بحران خلیج فارس

نبردِ اِراده ها 


برای ایران خلیج فارس میدان نبرد با امریکایی ها بود . سال/1366 روزنه های ایران برای عملیات نظامی در جبهه ی جنوب بسته شد و ایرانی ها کاملا متوجه خلیج فارس شدند. ان سال ها ایران برابر هر حمله ی دریایی عراق در خلیج فارس یک هدف را می زد. در سال/1366 نخستین بار در دوران جنگ عملیات های دریایی ایران از عراق بیشتر شد. امریکایی ها هم از اروپایی ها کمک خواستند در مین روبی خلیج فارس کمکشان کنند . بلژیک ؛ ایتالیا ؛ هلند قول همکاری دادند و انگلستان و فرانسه بلافاصله مین روب هایشان را به خلیج فارس فرستادند. ایران برابر اتحاد خارجی ها به تنهایی می جنگید. کوردزمن معتقد است «این منازعه بیشتر برای اثبات ابرقدرتی امریکا در جهان و از سوی دیگر حقانیت تاریخی امام خمینی بود. البته باید یاداور شد که این موضوع برای امام خمینی مهمتر و اساسی تر بود. هرچند نگرانی ریگان از انتقادات اینده ی تاریخ دانان درباره ی عملکردش اندک نبود اما برای امام خمینی بسیار سخت تر بود تا در برابر عقب نشینی ها و شکست های بزرگ موقعیت خود را به منزله ی رهبری انقلابی و الهی حفظ کند. در دیدگاه وی ، شهادت تنها جایگزین برای پیروزی بود»[1]. بچه های سپاه بصورت گسترده وارد دریا شدند. کشتی هایی که در خلیج فارس تردد می کردند اولین بار با نوع جدیدی از بازرسی رو به رو شدند. یکی از رزمندگان نیروی دریایی سپاه می گوید «شیوه ی بازرسی و کنترل نیروی دریایی اینگونه بود که با بی سیم مبدا و مقصد محموله ی کشتی را می پرسیدند و وقتی از سوی کشتی اعلام می شد باری برای عراق نداریم کشتی به راه خود ادامه می داد . سپاه بازرسی کشتی ها را به تنگه هرمز محدود نکرده بود و دژبانی کشتی های مشکوک را نگه داشته همه ی انبار های کشتی را بازرسی می کرد که در مواقعی این بازرسی بیش از دو ساعت طول می کشید.این بازرسی ها در دوره ای از جنگ نفت کش ها بود که امریکا حضور گسترده در خلیج فارس داشت و ضمنا مخالفتش را با این نوع بازرسی ها اعلام کرده بود . انها می گفتند همه ی کشتی های در حال تردد در خلیج فارس را تحت اسکورت خود دارند. ولی کشتی ها جرات نمی کردند به بیسیم ناوهای امریکایی مبنی بر کمک به انها پاسخ مثبت دهند. من خود بارها شاهد بودم که ناو امریکایی بارها می گفت من فلان ناو امریکایی هستم کشتی فلان از من کمک بخواه ولی کشتی جرات نمی کرد جواب بدهد».[2]. عملیات های دریایی و مانورهای ایران امریکایی ها را وحشت زده می کرد. همان روزها مجله ی تایم امریکا عکس مانور نیروی دریایی سپاه را چاپ کرد و نوشت «نیروی دریایی سپاه 800 قایق تندرو در اختیار دارد که بعضی از انها از نوع بوگامر و ساخت سوئد هستند. این قایق ها می توانند تا صد کیلومتر سرعت بگیرند و در ماموریت های انتحاری بسیار خطرناک اند. یک دیپلمات عراقی این قایق ها را اژدر انسانی نام نهاده است که قدرت و سرعت عمل ان در مانور اخیر نیروی دریایی سپاه به نمایش در امد»[3].

