تلخ و شیرینِ میمک

در جستجوی رهایی


ایرانی ها برای رهایی از تبلیغات عراق پس از خیبر راهی جز عملیات نمی شناختند. آنها معتقد بودند استراتژی عراق جلوگیری از کوچکترین پیروزی انهاست. فرماندهان جنگ تصمیم گرفتند در ارتفاعات میمک در استان ایلام عملیاتی تهاجمی انجام دهند . میمک مهمترین نقطه مرزی شهرستان ایلام با عراق بود اما ایرانی ها اطراف ان مرز انقدر ارتفاع در اختیار داشتند که میمک را خیلی استراتژیک نمی دیدند . در حالی که برای عراق که همه ی مرزش در ان منطقه دشت است در اختیار داشتن ارتفاعات میمک بسیار مهم بود . میمک در جنگ عراق با ایران برای عراقی ها یک نماد بود. ارتفاعاتی که عراقی ها بر سر مالکیت بخشی از ان با ایران اختلافی تاریخی داشتند و درگیری های خونینی پیش از قرارداد 1975 الجزایر برای مالکیت این ارتفاعات با ایرانی ها بود . از سویی روز آغاز جنگ در عراق روز 19/شهریور بود به نشانه ی 19/شهریور/1359 که ارتش عراق ارتفاعات میمک را از ایران گرفت [1]. هاشمی رفسنجانی درباره ی اهمیت میمک برای فرماندهان جنگ گفت «میمک منطقه بسیار حساسی است و اگر یک خط مستقیم از طرف میمک به طرف غرب بکشید صاف از کاخ صدام سر در می اورید.مسیر مستقیم است . باید از مندلی قدری راهمان را کج کنیم و به بغداد بیائیم از جاهای دیگر نیز همچنین . اما اینجا درست مطابق با ماست البته ان قدر اغراق نمی کنم. دیروز 17/مهر/1363 در گزارش های تلکس بین المللی بود که یکی از فرماندهان عراقی گفته هرکس ارتفاعات میمک را در دست داشته باشد می تواند بر عراق حاکم شود. منطقه ی ان طرف این قدر حساس است. این روزهای اخر اطلاعات نظامی به ما میگفت که عراقی ها در اینجا تحرک نشان می دهند . اگر هواپیماهایشان صالح آباد را زدند و با توپ هایشان روستا را زدند صرفا یک پدیده ی سطحی نبود. نشان می داد که در انجا خودشان را اماده کرده اند برای اینکه منطقه میمک را اشغال کنند. [2].

ارتفاع پنجم 


تصرف پنج ارتفاع مهم هدف عملیات است که باید نیروهای اطلاعات عملیات ان را خوب شناسایی کنند ارتفاعات بانی تلخاب ؛ گرکنی و فصیل ؛ منطقه ی یال میمک ؛ تپه ی شهدا و شیار نی خزر [3]. بعضی جاها مثل یال میمک انقدر زمین پیچیده و نا هموار است که شناسایی ها قابل قبول نیست. [4]. در عملیات عاشورا شناسایی های خوبی انجام نشد . در ارتفاعات فصیل و گرکنی شناسایی های خوبی انجام شده بود. اما در یال میمک و بانی تلخاب شرایط امیدوار کننده نبود [5]. بچه های اطلاعات و عملیات سیزده تا چهارده کیلومتر پیاده می روند و از میادین مین و سیم خاردار عبور می کنند . در یکی از شبها گروهی از بچه های شناسایی در میدان مین معبر باز کردند و وقت برگشتن وقتی می خواستند میدان مین را به حالت عادی برگردانند مینی منفجر می شود ، دست یکی از بچه های شناسایی قطع می شود ، دیگری به کمکش می رود مینی دیگر منفجر می شود و پای این یکی هم قطع می شود دو نفر دیگر بچه ها را به عقب بر می گردانند اما رد خون در مسیر حتما مسیر را لو داده است و همه ی زحمات شبهای گذشته هدر رفته و دوباره باید از جایی دیگر آغاز کنند [6]. بنا بود نیروهای سپاه عملیات را انجام دهند اما صیاد شیرازی معتقد بود «حتی اگر شده عملیات عقب بیافتد باید ارتش را به کار گرفت. محسن رضایی هم موافقت کرد و زمان عملیات یکی دو بار جا به جا شد . ادغام عجله ای نیروهای ارتش و سپاه هم ناهماهنگی هایی در نیروها ایجاد کرد [7]. در نهایت ارگان های ارتش و سپاه اماده عملیات شدند.

