روز ششم(سال اول)

استراتژی جنگ سریع


صدام در رویای تکرار همان چیزی بود که روز پنجم ژوئن 1967 روی داد ؛ در ان روز نیروی هوایی اسرائیل 65درصد از هواپیماهای مصر را روی باند فرودگاه ها از بین برده بود و بعد اسرائیلی ها شش روزه جنگ را از کشور های متحد عربی برده بودند(1). جنگنده های عراقی به پرواز در امدند و فرودگاه ها و پایگاه های هوایی ایران را بمب باران کردند اما گزارش هایی که از بمباران ها می رسید ناامید کننده بود. عراقی ها یک هواپیمای مسافربری ایران را زده بودند اما یک هواپیمای سنگین بمب افکن از نوع توپولوف شوروی را از دست داده بودند(2) انتونی کوردزمن (کارشناس امریکایی) معتقد است: «به نظرمی رسید عراق با توجه به این حقیقت حمله ی هوایی را انجام داد که 18 تا 50 درصد از هواپیماهای جنگی ایران عملیاتی اند و ساختار فرماندهی این کشور در وضع نابسامانی است. عراق فراموش کرده بود که جنگ اعراب و اسرائیل نشان داد حتی بهترین نیروی هوایی هم نمی تواند یک نیروی هوایی دیگر را در داخل پایگاه هایش وقتی خوب پناه گرفته باشند نابود کند . عراق محدودیت های عملیاتی هواپیماهای جنگی اش را نیز نادیده گرفته بود. توان هوایی عراق 80 تا 90 سورتی پرواز به مدت حداکثر سه روز بود در صورتی که برای رسیدن به هدفش نیاز به صدها سورتی پرواز در روز داشت. انها تمام جنگنده ها و بمب افکن هایشان را به میدان اوردند و ادعا کردند خسارت سنگینی به ایرانی ها زده اند اما در واقع اولین شکست عراق همین حمله ی هوایی بود . به عنوان مثال در حمله به فرودگاه مهر اباد بمب ها به شکل پراکنده در منطقه ای وسیع پرتاب شده بود که حتی در مواقعی که به باندها هم خورده بود خسارت محدودی داشت. پایگاه های هوایی ایران به خوبی طراحی شده بودند(3)

 

دلهره در پایتخت


عملیات هوایی عراق کاملا ناموفق بود اما ایرانی ها را وحشت زده کرد مردم ایران هنوز نمیدانستند چه شده است؟ کمتر از دو ماه از کشف کودتای نوژه می گذشت و بسیاری به گمان کودتای دوباره به پادگان ها ریختند تا نظامیان کودتاچی را سرکوب کنند اما خبر رسید عراق حمله کرده است.مردم شعله های اتش را در نقاط مختلف شهر تماشا می کردند همه مضطرب بودند . حتی نماینده های مجلس که فریاد می زدند : «پس نیروهای نظامی ما کجا هستند؟» همان روز هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس) به دیدار امام خمینی رفت ، ایت الله خمینی ارام و مطمئن بود و می گفت صدام مرگ خودش را نزدیک کرد. انقدر نیرومند و مصمم این را گفت که هاشمی هم روحیه گرفت(4).

 

جنگ تبلیغاتی


روز اول جنگ صدام به مردم عراق و ایران گفت ناخواسته به این جنگ کشیده شده است و مجبور است به ارتشش دستور دهد که به حملات ایرانی ها پاسخی قاطع دهند(5) صدام میگفت ایرانی ها جزایر سه گانه ی عرب ها را اشغال کرده اند ، قرارداد الجزایر را زیر پا گذاشته اند و به خاک عراق تجاوز کرده اند و در مسائل داخلی عراق دخالت می کنند اما حتی کشورهای دوست عراق هم این دلایل را بهانه ای بیش نمی دیدند. الگواری (نماینده قطر در سازمان ملل) معتقد است:«این دلایل وقتی در بوته ی ازمایش قرار گیرند متاسفانه نادرست و فاقد مصداق خواهد بود حتی با فرض اینکه ایران پیش از اغاز جنگ در نقاطی به خاک عراق تجاوز کرده باشد این تجاوزات حمله ی عراق به ایران را توجیه نمیکند عمل عراق نقض اشکار اصل عدم استفاده از زور بود. اما جامعه ی بین المللی به دلایلی امادگی نداشت در دوران جنگ این نظر را بر زبان اورد(6)