نبردِ مین 


اما نبردِ مین امریکایی ها را بیش از همه وحشت زده می کرد. امریکایی ها اعلام کردند «ناوگان نظامی امریکا از این پس به هر شناوری که در حال مین ریزی در دریا باشد حمله می کنند». 30/شهریور/1366 در اولین حمله به کشتی تدارکاتی ایران اجر در ابهای بین المللی حمله کردند و پنج نفر از خدمه ی کشتی را شهید کردند و تعدادی اسیر. [4]. امریکا اعلام کرد«این کشتی را از لحظه ی خروجش از بندر تا زمانی که این کشتی به منطه ای در پنجاه مایلی شمال شرقی بحرین و شمال قطر رسید زیر نظر گرفته است. احتمالا احساس کشتی ایرانی این بود که در تاریکی شب در امان خواهد بود.اما کشتی ها و بالگرد های امریکایی به اشعه ی مادون قرمز مجهز بودند و بلافاصله پس از اینکه کشتی مین ریزی را اغاز کرده است به ان حمله کرده اند». امریکایی ها کشتی ایران را در مراسمی رسمی غرق کردند و فیلم هایی را از این کشتی که خدمه ی ان را دست و پا بسته روی عرشه ی کشتی کنار مین ها انداخته بودند در سراسر جهان منتشر کردند[5]. رئیس جمهور ایران در سازمان ملل بود و در سخنرانی عمومیش گفت «من مایلم از این تریبون ان سوال را مطرح کنم . سوال این است که چرا دولت هایی که به روشنی و قاطعیت دانسته اند که رژیم عراق برافروزنده ی اتش جنگ و اقدام کننده به تجاوز است و کم نیستند کسانی که این حقیقت را می دانند و مقابل این جرم بزرگ و گناه بین المللی سکوت کرده اند؟ و چرا رسانه های گروهی عالم مسئولیت عظیم خود در برابر وجدان بشریت و استیضاح تاریخ را در این مورد به فراموشی سپرده اند؟ ممکن است اشنایی به وضع رابطه ی سیاسی در دنیای امروز و هندسه ی معیوبی که قدرت های بزرگ در روابط جهانی به وجود اورده کلید حل این معما باشد و این از نظر ملت ما پوشیده نیست این بدان معنا بود که ما بخشی از شرف خود را در زیر دست و پای دشمن رها کنیم و به امید بازدارندگان ان به دریوزگی این یا ان کمیته ی بین المللی برویم. من لازم می دانم مجمع عمومی سازمان ملل و نیز افکار عمومی ملت امریکا را به خطر بسیار بزرگ و بسیار نزدیکی که اکنون رژیم امریکا با اقدام اخیر خود در خلیج فارس همه ی دنیا را و نه فقط منطقه را با ان تهدید می کند معطوف سازم دیروز ناوهای امریکایی یک کشتی تجاری ایران به نام ایران اجر را مورد حمله قرار داد. پنج نفر کشته و چهار مجروح به جای نهاد. کشتی را تصرف و تعدادی را دستگیر کرد و به گروگان گرفت.دیروز تلوزیون امریکا این را به عنوان زدن یک قایق در حال مین ریزی پخش کرد و طبق معمول به افکار عمومی دروغ گفت.اما من اینک اعلام می کنم که این یک کشتی تجاری و موسوم به ایران اجر بوده است و نه یک قایق تند روی جنگی. این اغازی است برای حوادثی که بی شک عواقب تلخ ان به خلیج فارس منحصر نخواهد ماند و مسئولیت همه ی پیش امدهای بعدی به عهده ی شروع کننده یعنی امریکاست. ایا ادعاهای بیتابانه ی امریکا برای صلح در خلیج فارس را باید باور کرد؟با این اتش افروزی  عملی و اشکارا؟ من  صریحا اعلام می کنم که امریکا پاسخ این اقدام زشت را دریافت خواهد کرد»[6]. امریکایی ها اعلام کردند که صحنه های جدیدی را نمایش می دهند که خدمه ی کشتی ایران اجر را در حال انداختن مین در دریا نشان می دهد. اما بعد اعلام کردند که فیلم هایشان سوخته است. وزیر خارجه ی ایران به شدت به امریکایی ها حمله کرد که دروغ می گویند و اگر فیلمی داشتند ان را پخش می کردند. [7].

