محاصره ی سوسنگرد

۲۲مهر ۱۳۵۹ اشغال بستان ؛ ۲۷مهر ۱۳۵۹ تصرف تپه های الله اکبر و تهدید سوسنگرد

تهاجم ارتش حزب بعث عراق به خاک ایران در منطقه ی خوزستان ، در سه جبهه صورت گرفت: جبهه ی شمالی (غرب دزفول ـ شوش)، جبهه ی جنوبی، (خرمشهر ـ آبادان) جبهه ی میانی، (سوسنگرد ـ اهواز). دشمن با ارتشی کامل و مجهز هجوم آورد، اما با مقاومت نیروهای محلی که در کنار نیروهای مسلح بودند در دو جبهه شمالی و جنوبی شکست خورد و موفقیتی به دست نیاورد. حالت پدافندی (دفاعی) به خود گرفت و از پیش روی بازماند. در پی این شکست فرماندهان عراقی تمام تلاش خود را در جبهه ی میانی متمرکز کردند تا بتوانند شهر اهواز را به تصرف در آوردند. دشمن در منطقه ی عملیاتی دب حردان (جنوب غربی اهواز) موفقیتی حاصل نکرده بود. پس کوشید تا محور اهواز، حمیدیه، سوسنگرد را اشغال کند. تصرف هر یک از اهداف فرعی (حمیدیه، سوسنگرد و بستان) منجر به تصرف اهداف فرعی دیگر و در نتیجه تصرف هدف اصلی (شهر اهواز) می شد. با این نگاه در۲۲مهر ۱۳۵۹بستان اشغال شد و ۲۷مهر نیز تپه های الله اکبر به تصرف نیروهای دشمن در آمد و سوسنگرد مورد تهدید قرار گرفت.

 

۲۲آبان ۱۳۵۹ حرکت دشمن به سوی دهلاویه ؛ ۲۴ و ۲۵ آبان ۱۳۵۹ محاصره و سپس ورود نیروهای عراقی به سوسنگرد ؛۲۵و۲۶آبان ۱۳۵۹در خوزستان عزای عمومی اعلام شد

هر نقل و انتقال یا تحول در منطقه با عکس العمل نیروهای ایرانی مواجه می شد و این وضعیت تا ۲۲آبان ۱۳۵۹که فعالیت دشمن بیشتر شد، ادامه داشت. در این روز ارتش عراق در پناه آتش پشتیبانی توپخانه ی خود که از ارتفاعات الله اکبر اجرا می شد، به طرف روستای دهلاویه پیش روی کردند و نیز از زمین و هوا شهر سوسنگرد را مورد هجوم قرار دادند. این آتش تا صبح روز بعد بر شهر سوسنگرد  فرو ریخت و دشمن با پوشش آتش سنگین، واحدهای زرهی خود را از سمت غرب و جنوب و شرق حرکت داد. این حرکت تا۲۴آبان به طرف سوسنگرد ادامه داشت و در این روز شهر از سه طرف به محاصره دشمن در آمد. دشمن از شرق و جنوب وارد شهر و جنگ خیابانی و تن به تن آغاز شد. ۲۵آبان ۱۳۵۹نیروهای عراقی با تانک های خود دیواری فولادین به دور شهرکشیدند و منطقه را با بمب های آتش زا بمباران کردند. علاوه بر قتل عام مردم و هتک حرمت زنان، بیمارستان شهر سوسنگرد را زیر حملات توپخانه قرار دادند و تعدادی از بیماران را به قتل رساندند. در پی همین جنایت سپاه پاسداران اهواز با انتشار اطلاعیه ای، ضمن ابراز انزجار از جنایات فجیع و بی شمار مزدوران عراقی، روزهای ۲۵و۲۶ آبان ۱۳۵۹را در خوزستان عزای عمومی اعلام کرد. «حدود آبان ماه و آذر ۱۳۵۹بود که سوسنگرد برای بار دوم در محاصره ی دشمن بعثی قرار گرفت و بعد از ۲روز به محاصره در آوردن سوسنگرد، دشمن آرام آرام وارد سوسنگرد شد. در این ایام بودکه آن فاجعه گورستان دسته جمعی تعدادی از زنان معصوم را به بار آوردند و عزیزانی از پاسداران و نیروهای مسلح مردمی را به در و دیوار و درخت حلق آویز کردند. تنها قسمت کمی از سوسنگرد سقوط نکرده بود؛ مسجد و مرکز سپاه ،که همه نیروهای باقی مانده به صورت فشرده در این قسمت تجمع کرده بودند و با امکانات ناچیزی از اسلحه و مهمات با دشمن مقابله می کردند. احتمال سقوط این منطقه و کشته شدن همه ی این نیروها نیز در هر لحظه داده می شد.»