 

چالش تلخ


در ایران برای ارتشی که همیشه خودش را برتر از همسایه غربی اش می دید حمله عراق خیلی تلخ بود فرماندهان ارتش در جلسه ی ستاد مشترک به مسئولان گفتند به امام بگوئید ما اماده ایم جواب عراق را بدهیم و از ایران و انقلاب دفاع کنیم.میگفتند تا ما ضربه ای کاری به عراق نزده ایم هیچ اتش بسی را نپذیرید(7) امام خمینی هم مطمئن بود که ارتش می تواند جواب دندان شکنی به عراقی ها بدهد پیام او در اغاز سال تحصیلی جدید اب سردی بر اتش اضطراب ایرانی ها بود. گفت «مردم فکر نکنند دولت و ارتش ما نمی تواند جواب عراقی ها را بدهد. هر وقت لازم باشد پیامی به مردم می دهم و به صدام و کسانی که مثل او هستند ثابت می کنیم که نوکران امریکا چیزی نیستند.مردم ایران نباید دست و پای خودشان را گم کنند اگر مساله جدی شد دستور میدهم عراق را سرجایشان بنشانند. دزدی امده سنگی انداخته و فرار کرده است (8).

 

نبرد زمینی


فرماندهان ارتش عراق پیش از حمله ی سراسری در جلساتشان به نتیجه رسیده بودند اگر نیروهایشان ده تا بیست کیلومتر در خاک ایران پیشروی کنند حکومت انقلابی تهران متلاشی می شود ؛ انها تنها یک گزینه پیش رویشان می دیدند : پیروزی قطعی. حمدانی (از فرماندهان گارد ریاست جمهوری عراق) می گوید :«خوشبینی ما به فروپاشی سریع حکومت تهران به حدی بود که سه لشکر ما در اغاز حمله هدف مشخصی نداشتند» (9). خبرهای هجوم زمینی ارتش صدام برای ایرانی ها تلخ تر بود . دوازده لشکر پیاده و زرهی عراق با تانک ها؛توپ ها و نفربرهایشان از مرز بیش از 1200کیلومتریشان با ایران گذشتند و از سه جبهه وارد خاک ایران شدند ؛ خوزستان در جنوب ؛ کرمانشاه و ایلام در غرب و کردستان و اذربایجان در شمالغرب.برخلاف شهریور این بار تمرکز اصلی ارتش عراق در جبهه ی جنوب در استان خوزستان بود . محور اصلی تهاجم عراق علیه ایران (در خوزستان) به سه جبهه تقسیم می شد : جبهه شمالی از غرب کرخه و رو به روی شهر دزفول با هدف رسیدن به دزفول ؛ جبهه جنوبی از مرز شلمچه با هدف تصرف خرمشهر و ابادان . و جبهه میانی از دشت ازادگان با هدف رسیدن به اهواز(مرکز استان خوزستان). سوسنگرد مهمترین شهر در مسیر عراقی ها برای رسیدن به اهواز بود بستان قبل از سوسنگرد بود و حمیدیه بعد از سوسنگرد. حزب بعث عراق از مدت ها قبل روز اغاز جنگ علیه  ایران را «یوم الرعد» نامیده بود و استراتژی اش جنگ سریع بود در این استراتژی استان خوزستان بایستی در مدت کوتاهی از ایران جدا می شد. در مرز کرمانشاه و ایلام در جبهه ی میانی که نزدیک ترین مرز ایران به پایتخت عراق بود ، نیروهای عراق باید تا تنگه ی پاتاق (در عمق پنجاه کیلومتری خاک ایران) پیش می امدند تا هم به نیروهایشان در جنوب نزدیک شوند و اگر لازم شد کمکشان کنند هم منطقه ی درگیری را از بغداد دور کنند(10) انها در جبهه شمالغرب ارتفاعات مسلط بر منطقه اذربایجان ؛ کردستان ؛ پاوه و نوسودِ کرمانشاه را گرفتند تا هم پشتیبان ضد انقلاب باشند هم بخشی از نیروهای ایران را درگیر نگه دارند . لشکر مستقرشان مراقب مخالفان کرد عراقی هم بود تا علیه حکومت عراق فعالیت نکنند(11). نبرد ارتش عراق با مدافعان کم تعداد ایرانی در هرکدام از محورهای هجوم شرح مفصلی دارد اما بیان تعدادی از خاطرات این نبرد می تواند نشان دهد که چگونه استراتژی «پیروزی در یک جنگ سریع» شکست خورد . در گزارش هایی که روزهای ابتدایی جنگ فرماندهان نیروهای مهاجم عراقی به فرماندهان بالاتر میدادند یک جمله زیاد به چشم میخورد : هیچ نیرویی پیش روی ما نیست اما ایرانی ها هستند میجنگند و به ما حمله هم می کنند(12)

