانی اش و گذر از هفت خان را بارها شنیده اند میدانم همه ی ایرانیان عشق به وطن را در کمان آرش بارها به نظاره نشسته اند همه ی اینها را میدانم اما بگذار در مقابل پهلوانان اسطوره ای سرزمینم، اینک گوشه ای از خاک پاک ایران بیشه ی شیران و سرزمین دلیران را به گونه ای دیگر برایت بسرایم. نام از رستم بردیم؟ نام پهلوانان امروز جبهه های غرب را شنیده ای؟ یکی از ان دلاوران صیاد شیرازی  نام دارد. صیادی که فریادهایش هنوز در کوه های سر به فلک کشیده کردستان بگوش میرسد. نام از رستم بردیم؟ رستم امروز سرزمینم یکی نام چمران دارد ، چمرانی که پاوه در برابر عظمت و پهلوانی اش سر تعظیم فرود آورده است.

 

آرش کمان گیر را می گویی و سهراب را؟ نام شهيد چاغروند را شنیده ای؟ میدانم نام شهید چاغروند این روزها نام نچندان آشنايي براي جمع ایرانیان است نامش غلامرضا بود، جوانی از خرم آباد ، وقتي كه در نيمه مهرماه ۵۹ شهيد شد ۲۸ سال داشت. خلبان بالگرد بود. حول و حوش همان روز شهادتش، يعني ۱۵مهرماه به مهران رفت تا تعدادي از نيروها را جابه‌جا كند اما در همين حين بعثي‌ها كه از بي‌سروساماني خطوط دفاعي ايران در روزهاي اول جنگ نهايت بهره را مي‌بردند، ۵۰ كيلومتر پيشروي كرده بودند و وقتي كه غلامرضا مي‌خواست مسير رفته را بازگردد، بالگردش مورد هدف قرار مي‌گيرد و سقوط مي‌كند. تا اينجاي كار وقايعي است كه شايد در همه جنگ‌هاي دنيا مشاهده شود، اما وقتي كه بعثي‌ها چغاروند را اسير مي‌كنند و از او مي‌خواهند امام را ناسزا بگويد، غلامرضا مي‌گويد سرم فداي رهبرم و به اين ترتيب سرش به واقع فدايي رهبرش مي‌شود و توسط سرگرد بعثي بريده مي‌شود. و انطور که روایت کرده اند مدتها بعد پيرمردی از عشاير كه شاهد نحوه شهادت غلامرضا بوده سر غلامرضا را از دل خاك بيرون آورده در حالي که هنوز اين سر درون كلاه نظامي‌اش قرار داشته و نشاني از جانبازي فرزندان روح‌الله بر سرآرمان‌هاي شريفشان را به نمايش مي‌گذاشت.

 

ایرانی که را می ستایی؟ نام سردار سر به دار کردستان « شهید محمد بروجردی »  را شنیده ای؟ هم او که قله های هفت توانا، بازی دراز و شاخ شمیران بارها عظمت و مردی و مردانگی اش را به نظاره نشسته است. ایرانی که را می ستایی؟ آرش را؟رستم را؟سهراب را؟فرهاد را؟ مجنون را؟ بگذار از شهید احمد كشوري برایت بسرایم! هم او که سرلشکر شهید احمد کشوری نام گرفت و آسمان کشورمان در مقابل سربلندی اش سر تسلیم فرود آورده است

 

ایرانی ، کردستان را دیگر با شیرینی های خاص و فرش، گليم، سجاده، نمد و زيورآلات دست ساز دل فریبش نمی سرایند، کردستان را با هزاران جوان رعنا قامت و مردان مردی که در نبرد حق علیه باطل نشان عاشقی جستند میسرایند.  هم وطن جبهه های غرب را با فرماندهان شهید چون غلامعلی پیچک ، علی صیاد شیرازی ، شهید طلبه سردار سید محمد سعید جعفری ، شهید محمد بروجردی ، شهید خلبان علی اکبر شيرودي ، شهید خلبان احمد كشوري ، شهید شمشاديان و دیگر فرماندهان شهیدی که گرداگردشان یاران اهل دل جمع بودند و فرمان عاشقی می راند می سرایند

 

برادرم و خواهرم کجا را برایت زمزمه کنم که رستم در مقابل عظمت رزمندگانش سر تسلیم فرود نیاورده باشد؟ نام مردان مردی را زمزمه کن که جهانیان در مقابل سربلندی و مسلمانی شان به تسلیم نشسته اند.

 

شما اینجا هستید: صفحه اصلی سرزمین نور مناطق عملیاتی غرب