عملیات االخفاجی 


مهر/1366 ایرانی ها اماده ی عملیات انفجار چاه های نفت عربستان در الخفاجی به تلافی کشتار حاجیان ایرانی بودند. «قرار بود نیروها خود را به منابع نفتی دشمن برسانند خیلی سریع مواد منفجره را کار بگذارند و سپس قایق ها را زیر اتش قرار دهند . قرار بود این عملیات در شب صورت بگیرد تا دشمن متوجه نشود»[8]. اما امریکایی ها هدف ایران را کشف کردند. کوردزمن می نویسد «منابع اطلاعاتی پی بردند که قرار است حمله ی مهمی به راس الخفجی انجام شود. این منطقه میدان بزرگ نفتی و مجتمع پالایشگاهی کویت و عربستان با ظرفیت سیصد هزار بشکه در روز در نزدیکی مرز کویت و عربستان و حدود 110 کیلومتری خارک بود که عربستان سعودی و کویت نفت استخراج شده از ان را به نفع عراق می فروختند. عربستان بعد از مشورت با امریکا به هواپیماهای اف پانزده و تورنادوی خود اماده باش داد و کشتی های خود را به منطقه ی خلیج فارس اعزام کرد و با این اقدام صریحا اعلام کرد که از نقشه ی حمله به منطقه ی خفجی اگاه است»[9]. رزمندگان ایرانی شبِ دومِ مهر راهی عملیات شدند. «ماهواره ها و ناوهای امریکایی همه چیز را زیر نظر دارند . همگی تا سکوی سروش رفتیم . قرار بود انجا سازمان دهی شویم و عملیات را اغاز کنیم. اما همه درحال و هوای عملیات بودند که خبر دادند عملیات لو رفته و لغو شده است. همه ناراحت و عصبانی شدند»[10]. حمله به چاه های نفت عربستان منتفی شد.

شکار با استینگر


  16/مهر خلیج فارس دوباره میدان رویارویی امریکا و ایران شد. ایرانی ها یک موشک استینگر را که از مجاهدان افغان خریده بودند در اختیار یک گروه از رزمندگان نیروی دریایی سپاه گذاشتند . شب 16/مهر گروهی از نیروی دریایی سپاه در جزیره ی فارسی مشغول گشت زنی بودند که بالگردهای امریکایی به قایق ها و شناورهایشان حمله کردند هشت نفر از رزمندگان شهید شدند و شش نفر اسیر چهار شناور ایرانی را هم نابود کردند رزمندگان ایرانی هم با تنها موشک استینگرشان یک بالگرد امریکایی را زدند.بیژن گرد ؛ نادر مهدوی و چند نفر از بهترین نیروهای ایران در این درگیری شهید شدند. [سردار حسین علایی]. ایرانی ها اعلام کردند ان قدر موشک استینگر دارند که پس از این هر وقت خواستند امریکایی ها را بزنند. این ادعا زمانی اعلام شد که گروه های طرفدار اسرائیل در امریکا شدید به دنبال تصویب قانونی در کنگره بودند تا موشک های استینگر تنها به متحدان رسمی امریکا فروخته شود. موشک استینگر در دست ایرانی ها برای امریکایی ها خیلی گران تمام شد و فشار کنگره به دولت ریگان زیاد شد مجلس سنای امریکا هم به میزان هزینه های اسکورت نفت کش ها اعتراض کرد و اعلام کرد هزینه های قابل محاسبه ی مستقیم حضور نظامی نیروهای امریکایی در خلیج فارس از زمان اغاز عملیات از اواسط ماه جولای تا 30/سپتامبر به 69 میلیون دلار رسیده است. در برابر فشارها واینبرگر (وزیر دفاع امریکا) مجبور شد طرح فرستادن قایق ها و هواپیماهای گارد ساحلی به خلیج فارس را لغو کند. کنگره هم به دولت اعلام کرد  انتظار تامین بودجه ی تکمیلی را از کنگره نداشته باشد.

موشک های کرم ابریشم 


ایرانی ها گفتند حمله ی امریکایی ها به نیروهای گشتی ایران را تلافی خواهند کرد. عملیات انتقامی ایرانی ها بسیار زود انجام شد. 23/مهر برابر با 15/اکتبر/1987 ایران یک نفت کش غول پیکر امریکایی را در ترمینال الحمدی کویت با موشک کرم ابریشم زد و روز بعد هم یک نفتکش کویتی دیگرکه پرچم امریکا داشت در همان اسکله با همان نوع موشک شدید اسیب دید. [11]. روزنامه های خارجی نوشتند ایران به تازگی از چین این موشک ها را خریده و انها را از فاو عراق شلیک کرده است. اما سردار علایی می گوید ما عمد داشتیم موشک ها را از خاک خودمان شلیک کنیم. اما امریکایی ها باور نمی کردند ما بتوانیم از خاک ایران با این دقت ساحل کویت را بزنیم. [سردار حسین علایی]. امریکایی ها معتقد بودند «هرچند نمی توان با اطمینان گفت که ایران عمدا نفت کش حامل پرچم امریکا را هدف قرار داده است اما کیفیت و نحوه ی شلیک موشک های ایران نشان می داد که این کشور اطلاعات خوبی از داخل کویت داشت و حمله ی مزبور نیز بسیار دقیق و حساب شده بود»[12].