 

نبرد جنوب


در شلمچه ی خوزستان ، نیروهای ژاندارمری و گروه های مردمی و سپاهی به دسته های پنج و شش نفری تقسیم شده بودند و از دژهای مرزی دفاع می کردند . چند دژ پشتِ سرِ هم سقوط کرد افسری با یک قبضه تفنگِ 106 سر رسید و مدافعان با او همراه شدند و به عراقی ها حمله کردند . عراقی ها عقب نشستند و رزمنده های ایرانی تعقیبشان کردند پاسگاه شلمچه ی عراق را هم فتح کردند و پرچم ایران را بالای پاسگاه زدند و بیست عراقی را هم اسیر کردند البته عراقی ها خیلی زود ضد حمله کردند و دژها دوباره سقوط کرد (13). اما برای عراقی ها مقاومت پیش بینی نشده ی ایرانی ها شکننده بود. در خرمشهر در جنوب خوزستان تکاوران نیروی دریایی ارتش به همراه سپاهیان خرمشهر نیروهای محدود مردمی و نیروهایی از نیروی زمینی ارتش ؛ ارتش عراق را زمین گیر کردند.در فکه ی خوزستان ، مدافعانی از گروه رزمی تیپ 37 زرهی شیراز با عراقی ها می جنگیدند . در خرمشهر مقاومت ها جدی تر از باقی جاها بود هم نیروهای مردمی و سپاهی خوب می جنگیدند و هم تکاوران نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران. ستون پنجم عراق در خوزستان نتوانست راه عراقی ها را هموار کند . کنت تیمرمن می نویسد :« صدام هنوز روی ستون پنجمی حساب می کرد که رئیس سازمان امنیت او(برزان) به یاری شاپور بختیار در ایران سازماندهی کرده بود. صدام عمیقا معتقد بود ایرانیان در نخستین ساعات جنگ اسلحه را بر زمین خواهند گذاشت. هم دستان ایرانی صدام نتوانستند به او اطلاع دهند که کودتای نوژه در ماه ژوئیه کشف و خنثی شده است.بعد از ان که نخستین ساعات جنگ سپری شد و ایرانیان تسلیم نشدند صدام با خود فکر کرد ظرف چند روز اینده جنگ به پایان می رسد و عراق به پیروزی درخشان و کوبنده ای دست خواهد یافت حتی شاید حکومت اسلامی تهران را هم سرنگون کرد اما تهاجم عراق اثر عکس داد و به جای انکه موجب سرنگونی حکومت ایران شود ان را تقویت و تحکیم کرد حتی تعدادی از طرفداران رژیم سلطنتی در نیروی هوایی هم تصمیم جدی گرفتند که از میهن خود دفاع کنند (14)

 