تردید و امید 


ایرانی ها طرح عملیات را نهایی کردند تا ارتفاعات استراتژیک منطقه را آزاد کنند دید و تیر دشمن را از جاده سومار - صالح آباد و روستاهای مرزی کوتاه کنند و برجاده بدره - مندلی در خاک عراق دید و تیر داشته باشند و از دشمن تلفات بگیرند [8]. همچنین تنور جنگ را گرم نگه دارند. نزدیک عملیات تردد ها زیاد شده است. در شهر ایلام هم از بس که ماشین زیاد است مردم فهمیده اند نزدیک عملیات است. خوشبختانه از صبح هوا را غبار گرفت و دشمن نتوانست پرواز شناسایی یا بمباران هوایی انجام دهد هرچند گزارش ها از خط مقدم نشان می دهد انها از عملیات با خبر بودند . سردار ناصح فرمانده تیپ نبی اکرم «دشمن صد درصد اماده است و جلوی بچه های ما دشمن نیروهای زیادی اورده است و با بلندگو اعلام میکند بیائید ما منتظر شما هستیم [9]. بچه های شنود می گویند مکالمات بیسیم دشمن نشان می دهد انها فکر میکنند عملیات چهار صبح شروع می شود [10]. غنیمت است باید نیروها را زودتر به نقطه ی شروع رساند اما زود رساندن نیروها سخت است.

عملیات عاشورا 


نهایتا 25/مهر/1363 ایرانی ها عملیات عاشورا را در منطقه میمک آغاز کردند . عملیات دو محور شمالی و جنوبی داشت در محور شمالی عملیات موفق بود اما در محور جنوبی کار گره خورد و یک گردان از تیپ نبی اکرم در شیار نی خزر شکست خورد ، تعدادی شهید و مجروح شدند ، سیزده نفر هم در محاصره دشمن باقی ماندند و موقعیت انها طوری بود که دشمن نمی دیدشان اما اگر از مخفیگاه بیرون می امدند زیر تیر دشمن بودند وضعیت وخیم مجروح ها شرایط سختی برایشان رقم زده است [11]. عراقی ها هم دستشان امده بود که جبهه های غرب برای ایرانی ها جبهه ی اصلی نیست . وقتی ایران به میمک حمله کرد عراقی ها نیروهایشان را در جنوب افزایش دادند و اماده باش اعلام کردند. خبرگزاری فرانسه به نقل از ماهر عبدالرشید اعلام کرد «ایران بیش از بیست لشکر در شرق بصره بر روی کرانه ی غربی شط العرب بسیج کرده است» عملیات ایران در منطقه میمک محدود و انحرافی است [12]. افرایم کارش هم می نویسد «ایرانی ها از ابتدای سال/1363 تبلیغ می کردند که به زودی عملیات نهاییشان را انجام می دهند اما عملیات عاشورا هیچ شباهتی به عملیات نهایی یک جنگ نداشت [13].