حمله به سکوی رشادت 


فشارهای داخلی بر امریکا بسیار بیشتر شد و این بار ریگان شخصا دستور داد تا امریکایی ها عملیات ایرانی ها را تلافی کنند . دوم مهر امریکایی ها در تلافی به سکوی نفتی رشادت (رستم) ایران حمله کردند و با چهار ناو جنگی این سکو را به توپ بستند و سکو را نابود کردند و پانصد میلیون دلار به ایران خسارت زدند [13]. سکوها نظامی نبودند و حمله به انها نشانه ی ضعف امریکایی ها بود. حمله ی امریکایی ها را یکی از کارکنان شرکت نفت اینگونه روایت کرده است «حدود ساعت یازده روز دوشنبه چهار فروند ناو جنگی امریکا در پانزده مایلی سکوی نفتی سلمان مشاهده شدند. این ناوها حدود ساعت چهارده به حوالی حوزه ی نفتی رشادت رسیدند و به کارکنان سکو که در حال بازسازی سکوی نفتی بی دفاع آر.هفت بودند ده دقیقه مهلت دادند تا سکوی مزبود را تخلیه کنند . کارکنان از روی سکو به داخل کشتی تعمیراتی موسوم به عیسی رفتند و پس از هشدار مجدد ناوهای امریکایی تا فاصله ی ده مایلی دور شدند.به دنبال این واقعه در ساعت 14:30 همان روز سکوی نفتی و بی دفاع آر.هفت هدف حمله قرار گرفت . ناوهای امریکایی بلافاصله به سوی سکوی نفتی و بی دفاع آر.چهار رشادت حرکت کردند و در این محل نیز از کارکنان خواستند ظرف بیست دقیقه سکو را تخلیه کنند. سپس سکو را هدف حمله قرار دادند. امریکائیان پس از حمله به سکوی نفتی رشادت در اطراف سکوی سلمان مانورهایی را انجام داده و سپس منطقه را ترک کردند»[14]. ریگان رئیس جمهور امریکا با ژستی مقتدرانه بیانیه داد «کشتی های نیروی دریایی ایالات متحده به نیابت از اقتدار من به عنوان فرمانده کلِ قوا در ساعت هفت صبح به وقت شرق امریکا سکوی نظامی (سکوی نفتی) رشادت را در اب های بین المللی بخش مرکزی خلیج فارس هدف حمله قرار دادند. این سکو در تسهیل حملات مکرر ایران علیه کشتی رانی غیر متخاصم مورد استفاده بوده است. حملات تحریک امیز ایران به کشتی رانی ایالات متحده و غیر متخاصم بویژه مین گذاری عمدی و پرتاب موشک های کرم ابریشم که به کشتی های تحت پرچم امریکا صدمه زده علی رغم پیام های متعدد حکومت امریکا به حکومت ایران مبنی بر هشدار در مورد پیامدهای ان صورت گرفته است. اقدام علیه سکوی نظامی ایران بعد از مشورت با رهبران کنگره و حکومت های دوست انجام شده است.این عملیات قاطعانه اما محدود در پاسخ به توسل به زور غیر قانونی ایران علیه ایالات متحده و نقض مکرر حقوق دیگر متخاصمان است و حرکتی قانونی در اعمال حق دفاع مشروع مندرج در ماده 51 منشور ملل متحد به شمار می رود و به اطلاع رئیس  شورای امنیت ملل متحد نیزرسیده است»[15]. دولت ریگان می دانست که اگر روشی غیر از این در پیش گیرد با مخالفت شدید کنگره رو به رو خواهد شد.امریکایی ها چنان ایران را تحت فشار قرار داده بودند که همه فراموش کرده بودند صدام اتش جنگ را برافروخته است. ریچارد پرل (از مقامات وزارت دفاع سابق امریکا) در مقاله ای که 26/اکتبر برابر با 4/آبان/1366 در مجله ی اخبار امریکا و گزارش های جهانی به چاپ رسید نوشت خصومت ما با ایران خمینی نباید چشم ما را بر این واقعیت ببندد که ایران در بسیاری از ادعاهای خود علیه عراق حق دارد. این عراق بود که جنگ با ایران را اغاز کرد و این عراق است که امنیت کشتی رانی در خلیج فارس را به خطر انداخته است»[16].