ماموریت سخت


در تمام مرزهای جنگی کم و بیش مقاومت بود در جبهه ی ایران ارتشی ها می گفتند باید جایی دفاع کرد که زمینش قابل دفاع باشد اگر لب مرز چنین خصوصیتی داشته باشد انجا دفاع می کنیم اگر نه عقب می اییم و از موقعیت مناسب تری دفاع می کنیم قواعد ارتش می گفت که برای دفاع از هر چهار کیلومتر یک گردان نیرو لازم است در صورتی که لشکر 92 زرهی به تنهایی مامور دفاع از مرز صدها کیلومتری از دهلران تا اروند بود(15) برخی فرماندهان ارتش راهی پیدا می کردند تا کم بود هایشان را جبران و مقاومت کنند برخی هم کمبود ها را دلیل کافی برای عقب نشینی می دیدند اما نیروهای مردمی و سپاهی با هر نوع عقب نشینی مخالف بودند و می گفتند به هر قیمتی باید دشمن را متوقف کرد گاه اختلاف ها به درگیری می کشید اما مقاومت تعطیل نمی شد (16).

 

جبهه ی غربی


در جبهه غرب (ایلام و کرمانشاه) مدافعان با کمک خلبان های هوانیروز ضربه هایی جدی به ارتش عراق زدند . عشایر مرز نشین ، منطقه را خوب می شناختند و با اسلحه اشنا بودند در تاریکی شب نفوذ می کردند میان ارتفاعات و به عراقی ها شبیخون می زدند. در جاده هایشان مین می کاشتند و یا فقط شناسایی می کردند تا روز و شب بعد بهتر شبیخون بزنند (17). ایت الله حیدری (امام جمعه ی ایلام) خودش هم قطار فشنگ بسته بود ؛ هم کار مدیریتی می کرد و هم با بسیجی ها در جنگ شرکت می کرد (18). در روستای گور سفید قصر شیرین ، فرنگیس حیدر پور ، زن شجاع روستایی با تبر چند عراقی را از پا در اورد. در شهر های کوچک و روستاهای مرزی کرمانشاه ، مردم و نیروهایِ نظامی کم تعداد منطقه هرجا و با هرچه می توانستند مقابل دشمن ایستادگی می کردند. بعضی با چوب دستی بعضی با تفنگ برنو . لشکر 6 زرهی عراق به قصر شیرین رسید اما مقاومت های مردمی و تلاش فراوان خلبان های هوانیروز نگذاشت انها در مسیر سرپل ذهاب و گیلان غرب پیش بروند و دوم مهر عراقی ها وارد مهران شدند (19).

 