 

ساعت ۵صبح۲۶آبان ۱۳۵۹ حرکت نیرهای ایرانی به سمت سوسنگرد ؛ غروب روز۲۶آبان ۱۳۵۹ شکستن حصر سوسنگرد

چند تن از فرماندهان ارتش وسپاه و مسئولین کشوری در ۱۲کیلومتری سوسنگرد، منطقه ای بین «جرگه سید علی» و «گل بهار» به بررسی وضعیت منطقه پرداختند. در این جلسه خوزستان،آیت الله خامنه ای (نماینده امام در شورای عالی دفاع) و دکتر چمران (فرمانده ستاد جنگ های نامنظم و نماینده ی دیگر امام در شورای عالی دفاع) حضور داشتند. قرار شد تیپ ۲لشکر۹۲زرهی با پشتیبانی سپاه پاسداران و نیروهای ستاد جنگ های نامنظم، در کنار دیگر نیروهای ارتشی وارد عمل شوند. زمان حرکت ساعت ۵ صبح۲۶آبان ۱۳۵۹تعیین شد.در این عملیات سید علی اکبر ابوترابی و برادرش در زمره ی نیروهای عمل کننده ستاد جنگ های نامنظم به شمار می رفتند. برای این عملیات از منطقه دب حردان به محور سوسنگرد ـ اهوازآمده بودند.آنها و دیگر رزمندگان ستاد نیروهای نامنظم در محور ابوحمیظه ـ سوسنگرد پیش روی کردند.«شهید عالی مقام دکتر چمران همه را در قبل از ظهر [۲۵آبان ۱۳۵۹]در پانزده کیلومتری سوسنگرد جمع کرد. به افرادی که از نظر شنا توانایی داشتند، پیشنهاد کرد که بعد از شناسایی دقیق مسیر در روز، از تاریکی شب استفاده کنند و از طریق نهر آبی که از شهر سوسنگرد می گذشت خودشان را با هر مقدار تجهیزات که می توانند به نیروهای باقی مانده در سوسنگرد برسانند(هرچند این عمل یعنی وارد محاصره ی دشمن شدن) بعد از شناسایی مسیر رودی که از کنار سوسنگرد می گذشت، نیروها دسته جمعی به کنار جاده آمدند و در کنار بقیه ی نیروها(متشکل از نیروهای چمران و برادران سپاهی) پشت جاده و پستی و بلندی های اطراف سوسنگرد ، سنگر گرفتند.

 

در هرحال رزمندگان اسلام با شوق شهادت، قدم به قدم به سمت سوسنگرد پیش می رفتند. حدود یک ساعت و نیم به غروب آفتاب مانده بود که نیروها متوجه شدند از صدها متر پیشاپیش همه نیروها، مجروحی را به قصد خارج کردن از منطقه داخل ماشینی انداختند ؛ نیروها با شگفتی و تعجب مشاهده کردند ان مجروح، سردار رشید جبهه های حق علیه باطل دکتر چمران است که در اثر اصابت گلوله غرق خون شد. ولی با دست به نیرو فرمان می دهد که به خود هراسی راه ندهند و به پیش روی به سوی  سوسنگرد ادامه دهند. دیدن این صحنه (که فرمانده پیشاپیش همه نیروها، درگیر دشمن بوده) به نیروها روحیه داد و پیش روی وضعیت جدی تری به خود گرفت . غروب روز۲۶آبان ۱۳۵۹محاصره ی سوسنگرد در هم شکسته شد. هرچند که دشمن تا فردای آن روز آتش توپ و خمپاره و تانک را از شهر دریغ نداشت.

خواندن 2360 دفعه