نامه ی اعتراض 


ایران 28/مهر نامه ی اعتراض امیزی به سازمان ملل نوشت که امریکا به سکوهای غیر نظامی اش حمله کرده است و ایران این حمله را بی جواب نخواهد گذاشت . ایران چند موشک دیگر به ترمینال نفتی کویت پرتاب کرد و خسارات زیادی به کویت وارد شد. امریکا هیچ واکنشی نشان نداد و اعلام کرد که این حمله علیه کویت صورت گرفته است نه کشتی های حامل پرچم امریکا. امریکایی ها از درگیری هایشان در خلیج فارس کم کردند و به رای زنی های سیاسی برای منزوی کردن بیشتر ایران پرداختند. 3/ابان/1366 امریکا هم زمان با تحریم اقتصادی ایران قطعات رایانه ای پیشرفته ای را به عراق داد که با انها عراقی ها می توانستند برد موشک های اسکاد بی را به 1200 کیلومتر برسانند. روز 6/اکتبر/1987 برابر با 4/ابان ریگان لایحه ی تحریم اقتصادی ایران را برای ممنوعیت خرید نفت و کالاهای دیگر از ایران امضا کرد»[17]. سخن گوی دولت امریکا در یک ماحبه ی رسمی در 31/اکتبر/1366 اهداف چهارگانه ی امریکا در خلیج فارس را اعلام کرد :تامین جریان نفت و حمایت از ازادی کشتیرانی در خلیج فارس ؛ جلوگیری از توسعه طلبی شوروی ؛ حمایت از دوستان امریکا در منطقه و پایان دادن به جنگ ایران وعراق بر اساس قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد»[18]. ایرانی ها برای اینکه در مذاکرات دست پری داشته باشند دوباره به سراغ جنگ زمینی رفتند اما نهایت توانشان رادر عملیات کربلای پنج گذاشته بودند و غیر از امکانات حتی در نیروی انسانی هم در مضیقه بودند.

جدایی سوریه از ایران 


ایرانی ها با دستانی خالی می جنگیدند و اوضاعشان هر روز سخت تر می شد کشورهای عربی با رایزنی های فشرده سوریه را که تنها حامی ایران بود به اردوگاه خودشان دعوت می کردند و صدام برای اولین بار با حافظ اسد در حاشیه ی کنفرانس سران عرب در امانِ اردن دیدار کرد و سوریه برای اولین بار به قطعنامه ی ضد ایرانی این کنفرانس رای مثبت داد. فاروق الشرع (وزیر خارجه ی سوریه) سعی داشت موضوع را برای ایرانی ها توجیه کند و می گفت «این ملاقات دوبار صورت گرفت و با حضور چند تن از سران عرب بویژه شاه حسین همراه بود و نمی توان برای این ملاقات حجمی بزرگتر از حجم طبیعی ان قائل شد». در رسانه های جهان ازاین کنفرانس به عنوان جدایی سوریه از ایران تعبیر می شد. 19/ابان/1366 گاردین مقالهای از دیوید هرتس چاپ کرد که در ان امده بود «به نظر می رسد دولت سوریه با شرکت در صدور قطعنامه کنفرانس اخیر سران عرب که ایران را سخت به باد انتقاد گرفته موضع خود را در قبال این کشورتغییر داده است. اما به گفته ی هرتس زمان نشان خواهد داد که این تغیر موضع تا چه حد واقعیت دارد . انچه در حال حاظر به عنوان سیاست جدید سوریه تلقی می شود . می تواند در واقع شیوه ای زیرکانه برای محدود کردن لطمات احتمالی به سوریه باشد که هدف ان حفظ این دولت در مقابل دولت های عرب است. دولت هایی که عموما نسبت به ایران موضع خصمانه دارند»[19].