جنگاوران جدید


در مرزهای شمال غرب درگیری های کردستان برای ایران جنگ اوران جدیدی تربیت کرده بود که در اغاز جنگ توان انها به کمک ارتش ایران امد.در جبهه قصر شیرین ماموریت مهاجمان عراقی اشغال قصر شیرین ، پادگان ابوذر ، سرپل ذهاب و پیشروی تا گردنه پاتاق بود ؛ گردنه ای که موقعیت مناسبی برای دفاع داشت و اگر ارتفاعش اشغال می شد عقب زدن عراقی ها از انجا بسیار سخت و پیپیده می شد عراقی ها رسیدن به پاتاق را هدفی اسان و چند روزه می دیدند اما با مقاومت ایرانی ها از همان نقطه اغاز حمله عراق برنامه هایشان بهم ریخت ؛ پنج روز طول کشید تا مدافعان قصر شیرین را دور بزنند و از پشت محاصره کنند تا قصر شیرین را اشغال کنند (20) قبل از انقلاب ، مسئولان نظامی برای مقابله با تهدیدات عراق طرح پدافندی تهیه کرده بودند که در ان چون قصر شیرین یک فرو رفتگی به داخل خاک عراق بود و راحت دور می خورد قابلیت پدافند نداشت معتقد بودند اگر روزی عراقی ها حمله کنند باید قصرشیرین را از دست رفته دانست (21). اما قصر شیرین پنج روز مقاومت کرد . ارتش عراق روز 5 مهر نیروهای تازه نفس اورد و با تلاش فراوان خواست سرپل ذهاب را بگیردکه مدافعان نگذاشتند. همان روز عراقی ها به سمت گیلان غرب خیز برداشتند و تا سه راهی قصر شیرینگیلان غرب هم جلو رفتند از سه راهی تا گیلان غرب ایرانی ها نیروی نظامی نداشتند (22). عراقی ها در این منطقه پیش رفتند تا با گسترش منطقه نبرد توان ایرانی ها را تجزیه کنند ، اما گسترش منطقه نبرد گروه های جدیدی را به مدافعان افزود . 5مهر ، ارتش عراق همزمان حمله هایش در سرپل را شدیدتر کرد و راه گیلان غرب را هم پیمود و به دروازه های شهر رسید. « در گیلان غرب نیروهای مسلح کم بودند اما عشایر گیلان غرب با برنو و ام یک مقابل تانک ها و نیروهای مهاجم ایستادند. انها در دشت پراکنده بودند و از عراقی ها تلفات می گرفتند شب ها با شبیخون هایشان دشت منتهی به گیلان غرب را برای نظامی های عراق نا امن می کردند . عراقی ها که روز اول به سرعت به سمت گیلان غرب می رفتند ؛ اخر هفته ی اول جنگ در پنج کیلومتری شهر ، خط دفاعی تشکیل دادند (23). خطی دفاعی که هیچوقت نتوانستند از ان بگذرند و هرگز ارتش عراق به قصر شیرین و گیلان غرب دست نیافت.

 

پایان جنگ اول


در پایان هفته ی اول جنگ ؛ ارتش عراق کیلومترها در عمق خاک ایران پیشروی کرد . انها در شمال خوزستان تا پای پل کرخه پیش امدند و دزفول ؛ شوش و اندیمشک را تهدید کردند و با خمپاره انداز و توپ زدند. در جنوب خوزستان به دروازه های خرمشهر رسیدند اما مدافعان نگذاشتند به شهر راه یابند . در استان ایلام ؛ مهران ، دهلران و نفت شهر را اشغال کردند و در استان کرمانشاه ؛ قصر شیرین و سومار را. امدن عراقی ها به ضد انقلاب در پاوه و نوسود و دیگر شهرهای استان های کردستان و اذربایجان غربی جان تازه ای داد و انها را فعالتر کرد. صدام به روی خودش نیاورد استراتژی جنگ سریع و پیروزی برق اسایش شکست خورد. او برای سربازانش پیام پیروزی فرستاد و روز ششم جنگ قطعنامه سازمان ملل را پذیرفت و پیشنهاد اتش بس داد. صدام خیلی دوست داشت جنگش خاطره ی جنگ شش روزه ی اعراب و اسرائیل را در یادها زنده کند. بمب باران فرودگاه های ایران در 31 شهریور و پیشنهاد اتش بس در روز ششم جنگ تکرار کارهایی بود که اسرائیل در ان جنگ انجام داده بود (24). صدام میگفت عراق به هدف های تعیین شده اش رسیده است و اماده است اگر ایران شرایطش را بپذیرد رو در رو مذاکره کند تا اختلاف ها تمام شود. امام خمینی گفت «صدام حسین دستش را برای صلح دراز کرده اما ما با او صلحی نداریم ما وظیفه داریم از اسلام دفاع کنیم ، کشته شویم و بکشیم به تکلیفمان عمل کرده ایم.» دولت هم رسما پاسخ داد «تا هنگامی که یک سرباز عراقی در قلمرو سرزمین ایران باشد ، ایران حاظر به مذاکره نخواهد شد.تنها شرط قبول اتش بس از نظر ایران این است که دولت عراق نیروهای خود را از خاک ایران بیرون ببرد (25).

