دشمن

دشمن در لغت : (مرکب از: دش ، بد و زشت + من ، نفس و ذات) بمعنی : بدنفس . بد دل . زشت طبع. به معنی مفرد و جمع بکار رود. آنکه عداوت می کند به شخص و کسی که ضرر می رساند.حریف مخالف و ضد و معارض و مبغض . بدخواه . بدسکال .خَصم .عَدوّ. [1] آن که بد فرد دیگری را خواهان است[2] مقابلِ دوست ؛ کسی که بدی و زیان کس دیگر را بخواهد و کینه از او در دل داشته باشد؛ بدخواه [3]

 

رهنمود : در ایجاد و به‌روزرسانی این پرونده کوشا باشید

استعداد دشمن

منبع:

1-      لغت نامه دهخدا

2-      فرهنگ فارسی معین

3-      فرهنگ لغت عمید

خواندن 3905 دفعه