جابه جایی ازجبهه ی جنوب به شمال 


ایرانی ها می خواستند با پیروزی در جنگ زمینی جنگ ا تمام کنند اما در جبهه ی جنوب دیگر روزنه ای برای عملیات نداشتند . دو قرارگاه یکی در جنوب یکی در شمال تشکیل دادند تا امکان عملیات را در شمال و جنوب برسی کنند. قرارگاه شمالی پس از سه ماه پیشنهاد عملیات در شمالغرب را داد. با موفقیت فرمانده کل سپاه برای به خطر افتادن کرکوک (هدفی هم سنگ بصره) و پیش روی و تصرف سلیمانیه و سد دربندیخان منطقه ی عملیاتی بعدی ایران در جبهه ی شمالغرب انتخاب شد.  تصور می شد پیشروی در ان منطقه اسانتر از جنوب است و کردهای معارض عراقی (نیروهای اتحادیه ی میهنی کردستان) هم به رزمندگان کمک می کنند . همچنین تعداد زیادی از نیروها و تجهیزات دشمن منهدم می شوند و جبهه ی وسیع دیگری برای عراق ایجاد می شود در نتیجه عراق نیروهای احتیاط و آزادش را (سپاه گارد و سپاه های دیگر) به شمالغرب می آورد و دیگر نمی تواند به فاو ؛ شلمچه و جزایر مجنون حمله کند. این تحلیل را همه قبول کردند و تصمیم گیری صورت گرفت و مورد تائید و تصویب فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء اقای هاشمی رفسنجانی قرار گرفت و از نیمه ی دوم سال/1366 اردو کشی به شمالغرب اغاز شد. «تمام فکر و ذکر یگان هایی که در خطوط پدافندی فاو بودند متوجه عملیات در شمال غرب شدند.» [20].

دورتر از اخط مقدم 


دو ابر قدرت و کشورهای غربی بیش از پیش برای پایان جنگ متعهد شده بودند . امریکایی ها تحریم اقتصادی ایران را پی گیری می کردند اما کشورهایی نظیر ژاپن و چین به طرفداری ایران برای امتیاز گرفتن با تحریم ایران مخالفت می کردند. در ایران محمد جواد لاریجانی به وزارت خارجه پیوسته بود تا ایران در مذاکره با دبیر کل سازمان ملل با ایجاد تغیراتی در بندهای قطعمامه 598 اماده ی پایان جنگ شود. اولین خواسته ی ایران مشخص شدن متجاوز همزمان با اتش بس بود. خاویر پرز می نویسد برای اولین بار گروه ایرانی بر این باور بود که ضروری نیست علیه قطعنامه ی 598 موضع گرفته شود. ایرانی ها می ترسیدند اتش بس توقعات ایران را وارد روندی فرسایشی کند و پس از چندین جلسه رایزنی خاویر پرز به تیم ایرانی گفت اگر اوضاع انگونه که باید پیش نرفت ایران میتواند به جنگ ادامه دهد و لاریجانی می گفت ممکن است ان وقت برتری نظامی از دست ایران خارج شده باشد و خاویر پرز می گفت امیدوار است کارها به سرعت پس از پذیرش اتش بس انجام شود. ایران به دیدگاه دبیر کل جواب مثبت داد و از او دعوت کرد تا به تهران برود و گفت و گو های مفصل تری انجام دهد. اما سفر پرز به ایران و عراق نتیجه ی خوبی نداشت «هم در تهران و هم در بغداد بار دیگر با نا امیدی عمیقی در بالاترین سطح رو به رو شدم. باید پس از ان با رهبران دو کشور صمیمی می شدم. رئیس جمهور خامنه ای ؛ رئیس مجلس و وزیر خارجه ولایتی در تهران و رئیس جمهور صدام حسین ؛ و معاون نخست وزیر و وزیر امور خارجه طارق عزیز در بغداد. تنها تغییری که متوجه شدم . افزایش بیشتر اعتبار رفسنجانی بود». ابر قدرتها و قدرت های اروپایی هم برای تحریم همه جانبه ی ایران نزدیک توافق بودند. خاویر پرز «در هشتم/ژانویه/1988 معاون نماینده ی دائم امریکا هربرت اوکون به من اطلاع داد که روز قبل پنج عضو دائم با  هم دیدار کرده اند و ایالات متحده و فرانسه برای نخستین بار عوامل قطعنامه تحریمی را فهرست کرده اند. چین و اتحاد شوروی موضع روشنی اتخاذ نکرده بودند اما نمایندگان اتحاد شوروی پیشنهاد کرده بودند که استفاده از نیروی دریایی برای اعمال تحریم در کمیته ی ستاد نظامی مورد بحث قرر گیرد.نظر قطعی ایالات متحده این بود که برای پایان جنگ [21]:

  • عراقی ها باید به خوبی مقاومت کنند تا مانع هرگونه پیروزی ایران شوند
  • جنگ باید بیش از هر زمانی برای ایرانی ها رنج اور باشد.
  • جریان سلاح به ایران باید از طریق قطعنامه دیگری در شورای امنیت کاهش یابد.
  • فشاربین المللی در ابعاد وسیعی به این کشور وارد شود.