اضطراب محاصره 


از این پس در قرارگاه دو موضوع محوری مطرح شد . یکی هدایت عملیات برای ادامه ی پیروزی ها در محور میانی و شمالی و دیگری نجات محاصره شدگان نی خزر. عملیات در باقی محور ها ادامه داشت اما قرارگاه فرماندهی تحت الشعاع عدم موفقیت محور نی خزر قرار گرفته بود.ناصح بی قرار نیروهایی بود که در محاصره ی دشمن در شیار نی خزر بودند او مرتب به قرارگاه فشار می آورد کاری کنید. زمین منطقه پیچیده بود و شیارهای متعدد و گمراه کننده . نیروهایی که در شب دوم عملیات کردند اشتباهی با نیروهای خودی درگیر شدند و یک ربع با هم جنگیدند تا بفهمند خودی ها را می زنند [14]. در شب های بعد عملیات در محور شمالی  موفق است و ایرانی ها پیروز نبرد منطقه ی شمالی عملیات اند اما در محور جنوب وضعیت نیروهای محاصره شده همه چیز را تحت الشعاع قرار داده است. شب دوم فرمانده گردان نیروهای محاصره شده مخفیانه عقب بر می گردد تا وضع نیروهایش را گزارش دهد. از وضع وخیم مجروح ها می گوید و بچه هایی که داوطلبانه کنار انها مانده اند. [15]. برای نجات نیروهای محاصره شده تیپ انصارالحسین را مامور حمله می کنند انها می گویند ما زمین منطقه را نمی شناسیم و تا شناسایی نکنیم نمی شود حمله کرد [16]. در شب سوم تیپ انصار الحسین باید اماده شده تا برای نجات محاصره شدگان به شیار نی خزر حمله کند ، تیپ انصار الحسین در این شب هم اماده عملیات نیست . امین شریعتی می گوید «فرمانده قرارگاه قاطعیت نداشت و نتوانست تیپ انصار الحسین را وادار به عملیات کند. البته فرمانده تیپ هم روحیه ی عمل کردن نداشت. نیروهایش هم از مشکلات آگاه شده بودند و صلاح ندیدیم انها عملیات کنند . می خواستیم تیپ سیدالشهدا یا تیپ حضرت رسول را وارد کنیم که منتفی شد [17]. اما فرماندهان تیپ انصار الحسین می گفتند «فرصت برای شناسایی خیلی کم بود از طرفی تحرکات دشمن فوق العاده زیاد شده بود و مرتب جا به جایی داشت و به کمین هایش اضافه می کرد اگر چشم بسته حمله می کردیم بلای تیپ نبی اکرم به سر ما هم می امد تازه انها شناسایی هم انجام داده بودند [18].فرمانده تیپ انصارالحسین مقابل فشارها گفته بود «اگر هدف شما این است که ما به خط بزنیم ، می زنیم . ما آماده هستیم اگر بر ما تکلیف است سمعا و طاعتا. حرفی نداریم. ولی اگر می خواهید بزنیم و منطقه را نگه داریم به ما دو سه روز وقت بدهید تا با شناسایی ، خوب جلو برویم . ان وقت به شما تضمین می دهیم که منطقه را برگردانیم . اگر مقصود شما فقط اوردن ان سی چهل شهید بزرگوار است ، حرفی نیست ولی ما باید خودمان چند برابر ان را شهید و مجروح بدهیم تا فقط به انجا برسیم بعدش را هم خدا می داند. [19]. اما در نهایت با توجه به وضعیت اضطراری تیپ انصارالحسین برای حمله فقط توانست چهل نفر را اماده کند که بیشترشان فرماندهان تیپ (گردان ها ؛ گروهان ها ؛ دسته ها) بودند. [20]. فرمانده تیپ،همدانی؛هم آن شب با بچه ها رفت [21] که البته نتوانستند از پس اتش توپخانه ی دشمن و درگیری با نیروهای کمین بر بیایند و عقب برگشتند. [22]. وضعیت سختی است . محتاج می گوید «نباید انگیزه ی عملیات نجات این سیزده نفر باشد چون هم انها سرباز اسلام هستند و هم این گردانی که می خواهد عمل کند». ناصح «روحیه ی انها خوب است اما اگر واقعا بناست کاری نشود بگوئید بروند تسلیم شوند تا تلف نشوند. الان می گویند گرسنه و سردمان است». سرانجام فرماندهان نتوانستند کاری برای انها بکنند و تلخ کامی محاصره و شهادت انها اجازه نداد تا پایان عملیات کام فرماندهان از موفقیت محور شمالی عملیات شیرین شود. عملیات عاشورا در محور شمالی به تمام اهدافش رسید و رزمنده ها ارتفاعات مهم گرکنی و فصیل را آزاد کردند. [23].