 

پانویس


1-      وفیق السامرایی ؛ ویرانی دروازه های شرقی ؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؛ تهران ؛ 1380 ؛ صفحه 56 تا 58

2-      همان

3-      کردزمن،انتونی ؛ درس های جنگ مدرن ؛ مرز و بوم ؛ حسین یکتا ؛ چاپ اول ؛ تهران ؛ 1390 ؛ صفحه 179 تا 180

4-      اکبر هاشمی رفسنجانی ؛ انقلاب در بحران ؛ دفتر نشر معارف انقلاب ؛ تهران : 1388 ؛ صفحه 218 تا 219.

5-      مرتضی منطقی ؛ تحلیل تحولات تاریخ جنگ تبلیغاتی در دفاع مقدس ؛ پژوهشگاه علوم انسانی مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ؛ تهران : 1389 ؛ صفحه 36

6-      حمد عبدالعزیز الکواری ؛ عملکرد شورای امنیت در جنگ عراق و ایران ؛ پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس ؛ محمد علی عسکری ؛ تهران :1389 ؛ صفحه 172.

7-      اکبر هاشمی رفسنجانی ؛ انقلاب در بحران ؛ صفحه 218.

8-      روح الله موسوی خمینی ؛ صحیفه امام ؛ نشر و تنظیم اثار امام خمینی ؛ تهران : 1382 ؛ جلد 13 ؛ صفحه 223.

9-      وودز،کوین ؛ جنگ صدام ، مرز و بوم ؛ داود علمائی کوپایی ؛ چاپ اول ؛ تهران : 1390 ؛ صفحه 75.

10-   محمد درودیان ؛ جنگ بازیابی ثبات ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران : 1379 ؛ صفحه 22 تا 25.

11-   همان.

12-   محمد درودیان و دیگران ؛ خرمشهر در جنگ طولانی ؛ صفحه 220 .

13-   همان ؛ صفحات متعدد.

14-   کنت آرتیمرمن ؛ سوداگری مرگ ؛ رسا ؛ احمد تدین ؛ تهران : 1382 ؛ صفحه 195.

15-   نصرت الله معین وزیری ؛ امیر ارتش جمهوری اسلامی ایران ؛ در مصاحبه با نگارنده ی اطلس مصور جنگ ؛ تهران 1386.

16-   نمونه هایی از این کشمکش ها را ببینید در کتاب مهدی حاجی خداوردی خان ؛ مهران در تحولات جنگ ایران و عراق ؛ تهران : 1389 ؛ صفحه 67 تا 80.

17-   محمد صحرایی ؛ تاریخ ایلام ؛ فاتحان ؛ تهران : 1389 ؛ صفحه 39 تا 43.

18-   همان.

19-   امیر رزاق زاده ؛ اطلس ایلام در جنگ ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران : 1380 ؛ صفحه 88.

20-   مهدی حاجی خداوردی خان ؛ مهران در تحولات جنگ ایران و عراق ؛ صفحه 68 تا 80.

21-   حسین بهزاد ؛ مهتاب خین ؛ خاطرات سردار حسین همدانی ؛ فاتحان ؛ تهران : 1388 ؛ صفحه 99.

22-   سید یعقوب حسینی ؛ ارتش در هشت سال دفاع مقدس ؛ عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران ؛ تهران 1379 ؛ جلد 5؛ صفحه 91 تا 95.

23-   گلعلی بابایی ؛ حسین بهزاد ؛ از الوند تا قراویز ؛ کارنامه تاریخی استان همدان در انقلاب اسلامی و حماسه دفاع مقدس ؛ پژوهشکده علوم و معارف دفاع مقدس ؛ تهران : 1388 ؛ صفحه 623 تا 629.

24-   وفیق السامرائی ؛ ویرانی دروازه های شرقی ؛ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ؛ تهران : 1380 ؛ صفحه 57 تا 58.

25-   ابوالقاسم حبیبی ؛ اطلس خوزستان در جنگ ؛ مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ؛ تهران :1382 ؛ صفحه 21.

 

::. دائره المعارف مصور تاریخ جنگ ایران و عراق؛جعفر شیرنیا

خواندن 3609 دفعه