 

پانویس


↑ 1-      انتونی کردزمن ؛ ورود غرب به خلیج فارس ؛  فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 3 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ پریسا کریمی نیا

↑ 2-      محمود یزدان فام ؛ نبرد با دریا و دشمنان دریایی ؛ نشریه ی تاریخ جنگ ؛ مرکز مطلاعات و تحقیقات جنگ ؛ شماره 17 ؛ صفحه 63.

↑ 3-      محمود طلوعی ؛ نبرد قدرت ها در خلیج فارس ؛ موسسه پیک ترجمه و نشر ؛ تهران/1366 ؛ صفحه 213.

↑ 4-      مهدی انصاری ؛ محمود یزدان فام ؛ جنگ محدود ایران و امریکا در خیلج فارس ؛ جلد 51 روزشمار جنگ ایران و عراق ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران/1387 ؛ روز شماره 51 ؛ صفحه 291 تا 295.

↑ 5-      محمود یزدان فام ؛ اسکورت نفت کش ها ؛ جلد 50 از روزشمار جنگ ایران و عراق ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران/1387 ؛ صفحه 714 تا 721.

↑ 6-      محمود یزدان فام ؛ اسکورت نفت کش ها ؛ جلد 50 از روزشمار جنگ ایران و عراق ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران/1387 ؛ صفحه 732 تا 734.

↑ 7-      همان.

↑ 8-      سید قاسم حسینی ؛ رو در روی شیطان ؛ خاطرات عبدالکریم مظفری ؛ دفتر ادبیات و هنر مقاومت ؛ تهران/1379 ؛ صفحه 152.

↑ 9-      انتونی کردزمن ؛ ورود غرب به خلیج فارس ؛  فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 3 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ پریسا کریمی نیا

↑ 10-   سید قاسم حسینی ؛ رو در روی شیطان ؛ خاطرات عبدالکریم مظفری ؛  صفحه 152.

↑ 11-   مهدی انصاری ؛ محمود یزدان فام ؛ جنگ محدود ایران و امریکا در خیلج فارس ؛ جلد 51 روزشمار جنگ ایران و عراق ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران/1387 ؛ روز شماره 51 ؛ صفحه 411 تا 415.

↑ 12-   انتونی کردزمن ؛ ورود غرب به خلیج فارس ؛  فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 3 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ پریسا کریمی نیا

↑ 13-   محمود طلوعی ؛ بازی قدرت ؛ صفحه 314.

↑ 14-   صالح رضایی ؛ تاملی بر رای 6/نوامبر/2003 دیوان بین المللی دادگستری در مورد سکوهای نفتی ایران ؛ فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 6 ؛ مرکز مطالعات وتحقیقات جنگ ؛ صفحه 30 و 42.

↑ 15-   همان.

↑ 16-   محمود طلوعی ؛ نبرد قدرت ها در خلیج فارس؛موسسه ی پیک ترجمه و نشر ؛ تهران/1366 ؛ صفحه 223.

↑ 17-   رضا شیرزادی ؛ برسی اجمالی جنگ های خلیج فارس ؛ بنیاد حفظ اثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ؛ تهران/1386 ؛ صفحه 103.

↑ 18-   محمود طلوعی ؛ نبرد قدرت ها در خلیج فارس؛موسسه ی پیک ترجمه و نشر ؛ تهران/1366 ؛ صفحه 198.

↑ 19-   اکبر هاشمی رفسنجانی ؛ سیاست و دفاع ؛ صفحه 312.

↑ 20-   برگرفته شده از : مجید نداف ؛ گزارش سقوط فاو ؛ فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 21 ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه.

↑ 21-   برگرفته از : خاویر پرز دکوییار ؛ به سوی صلح ؛ اطلاعات ؛ حمید رضا زاهدی ؛ تهران/1382 ؛ صفحه 265 تا 267.

 

::. دائره المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق؛جعفر شیرنیا

خواندن 2397 دفعه