دورتر از خط مقدم 


تعدادی از فرماندهانی که به جنگیدن در جبهه ی غرب برای تهدید بغداد معتقد بودند از این که فرماندهان رده بالای سپاه به جبهه ی غرب به چشم یک جبهه ی فرعی نگاه می کنند اعتراض داشتند . انها معتقد بودند سپاه باید به زرهی و سلاح های سنگین مجهز شود و بعد در جبهه ی غرب برای تهدید بغداد عملیات کند تا جنگ با پیروزی به پایان برسد اوج این اعتراض ها در جلسه ی پرسش و پاسخی بود که آذر/1363 در پادگان ولی عصر با حضور محسن رضایی انجام شد. تعدادی از فرماندهان از جمله نجفی رستگار و بهمنی بحث های تخصصی را مطرح می کردند اما وقتی میکروفن به اکبر گنجی و عماد باقی از اعضای دفتر سیاسی سپاه رسید سوالها سیاسی و جو جلسه متشنج شد. بحث ها تا پیش امام ادامه پیدا کرد . وقتی اختلاف محسن رضایی وفرماندهان در حضور امام مطرح شد امام به فرماندهان معترض گفته بود شما به اقایان بگوئید که شماها میدانید که مملکت ما بعد از انقلاب است و ما مبتلا هستیم به مخالفت های همه جانبه از تمام ممالک دنیا دو سه تا هستند که با ما سر جنگ ندارند و همیشه ابر قدرت ها در فکر ان هستند که به یک راهی عمل کنند که تا می توانند ما را آرام کنند راه هایی که انتخاب کرده اند زیاد بوده است تا رسانند به جنگ و در جنگ هم موفق نشدند . این ها در فکر آن هستند که اختلاف ایجاد کنند و ان جمعیتی که بیشتر از همه مورد خوف انها است سپاه و انچه مربوط به ان است و بسیج. از این باب انها دنبال این هستند که در خود سپاه رخنه کنند . خیال نکنید که اگر کسی آمد و هیاهو کرد که سران سپاه چه هستند از حلقوم خودشان است.از حلقوم خودشان نیست ، از حلقوم دشمنان اسلام است. اگر مردم خوبی هستند بازی خورده اند. اگر چنانچه اشخاصی باشند که نفوذ کرده اند و عمدا این کارها را انجام می دهند که سپاه را فشل کنند باید بدانند که اگر چنانچه اختلاف در سپاه بیافتد جمهوری اسلامی از بین خواهد رفت. اگر به خدا معتقد هستند پیش خدا مسئول اند و اینطور نیست که خداوند از انها گذشت نماید. اگر مردمی هستند که برای ایران عمل می کنند و این کارها را انجام می دهند باید بدانند که این وضعیت به نفع ایران نیست . از این کارها دست بردارید البته من می توانم با وضع دیگری عمل کنم ولی بنا دارم با دوستی و برادری برخورد شود . علی ای حال ، از اینطور کارها که موجب تضعیف فرماندهی می شود که انها از حشمتی که دارند بیافتند دست بردارید. ما امروز هیچ یک از افرادی را که در راس امور هستند امکان ندارد که برداریم و انها همینطور خواهند ماند.

با هیاهو ؛ اقا محسن و اقای رفیق دوست برداشته نمی شوند اگر ما یک مقام را برداریم ما را تضعیف می کنند و این به نفع مملکت ما نیست. چه از نظر اسلام و چه از نظر برداشت سیاسی ما از دنیا ؛ چون ما می بینیم کارهایی که در اینجا انجام می شود قبل از انکه از رادیوی خودمان بشنویم از رادیوی بیگانه می شنویم. شما درست توجه کنید که با این مسائلی که خیال می کنید با سرو صدا و هیاهو افراد کنار می روند ، امکان ندارد سران کنار بروند. کنار بگذارید این کارها را . این کارها مخالف جمهوری اسلامی است. این کارها با برداشت ما از جمهوری اسلامی مخالف است و وضع سیاسی ما در دنیا به هم می خورد . من سفارش شما را به اقایان کرده ام که با شما مدارا کنند اگر افرادی بعد از این پیام دست بر نداشتند و باز بخواهند به اختلافات دامن بزنند به من اطلاع دهید . انها تکلیف دیگری دارند این را باید اطلاع بدهید. در بین اقایان هم صحبت کنید به انها محبت کنید و اگر من بدانم بعد از این پیام کاری کنند من به عنوان مخالف اسلام تلقی و معرفی می کنم. عماد باقی و گنجی و تعدادی دیگر از سپاه بیرون امدنداما کاظم نجفی رستگار و بهمنی به عنوان نیروی عادی در عملیات بدر شرکت کردند و شهید شدند [24].

 

پانویس


↑ 1-      سید یعقوب حسینی ؛ ارتش در هشت سال دفاع مقدس ؛ عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران ؛ تهران/1379 ؛ جلد 5 ؛ صفحه 41.

↑ 2-      سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؛ گذری بر حماسه میمک ؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؛تهران/1364 ؛ صفحه 14.

↑ 3-      هادی نخعی ؛ تجدید رابطه ی امریکا و عراق ؛ کتاب سی و سوم؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران/1379 ؛ صفحه 454.

↑ 4-      آرشیو مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ نگاهی به عملیات عاشورا در میمک ؛ فصلنامه نگین ایران ؛ تخصصی جنگ ایران و عراق ؛ شماره 4؛ صفحه 132.

↑ 5-      همان

↑ 6-      همان

↑ 7-      هادی نخعی ؛ تجدید رابطه امریکا و عراق ؛ صفحه 434.

↑ 8-      محمد درودیان ؛ خرمشهر تا فاو ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران/1376 ؛ صفحه 96.

↑ 9-      هادی نخعی ؛ تجدید رابطه امریکا و عراق ؛ صفحه 436.

↑ 10-   همان

↑ 11-   همان ؛ صفحه 461.

↑ 12-   روابط عمومی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؛ گذری بر پنجمین سال جنگ تحمیلی ؛ تبلیغات و انتشارات ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؛ تهران/1364 ؛ صفحه 4 و 5.

↑ 13-   رالف کینگ ؛ افرایم کارش ؛ جنگ ایران و عراق پیامدهای سیاسی تحلیل نظامی؛مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس ؛ تهران/1387 ؛ صفحه 184.

↑ 14-   آرشیو مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ نگاهی به عملیات عاشورا در میمک ؛ صفحه 140.

↑ 15-   هادی نخعی ؛ تجدید رابطه امریکا و عراق ؛ صفحه 484.

↑ 16-   همان

↑ 17-   همان ؛ صفحه 524.

↑ 18-   محسن صیفی کار ؛ ده متری چشمان کمین ؛ خاطرات سردار جعفر مظاهری ؛ بنیاد حفظ اثار و نشر ارزش های دفاع مقدس ؛ تهران/1386 ؛ صفحه 411 و 412.

↑ 19-   همان ؛ صفحه 413.

↑ 20-   هادی نخعی ؛ تجدید رابطه امریکا و عراق ؛ صفحه 505.

↑ 21-   محسن صیفی کار ؛ ده متری چشمان کمین ؛ صفحه 413.

↑ 22-   آرشیو مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ نگاهی به عملیات عاشورا در میمک ؛ صفحه 141.

↑ 23-   امیر رزاق زاده ؛ اطلس ایلام در جنگ  ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران/1380 ؛ صفحه 48.

↑ 24-   روایت حمید داود آبادی ؛ پایگاه خبری تحلیلی پارسیان ؛ تهران 9/آبان/1388.

 

::. دائره المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق؛جعفر شیرنیا

خواندن 3151 دفعه